[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۸۰۱
  • دوره جدید

رهایی از مجاز با کافه نوستالژیک، روزنامه شیراز نوین

گریزی به برنامه‌های کودک تلویزیون در دهه شصت

رهایی از مجاز با کافه نوستالژیک

(قسمت دوم)

شیرازنوین- سعید رضا امیر آبادی

amirabadi_shznvn@yahoo.com

نوستالژیک شدن حس عجیبی است. با دمیدن این حس در کالبد انسان، غم شیرینی سراپای وجودت را فرامی‌گیرد و در حالی که لبخند کمرنگی به لب داری، افسوس ایام گذشته را می‌خوری. ایام دهه شصت؛ چه روزگار عجیب و فانتزی‌مآبانه‌ای. اگرچه تصویر آن روزها هر روز در ذهنمان کمرنگ شده و بیشتر رنگ می‌بازد، اما مضامین زیادی از آن دوران همچنان در مخیله‌مان جا خوش کرده‌اند و با هر بهانه‌ای، زمینه‌های نوستالژیک شدن را پدید می‌آورند. نزدیک به سه دهه پیش هنوز گستره آپارتمان‌ها حجم غالب شهری را اشغال نکرده بودند و خانه‌های حیاط‌دار بسیاری در سطح شهر دیده می‌شد. گوشه حیاط‌ها دوچرخه‌ای رها شده بود و کودکی خردسال در تلاش بود به همراه برادر بزرگتر خود، از درخت توت سیاه حیاط بالا بروند و از شاخه‌هایی که نزدیک آسمان بودند، میوه‌های آبدارتر بچینند. مادر و مادربزرگ هم با نگاه‌های پرمهر خود، آنها را نظاره می‌کردند و در نگاهشان، دعایی ابدی برای خوشبختی کودک وجود داشت. این سکانس زیبا ادامه داشت تا آنکه خواهر به برادرانش رسیدن ساعت پنج عصر را گوشزد می‌کرد. او به آرامی، توری زیبایی را که بر سر تلویزیون چوبی مبله قرار داشت، کنار می‌زد و از بچه‌ها می‌خواست از صفحه نمایش فاصله بگیرند. مجری زن مهربان با گشاده‌رویی از بچه‌ها احوال‌پرسی می‌کرد و مادر، با ظرفی از انار دانه شده که مادربزرگ مدت زیادی را صرف تهیه کردن آن کرده بود، از کودکان پذیرایی می‌کرد. چه روزگار شاد و شیرین و دلچسبی. اولین برنامه کودک، هاکلبری فین بود. او ما را با خود به کرانه‌های رود می‌سی‌سی‌پی می‌برد؛ جایی که  هنوز برده‌داری در جریان است و هاک با پدر دائم‌الخمرش مجادله دارد. کارتون، نشانی از سکانس‌های خوشایند و مهرورزی نداشت، اما به مخاطبانش می‌آموخت که هریک از دستاوردهای زندگی با سعی و کوشش و مبارزه به دست می‌آیند. این داستان به بن‌مایه‌هایی از اضطراب و ماجراجویی مجهز شده بود و برای دقایقی، همه دقت کودکان را معطوف به خود می‌کرد. پس از عبور از تیتراژ پایانی، همان مجری خوشرو به میان ما بازمی‌گشت و با کلام و گویشی که بر تن و جان کودکان می‌نشست، نکات مثبت اخلاقی را متذکر می‌شد. پس از آن، نوبت ای کیوسان بود تا ما را به معابد چشم‌نواز آسیای دور ببرد. راهبه باهوشی که درس اندیشیدن و ساختارشکنی را به آموخت و از مخاطبانش می‌خواست اسیر قالب‌های روزمره نشوند و همواره درصدد یافتن راهکارهای جدید برای پیشرفت در زندگی باشند. از همه اینها گذشته، به داستان‌های شگفت‌انگیز پینوکیو می‌رسیم. قصه‌ای که همانند یک دایره‌المعارف داستانی دربردارنده مؤلفه‌های ماجراجویی، طنز و اخلاق‌مداری بود و در هر قسمت، با محتوای پربار خود مخاطبان را به وجد می‌‌آورد. پینوکیو از معدود کارتون‌های جذابی است که با گذشت سه دهه، همچنان برای کودکان شاد و مفرح و جذاب است و بازآفرینی آن در سال‌های اخیر، همانند گذشته موفقیت‌آمیز و گیرا از آب درنیامده است. قسمت زیادی از موفقیت این مجموعه، به دلیل تبحر صداپیشگان آن بود که با تسلط بی‌همتایی که بر فن دوبله داشتند، تماشاگران را تا قسمت‌های متمادی به دنبال خود می‌کشیدند. با نگاهی گذرا درمی‌یابیم برنامه‌های تلویزیون و بازی‌های پرجنب‌وجوش کودکانه در دهه شصت، ترکیب کاملی ایجاد کرده بودند. پویانمایی‌های جعبه جادویی قوه تخیل و خیال‌‌پردازی کودکان را بسط میداد و فعالیت‌های حیاط و کوچه و خیابان از آنها انسان‌هایی شاد، سرزنده و پرجنب‌وجوش می‌ساخت. بارزترین تفاوت کودکان دهه شصت با همتایان معاصر، در میزان افسردگی آنان خلاصه می‌شود. کودکانی که در پارک و منزل و فضاهای عمومی در زندان‌های چند اینچی اسیر شده و نشانی از جوش و خروش کودکانه در صور ماهوی خود ندارند. شاید کافه نوستالژیکی که از برنامه‌های کودک دهه شصت برگرفته شده، فرصت مناسبی برای تلنگری به کودکان دهه شصت و پدران و مادران دهه نود باشد که برای فرزندان خود وقت بیشتری صرف کنند و آنها را در ورطه مجاز رها نکنند؛ مجازی که عصیانگری را به صورت زیرپوستی پیشه کرده است. 

ممول و دختر مهربون   

یکی دیگر از ده‌ها کارتون نوستالژیک بچه‌های دهه شصت، کارتون زیبا و جذاب سرزمین کوچولوها یا ممول است که در دهه شصت، از سیما پخش شد. نام اصلی این کارتون در واقع «کلاه به سر کوچولو» است که ترجمه ژاپنی نام کارتون است. شخصیت اصلی و نوستالژیک داستان یعنی ممول، با دختر مهربان و زیبایی آشنا می‌شود که البته در بستر بیماری است و مدتی وقت خود را با او سپری می‌کند. دختر مهربون در داستان اصلی کارتون، به نام Mariel شناخته می‌شود که در واقع، دختری مهربون است. دختر مهربون به دلیل بیماری که دارد، مجبور است همواره داخل خانه بماند. در این داستان، ممول با حیوانات هم آشنا می‌‌شود. ممول، با تکنیک انیمیشن دوبعدی یا سل ساخته شده است. این کارتون در 48قسمت ساخته شد که بیشتر بخش‌های آن در اواخر دهه شصت و اوایل دهه هفتاد پخش شد. یادش بخیر... 

بل و سباستین  

یک سگ سفید بزرگ وفادار در کنار پسری بازیگوش و مهربان به نام سباستین، یادآور کارتون خاطره‌انگیزی برای کودکان دهه شصت ایران است که تیتراژ نوستالژیکش، همواره در اذهان کودکان دیروز باقی مانده است. کارتون خاطره‌انگیز بل و سباستین در اوایل دهه هشتاد میلادی توسط کارخانه انیمیشن‌سازی ژاپنی‌ها ساخته شد و پس از آن در کشورهای مختلف جهان از جمله ایران، به نمایش درآمد. سباستین به خاطر این سگ که مورد حمایت خانواده‌اش هم نیست، مجبور به ترک آنها می‌شود و به همراه سگ کوچولویش به نام پوچی که همواره در کنار بل و سباستین پرسه می‌زند و برای کارتون‌بازها، یادآور سگ پرین نیز هست، سفر پرماجرایی را آغاز می‌کنند. سباستین هفت ساله، در این کارتون خاطره‌انگیز و پرماجرا، مانند پرین در باخانمان، به دنبال مادرش است. سباستین از زمان بچگی، با پدربزرگ ناتنی خود به نام سیسیل زندگی می‌کند و مادربزرگش ان ماری، همانند چوبین به دنبال گمشده عاطفی‌اش است. 

زبل‌خان اینجا، زبل‌خان اونجا، زبل‌خان همه‌جا!  

همه زبل‌خان رو می‌شناسن، همیشه پُرهیجان، بدون آرام و قرار، زبل‌خان اینجا، زبل‌خان اونجا، زبل‌خان همه‌جا... زبل‌خان کافیه فقط دستشو دراز کنه تا یه حیوون وحشی رو بگیره... وای آقای کارگردان، این شیر اینجا چیکار می‌کنه؟؟! این جمله معروفی است که در ابتدای کارتون نوستالژیک زبل‌خان می‌شنیدیم... . زبل‌خان، شکارچی ماهری است اما در هنگام شکار موجوداتی که به دنبال آنهاست، همواره با مشکلاتی دست‌وپنجه نرم می‌کند که عطای شکار حیوان را به لقایش می‌بخشاید. ما همواره زبل‌خان را در حال فرار از دست حیوانی که می‌خواهد شکار کند، می‌بینیم. حیوانات، همواره به دنبال زبل‌خان هستند تا بلایی بر سر این شکارچی دوست‌داشتنی ما بیاورند. این میمون شیطون و بازیگوش را که در هر قسمت، مزاحم شکار زبل‌خان می‌شود که یادتونه! اون میمون، همیشه برای زبل‌خان دردسرآفرین است و مانع شکارهای خارق‌العاده جناب زبل‌خان می‌شود! اما در برخی قسمت‌ها، همین میمون بازیگوش، باعث نجات زبل‌خان از دست حیوانات مختلف می‌شود. مجموعه کارتون یکه بین سال‌های 1977 تا 1980 ساخته شد، یکی از به‌یادماندنی‌ترین کارتون‌هایی است که تاکنون دیده‌ایم.
چوبین و برونکا

چوبین را خیلی از بچه‌های دهه شصتی به یاد دارند. شخصیت کارتونی کوچک و دوست داشتنی اما زیرک و باهوش و خلاق و فعال که تلاش می‌کرد با نیروهای شیطانی که از عوامل برونکا بود، ستیز کند و معمولاً هم در این نبردها پیروز بود. چوبین یک شخصیت کارتونی از کارخانه انیمیشن‌سازی ژاپنی‌ها است که همانند صدها شخصیت کارتونی دیگر، برای ما ایرانی‌ها بسیار شناخته شده و نوستالژیک است. یک خرس خنگول، یک خرگوش بازیگوش، یک پروانه و قورباغه‌ای که همواره بچه‌اش بالای سرش قرار دارد، همه و همه شخصیت‌های دوست‌داشتنی این کارتون هستند که در مواقع لزوم، به کمک چوبین می‌آیند تا با نیروهای اهریمنی برونکا نبرد کند. داستانی جذاب در کنار دوبله زیبا و خاطره‌انگیز و روایت جدال خیر و شر در این کارتون، خیلی‌ها را پای این مجموعه کارتونی میخکوب می‌کرد. این کارتون، تلفیقی از افسانه و داستان‌های علمی و تخیلی است و برخلاف برخی کارتون‌های خانوادگی، ماجراجویی و صامتی که دیده‌ایم، شاهد دعوا و گلوله و اسلحه و مسائلی از این دست هستیم که نمونه زیادی در کارتون‌های ژاپنی نداشت. این مجموعه در 26قسمت ساخته شد که بیشتر قسمت‌های آن، از شبکه‌های سیما پخش شد. در این کارتون متوجه می‌شویم این موجود کوچک اما جالب، دشمنی به نام برونکا دارد که هیبت و ساختاری وحشتناک و ترس‌آور دارد. چوبین در ستاره درخشان زندگی می‌کند، اما برونکا و عوامل اهریمنی او همه تلاش خود را بسیج کرده‌اند تا چوبین را از این سیاره خارج کنند. گویا مادر چوبین هم در چنگال این هیولا اسیر شده است و چوبین هم به زمین آمده است تا به مادر خود کمک کند. دست‌بند جادویی چوبین، همواره قدرت فوق‌العاده‌ای به او می‌دهد و او را در مقابل حملات نیروهای اهریمنی برونکا حفظ می‌کند. برونکا، همواره ماشین‌های عجیب و غریب و ترسناکی را برای مقابله با چوبین ارسال می‌کند، اما هیچ‌گاه نمی‌تواند دربرابر قدرت دست‌بند چوبین مقابله کند. چوبین در نهایت، با قدرت سنگ درخشان می‌تواند محل مخفیگاه برونکاه را شناسایی و به صورت تک به تک با این هیولا مقابله کرده و مادرش را با یک سفینه به ستاره خورشید تابان برگرداند.

جیمبووووو 

کارتون جیمبو، جت سریع‌السیر، نام یکی دیگر از کارتون‌های نوستالژیک دهه شصت است که یادآور هواپیمای کوچک جذابی است که همواره برای کمک به افراد مختلف، مأموریت‌هایی را در داستان جذابش انجام می‌دهد.جیمبو هواپیمای کوچک قرمز و زردرنگی است که همراه بقیه دوستانش در فرودگاهی زندگی می‌کند. جیمبو اگرچه جثه کوچکی دارد؛ همیشه برای کمک کردن به دوستان و اطرافیانش در مواقع بحرانی آماده است. جیمبو در این کارتون، از همه دوستانش کوچک‌تر است؛ اما زمان‌هایی که به کمک نیاز است، حتی در شرایط بارانی هم جیمبو پرتوان می‌تواند بهترین خدمات را ارائه کند. در قسمت نخست داستان، می‌بینیم چطور جیمبو در یک کارخانه تولید هواپیماسازی متولد می‌شود، جایی که تکنسین‌ها و مهندسان پرواز، به جای سانتی‌متر از اینچ استفاده می‌کنند و سبب تولید نصف یک جت می‌شود. کارتون جیمبو، در زمره تنها کارتونی بود که شاهد استفاده از هواپیما به عنوان یک شخصیت کارتونی هستیم و این شخصیت را نمی‌توان به انسان یا حیوان نسبت داد و مانند برتاه، ماشین همه‌کاره، کودکان در این داستان تا حدودی با صنعت هوایی و فناوری آشنا می‌شوند که خلاقیت شخصیت‌پردازی جالب طراحان انگلیسی را بازگو می‌کند. از شخصیت جیمبو، اسباب‌بازی‌های مختلفی نیز سراسر دنیا ساخته شده است.

گوریل انگوری و بیگلی‌بیگلی    

بعضی‌ها، دهه شصت را با موشک‌باران‌ها و اوشین و گوریل انگوری به یاد دارند و می‌شناسند. اهمیت این کارتون به قدری زیاد است که هروقت این کارتون نوستالژیک از تلویزیون پخش می‌شود، کودک و بزرگ را به سمت تلویزیون می‌کشاند. گوریل صورتی 15متری، با آنکه خیلی بزرگ و سنگین وزن است، می‌تواند روی سقف یک ماشین کوچک بنشیند و راننده‌اش با سرعت بالا، مأموریت‌های مختلفی را انجام دهد و به سراسر جهان سفر کند. دوبله فوق‌العاده عالی این مجموعه کارتون نوستالژیک، یکی از دلایل موفقیت بی‌چون و چرای این کارتون در سه دهه اخیر بوده است. کاراکتر انگوری به لحاظ جسمی بی‌نهایت قوی و به لحاظ ذهنی کاملاً ساده و کودک بود و در مقابل، بیگلی بیگلی باوجود آن جثه ریز، مغز متفکر این گروه دو نفره به حساب می‌آمد. در تمام اتفاقات روی داده در این مجموعه و طی رویارویی این زوج با مشکلات بامزه مختلف، بیگلی‌بیگلی رهبری ذهنی عملیات را به عهده داشت و انگوری با توانایی فیزیکی شگفت‌آور، به‌راحتی ایده‌های یارش را عملی می‌کرد. همین فرمول ساده و مبتنی بر رفاقت دو موجودِ از هر لحاظ متناقض، این کارتون را به یکی از محبوب‌ترین‌های تاریخ تلویزیون در سراسر دنیا بدل کرد. درست در همان زمان پخش موفقیت‌آمیز این مجموعه در آمریکای شمالی، تلویزیون وقت ایران نیز گوریل‌انگوری را خریداری کرد.

گالیور همراه با لی‌لی پوتی‌ها    

کارتون سفرهای گالیور، یکی از جالب‌ترین و خاطره‌انگیزترین کارتون‌های کودکان دهه شصت است که هر بار از شبکه‌های سیما پخش می‌شود، مخاطبان زیادی را به خود جلب می‌کند. شاید یکی از علل محبوبیت این انیمیشن و محبوبیت کاراکتر گالیور، به دلیل حس قهرمان‌پروری بود که در این سریال وجود داشت، چرا که در آن فردی به کمک کوتوله‌ها می‌رود و سعی می‌کند از آن‌ها در قبال اتفاقات بد جلوگیری و در حفظ سرزمینشان به آن‌ها کمک کند. کوچک بودن ساکنان لی‌لی‌پوت، حس بی‌گناهی را در آن‌ها ایجاد می‌کرد، به‌گونه‌ای که مخاطب دوست داشت در هر شرایطی به آن‌ها کمک کند. خلاقیتی که کارتون در ارائه شخصیت‌های مختلف جالب و عجیب و غریب برای کودکان ایجاد می‌کند و آنها را در موقعیت‌های مختلفی قرار می‌دهد، برای کودک و ذهن جست‌وجو گر او، جالب است، حتی اگر کارتون با انیمیشن ضعیف همراه شود. داستان این مجموعه از این قرار است که گالیور در جست‌وجوی پدر است و در این مسیر دریایی، کشتی آن‌ها با مشکلی روبه‌رو می‌شود و به شهری می‌رسند به نام لی‌لی‌پوت. ساکنان این شهر عجیب، فقط چند سانتی‌متر قد دارند و به همین دلیل، حضور مهمان ناخوانده، با ترس آنها روبه‌رو می‌شود. اما بعد، تبدیل به دوستان خوبی می‌شوند که به کمک آنها می‌رود. گالیور، مدتی در سرزمین لی‌لی‌پوت‌ها می‌ماند. لی‌لی‌پوت‌ها سال‌هاست بر سر شکستن تخم‌مرغ از سر یا ته، با یکی از کشورهای همسایه اختلاف و جنگ دارند. پادشاه لی‌لی‌پوت‌ها تصمیم می‌گیرد در جنگی با کمک گالیور، مملکت همسایه را شکست بدهد و چون گالیور مخالفت می‌کند، پادشاه دستور کور کردن او را می‌دهد. گالیور می‌گریزد و خود را به مملکت همسایه می‌رساند و با کمک این مردم، کشتی‌ای می‌سازد و از راه دریا فرار می‌کند.

بارباپاپا     

برای میلیون‌ها ایرانی، مجموعه کارتونی جذاب و زیبای بارباپاپا را باید یکی از جذاب‌ترین مجموعه‌های تلویزیونی در دهه شصت دانست که با استقبال گسترده مخاطبان نیز مواجه شد. این کارتون خاطره‌انگیز، شخصیت‌های کارتونی جالبی را به تصویر می‌کشید که می‌توانستند بر اساس موقعیت‌های مختلف، تغییر شکل و ماهیت داده و برای حل مشکلی اقدام کنند. به عنوان کارتون‌های کوتاه 5دقیقه‌ای، داستان‌های بارباپاپا از طریق تلویزیون مخاطبان گسترده‌تری را کسب کرد. همچنین، نسخه انیمیشن آن ساخته شد. هم کارتون‌ها و هم انیمیشن‌ها گاهی اوقات نگرانی‌هایی را درباره محیط زیست نشان می‌دهند و شامل پیام‌های محیط زیستی هستند. توجه به محیط زیست و احترام به آن، موضوعی است که به عنوان پیام‌های اخلاقی خانواده بارباپاپا به کودکان منتقل می‌شود. بارباپاپا یک موجود عنبه شکل، حباب شکل و صورتی رنگ است که در حال تغییر شکل است و با اتفاقی روی دنیای انسانی برخورد می‌کند و سعی می‌کند خودش را با آن وفق دهد.

می‌تی‌کومان و زمبه    

این علامت مأمور مخصوص حاکم بزرگ، می‌تی کومان است. احترام بگذارید! در این کارتون، با شخصیت‌های دوست‌داشتنی جالبی همراه هستیم که تقریباً در هر قسمت حضور دارند. سگارو، زمبه، کاکرو، تسوکه و مأمور مخصوص حاکم بزرگ، می‌تی کومان. در این کارتون، میتی‌کومان، مأمور مخصوص حاکم بزرگ را می‌بینیم که در هر قسمت، به همراه همراهان خاطره‌انگیزش، به شهرهای مختلف سفر می‌کند و به بازرسی از روند حکمرانی حاکمان مختلف می‌پردازد. وی این کار را ناشناس انجام می‌دهد، اما بعضی وقت‌ها برای مقابله با افراد شرور، مجبور به اعلام خود به عنوان مأمور مخصوص حاکم بزرگ کشور ژاپن است که همیشه علامتی را به عنوان سمبل حاکم بزرگ، ارائه می‌کند و آن نیز در دست کایکوی مهربان و شمشیرزن قهار است. می‌تی کومان، به طور ناشناس و کاملاً ساده به همراه دو محافظ دلیرش، تسوکه و کایکو، شهر به شهر سفر کرده و حاکمان زورگو را به حکم حاکم بزرگ توبیخ می‌کند. «تسوکه»، جوانی باهوش، یکی از محافظان میتی‌کومان است که مهارت خاصی در شمشیرزنی دارد. در پایان هر قسمت، او «علامت مأمور مخصوص حاکم بزرگ» را نشان می‌دهد. «کایکو»، محافظ مهربان و قدرتمند میتی‌کومان با بستن «دستمال قدرت» نیروی ویژه‌ای می‌یابد. «سگارو» پسری بازیگوش و کنجکاو است که با «زُمبه»، سگ باهوش اما تنبلش در همان ابتدای داستان با این سه نفر همراه می‌شوند. زمبه در حالی که دیگران انتظارش را ندارند به کمک بقیه می‌آید. در طول داستان، دو دختر نیز به ترتیب وارد گروه شده و در بعضی قسمت‌ها آن‌ها را همراهی می‌کنند.

از پینوکیو تا پدر ژپتو    

پینوکیو با پدر نجار فقیرش، پدر ژپتو زندگی می‌کند و همواره داستان‌های مختلفی را خلق می‌کند که جالب توجه است. اکنون برای کودکان ایتالیا، پینوکیو به عنوان سمبل ادبیات کودکان در ایتالیا، در کتاب‌های درسی قرار دارد و پارک بزرگی به نام همین شخصیت کارتونی در این کشور نام‌گذاری شده است که مملو از آدمک‌های چوبی پینوکیو است. پیام‌های اخلاقی که توسط این کارتون به کودکان منتقل می‌شد، جالب توجه است. پدر ژپتو که در واقع فرزندی ندارد، نجار زبردستی است که عروسکی چوبی درست می‌کند تا به عنوان فرزندش در نظر بگیرد. فرشته‌ای که ما از آن به عنوان فرشته مهربان یاد می‌کنیم، آرزوی پیرمرد را به حقیقت تبدیل می‌کند، عروسک چوبی پیرمرد را زنده می‌کند و پینوکیو شروع به راه رفتن و حرف زدن می‌کند! پینوکیو با پدر ژپتو زندگی می‌کند و پدر ژپتو او را به مدرسه می‌فرستد. اما پینوکیو در راه مدرسه، با روباه مکار و گربه نره آشنا می‌شود و به تماشای خیمه‌شب‌بازی می‌رود. آنجا روباه مکار، پینوکیو را به صاحب خیمه‌شب‌بازی می‌فروشد. پینوکیو که مظهر سادگی است، همیشه به حرف‌های آن‌ها گوش می‌دهد. اما معمولاً در برابر افراد دیگر مجبور به پاسخگویی شده و دروغ می‌گوید و هر بار که دروغ می‌گوید، دماغش بزرگ می‌شود و فرشته مهربون که نمادی از وجدان آزاد و صادق است، به کمک او می‌آید و از پرندگان خود می‌خواهد دماغ بزرگ پینوکیو را کوچک کنند تا این پسر، راه راست و صداقت را در پیش بگیرد. 

لوسی‌می و آقای پتی‌بل!    

کارتون نوستالژیک مهاجران، یکی از دیگر از کارتون‌های خاطره‌انگیز دهه شصت است که خاطرات جالبی با شخصیت‌های کارتونی مشهورش همچون آقای پتی‌بل و دختری به نام لوسی، برای کودکان دیروز تداعی می‌کند. کارتون «مهاجران» را باید یکی از خاطره‌انگیزترین و جالب‌ترین کارتون‌های دهه شصت دانست که همواره با استقبال مخاطبان کودک ایرانی در آن دوران مواجه شد. این بار روایت دیگری از خانواده‌ای که به استرالیا سفر می‌کنند. کارتونی که تا حدودی یادآور سفر پرماجرای دکتر ارنست و خانواده‌اش به جزیره‌ای دورافتاده در دنیاست که ماجراهای مختلفی را سبب می‌شود. کارتون مهاجران نیز نگاهی دارد به زندگی خانواده‌ای که قصد دارند از انگلیس به استرالیا، سرزمین کانگوروها، سفر کنند و در این راه، با رویدادهای مختلفی مواجه می‌شوند. اگر یادتان باشد، خانواده لوسی‌می همسایه‌ای داشتند به اسم آقای پتی‌بل که زیادی خودخواه بود و مثلاً آدم منفی ماجرا حساب می‌شد و سگ آقای پتی‌بل هم که جای خودش را داشت و تا مدت‌ها اسمش سر زبان‌ها بود. لوسی، دختربچه مهربان و باهوش و فداکاری است که در این مجموعه، نشانگر دختری حامی و سختکوش است که همواره با کلاه سفید و لباس قرمزرنگ زیبایی، در صحنه‌های مختلف در کنار خانواده و خواهرش کلارا است. این کارتون، پیام‌های آموزنده زیادی دارد که می‌توان به حس کمک کردن، نوع‌دوستی و مهربانی با حیوانات و حفاظت از محیط زیست اشاره کرد. 

تن‌تن و میلو    

کارتون ماجراهای تن‌تن، در واقع روایتی داستانی است از یک خبرنگار فعال و جسور که تلاش می‌کند به همراه سگ وفادارش، میلو، به دنبال یافتن معماهای پیچیده باشند و در این راه، دوستان زیادی پیدا می‌کند. اگرچه شبکه‌های سیما خیلی به این کارتون نپرداختند، اما در همه دهه‌ها، توسط کاست‌های ویدئویی وی اچ اس، مانند کارتون‌هایی چون زیبای خفته و سیندرلا، توسط مخاطبان کارتون خریداری می‌شد. استیون اسپیلبرگ در سال 2011 میلادی، فیلمی از این کارتون به‌یادماندنی ساخت که بیش از 270میلیون دلار فروش جهانی را به ارمغان آورد. البته این فیلم به دلیل ارائه مفاهیم نژادپرستانه و فردیت‌گرایی، با انتقادهای زیادی همراه شد.تن‌تن و میلو درباره اتفاقاتی است که برای یک خبرنگار کنجکاو و زیرک و سگش میلو می‌افتد. وی در این ماجراها ضمن حل معماهای پیچیده، دوستانی نیز پیدا می‌کند که در قسمت‌های مختلف به داد تن‌تن می‌رسند. دوست همیشه همراه تن‌تن در این ماجرا ناخدا هادوک است که پس از آشنایی با تن‌تن، تقریباً در تمام ماجراها همراه تن‌تن بوده است. او خبرنگاری زیرک و مکار و جوان بلژیکی است که در یک‌سری ماجراهای جذاب و خطرناک قرار می‌گیرد.

هزاران فرسنگ زیر دریا    

20000فرسنگ زیر دریا، انیمیشنی است به کارگردانی اسکات همینگ و فیلم‌نامه‌نویسی کریستی مارکس. این کارتون محصول 2002 کشور آمریکا است. از این کارتون، سریال‌ها، فیلم‌ها و حتی مجموعه‌های کارتونی مختلفی ساخته و پخش شده که چند مورد از آن، تاکنون از شبکه‌های سیما نیز پخش شده است. خلاصه کارتون که در بخش‌های مختلف برای کودکان دهه شصت از شبکه دو بارها پخش شد، به این قرار است که برنادت با دکتر «پییر آروناکس» و عمویش همراه می‌شود تا با یک کشتی نیروی دریایی، موجود غول‌پیکری را که عامل غرق‌شدن کشتی‌هاست، نابود کنند. برنادت برای اینکه در کشتی نزد آن‌ها باقی بماند، خود را به شکل پسری ملوان درمی‌آورد. آن‌ها در یک سانحه به دریا سقوط می‌کنند؛ اما زیردریایی «ناتیلوس» متعلق به کاپیتان «نیمو» قهرمان داستان ژول ورن، آن‌ها را نجات می‌دهد.

میشا و دهکده حیوانات    

کارتون دهکده حیوانات، یکی از کارتون‌های نوستالژیک دهه شصت است که بسیاری با آن خاطر دارند. میشا و ناتاشا، از جمله شخصیت‌های مشهور این مجموعه کارتونی بود که سمبل المپیک مسکو در سال 1980 نیز به شمار می‌آمدند. کارتون «دهکده حیوانات» توسط کمپانی نیپون در 26قسمت تهیه شده بود که بارها از شبکه‌های سیما پخش شد. میشا و ناتاشا در این کارتون، رفتار خوبی باهم داشتند و همواره، برخورد مطلوب آنها با دیگران نیز پیام‌های اخلاقی خوبی برای مخاطبان کودک این کارتون نوستالژیک داشت. دهکده حیوانات، در جریان داستان طنزگونه و جذابش، پیام‌های اخلاقی خوبی را به مخاطب ارائه می‌داد که جالب توجه بود. صبوری، کمک و مشارکت، کار تیمی و همچنین ادب و نزاکت، موضوعی بود که در دهه شصت، در کارتون‌های ژاپنی‌ها به ویژه کمپانی نیپون، مشاهده می‌شد. موضوعی که در کارتون‌های امروزی، خیلی به آن توجه نمی‌شود.

خاله‌ریزه و قاشق سحرآمیز   

کارتون نوستالژیک و جذاب خاله‌ریزه و قاشق سحرآمیز، یکی از دیگر از کارتون‌های خاطره‌انگیز کودکان نسل دیروز است که یادآور پیرزنی ماجراجوست است که با قاشق سحرآمیزش، داستان‌های جالبی برای کودکان رقم می‌زند. پیرزن دوست‌داشتنی و جالب را که ما با نام خاله‌ریزه می‌شناسیم، در 120قسمتی که ژاپنی‌ها آن را در اوایل دهه هشتاد میلادی طراحی و تولید کردند، روایت‌گر قصه‌های کوتاهی است که برای مخاطبان خردسالش، آموزنده و جذاب است. در عین حال، دارای پیام‌های جالبی است که ذهن کودکان را خسته نمی‌کند و با افکت‌های جالب و رنگارنگ، خلاقیت تصویری را به ذهن کودکان می‌آورد. خاله‌ریزه با شوهر نقاشش، در کلبه‌ای بیرون شهر زندگی می‌کنند. خاله‌ریزه دارای یک راز مهم است که هیچ‌کس از آن خبر ندارد و آن این است که این خانم مسن، بعضی وقت‌ها کوچک می‌شود و کسی از این کوچک‌شدن خبر ندارد. خاله‌ریزه همواره در موقعیت‌های پیچیده و سخت قرار می‌گیرد، اما با صبوری و پیداکردن راه‌حل، از این مشکلات سربلند بیرون می‌آید. خاله‌ریزه به محض آنکه کوچک می‌شود، می‌تواند با حیوانات مختلف ارتباط برقرار کند و این فرصت خوبی برای وی برای حل مشکلات حیوانات در طول داستان است. پی‌بردن به ماجراهای جالب و شگفت‌انگیز جنگل اطراف خانه خاله‌ریزه، روایتگر هر بخش از این کارتون نوستالژیک و جذاب است و سبب می‌شود خاله‌ریزه داستان ما، با خانواده‌های مختلف حیوانات آشنا شود. ما در این کارتون با دختری به نام لی‌لی آشنا می‌شویم که از راز خاله‌ریزه خبر دارد. خاله‌ریزه در این کارتون تخیلی جالب، احترام به دیگران و تحمل و صبر در برابر مشکلات را به مخاطبان خردسالش در قالب داستانی پرماجرا و جالب آموزش می‌دهد. اگرچه خاله‌ریزه دارای انیمیشنی قوی و حرفه‌ای نبود، اما سادگی در کنار داستان خلاقانه جذاب نویسنده سوئدی، سبب شده بود مخاطبان خردسال، برای دیدن این کارتون، لحظه‌شماری کنند.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی