[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۰۴۷
  • دوره جدید

گردشگری؛ صنعتی که با فارس غریبی می‌کند، روزنامه شیراز نوین

گروه تحلیل و بررسی اخبار- فرزاد وثوقی: 
ما اگر به دنبال حل مشکلات اقتصادی کشور هستیم فقط باید با یک رویکرد مثبت به موضوع نگاه کنیم و آن ایجاد رونق در بازار است. متاسفانه چیزی که در بازار وجود ندارد رونق است که مانع اصلی کسب و کار شده است. طولانی شدن مدت انتظار برای بهبود اقتصاد به یک عنصر مخرب تبدیل شده؛ انتظار برای برگزاری انتخابات محلس، ریاست جمهوری یا امضای برجام، بهبود روابط با همسایگان و ایضاً کشورهای خارجی، انتخابات تاریخ گذشته ریاست جمهوری امریکا و هزار دلیل دیگر باعث شده است که انتظار به صورت پلکانی، افزایش یابد و اعتماد به بازار از بین برود. 
به هیچ وجه نمی‌توان انتظار داشت با اقتصاد سنتی متکی به داشته‌های داخلی، بتوان به رشد اقتصادی رسید. چرا که اقتصاد پویا وابسته به تحولات جهانی است و راه گریزی از آن نیست. ما هرچه تولید می‌کنیم باید با رویکرد توجه به بازارهای مصرف جهانی باشد. نباید فراموش کرد، صادرات موفق رمز اقتصاد موفق است. دانش بنیان بودن از اصول دیگر و حتمی اقتصاد است. ما باید چیزی را تولید کنیم که پایه و اساس تحقیق و پژوهش داشته باشد و کلید تولید آن در جیب خودمان باشد. روزی نفت به پایان خواهد رسید. از همان دورانی که برای تأمین نیازهای داخلی خودمان را متکی به درآمدهای نفت کردیم، فاتحه اقتصاد و معیشت مردم و ایضا امنیت داخلی را خواندیم! گذشته از نوسان‌های قیمتی نفت، بزرگ‌ترین تهدید امروز، اتمام منابع نفتی و گازی کشور است. اگر روزی منابع ما به اتمام برسد که خواهد رسید، چه خواهیم کرد و چه خواهیم داشت؟ این روزها همه نگاه‌ها به صنعت رقیب نفت است. گردشگری اما این صنعت جدامانده از پتانسیل‌های طبیعی و جاذبه‌های تاریخی فرهنگی، نیازمند یک اصول کلی است و آن پهن کردن فرش قرمز برای گردشگران خارجی است. ورود گردشگران خارجی به ایران 2بعد دارد. بعد اول تأثیرات فرهنگی آنان بر فرهنگ ما و بعد دوم تأثیرات فرهنگ ما بر آنان است که هر دو منظر دارای ظرایف خاص خود است و باید دید کدام گزینه از دیگری بیشتر تاثیرپذیر است. داستان ضعف اقتصادی باعث شده تا تاثیرات فرهنگ ما از فرنگیان بیشتر باشد. وقتی چیزی برای عرضه نداریم باید واردکننده باشیم و این بزرگ‌ترین نقطه ضعف ماست. در ابعاد گردشگری می‌توان به صنعت گردشگری سلامت، مذهبی و فرهنگی تاریخی اشاره کنیم. بعد گردشگری مذهبی ما که تکلیفش مشخص است. پذیرش زائر در شهرهای مذهبی کشور بدون هیچ مانعی در حال انجام است. هرچند اگر این موضوع را زیر ذره بین قرار دهیم به تاثیرپذیری آن از سیاست اذعان خواهیم نمود، چرا که حمله به سفارت عربستان در تهران باعث شد شمار قابل توجهی از گردشگران مذهبی، سفر خود به ایران و ایضا مشهد مقدس را کنسل کنند. پس خشونت سیاسی در روابط با کشورهای جهان، کاهنده روند گردشگری مذهبی است. در بعد درمانی و سلامت اگر چشم خود را بر رویدادهای سیاسی ببندیم، باید امیدوار باشیم منبع درآمد خوبی برای کشور است. هرچند برای یک قشر خاص(!) باید چند بیمارستان مجهز مطابق با استانداردهای جهانی بسازیم، ساخت بیمارستان زیرساخت توسعه گردشگری سلامت است که نیازمند اعتبارات کلانی است و این اعتبار به این آسانی برای این امر محقق نمی‌شود و نیازمند مشارکت سرمایه گذاری خارجی‌ها هستیم. با این اوصاف دور میدان چرخی زدیم و دوباره بازگشتیم به همان خانه اول که خانه سرمایه گذاری است. ما باید از سرمایه گذاران دعوت و آنان را مجاب به سرمایه گذاری در ایران کنیم. اولویت امروز فارس، ساخت بیمارستان و سرمایه گذاری برای ایجاد و توسعه آن است. این در حالی است که فقط ساخت بیمارستان کافی نیست و این ابنیه‌ بزرگ باید مجهز به تجهیزات روز دنیا باشند. علاوه بر آن تأمین نیروی انسانی متخصص از اهم اولویت‌های آن است. حالا خیلی‌ها از کشورهای جهان برای درمان به ایران و استان فارس می‌آیند و این بدان معناست که فارس قطب پزشکی و درمانی است و باید روی این صنعت کار کرد. 
توجه به سایر ابعاد صنعتی شدن برای فارس یک خواست غیرکارشناسی است. فارس می‌تواند بهترین سرمایه گذاران را برای ساخت هتل و بیمارستان دعوت کند. ایجاد سایر صنایع در فارس چندان جاذب نیست، چرا که در سال‌های گذشته این خواسته محقق نشده است. این در حالی است که صنایع قدیمی و صاحب برند فارس هم در طول تمامی این سال‌ها زمین گیر شده و به تعطیلی رفته است! حالا مشکل در دولت بود یا سوء مدیریت بخش خصوصی اما، آن صنایع را از دست دادیم و جای آن بیکاری را گرفتیم!
نقطه سرخط- صنعت گردشگری باید اولویت اول مدیران و مسئولان اقتصادی فارس باشد. اما برای توسعه صنعت گردشگری در کجای برنامه‌های پنج ساله قرار داریم؟ برگزاری فستیوال‌ها و برنامه‌های فرهنگی ویژه تابستان و زمستان در حداقل ممکن قرار دارد. برنامه ریزی مشخصی برای این مهم تاکنون صورت نگرفته است تا از ظرفیت هنرمندان فارس و کشور برای رونق تورهای گردشگری استفاده شود. هرچه می‌بینیم جاذبه‌های خارجی برای برگزاری کنسرت‌های ایرانی در خارج و رونق تورهای ایرانی به نفع کشورهای همسایه است. ماجرای کنسل شدن کنسرت‌های داخلی که بعضاً دارای مجوزهای رسمی نیز بوده اند، به یک علامت سؤال بزرگ در داستان اقتصاد و هنر تبدیل شده است. 
هواپیمایی و کشتی رانی و ایضاً راه آهن ما، هتل‌های ما برای روزهای جشنواره‌های ایرانی رزرو نشده اند! چرا که اقبال و اعتباری به برگزاری کنسرت‌ها و جشنواره‌های شاد نیست! حالا اقتصاد هنر در یک برزخ بزرگ گرفتار آمده است. راهی برای تولید درآمد از این طریق پرمنفعت در اختیار نداریم، رسانه‌ها به کشیدن کارتون از این روزها و رویدادهایش اکتفا می‌کنند، مناطق آزاد هم تحرکی در این باره ندارند. جذب گردشگران خارجی به ایران با موانع فرهنگی بسیاری همراه است. چرا که سفر با انگیزه شاد و شاد بودن انجام می‌شود و در فرهنگ هر ملتی، سفر معنا و مفهومی غیر از شادی ندارد. اقتصاد هنر در کنار سایر وجوه صنعت گردشگری تحول زاست. می‌توان با بهره گیری از این صنعت، تحولی اقتصادی منجر به اشتغال ایجاد کرد. اما و آیا می‌توان بسیاری موانع موجود را از سر راه اقتصاد هنر برداشت؟ سوالی که به نظر می‌رسد پاسخ به آن بسیار مشکل است و مدت انتظار، بهبود شرایط را افزایش می‌دهد.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی