[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۰۴۷
  • دوره جدید

مردم را ناامید نکنیم، روزنامه شیراز نوین

 مردم را ناامید نکنیم

حسین امیری- سردبیر
باور کنید اگر 17مرداد سالروز شهادت محمود صارمی خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی در افغانستان نبود، اسمی از کسانی که نقش مهمی در پیشرفت و توسعه جامعه دارند برده نمی‌شد. این روز بهانه‌ای شده تا کسانی تکریم شوند که همواره سعی می‌کنند درد و مشکلات مردم را بازگو نمایند. در شرایطی که وقتی به مشکلات خود می‌رسند چیزی نمی‌نویسند. اگرچه با نامگذاری 17مرداد به عنوان روز خبرنگار در این روز و ایام فعالان عرصه خبر مورد تقدیر قرار می گیرند، اما واقعیت امر این است هنوز برخی از همکاران مطبوعاتی و مدیران به ارزش کار خبرنگار واقف نیستند. عده‌ای که اشتباهی وارد مطبوعات شده‌اند و بایستی به جای خبرنگار به آنها لقب خبرنگارنما داد. این افراد سفت به مادیات چسبیده‌اند و انگار برای سرکیسه کردن مدیران و دیگران آمده‌اند و همین باعث شده برخی از مدیران دیدگاه مثبتی نسبت به رسانه نداشته باشند و این‌جاست که می‌توان گفت این مدیران به ارزش کار خبرنگار پی نبرده اند. البته تعداد این افراد انگشت‌شمار است و حساب آنها را باید از خبرنگار اصلی جدا کرد. خبرنگار واقعی می‌داند ارزش کارش بیش از آنچه به عنوان مادیات دریافت می کند است و عشق است که او را به این سمت کشیده؛ چرا که انتخاب شغل خبرنگاری بدون عشق قابل تصور نیست و آنچه افراد را مجاب به ماندن در این شغل می‌کند قطعاً همین مسئله است. خوشبختانه در دنیای امروز که عصر اطلاعات و فناوریست، نقش خبرنگار بیش از دیگران مورد توجه است و مردم به اهمیت و جایگاه رسانه پی برده‌اند به همین دلیل خبرنگار مورد تکریم مردم است. این احترام سرمایه واقعی ماست و بایستی قدر آن را بدانند. خبرنگار باید آگاه باشد گاهی اوقات مردم چشم امیدشان به قلم‌ها و دوربین های شماست پس ناامیدشان نکنیم. 

از نیم‌نگاه تا شیراز نوین
با قدرت ادامه می‌دهیم

سعیدرضا امیرآبادی-دبیر ویژه‌نامه

همه چیز از آگهی «به تعدادی خبرنگار افتخاری نیازمندیم» در یک ظهر گرم تابستان شروع شد. در روزگاری نزدیک به دو دهه پیش، روزنامه خبرجنوب تنها جریده شیراز به حساب می‌آمد و در غیبت سایر جراید و فضای مجازی به انتشار اخبار می‌پرداخت. اما با طلوع روزنامه نیم‌نگاه فصل نوینی از روزنامه‌نگاری در فارس کلید خورد  و این رسانه توانست نظر مثبت مخاطبان جوان و دگراندیش را به خود جلب کند. آگهی جذب خبرنگار افتخاری نیم‌نگاه سبب شد تیمی پانزده نفره از دانشجویان علاقه‌مند به روزنامه‌نگاری دور یکدیگر جمع شده و هفته‌ای یک صفحه به آنها اختصاص داده شود. اما این حضور ناچیز برای جوانی که سودای نوشتن و نوشتن را در سر می‌پروراند، کافی نبود. به همین دلیل پا از قلمرو صفحه جوان بیرون گذاشت و به وادی تحلیل، نقد و ترجمه وارد شد. دبیران سرویس که با شور و اشتیاق وافر او روبرو شده بودند، با گشاده‌رویی در صفحات فرهنگی و ورزشی باکس مختصری به او اختصاص دادند تا مشق نوشتن کند. اما همین ستون ناچیز برای جوان جویای نامی که در دهه هفتاد هیچ چیز از روزنامه‌نگاری حرفه‌ای نمی‌دانست، موفقیتی چشمگیر به حساب می‌آمد. روزهای درس و دانشگاه به همراه فعالیت در روزنامه به سرعت سپری می‌شدند و تجربه روزنامه‌نگار جوان با شیب ملایمی در مسیر تکامل و بهبود بود. گه‌گاه ساسان دُسی آداب نقدنویسی را به او تذکر می‌داد و لیلا رحمان ستایش با گشاده‌رویی در وادی ترجمه نکاتی را به مترجم جوان گوشزد می‌کرد. با این همه، سردبیر وقت نیم‌نگاه از شیوه نگارش او راضی نبود و از هر ده مطلبی که ارائه می‌شد، یکی را شایسته چاپ می‌دانست. البته مطالب سرشار از غلط‌های فنی و محتوایی بود، ولی او می‌توانست با یادآوری اشکالات، مسیر درست را به خبرنگار افتخاری که حالا با حقوق ماهیانه هجده هزار تومان استخدام شده بود، یادآوری کند. شاید یکی از وظایف سردبیر نیز تدریس آئین روزنامه‌نگاری به جوانان علاقه‌مند باشد. با غیبت طولانی مدت مدیرمسئول نیم‌نگاه که همواره حامی جوانان جویای نام بود، نسخه گروهی از روزنامه‌نگاران جوان مجموعه پیچیده شد و سردبیر وقت، حکم تعدیل نیرو و عدم نیاز را صادر کرد. اما جوانی که در مکتب نیم‌نگاه پرورش یافته بود، با آن خبرنگار افتخاری دهه هفتاد تفاوت‌های زیادی داشت. پس از ترک اجباری نیم‌نگاه، فصل نوشتن در دیگر رسانه‌ها به عنوان شغل ثانی و ثالث ادامه یافت. چراکه عدم امنیت شغلی و مشکلات اقتصادی که همه رسانه‌ها با آن روبرو هستند، امکان انتخاب روزنامه‌نگاری به عنوان شغل اول را به بسیاری از فعالان این عرصه نمی‌دهد. اوضاع بر همین منوال ادامه داشت تا روزی، سارا صداقتی پیشنهاد همکاری در روزنامه نوپای تحلیل روز را مطرح کرد. حضور پیمان کشاورز در مقام سردبیر دلیلی شد تا پس از چند دقیقه با بهزاد حاجات‌نیا قرارداد همکاری بسته شود و مجالی پیش بیاید تا به تحلیل مسائل روز پرداخته و با نگاهی عاری از جهت‌گیری‌های سیاسی، دغدغه مردم‌مداری در حوزه‌های فرهنگی، اجتماعی و ورزشی سر داده شود. یادش به خیر، در دهه هشتاد چه صفحات خوب و متفاوتی که با مریم قامتی‌فرد و زهرا مجاوری بسته شد.پس از تحلیل روز، همکاری پاره‌وقتی با دنیای اقتصاد، پیک جنوب، منشور شهروند و همگام به وجود آمد. اما از آنجایی که تکاپوی روزنامه بودن با همه مسئولیت‌هایش در آنها حس نمی‌شد، نوبت به شیرازنوین رسید. نام مدیرمسئول آشنا بود، اما از سردبیر روزنامه به واسطه دوری چند ساله از محیط مطبوعات، شناخت چندانی وجود نداشت. جلسه آشنایی و هماهنگی با سردبیر و آغاز همکاری با روزنامه شیرازنوین، کمتر از یک ساعت به طول انجامید و قراردادی مبتنی‌بر اعتماد متقابل انعقاد شد.خوشبختانه گذشت ایام نشان داد که برگزیدن روزنامه شیرازنوین، پس از سال‌هایی که دور از رسانه سپری شد، انتخابی اصلح بوده است. چراکه در این مدت کوتاه روزنامه نوبنیاد شیرازنوین توانسته است در رتبه‌بندی وزارت ارشاد رشد چشمگیری نسبت به همسانان خود که از امتیاز سابقه نیز برخوردار بودند، داشته باشد و این افتخار و سربلندی متعلق به کل مجموعه در مقیاس‌های مختلفی است. با این وجود، شیرازنوین همچنان از سطح ایدئال فرسنگ‌ها فاصله دارد و باید با مجاهدت مضاعف، در پی نقد منصفانه و خدمت‌رسانی بیشتر به مردم در جبهه رسانه باشیم. روز خبرنگار فرصتی شد تا با حسی نوستالژیک، پلی به خاطره‌های گذشته در عرصه روزنامه‌نگاری بزنیم و به این باور برسیم که هر صفحه و هر مطلب، می‌تواند آخرین مجال برای تو برای ماندن در عرصه رسانه باشد. پس بهترین داشته‌هایت را به نمایش بگذار؛ چراکه مردم تفاوت‌ها را احساس می‌کنند و می‌دانند کدام مطلب از سر اجبار و جبر زمانه گردآوری و الصاق شده و کدام یک نشانی از خلاقیت، نوگرایی و بن‌مایه رفیع فکری نویسنده دارد. با عبور از همه اینها شرمنده خانواده‌ات می‌مانی؛ چراکه زمان بودنت در خانه به حداقل‌ها رسیده و در لحظه برداشتن اولین قدم‌های فرزندت، غیبت تو ملموس بوده است. 

خبرنگار جانبازی  که خاطراتش را با خون نوشت 

نصرالله پناهی

به مناسبت هفدهم مردادماه بزرگداشت یاد و خاطره شهید عرصه مطبوعات محمود صارمی، خبرنگار مظلوم خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران که به دست طالبان به درجه رفیع شهادت نائل گردید. نصرالله پناهی جانباز 53درصد جنگ تحمیلی به خبرنگار ما گفت: در خردادماه 1363 مدت سی و سه سال و سه ماه است که از سوی عباس صباغ‌زاده کازرونی، دوست قدیمی و همشری‌ام دبیر سرویس ورزشی خبرجنوب به این روزنامه وزین ورود پیدا کردم و از حمایت و مساعدت حسین واحدی‌پور، صاحب‌امتیاز و مدیرمسئول مؤسسه خبر در این مدت برخوردار بودم. در مدت 33سال حضور در روزنامه خبرجنوب و مطبوعات استان فارس، سه سال متوالی توانسته‌ام از سوی جلیل سازگارنژاد و محمدحسین همافر مدیران کل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس، دکتر محمدابراهیم انصاری لاری استاندار فارس، حسینعلی امیری و احمد سیاوش‌پور رؤسای کل دادگستری استان فارس، محمدتقی زرین‌چنگ و سیروس رومی رؤسای خانه مطبوعات استان فارس در دهه اول 1380 به عنوان فعال‌ترین خبرنگار عرصه دفاع مقدس استان فارس انتخاب شوم و تنها خبرنگاری که توانسته است در استان فارس و کشور، سه سال پیاپی به این مهم نائل شود و لوح تقدیر خود را از دستان دکتر محمدابراهیم انصاری لاری استاندار وقت فارس دریافت کند. اما بعد از دریافت این لوح‌های تقدیر از طرف خانه مطبوعات استان فارس قرار شد هرسال به طور چرخشی یک نفر به این مهم نائل شود و بهمن پگاه‌راد خبرنگار روزنامه خبرجنوب، نیکنام خشنودی سردبیر خبرگزاری ایرنا، علی‌محمد پشوتن سرپرست خبرگزاری فارس، فرزاد صدری سردبیر خبرگزاری ایسنا، فرزاد وثوقی خبرنگار روزنامه افسانه و سعید پرویزی خبرنگار روزنامه سبحان هرکدام یک مرتبه توانسته‌اند به عنوان خبرنگار فعال عرصه دفاع مقدس برگزیده شوند. اما متأسفانه نزدیک به ده سال است که فعال‌ترین خبرنگار عرصه دفاع مقدس که بسیار مهم و ارزشمند است، از سوی هیچ سازمان، ارگان و نهادی حتی متولیان این امر اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی و خانه مطبوعات استان فارس این موضوع پیگیری و دنبال نمی‌شود. نصرالله پناهی افزود: در موفقیتم در عرصه مطبوعات در سال‌های گذشته نه چندان دور نباید از حمایت و مساعدت‌های حسین واحدی‌پور صاحب امتیاز و مدیرمسئول مؤسسه خبر، محمدمهدی جعفری‌زاده مدیرمسئول و صاحب امتیاز روزنامه طلوع، محمد عسلی صاحب امتیاز و مدیرمسئول روزنامه عصر مردم، محمدحسین شفاعتیان صاحب امتیاز روزنامه نیم‌نگاه، پیمان بهادری مدیرمسئول و صاحب‌امتیاز روزنامه افسانه، مرحوم حاج محمدعلی حیاتی صاحب امتیاز فقید و سید ابوالحسن حقایقی مدیرمسئول و صاحب‌امتیاز روزنامه سبحان، مهدی آماده سردبیر روزنامه تماشا، حسین امیری سردبیر روزنامه شیرازنوین و دیگر همکارانم خصوصاً عباس صباغ‌زاده کازرونی دبیر سرویس ورزشی خبرجنوب، مدیران خبرگزاری‌های استان فارس و تمامی خبرنگاران، سردبیران و دبیران سرویس خبری و سرویس ورزشی روزنامه‌های استان فارس به سادگی گذشت، همین حمایت‌ها مهم‌ترین عاملی شدند این حقیر بتواند به عنوان تنها خبرنگار فعال استان فارس در سطح کشور باشم که سه سال پیاپی به این مهم نائل شود. از مطبوعات فارس، دوستان و همکارانم در روزنامه خبرجنوب کمال سپاس و تشکر را دارم.

نخوردیم تا حالا بخوریم!

وحید پارسایی

بعضی معلم‌ها دست بزن دارند و ضرباتشان را با دست قوی‌ترشان می‌زنند. عصری در روزنامه خبر با آقای اسدی پویا و آقای زارعی دو معلمی که عصرها به شغل دومشان شریف بودند مشغول صحبت بودیم. آقای زارعی به آقای اسدی پویا می‌گفت: فلانی، تو دست راستت قوی است یا دست چپت؟ آقای اسدی پویا پاسخ داد چرا؟ آقای زارعی  گفت:  این پارسایی می‌خواهد رشته دانشگاهی‌اش را به رشته خبرنگاری تغییر دهد. آقای اسدی پویا تا شنید پاسخ داد: من هم دست راستم قوی است هم دست چپم!
آدم خوش‌شانسی مثل من، آن روز از آقای اسدی پویا معلم فلسفه و منطق کتک نخورد و در رشته خبرنگاری ادامه تحصیل داد و خبرنگار شد. امروز سال‌هاست که می‌گذرد و من آدم خوش‌شانس دیروز نیستم. آدم کم‌شانسی چون من اگر آن کتک را خورده بود، امروز برای درآمد روزانه 30هزارتومان مجبور نبود 10هزارتومان پول غذا، 5هزارتومان کرایه تاکسی، 5هزارتومان پول موبایل را از جیب بدهد!


 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی