اطلاعات کلی خبر
عنوان خبر : سور یا سوز
کد خبر : ۳۰۹۳
تعداد بازدید : ۴۲۶
متن کامل خبر

گروه گزارش- سمیرا مولودی عادت کردیم انگار به اینکه حتماً اتفاق دردناکی بیفتد که به خودمان بیاییم. که برای مدتی تکانی بخوریم و احتیاط را چاشنی افکار روزانه‌مان کنیم. غصه‌ای بخوریم و گوشه لبی بگزیم. در اتوبوس و پارک و محل کار و صفحات شخصی دنیای مجازی، یک عکس با چند خط ابراز همدردی بگذاریم و هر از چندگاهی کنترلی داشته باشیم که چند لایک نثارمان کردند و بعد هیچ. . . انگشت اتهام به سوی مقصرین احتمالی و حتمی نشانه می‌رود. مسئولین به خروش می‌آیند و تندتند مسایل را پیگیری می‌کنند. در شوراها غوغا می‌شود و برگه‌های بررسی دست به دست می‌چرخد. هر شهروند تبدیل به تحلیل گری قهار می‌شود و از زوایای مختلف حادثه را موشکافی می‌کند و در جمع دوستان به حد اعلاء ابراز اطلاعات می‌کند؛ آنهم به‌روز. ساختمانی تجاری آتش می‌گیرد در یکی از خیابان‌های پایتخت و فرو می‌ریزد. عده‌ای از آتش نشانان ما زیر آوار می‌مانند و به شهادت می‌رسند. این اتفاق نه تنها ایران را‌، بلکه دنیا را متأثر می‌کند. مردم در شُوک این اتفاق می‌مانند و احساساتشان خدشه‌دار می‌شود. در گوشه دیگری از کشور در جاده نی ریز - سیرجان اتوبوسی واژگون می‌شود و در دره سقوط می‌کند با تعداد زیادی سرباز که برمی گشتند به خانه هایشان؛ اما جان می‌بازند. خانواده‌ها داغدار می‌شوند. یک فروند بالگرد اورژانس برای امدادرسانی اعزام می‌شود به یک حادثه و در نزدیکی دریاچه مهارلو شیراز سقوط می‌کند. تبعات بسیار ناگواری را به دنبال خود در پی دارد این حادثه. باز خانواده هایی داغدار می‌شوند و مردم متأثر و غمگین. محیط بانان بی گناه به دست شکارچیان غیر مجاز به شهادت می‌رسند و به سرعت این خبر غم انگیز پخش می‌شود. همه جا تا مدتی از رشادت و معصومیت این افراد صحبت می‌شود. دختری 6 ساله در ورامین با پدرش می‌رود بستنی بخرد. در راه بازگشت ربوده می‌شود و به او تجاوز می‌شود توسط پسر همسایه‌شان. جسدش در وان حمام سوزانده می‌شود با اسید. قاتل هنوز زنده است و خانواده‌ای داغدار. در سلطان آباد شیراز دختری کشته می‌شود توسط سگ‌ها. در کوچه با برادرش بازی می‌کرده. در این اتفاق ناگوار باز هم خانواده‌ای داغدار می‌شوند و موج اعتراضات مردمی شکل می‌گیرد. سیل می‌آید در استان فارس که از خشکسالی رنج می‌برد ولی این‌بار خانه و زندگی بسیاری از آدم‌ها را آب می‌برد. بی خانمان می‌شوند آدم‌ها. باز هم سِیر همدردی و پروسه اِبراز تأسف تشکیل و طی می‌شود. اینها تنها ذره‌ای بودند از دریای اتفاقات ناگوار همین حوالی. هرچه پیش تر برویم باز هم نمونه زیاد است از این اتفاقات. این وقایع غیر از غم انگیز بودنشان وجه اشتراکی دارند با هم. تألم و درد دیده می‌شود در همه شان. مردم مدتی را متأثر می‌شوند و حرکاتی مثبت نشان می‌دهند از خودشان. تیتر می‌شود این حوادث، برای رسانه‌ها از هر گونه‌ای، نقل محافل رسمی و غیررسمی می‌شود. اما بعد از مدتی فراموش می‌شود همه اینها. افکار آماده می‌شود برای اتفاقات جدید. انگار جا ندارد همه را در خود جای دهد. انگار باید برخی را دور ریخت تا جا باز شود برای یک خبر دیگر. همین مرا می‌ترساند. در شیراز همین چهارشنبه آخر سال گذشته دختری 10ساله یکی از چشمانش را از دست داد. الان دختر 11 ساله است با یک چشم. دو پسر بچه با هم داشتند ترقه دستی می‌ساختند. منفجر می‌شود. می‌میرند. امسال خانواده شان هستند بدون بچه‌هایشان. می‌ترسم؛ می ترسم مردم فراموش کنند این حوادث را. همانند بسیاری حوادث دیگر. هنوز دو ماه نمی‌گذرد از حادثه پلاسکو. کاش مردم سر قول هایشان بمانند. کمپین چهارشنبه بدون حادثه تشکیل داده بودند؛ همین چند روز پیش دیدم. قدیم ترها چهارشنبه آخر سال را مردم آتش روشن می‌کردند که از بین ببرد ناخالصی‌ها را. اما همین ناخالصی زیرکانه وارد این سنت دیرینه شد. تولیدکنندگان بی وجدانی که به خوبی آئین ما را می‌شناسند، بر عکس برخی مردم خودمان؛ سور را تبدیل به سوز کردند و ترقه ساختند برای ما. ما هم خریدیم و راحتی انفجار را ترجیح دادیم به سختی پریدن از روی آتش. در این میان اما هستند افرادی که نه تنها در این شب‌، بلکه در تمام ساعات شبانه روز سال آماده باش هستند برای نجات ما. یکی از تبعات خوب پسا پلاسکو، همراهی مردم بود با این عزیزان. برای اینکه ادامه پیدا کند این همراهی و یادمان بماند، معاون عملیات و معاون آموزش سازمان آتش نشانی شهرداری شیراز دعوت ما را پذیرفتند و در راستای توضیحات تکمیلی به دفتر روزنامه آمدند. وصالی معاون عملیات سازمان می‌گوید: سنت قدیمی از بین رفته است و حوادثی که با آنها روبرو هستیم به نفع کشورهای تولیدکننده مواد محترقه تمام می‌شود. او ادامه می‌دهد: در این شب در حدود 2 میلیارد تومان به طور تقریبی مواد محترقه خریداری و مصرف می‌شود که با بروز حادثه قطعاَ خسارت غیر قابل جبرانی به زیان دیده می‌رسد. وصالی در خصوص آمار حادثه دیدگان سال گذشته چهارشنبه آخر سال اینگونه بیان می‌کند: منازل بسیاری تخریب شد و افراد زیادی مصدوم شدند. فقط آمار سازمان آتش نشانی 40مورد امداد رسانی بود که 7 مصدوم و 2 نفر فوتی داشت. اما آمار دیگر سازمان‌ها نیز به این آمار اضافه می‌شود که کم نیست. معاون عملیات سازمان آتش نشانی می‌گوید: بیشترین استفاده کنندگان از مواد محترقه بین سنین 18 تا 20 سال و 8 تا 13 سال است که آسیب نیز متوجه همین قشر است. او به حادثه پلاسکو اشاره می‌کند و ادامه می‌دهد: پس از پلاسکو مردم اِبراز همدردی زیادی با ما داشتند که جای قدردانی و تشکر دارد. امسال رویکرد سازمان تغییر کرده است و از حالت دفاعی در این شب به حالت آموزش فرهنگی در اجتماعات رسیده ایم. وصالی اظهار می‌دارد: آمار حوادث سالی که گذشت 13 هزار مورد بوده است که امیدوارم سال جدید به حداقل برسد. در این شب اگر هیجان مردم را هدایت نکنیم قطعاً از جای دیگری هدایت شده و به بیراهه می‌رود. معاون عملیات سازمان آتش نشانی تصریح می‌کند: دوستی و نزدیکی هر چه بیشتر والدین با فرزندانشان می‌تواند از بروز حوادث ناگوار بکاهد. عیدی پور معاون آموزش و پیشگیری نیز در این دیدار با اشاره به مدیریت چهارشنبه آخر سال توسط کلیه سازمان‌های آتش‌نشانی کشور می‌گوید: انجمن آتش نشانان داوطلب تشکیل شده است که علاقه مندان با مراجعه به این سازمان می‌توانند به طور رایگان آموزش‌ها را ببینند تا در صورت وقوع حادثه امدادرسانی اولیه را انجام دهند. او ادامه می‌دهد: کمپینی به منظور جلوگیری از حوادث احتمالی در شبکه مجازی تشکیل شده است که به دنبال چهارشنبه‌ای بدون حادثه و آرام فعالیت می‌کند. همچنین 20 تیم 2 نفره با مردم در سطح شهر عکس یادگاری می‌گیرند تا فرهنگ سازی و یادآور چهارشنبه‌ای بدون حادثه باشد. عیدی پور با بیان اینکه مخالف رسم و رسوم ایرانی و شادی در این شب نیستیم اظهار می‌دارد: طرح‌های جایگزین می‌تواند بسیار تأثیر گذار باشد. معاون آموزش با اشاره به آموزش در 400 مدرسه شیراز می‌گوید: از 2 ماه گذشته در بحث آموزش وارد شدیم که در همین راستا آموزش‌ها را در 400 مدرسه انجام دادیم. او در پایان به شهروندان توصیه می‌کند که در مکان‌های شلوغ تجمع نکنند و از روی آتش بلند نپرند و در کنار پرچین و مجاورت درختان آتش‌ روشن نکنند. اشیاء تحت فشار را به هیچ عنوان در آتش نیندازند چون باعث پرتاب ترکش آن می‌شود. من هم می‌خواهم در پایان چیزی بگویم. کاش مردم هنوز بخواهند که زردی خود را به آتش بدهند و سرخی‌اش را بگیرند. کاش هنوز مردم لذت ببرند از صدای شادی. کاش مردم یادشان نرود حوادث تلخ سال گذشته را. و کاش مردم «سور» این شب را ترجیح بدهند به «سوز». کاش پساپلاسکو ادامه‌دار باشد. . .