[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۱۳۴
  • دوره جدید

نقل شیرین، روزنامه شیراز نوین


ثروتمندزاده‌اى در کنار قبر پدرش نشسته بود و در کنار او فقيرزاده‌اى که او هم در کنار قبر پدرش بود. ثروتمندزاده با فقيرزاده مناظره می‌کرد و می‌گفت: «صندوق گور پدرم سنگى است و نوشته روى سنگ رنگين است. مقبره‌اش از سنگ مرمر فرش شده و در ميان قبر، خشت فيروزه به کار رفته است. ولى قبر پدر تو از مقدارى خشت خام و مشتى خاک. درست شده؛ اين کجا و آن کجا؟»
فقيرزاده در پاسخ گفت: «تا پدرت از زير آن سنگ‌هاى سنگين بجنبد، پدر من به بهشت رسيده است!»
خر که کمتر نهند بر وى بار/ مرد درويش که بار ستم فاقه کشيد
وآنکه در نعمت و آسايش و آسانى زيست/ به همه حال اسيرى که ز بندى برهد
بى شک آسوده تر کند رفتار/ به در مرگ همانا که سبکبار آيد
مردنش زين همه، شک نيست که دشوار آيد/ بهتر از حال اميرى که گرفتار آيد

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی