اطلاعات کلی خبر
عنوان خبر : سرمایه‌گذار کیست؟
کد خبر : ۵۸۴۱۴
تعداد بازدید : ۵۴
متن کامل خبر

فرزاد وثوقی- روزنامه‌نگار: اصل سرمایه‌گذاربودن بر مبنای سرمایه‌داربودن است؛ مگر در موارد خاص که تولیدکننده مخترع و مبدع باشد و به‌واسطه جوان‌گرایی و حمایت از تولید بانک‌ها وارد عمل شوند و بعد از ثبوت توجیه اقتصادی طرح یادشده به پروژه عملیاتی تبدیل شود و خط تولید با اشتغال قابل‌توجه و تعریف‌شده شکل بگیرد. آن هم در شرایطی که نظارت مستقیم بر پروژه حاکم باشد که مبلغ تسهیلات جایی غیر از خط تولید صرف نشود و باعث بدهکاری و بیکاری زودهنگام نشود. از دهه‌های گذشته بعضی بزرگان که ارشاداتی نسبت به تولید داشتند، تأکید می‌کردند که سرمایه‌گذار باید سرمایه اولیه راه‌اندازی طرح و پروژه‌های صنعتی را داشته باشد و در کنار این سهم آورده از تسهیلات بانکی نیز کمک بگیرد... اما در این روزگار هر کسی قدم در راه تولید می‌گذارد مستقیماً به در بانک‌ها می‌رود و انگار باید تمام و کمال هزینه‌های استقرار تولید را از بانک‌ها مطالبه نماید. ریسک سرمایه گذاری بانک‌ها در این عملیات بالاست؛ چراکه بانک‌ها با دارابودن هسته‌های کارشناسی و مطالعه دقیق طرح‌ها به برآورد توجیه اقتصادی طرح‌ها می‌پردازند و در قبال سرمایه گذاری خود از محل منابع داخلی که شکل گرفته از سپرده گذاری و سپرده گذاران است، وثیقه‌های معادل مطالبه می‌کنند تا در صورت شکست طرح، آن هم به دلایل مختلف از جمله سوء مدیریت به جبران بدهی اقدام نمایند. اخبار مختلفی از سوء استفاده‌های اتفاق افتاده از منابع داخلی بانک‌ها در دهه‌های گذشته منتشر شده است. خصوصاً در زمان انتخابات که گروه‌های سیاسی اقدام به انتشار اخبار علیه یکدیگر می‌کنند. اینکه یک عده آقازاده انگشت شمار منابع عظیم بانکی را به نام تولید در اختیار گرفته اند و از بازپس دادن آن سر باز می‌زنند، از جمله این اخبار است. اخباری که حکایت از آن دارد که بانک‌ها حریف این دانه درشت‌های بدهکار نیستند و نمی‌توانند مطالبات خود را وصول کنند. دانه درشت‌های بدهکار بانکی معمولاً سرمایه‌های به دست آورده از محل تسهیلات تولید را که بدون نظارت به آنان اعطا شده بود، در خارج از مرز‌ها سرمایه گذاری کرده اند و این سرمایه گذاری هرچند آنان را ثروتمند کرده، اما کارگروه تولید را به خاک سیاه نشانده است. اینکه حالا قوه قضائیه وارد داستان شده تا به این واحد‌های تولیدی ورشکسته مجالی دوباره بدهد و بانک‌ها تحت فشار قرار گرفته اند، چندان مطلوب به نظر نمی‌رسد؛ چراکه کارخانه‌های بزرگی در فارس وجود داشته اند که با این تنفس مصنوعی هم به دلیل فرسودگی و امکان جابه‌جایی، امکان احیا ندارند و از طرفی به شایعات ورشکستگی بانک‌ها دامن می‌زند؛ بانک‌هایی که اگر اعلام ورشکستگی کنند شاید با یک جریان امنیتی بزرگ طرف شویم و باقی قضایا. کار بانک‌ها به پرداخت این تسهیلات خلاصه نمی‌شود و در سنوات گذشته شاهد بودیم دامنه فساد در شبکه بانکی نیز نفوذ کرده بود و داستان اختلاس در شبکه بانکی تیتر‌های بزرگ اخبار را به خود اختصاص داده بود. هرچند حالا و به هر دلیل این اخبار منتشر نمی‌شود، اما هستند بانک‌هایی که همچنان در قوه قضائیه دارای پرونده هستند و داستان رسیدگی به آنها ادامه دار است. حالا بانک کشاورزی، بانک صنعت و معدن، بانک تجارت، بانک کارآفرین، بانک اقتصاد نوین، بانک رفاه کارگران و بانک مسکن در حوزه‌های تخصصی خود که به عنوان مثال نام برده می‌شوند، در عملیات خاص خود توفیقات چندانی ندارند. به طور مثال بانک مسکن باید عملیات ساخت و واگذاری مسکن را تحت نظارت قرار دهد. یا صنعتگران باید به بانک‌های تخصصی خود مراجعه و مشکلات را مرتفع نمایند. از طرفی کار و تولید باید مؤید عملیات بانکی باشند و چنان رونقی در کار باشد که بانک‌های تخصصی متکی به عملیات تولید و صادرات باشند؛ نه اینکه تولید وابسته به منابع بانکی شود. بانک‌های بزرگ و قوی اصولاً متکی به تیم‌های قوی و تخصصی اجرایی خود در بیرون از شبکه بانکی هستند. بانک‌ها باید گاوصندوق‌های بزرگ و مطمئنی برای کشاورزی و تولید کارخانجات باشند. ضعف در امور جاری و ساری است و هیچ کار تخصصی در کشور اتفاق نمی‌افتد. به طور مثال منابع بانک رفاه کارگران در جایی غیر از رفاه کارگران صرف می‌شود و کارگزاران مربوطه، تا آنجا پیش می‌روند تا نام این بانک را به بانک رفاه بانک همه تغییر دهند و با این رویکرد ناعادلانه حقوق کارگران را تضییع کنند. هرچند تغییر نام محقق نشد اما منابع به تاراج رفته همچنان بازگشتی نداشته و خط فقر همچنان خودنمایی می‌کند. باید دید منابع اصلی بانک رفاه کارگران از آن کیست یا منابع اصلی و شکل دهنده بانک کشاورزی متعلق به چه کسی است؟ بانک تجارت را چه کسانی و بانک صادرات را چه کسانی و با چه نیتی تأسیس کرده اند؟ بانک مسکن با چه نیتی تأسیس شده و حالا چه کاربردی دارد؟ خروج از ریل اصلی و هدف گذاری شده خسارت‌های جبران ناپذیری به بار آورده و کاربرد هرکدام از بانک‌ها را مختل نموده است. ما حتی برای پیشبرد امور اقدام به تأسیس بانک گردشگری کردیم اما خسارت‌های وارده به صنعت گردشگری همچنان به پرسشی بزرگ تبدیل شده که جبران آن شدنی نیست. باید دید چرا از مسیر اصلی خارج شده ایم و چرا صنایعی که از گذشته وجود داشته اند و برند‌های جهانی محسوب می‌شدند، نوسازی نشده و فرسودگی و بدهکاری باعث تعطیلی آنان شد؟ ما در تجارب گذشته خود سرمایه گذار و پایه گذار بانک داشتیم که به دلایل سیاسی و آشفتگی نظام اقتصادی آنان را متواری کردیم؛ هرچند جانشین اصلحی برای این مدیران بزرگ اقتصادی منصوب نکردیم. حالا بانک‌ها به چشمه‌هایی شباهت دارند که بر اثر خشک‌سالی تولید و سرمایه گذاری در حال قهر با اقتصاد هستند. طبیعت اقتصاد نیازمند سرمایه گذار است نه منابع بانکی.