[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۷۷۹
  • دوره جدید

آقای فردوسی‌پور! یک بار بپرس صدها میلیارد تومان پول بیت‌المال کجا می‌رود؟!، روزنامه شیراز نوین

شیرازنوین- میثم محجوبی 
 به قدری درباره ارقام میلیاردی دریافتی فوتبالیست‌های ایرانی شنیده ایم که این موضوع برای اکثریت مردم به یک مسئله عادی تبدیل شده و انگار دیگر اینطور پذیرفته شده که پرداخت این مبالغ طبیعی است و نباید نسبت به آن حساسیت نشان داد. بعضی هم ارقام قراردادهای فوتبالیست‌های ایرانی را با نمونه‌های جهانی مقایسه و اینطور آن را توجیه می‌کنند. قیاسی به شدت غلط و گمراه‌کننده! 
در برنامه نود (دوشنبه 9مرداد96) آیتمی پخش شد در مورد یک فوتبالیست جوان باشگاه نفت تهران که قرارداد یکصد میلیونی او به یک‌باره به یکصدهزار تومان کاهش پیدا کرده و علل این اتفاق عجیب مورد بررسی قرار گرفت. ما در اینجا به عجیب بودن افتادن سه صفر این رقم کاری نداریم بلکه چیزی که جای تأمل دارد بستن قراردادی یکصد میلیون تومانی با فوتبالیستی است گمنام که هنوز عیارش هم مشخص نشده و برای اولین بار چهره او از تلویزیون پخش می‌شود. آن هم نه به واسطه کیفیت فنی او و صرفاً به خاطر یک اشتباه در رقم قرارداد!
یکصد میلیون تومان برای یک فوتبالیست ظاهراً بیست ساله فقط برای یک فصل! یعنی اگر یک فصل فوتبالی را در طولانی‌ترین حالت آن 10ماه حساب کنیم می‌شود ماهی 10میلیون تومان و اگر هر 12ماه سال را برای او در نظر بگیریم به رقم تقریبی هشت میلیون و سیصدهزار تومان در هر ماه می‌رسیم! 
و این تازه کف قرارداد فوتبالیست‌های لیگ برتری محسوب می‌شود. بازیکنان معمولی زیادی در لیگ برتر ایران وجود دارند که با تمسخر از رقم قراردادهایشان یاد می‌کنند و می‌گویند: «قرارداد من فقط 300میلیون بود.» یعنی حقوق ماهیانه 25میلیون تومانی را قبول ندارند و با هزار منت آن را می‌پذیرند. دقت کنید این اتفاق در مملکتی رخ می‌دهد که بعضاً یک جوان با مدرک فوق لیسانس علوم پزشکی با سال‌ها تحصیل و تحمل سختی‌های فراوان، به زحمت می‌تواند حقوقی معادل دو و نیم میلیون تومان در ماه داشته باشد و همین رقم در قیاس با حقوق قشر عظیمی از مردم ایران یک حقوق بسیار خوب محسوب می‌شود! جایی این موضوع وحشتناک و دردآور می‌شود که یادآوری کنیم: تمامی این پول‌ها از کیسه همین مردم پرداخت می‌شود. باشگاه‌هایی که از پول دولت (مردم) ارتزاق می‌کنند و معلوم نیست بر چه اساسی دست آنها در این ولخرجی‌های سرسام‌آور و غیرقابل‌توجیه باز گذاشته شده است! 
مقایسه اشتباه ایران و اروپا
نیازی به توضیحات آنچنانی ندارد و می‌توان در یک جمله خلاصه کرد که باشگاه‌های اروپایی عمدتاً خصوصی هستند و خرج و مخارج آنها نه تنها زیانی به مردم آن کشورها نمی‌رساند، بلکه دریافت مالیات‌های هنگفت از فوتبالیست‌ها و همینطور درآمدزایی باشگاه‌ها از راه‌های گوناگون، در رونق اقتصادی کشورها نیز تأثیر بسزایی دارد. بنابراین این مقایسه اشتباه، توجیهی است جاهلانه برای پوشاندن این فسادی که سال‌هاست باعث حیف و میل شدن پول بیت المال می‌شود و فقط یک عده خاص از آن سود می‌برند و تمام قد پشت آن ایستاده اند.
چه کسی سود می‌برد؟ مدیر؟ دلال؟ خدای نکرده روزنامه‌نگار و رسانه و لیدر؟ 
بسیار ساده لوحانه است اگر فکر کنیم مدیران باشگاه‌ها عاشق چشم و ابروی فوتبالیست‌ها هستند و این پول‌های کلان و خارج از تصور را دودستی تقدیم آنها خواهند کرد. اینکه یک بازیکن فوتبال مبلغی معادل یک میلیارد تومان بگیرد و آن‌وقت مدیران باشگاه حقوقی معمولی مثل مردم عادی یا اندکی فراتر از آن دریافت کنند، آیا با عقل جور درمی‌آید؟ وضعیت دلال‌ها هم که مشخص است. بخشی از مبالغ دریافتی بازیکنان سهم این دو قشر است که البته می‌تواند حق طبیعی آنها هم باشد، به شرطی که مبلغ اصلی قراردادها هم منصفانه باشد که نیست! پس از آنها به اقشار دیگری برخورد می‌کنیم که نمی‌توان گناه همه آنها را شست و همه را با یک چوب راند اما می‌توان به خیلی از آنها شک کرد. روزنامه‌ای که دائماً عکس یک شخص خاص را روی جلدش دارد و تا قالب نکردن آن به فلان باشگاه دست از تلاش برنمی‌دارد و با فشار افکار عمومی و بازارگرمی‌های تهوع‌آور، قیمت بازیکن را هم بالا و بالاتر می‌برد! فقط هم پای روزنامه و روزنامه نگار در میان نیست و با کمی دقت به سایر رسانه‌ها می‌توان به آنها هم مشکوک شد. در همین سال گذشته دیدیم که فلان ورزشی نویس به فلان برنامه تلویزیونی دعوت شد و با پیش کشیدن موضوعی خارج از بحث، نام یک بازیکن بی کیفیت را مطرح کرد که در حال حاضر تیم ندارد و باید به او توجه شود! یعنی بین این همه فوتبالیست و استعداد، فقط این بازیکن بی کیفیت بود که شایستگی مطرح شدن نامش در یک برنامه نسبتاً پربیننده را داشت؟ ما نباید به این موضوع شک کنیم که باز هم پای پول در میان است؟! خب مشخص است که در صورت رسیدن آن بازیکن به تیم مورد نظر، شخص ورزشی نویس هم سهم خودش را طلب می‌کند. یک قشر دیگر که در این میان نقش فوق العاده مهمی را بازی می‌کنند، قشر عزیز، مظلوم و زحمتکش «لیدرها» هستند. متخصصان خط دهی به تماشاگران. آنها هستند که اگر اراده کنند می‌توانند بهترین بازیکن تیم را با شعارهایشان نابود کنند و یک بازیکن معمولی را در حد فلان بازیکن برزیلی بارسا بالا ببرند! چطور می‌توان باور کرد، فوتبالیستی که با الطاف بی شائبه لیدر محترم به بازیکن محبوب هواداران تبدیل شده و جای خود را تا مدت‌ها در تیمش تثبیت کرده و ارقام چندصد میلیونی سالانه اش را تضمین، نمکدان را بشکند و سهم او (لیدر) را نپردازد؟ پس همانطور که می‌بینیم قطعاً از آن پول هنگفت، بخش زیادی در همین موارد خرج شده و به هیچ عنوان نمی‌توان یک قرارداد یک میلیارد تومانی را به طور کامل سهم فوتبالیست دانست. 
دور زدن مالیات
در فوتبال اروپا به خاطر قوانین سفت و سخت مالیاتی که وجود دارد، رقم قرارداد بازیکنان شفاف و مشخص است. البته مواردی هم وجود داشته و دارد که تخلفاتی در این زمینه صورت می‌گیرد اما به سرعت این تخلفات کشف و به آنها رسیدگی می‌شود. در اروپا اگر یک فوتبالیست با رقم 50میلیون یورویی راهی یک تیم فوتبال می‌شود، به طور خودکار بخش قابل توجهی از آن به حساب دولت (مردم) کشور مورد نظر واریز می‌شود! اما در ایران وضعیت به چه ترتیب است؟ انواع و اقسام راه‌های دور زدن مالیات وجود دارد. اصلاً کسی نیست که باشگاهی را مجبور کند ارقام دقیق قرارداد را اعلام کنند و اگر هم اعلام کنند در صحت آن شک و شبهه‌های زیادی وجود دارد. و بدتر از همه اینکه در خیلی از قراردادها خود باشگاه مسئولیت پرداخت مالیات را بر عهده می‌گیرد! این دیگر یک شاهکار مدیریتی است. باید از آن مدیر سؤال کرد: اگر می‌خواستی پول فوتبالیست را از جیب مبارک خودت پرداخت کنی، باز هم حاضر می‌شدی مالیات بازیکن را به عهده بگیری؟! یا اینجا چون پول بی حساب و کتاب دولت (مردم) زیر دستت قرار دارد اینطور به راحتی بذل و بخشش می‌کنی؟
نود؛ رسانه‌ای قدرتمند که وظیفه‌اش را «به طور کامل» انجام نمی‌دهد
برنامه خوب، بی نظیر و بی رقیب عادل فردوسی پور بی تردید تأثیرگذارترین رسانه در فوتبال ایران است. آن هم با اختلافی فاحش و غیرقابل بحث. فردوسی پور طی سال‌های اخیر به چنان اعتباری دست یافته که تقریباً هر تصمیمی که برای فوتبال ایران بگیرد را می‌تواند عملی کند. مگر اینکه نخواهد! باز هم باید بگوییم: بسیار ساده لوحانه است اگر بخواهیم تصور کنیم شخصی به درایت و ذکاوت عادل فردوسی پور به این بی عدالتی فجیعی که در هزینه کردن این مبالغ دیوانه وار در فوتبال وجود دارد، اشراف نداشته باشد. می‌توان گفت او بهتر از هر کسی بر این مسائل آگاه است. اما چرا هیچگاه این مسئله (که بی‌تردید معضل اصلی و فسادآفرین فوتبال ایران است) را در برنامه اش مطرح نمی‌کند؟ آیا برای کسی که ریزترین مسائل سیاسی روز مملکت را در آیتم‌های مختلف به شوخی و جدی، به کرات و به بهترین و تأثیرگذارترین شکل ممکن عنوان می‌کند، طبیعی است که هیچگاه به این مهمترین معضل فوتبال ایران هیچ اشاره‌ای نکند؟ جالب اینجاست که فردوسی پور تنها یک بار به مسئله‌ای در این رابطه به طور جدی ورود کرد و آن هم به هیچ عنوان در راستای کاهش مخارج تیم‌ها نبود و اتفاقاً دقیقاً برعکس! او البته با نیتی خیر و با توجیهی صحیح به مسئله «سقف قراردادها» ورود کرد و با این تذکر که سقف قرارداد باعث ایجاد پدیده رشوه و زیرمیزی می‌شود، به سرعت توانست این مانع را از سر راه اهالی فوتبال بردارد! مسئله سقف قرارداد قطعاً پدیده دردسرسازی بود اما فردوسی پور اگر می‌خواست می‌توانست راهکاری بهتر از «از بین بردن» آن داشته باشد. می‌شد با تعیین بودجه دقیق برای هر باشگاه و نظارت و بازرسی موشکافانه از سوی دولت، با یک تیر چندین نشان زد و پس از گذشت چند سال فساد مالی و پرداخت مبالغ فرانجومی را به طور کامل ریشه کن کرد. بنابراین فردوسی پور نه تنها از تریبونی که داشت به نفع فوتبال پاک و مردم استفاده نکرد، بلکه به راحتی (خواسته یا ناخواسته) آب به آسیاب مفسدان اقتصادی فوتبال ریخت. 
فوتبالیست مقصر نیست
کسی نمی‌تواند تعیین کند حق کسی که تنها شغلش فوتبال (یا هر شغل دیگری) است فلان مقدار حقوق است. فوتبالیست‌ها هم مانند تمامی اقشار دیگر خوب و بد دارند و همانطور که حقوق یک جراح متخصص با یک پزشک عمومی زمین تا آسمان متفاوت است، فوتبالیست خوب و بد هم داریم که باید میزان تفاوت حقوق آنها به طور عادلانه محاسبه شود. اما به قدری پول بی حساب و کتاب در فوتبال ایران حیف و میل می‌شود که یک فوتبالیست بد هم می‌تواند بیشتر از یک پزشک عالی رتبه درآمد داشته باشد، حتی اگر قرار باشد بخش زیادی از آن را به اقشاری که پیش‌تر اشاره شد اختصاص دهد! مسائلی که باعث ایجاد سرخوردگی و بعضاً افسردگی طبقه متوسط و تحصیلکرده‌های کشور هم می‌شود و هیچ مقام اجرایی به فکر مقابله با این بی عدالتی‌های ناجوانمردانه نیست.
چه ارگان‌هایی می‌توانند ورود کنند و نمی‌کنند؟
پاسخ به این سؤال شاید در حوزه تخصصی ما و امثال ما نباشد. فدراسیون فوتبال به عنوان متولی مستقیم فوتبال کشور بی‌شک اولین ارگانی است که اگر اراده کند می‌تواند هر روز یک گام مؤثر برای ریشه کردن فساد مالی بردارد. اما آیا فدراسیون هم از این باز بودن جیب دولت سود می‌برد که هیچ اقدامی نمی‌کند؟ جواب واضح است. فدراسیون می‌تواند به راحتی پای قوه قضائیه و سازمان بازرسی کل کشور را به این مسئله باز کند. چرا که بحث یک میلیون و دو میلیون و یک میلیارد و دو میلیارد و ده میلیارد و بیست میلیارد نیست. سالانه صدها میلیارد تومان از جیب دولت (مردم) در راه فوتبال خرج می‌شود و هیچکس دقیقاً نمی‌داند این پول‌ها کجا می‌رود! فدراسیون به این سؤال پاسخ بدهد که چرا تاکنون اقدامی در این زمینه نکرده و اگر کرده چرا هیچ ثمر و نتیجه قابل مشاهده‌ای در بر نداشته؟
قهرمان‌شدن با پول بیت‌المال چه ارزشی دارد؟
مسئله دیگری که در اینجا به ذهن خطور می‌کند این است: حالا که این پول‌های وحشتناک به طور ناجوانمردانه از جیب مردم خارج و به حساب باشگاه‌ها واریز می‌شود، حداقل چرا همین پول به شکل منصفانه بین باشگاه‌های مختلف تقسیم نمی‌شود؟ چرا فلان باشگاه باید سالانه حدود 50میلیارد تومان برای تیم فوتبالش هزینه کند و باشگاه بزرگ دیگری از یک میلیارد تومان کمک دولتی محروم باشد؟ شاید همان یک میلیارد تومان، سقف بودجه عادلانه برای یک تیم دولتی باشد! اما بودجه دولت برای بعضی تیم‌های صدها برابر سایر تیم‌هاست. حالا این هزینه‌ها را برای چندین سال متوالی محاسبه کنید. هزینه‌هایی که بعضاً ده سال به طور دائمی تکرار می‌شود، بلکه به یک قهرمانی منجر شود! حال این سؤال مطرح می‌شود که وقتی چنین بی عدالتی‌های آشکاری وجود دارد، این قهرمانی‌ها چه ارزشی دارند؟ حالا که پول مردم به صورت نامشروع وارد می‌شود، لااقل آن را به طور مساوی بین تیم‌ها تقسیم کنید تا دست کم رقابت هیجان انگیزتر و منصفانه‌تری را شاهد باشیم.
تبعیض فاحش بین فوتبال و سایر رشته‌ها
دولت همانقدر که در هزینه کردن برای فوتبالیست‌هایی بعضاً معمولی و زیر معمولی ولخرج است، در حمایت از قهرمانان ملی خست به خرج می‌دهد. موارد متعدد و بسیار زیادی بوده که فلان قهرمان بین المللی در فلان رشته ورزشی از درآمدی معادل یک دهم یک فوتبالیست درجه چندمی هم محروم بوده. ورزشکاری که توانسته باعث غرور و افتخار مردم ایران شود را مقایسه کنید با فوتبالیستی که تماشاگران تیم خودش هم دل خوشی از نحوه بازی او ندارند. این مسائل چگونه از چشم مسئولان کشور پنهان می‌ماند؟ 
فوتبالیست‌های خارجی
بخش دردناک‌تر ماجرا به فوتبالیست‌های خارجی برمی‌گردد. فوتبالیست‌هایی که به دلار پول می‌گیرند و بعضی از آنها به اندازه همان صدهزارتومان خودمان هم کارایی نداشته اند. بعضی مواقع رد پای دلالی بعضی مربیان در واردات بازیکنان بی کیفیت خارجی چنان درشت بوده که همه متوجه آن شده اند اما نیرویی غیبی از راه رسیده و ذهن همه را نسبت به این قضیه منحرف کرده. نقل است در همین فوتبال شیراز یک فوتبالیست خارجی با مبلغی معادل 550میلیون تومان به یکی از تیم‌های مطرح شهر پیوسته. اگر این قضیه صحت داشته باشد، باید تحقیق کرد و دید آیا هیچ فوتبالیست دیگری در تاریخ فوتبال شیراز موفق به ثبت چنین قراردادی باشگاه خود شده؟ سپس به سراغ عملکرد فنی بازیکن رفت و دید آیا صدها فوتبالیست شیرازی با کیفیت‌تر از او وجود نداشتند که هیچگاه دیده نشدند و حق آنها در روز روشن خورده شد و کک کسی هم نگزید؟ بعد به سراغ مدیر و مربی محترمی رفت که آن بازیکن را دیدند و با آن مبلغ پسندیدند!
راه‌حل چیست؟
کاهش منطقی بودجه باشگاه‌ها از سوی دولت اولین و مهم‌ترین گام محسوب می‌شود. وقتی بودجه 50میلیارد تومانی به 5میلیارد تومان کاهش یابد، مدیر باشگاه مجبور است برای بستن تیمش به ارقامی منطقی برای بستن قرارداد بسنده کند. در نتیجه باید بازیکن یک میلیارد تومانی را با رقمی صد میلیون تومانی راضی کند. حتی با چنین رقمی هم آقای فوتبالیست می‌تواند به رفاهی بسیار بالاتر نسبت به قشر عظیمی از مردم جامعه دست یابد. از طرفی باشگاه مجبور است برای تامین سایر مخارج خود دست به درآمدزایی بزند و آنگاه است که خلاقیت‌ها بروز می‌کند و از طرفی دست دلال‌ها و سایر اقشاری که نام‌برده شد نیز از پول بیت المال کوتاه و کوتاه و کوتاه‌تر می‌شود. و اگر بازیکنی ادعا می‌کند که لیاقت مبلغی بالاتر از صد میلیون تومان دارد، می‌تواند این پول را در کشورهای دیگر جست‌وجو کند. این یعنی درآمدزایی باشگاه‌ها از طریق ترانسفر بازیکن که سودش در نهایت به همه خواهد رسید. بنابراین کاهش بودجه از سوی دولت به صورت اتوماتیک‌وار فساد را کاهش خواهد داد و دیگر حتی نیازی به نظارت آنچنانی نیز وجود ندارد. مهم این است که این اراده وجود داشته باشد.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی