[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۹۹۲
  • دوره جدید

مسعود مقیم: استعدادیابی فلسفه‌ای بزرگ دارد و دستیابی به آن یک‌شبه اتفاق نمی‌افتد، روزنامه شیراز نوین

شیرازنوین: شاید پرداختن به یکی از خوشنام‌ترین و معتبرترین مربیان تاریخ فوتبال فارس، باید خیلی زودتر از این‌ها و توسط رسانه‌های مختلف شهر شیراز انجام می شد. مسعود مقیم، بازیکن دهه‌های شصت و هفتاد دو تیم محبوب شهر شیراز و کسی که سال‌هاست به عنوان یکی از مربیان کارآمد فوتبال پایه در سطح ملی فعالیت می کند و کارنامه ای درخشان از خود به جا گذاشته. در هفته ای که گذشت فرصتی برای گفت‌وگو با «سَراستعدادیاب تیم‌های ملی پایه» دست داد. گفت‌وگویی مفصل که البته آن طور که باید و شاید کامل نیست و شنیدن، نوشتن و استفاده از تجربیات مسعود مقیم نیاز به فرصت‌های بیشتری دارد. همچنین به دلیل طولانی شدن اولین گفت‌وگوی ما با این مربی، متن این مصاحبه در چند بخش و طی چند روز متوالی پیش روی خوانندگان شیرازنوین قرار خواهد گرفت. اولین قسمت این مصاحبه به مروری بر کارنامه ورزشی مسعود مقیم اختصاص دارد و همچنین مقدمه ای بر بحث استعدادیابی در فوتبال.
ـ برای شروع، در مورد دوران فوتبال و سابقه مربیگری خودتان صحبت کنید.
از سال 1360 تا 1370 بازیکن تیم برق شیراز بودم و از سال 70 تا 75 هم در تیم مرصاد عضویت داشتم. بعد مربیگری در رده های پایه را شروع کردم و اولین تجربه من در تیم جوانان صدرا بود. سال بعد به تیم مرصاد رفتم و دستیار آقای عباس زارع بودم در لیگ دسته سوم کشور و این تا سال 1379 ادامه داشت. سال 79 به عنوان مربی در تیم جوانان فجر بودم و با آقای رستمی قهرمان جوانان ایران شدیم. بعد از آن بود که آمدم توی بحث استعدادیابی و همان زمان اولین استعدادیابی در سطح کشور اتفاق افتاد. آقایان جلالی و دکتر خداداد در زمان ریاست آقای صفایی فراهانی در فدراسیون فوتبال، استعدادیابی را در 9 منطقه کشور انجام می دادند و من هم در کنار ایشان بودم. و به عنوان استعدادیاب فدراسیون فوتبال معرفی شدم. بعد رفتم و در کنار تیم ملی جوانان به عنوان استعدادیاب و آموزش دهنده مشغول شدم. آقای مجید جلالی من را ارزشیابی و به فدراسیون معرفی کرد که به عنوان مربی تیم‌های پایه مشغول به کار شوم و اولین تیم ملی زیر 13 ساله ها که تشکیل شد، من به عنوان مربی آن تیم انتخاب شدم؛ یعنی در سال 1380.  از همان زمان تا به حال در تیم های ملی به عنوان مربی و استعدادیاب مشغول فعالیت هستم. پس از تیم ملی زیر 13 سال، مربیگری تیم ملی زیر 14 ساله‌ها به من سپرده شد. سه دوره با سه تیم مختلفِ زیر 14 سال در مسابقات آسیایی شرکت کردیم و بعد دو دوره با تیم زیر 15 ساله ها بودم که با این تیم قهرمان آسیا شدیم. یک بار در کرج و یک بار هم در اردن. بعد که تیم ملی نوجوانان به جام جهانی رفت، دوباره یک دوره با تیم ملی زیر 17 ساله ها بودم. بعد از دو دوره که مربی تیم ملی نوجوانان بودم به تیم ملی جوانان رفتم و از سال 89 تا 92 آنجا بودم که یکی از بهترین تیم های ملی جوانان ایران بود و الان اکثر بازیکن هایی که در آن تیم بودند الان یا عضو تیم ملی هستند یا سودای حضور در تیم ملی بزرگسالان را دارند. بازیکنانی مثل آزمون، جهانبخش، عزت اللهی، ترابی، کنعانی، چشمی، عبدالله زاده، اسماعیلی، محمدی و... همچنین تیم زیر 15 ساله هایی که در سال 84 داشتیم و قهرمان آسیا شدیم، تیم بسیار خوبی بود و چند بازیکن از همون تیم الان در تیم ملی بزرگسالان ما عضویت دارند؛ مثل کریم انصاری فر و احسان حاج صفی. از سال 92 که تیم ملی المپیک تشکیل شد، دوباره کار استعدادیابی به من واگذار شد؛ چرا که بازیکن‌هایی که حالا از نظر سنی برای المپیک مناسب بودن، همان بازیکنانی بودند که در دوره فعالیت من در تیم جوانان از آن‌ها شناخت داشتم. کار استعدادیابی به من محول شد و آقای وینگادا به عنوان سرمربی تیم امید انتخاب شد. بعد از چند اردو که آقای وینگادا من را مورد ارزشیابی قرار داد، به عنوان دستیار ایشان انتخاب شدم. به مدت یک سال و نیم با ایشان بودم که بعد از ایشان هم آقای خاکپور آمد و با ایشان هم در دور مقدماتی که بازی ها در تهران برگزار می شد، همکاری داشتم و بعد از تیم ملی امید کنار کشیدم؛ یعنی یک سیری داشتم که از زیر 13 ساله های تیم ملی شروع کردم تا زیر 21 سال! و این چیزی حدود 13 سال طول کشید که در رده های مختلف تیم ملی فعالیت داشتم و کار انجام دادم. در حال حاضر هم به عنوان استعدادیاب فدراسیون فوتبال مشغول به کار هستم که هر جایی که مأموریت استعدادیابی تیم های پایه پیش بیاید، ما را می فرستند که برویم و انجام بدهیم. اخیراً هم در مشهد فستیوال بزرگ ملی زیر 12 ساله های ایران بود که من هم بودم و به عنوان مسئول کار استعدادیابی مشغول فعالیت بودم. 
ـ چطور شد که به این سطح در بحث استعدادیابی رسیدید؟ چطور استعدادها را تشخیص داده و انتخاب می کنید؟ 
استعدادیابی به دو شکل اتفاق می افتد. یک زمان دیدن مسابقات هست که شما بازی نفرات را می‌بینید و عملکرد بازیکن ها را ارزیابی می‌کنید. اما یک زمان که گفته می شود که فلان رده سنی بیایند برای استعدادیابی برای تیم های ملی نوجوانان، جوانان و المپیک و... و این‌ها دور هم جمع شده و توی یک مراحل مختلفی زیر نظر قرار می گیرند و  بر اساس آن ارزش ها و قابلیت‌هایی که دارند، می توانیم تشخیص بدهیم که چه بازیکن هایی هستند که توانایی کمک به تیم ملی را دارند. البته خود استعدادیابی فلسفه بزرگی دارد و خیلی باید در این فلسفه بزرگ کار کنید و تجربه کسب کنید. یک شبه اتفاق هم نمی‌افتد. نیاز به زمان دارد و باید خیلی چیزها را تجربه کنید. چون استعداد به این شکل هست که شاید فقط 20 درصد آن با چشم قابل مشاهده باشد و 80 درصد نهفته است. استعدادیاب خوب کسی هست که بتواند مقداری از آن استعدادهای نهفته بازیکن را موقعی که فعالیتی انجام می‌دهد، حس کند و ببیند. و بر اساس چیزهایی که می‌خواهد انجام دهد و قادر نیست، تصمیم بگیرد! چرا؟ چون به او گفته نشده و برای همین نمی‌تواند انجام بدهد! وقتی گفته شود قطعاً چیزی که در نظرش هست را می‌تواند انجام دهد؛ یعنی شما احساس می کنید که این بازیکن می خواهد کارهایی بکند ولی نمی تواند چون نمی‌داند! این خیلی مهم است. پس استعدادیابی این طور نیست که شما یک چیزی را ببینی و بگویید این خودشه. نه این‌طور نیست. بعضی چیزها نهفته است. در دنیا روی بحث استعدادیابی خیلی کار می کنند. یکسری استعدادیابی هایی که انجام می‌شود، بحث پیکرسنجی هم داخلش هست. بر اساس آن هم می‌شود تشخیص داد که یک استعداد در چند رشته ورزشی می‌تواند فعالیت کند؛ چون فوتبال یک ورزش همگانی است و همه فوتبال را دوست دارند و طبعاً می‌خواهند فوتبالیست شوند. ولی خیلی از کسانی که می‌آیند برای فوتبالیست شدن، ممکن است به درد فوتبال نخورند و به درد رشته های دیگری بخورند. حتماً هم در مورد خیلی ها همین‌طور بوده و چون همه علاقه‌مند هستند و جامعه هم بیشتر گرایش به فوتبال دارد و این ورزش یک هیجان خاصی دارد و یک کار گروهی هیجانی است؛ به همین خاطر همه رو می‌آورند به فوتبال. حالا چقدر از این استعدادهایی که می‌آید برای آموزش، می‌تواند به جایی برسد؟ دیگر بستگی به قابلیت هایشان دارد و این قابلیت ها هم به مرور مشخص می‌شود. حالا یک نفر مثل علی دایی شاید در هیچ رده ای در تیم های ملی پایه عضویت نداشته اما به یکباره به تیم ملی بزرگسالان وارد می‌شود. به همین خاطر هست که می‌گویند: 80 درصد استعدادها نهفته است. زمان پیدا شدن این استعدادها مشخص نیست که شما بگویید الان این استعدادهایی که دارم می‌بینم، بهترین هستند و بهتر از این‌ها وجود ندارد. نه این‌طور نیست. قطعاً بهتر از این‌ها هم پیدا خواهد شد. چون شما هر چه که فعالیت می کنید می‌بینید که روز به‌روز آدم‌هایی جدید کشف می‌شوند. چون بر اساس قابلیت هایی که دارند و کاری که انجام می‌دهند و تحت فشار قرار می‌گیرند، مجبور می‌شوند چیزهایی که در ذهنشان هست را بر اساس آموزش هایی که داده می شد انجام بدهند و این باعث رشد آن‌ها می‌شود و در آینده نشان داده می‌شود. شما می‌بینید که خیلی از فوتبالیست ها که در تیم ملی بزرگسالان هستند، در هیچ رده تیم های ملی نبودند ولی در تیم ملی بزرگسالان وارد شدند. پس این همان استعداد نهفته ای است که قبلاً دیده نشده یا اگر دیده شده به آن توجه نشده که یکسری استعداد نهفته داخل این وجود دارد. آن زمان باید دقت بیشتری روی آن بازیکن صورت می گرفته که نگرفته. این مقدمه ای است برای بحث استعدادیابی که یک فلسفه بزرگ و گسترده دارد که کاملاً علمی است و باید به صورت علمی به آن وارد شد.
ادامه دارد...

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی