[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۷۲۹
  • دوره جدید

سایه تاریکی بر زندگی زن جوان، روزنامه شیراز نوین

 رکنا: روزگار تلخ پدر و مادرم بر سرنوشت من نیز تاثیر گذاشت و کاخ آرزوهایم فرو ریخت. آن قدر در فقر و بدبختی دست و پا زده بودم که هیچ وقت نمی‌توانستم به یک زندگی مرفه فکر کنم. اگرچه من هم مانند خیلی از کودکان دیگر آرزوهای دور و درازی را در سر می‌پروراندم اما وقتی به سن نوجوانی رسیدم و حقیقت زندگی را درک کردم تازه فهمیدم من هم عاقبتی بهتر از زندگی پدر و مادرم نخواهم داشت چرا که...
زن 17ساله که نوزاد 20روزه‌ای را در آغوش می‌فشرد و به خاطر شکایت صاحبخانه اش به کلانتری احضار شده بود، دقایقی را با کارشناس و مددکار اجتماعی کلانتری سپاد مشهد همکلام شد تا شاید راهی برای پرداخت اجاره عقب افتاده اش پیدا کند. زن جوان که سعی می‌کرد گذشته تلخ خود را پنهان کند، دستی به صورت نوزاد کوچکش کشید و به مشاور کلانتری گفت: من کس و کاری ندارم و حتی پدر و مادرم را از یاد برده ام. از زمانی که چشم باز کردم پدر و مادرم را در منجلاب مواد مخدر غوطه ور دیدم. آن زمان به خاطر وضعیت آشفته زندگی پدر و مادرم من هم نتوانستم ادامه تحصیل بدهم و در همان مقطع ابتدایی ترک تحصیل کردم. مدتی بعد پدرم دستگیر و زندانی شد و من هم نزد مادر معتادم ماندم اما او فقط به فکر تامین هزینه‌های اعتیادش بود و در واقع همه تلاشش را به کار می‌گرفت تا مواد مخدر مصرفی روزانه اش را به دست بیاورد؛ به طوری که من مدت‌ها در خانه تنها می‌ماندم و از مادرم خبری نداشتم. این گونه بود که خاله ام با دیدن وضعیت اسفبار زندگی پدر و مادرم، مرا که تقریبا فراموش شده بودم نزد خودش برد تا در کنار او زندگی کنم. از آن به بعد هم دیگر اطلاعی از پدر و مادرم ندارم. روزها می‌گذشت و من در حالی که همه آرزوهایم را بر باد رفته می‌دیدم، وارد سن 15سالگی شدم. مدتی بعد خاله ام پیشنهاد کرد با پسری ازدواج کنم که هیچ آشنایی با او نداشتم. من هم که نمی‌توانستم برای خودم تصمیم بگیرم، پیشنهاد خاله ام را پذیرفتم و با آن جوان به صورت غیررسمی ازدواج کردم چرا که رضایت پدرم را نداشتم و... هنوز مدت زیادی از جاری شدن صیغه عقد نگذشته بود که فهمیدم همسرم بسیار عصبی است و همواره مرا کتک می‌زد. من کار می‌کردم تا کمک خرج زندگی‌مان باشم اما همسرم گاهی کار می‌کرد و گاهی مدت زیادی بیکار بود. در این شرایط خیلی زود باردار شدم و منزلی را به نام من اجاره کردیم چرا که همسرم کارت ملی نداشت و مبلغ یک میلیون تومان رهن منزل را نیز من پرداخته بودم اما هنوز دوران بارداری ام در 7ماهگی بود که فرزندم به خاطر کتک کاری‌های همسرم نارس به دنیا آمد و پزشکان به دلیل وزن کم فرزندم، او را درون دستگاه گذاشتند و به خاطر هزینه‌های بیمارستان نتوانستیم 2ماه اجاره منزل را که 600هزار تومان می‌شد، پرداخت کنیم. به همین خاطر از زن جوان که صاحب خانه بود خواستیم موتورسیکلت همسرم را برای اجاره منزل قبول کند اما او به خاطر اینکه موتورسیکلت مدارک نداشت، آن را قبول نکرد و مرا به کلانتری کشاند.
شایان ذکر است تلاش‌های مددکار اجتماعی کلانتری سپاد مشهد برای تماس با مادربزرگ، عمه و مادر شوهر زن 17ساله بی نتیجه ماند و کسی حاضر نشد به او کمک کند و بدین ترتیب زن جوان به همراه نوزاد 20روزه اش به قاضی کشیک معرفی شد تا قانون در این باره قضاوت کند.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی