[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۸۰۴
  • دوره جدید

دیکتاتور و همه بدل‌هایش، روزنامه شیراز نوین

یکی از پیچیده‌ترین و اسرارآمیزترین معماهای تاریخ، «معمای مرگ ناپلئون بناپارت» است. همین معما باعث شده تا علم پزشکی نوین وارد عرصه شده و مورخین را یاری کنند تا پرده از این راز صد ساله بر دارد. چرا و چگونه این معما شکل گرفته؟! زیرا این تصور وجود دارد که ناپلئون بناپارت به مرگ طبیعی درنگذشته است، بلکه به ضرب گلوله از پای درآمده است و شخصی که به عنوان ناپلئون بناپارت در تبعیدگاه «سنت هلن» به مرگ طبیعی درگذشت ناپلئون واقعی نبوده است و این خود همواره به صورت یکی از اسرار تاریخ باقی مانده است. برای پیگیری موضوع به سراغ مدارکی می‌رویم که «پیتر مک رون» مورخ و یکی از بزرگ‌ترین کارآگاهان «اسکاتلندیارد» آنها را جمع آوری کرده است. در دهکده «بالی مور» واقع در فرانسه مدرک رنگ و رو رفته‌ای به دست آمده که معمای شگفت انگیز ناپلئون بناپارت را تا حدودی روشن می‌کند. روی این صفحه از کاغذ که آمار مرگ و میر دهکده را در آن زمان مشخص می‌سازد، نام مردی ذکر شده است به نام «فرانسوا اوژن ربو» و در این صفحه چنین نوشته شده است: فرانسوا اوژن ربو در سال 1771 در این دهکده متولد شد و در جزیره سنت هلن درگذشت. تاریخ مرگ او را که احتمالا جعلی بوده از مدت‌ها پیش پاک کرده اند و این خود می‌تواند دلیل خوبی برای مدارک موجود باشد. هیچ بعید نیست که این شخص، روز پنجم می 1821 با نام ناپلئون بناپارت در سنت هلن درگذشته باشد. زیرا این شخص شباهت زیادی به ناپلئون بناپارت داشت. ناپلئون بناپارت با زحمت فراوان توانسته بود هم شکل‌های متعددی برای خود پیدا کند و چهار نفر را که از هر جهت شبیه او بودند، در اطراف خود نگهداری می‌کرد و یکی از آنها همین آقای فرانسوا اوژن ربو بود. یکی دیگر از آنها درست پیش از جنگ «واترلو» مسموم و کشته شد. دیگری فلج گردید و سومی به ضرب گلوله ناشناسی از پا درآمد و هنگامی که ستاره اقبال بناپارت افول کرد، تنها فرانسوا اوژن ربو زنده مانده بود و برای زندگی با خواهرش به دهکده بالی کور رفت. ناپلئون بناپارت به جزیره سنت هلن واقع در آب‌های مجاور سواحل آفریقا تبعید شد. مقامات انگلیسی و فرانسوی توافق کردند که مراقب او باشند و اجازه ندهند همانگونه که یک بار از الب گریخته بود، باز هم از این منطقه فرار کند. برای همین فرانسوی‌ها سخت او را زیر نظر داشتند و انگلیسی‌ها تعدادی قایق گشتی را در آب‌های اطراف جزیره به نگهبانی گماشته بودند تا از فرار احتمالی ناپلئون بناپارت جلوگیری کنند. ناپلئون تمام عوامل لازم را برای فرار خود در اختیار داشت. یعنی هم پول داشت هم از کمک دوستانی که حاضر بودند جان خود را فدای او کنند و هم صبر و شکیبایی زیادی به خرج می‌داد. ناپلئون بناپارت برای فرار از جزیره سنت هلن به چهار چیز نیاز داشت. یک هم شکل، یک کشتی، تعدادی دوست وفادار، پول. با توجه به توضیحات داده شده متوجه می‌شویم ناپلئون بناپارت تمام عوامل را در اختیار داشت است. در جزیره سنت هلن نیز سرانجام مرگ به سراغ زندانی که همه تصور می‌کردند ناپلئون بناپارت است، آمد. در حالی که این زندانی نه مثل ناپلئون نوشتن بلد بود و نه می‌توانست مثل ناپلئون سخن بگوید. هرچند بعضی‌ها می‌گفتند: شرایط تبعید و اقامت در جزیره او را به چنین روزی انداخته است اما آنها که او را می‌شناختند، می‌دانستند ناپلئون بناپارت نوشتن و سخنوری را در خون خود دارد و مدارک و فرمان‌های او این موضوع را کاملا اثبات می‌کند. به هر حال مردی که در سنت هلن در اسارت به سر می‌برد در سال 1881 بر اثر ابتلا به سرطان معده درگذشت و هیچ یک از خانواده او اصراری بر دفن او در مزار خانوادگی او نکرد. آیا بازرگان ناشناسی که خود راریوار می‌نامید، همان ناپلئون بناپارت واقعی نبود که پس از فرار از زندان سنت هلن به ایتالیا رفته بود و ظاهرا به کار تجارت اشتغال داشت؟ و پنج سال بعد یعنی در سال 1823 از طریق یک نامه لاک و مهر شده از بیماری شدید فرزندش آگاه گردید و تصمیم گرفت به هر ترتیب شده خود را به خانواده اش برساند؟ همان مردی که به ضرب گلوله از پا درآمد.؟ سال‌ها بعد، در سال 1956 دولت بریتانیا فاش ساخت که قسمتی از روده ناپلئون بناپارت را در اختیار دارد و این مدرک آشکارا نشان می‌دهد که صاحب آن نه بر اثر سرطان معده، بلکه بر اثر اصابت گلوله درگذشته است! گلوله‌ای که در باغ قصر «شونبرون» به سوی شخص ناشناس شلیک شده بود. 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی