[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۲۴۲
  • دوره جدید

دلنوشته‌ای کوچک از یک بیمار سرطانی، روزنامه شیراز نوین

می‌شود اگر ....
هر روز می‌شود زندگی کرد، اگر بخواهیم. هر روز می‌شود عاشق شد اگر بخواهیم، هر روز می‌شود خدا را شاکر باشیم اگر بخواهیم. خدا انسان می‌آفریند ولی انسان بودن کار هر موجود دو پایی نیست. دین و مذهب فروغ انسانیت است. انسان بودن اصل جهان آفرینش است. انسانی که رحم، غیرت و دلسوز در حق هم‌نوع خود دارد. انسانی که هر حرامی را حلال نکند. هرروز با زبان، کردار و رفتارش هم‌نوع خود را آزار ندهد و به صلیب نکشد، چرا که ما فکر می‌کنیم ظلم و بدی در حق اطرافیانمان فقط کشتن آنهاست. ولی فکر نمی‌کنیم که گفتار، رفتار و پندار ما هر روز عده‌ای از اطرافیانمان را می‌کشد ولی ما مرگ آنها را نمی‌بینیم چرا که فقط به دنیا، به جسم، به آهن و سنگ و چوب و تمام چیزهای فانی دنیا فکر می‌کنیم. من بیمارم و بیماری من فقط از فکر خودم و اطرافیانم به وجود آمد. امروز می‌نویسم برای تمام کسانی که فکر می‌کنند این دنیا تمام شدنی نیست و به بدی هر روز خود عادت کرده‌اند. فکر می‌کنم ظلم پایدار است و انسان فقط صاحب جسم است و روح او را فراموش کرده اند.  
امروز می‌خواهم بنویسم برای تمام کسانی که همانند من بیمار هستند، اما فقط جسم و روح بلند و استواری دارند. سال‌ها پیش نویسنده بودم با روحی بزرگ اما بعد از ازدواج خود را وارد دنیای بی‌ارزشی کردم که تمام عقاید و افکارم را خراب کرد و روحم را از انسانیت جدا کرد. امروز می‌خواهم برگردم به روزهای انسانیت خودم، به چیزی که بودم و خواهم بود. من یک بیمار سرطانی هستم که تحت معالجه هستم و می‌خواهم در طول زمانی که تمام سختی‌ها را پشت سر می‌گذارم، به تمام کسانی که همانند من هستند بگویم که دنیایم چه بود و چه شد. بگویم از مرگ نترسید. از این لحظه‌ها با تمام رنج و سختی‌اش لذت ببرید، چراکه امتحان الهی را با تمام وجود قبول کردم. من هم لحظه‌های سخت بسیار تحمل کردم، لحظه‌ای پیش آمده که عنقریب کافر شوم، لحظه‌ای پیش آمده که به خدا اعتراض کنم. لحظه‌ای پیش آمده که بلند به اندازه‌ای که به عرش الهی برسد فریاد زدم و طلب مرگ از خدا کردم. تمام این لحظات ممکن است برای هر بیماری مانند من پیش آمده باشد. لحظه‌های ناخوشی که از تمام دنیا و انسان‌ها می‌گذری. همه چیز را فراموش می‌کنی و فقط به این فکر می‌کنی که زنده می‌مانم یا می میرم.
سمیرا زارع- طلوع: 1369، غروب 1396

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی