[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۸۶۹
  • دوره جدید

یادداشت روز، روزنامه شیراز نوین

زندگی دوزخی

شیرازنوین- سعیدرضا امیر آبادی

amirabadi_shznvn@yahoo.com

مادر سنگدل فسایی کودک دو ساله خود را سر برید و پس از آتش زدن خانه، اقدام به خودکشی نافرجام کرد. این خبر آنقدر منقلب کننده و تأثیرگذار هست که زمینه‌های بروز قضاوت‌های هیجانی به‌وجود آورد. در نگاه اول خواننده سراپا خشم و نفرت شده و خواستار اجرای قانون و برپایی دار مجازات در کوتاه‌ترین زمان ممکن است. اما با نگاهی عمیق‌تر باید در پی خاستگاه اصلی چنین فجایعی باشیم. فجایع ناگواری که تنها بنیان یک خانواده را دچار فروپاشی نمی‌کند بلکه آثار ناگوار آن تا مدت‌های زیادی در بطن جامعه رسوخ کرده و حتی زمینه‌ساز بروز بسیاری از حوادث مشابه می‌تواند باشد. مسئله بروز افسردگی در زنان به ویژه در دوران حاملگی، پس از تولد کودک و یا در مقابله با شرایط سخت عاطفی خاستگاه علمی دارد و به عنوان امری اثبات شده به مقبولیت رسیده است. از آنجایی‌که این بیماری دوره رشد تدرجی داشته و همانند آبله مرغان و سرماخوردگی دارای نشانه‌های آشکاری نیست، متأسفانه بسیاری از خانواده‌ها آنرا جدی نگرفته و از کنار نشانه‌های آن به آسانی عبور می‌کنند. این در حالی است که بن‌بست‌های روحی و روانی سایه سنگین خود را بر روحیات زنان گسترش داده و او را تا رسیدن به مرزهای جنون بدرقه می‌کند.

برای پیشگیری از شیوع چنین بحران‌هایی اقدامات تک بعدی و یک‌جانبه راه‌گشا نیست. دستگاه‌های اجرایی از قبیل وزارت بهداشت و درمان، بهزیستی و همه سازمان‌های ذی‌ربط باید با درک میزان اهمیت ماجرا، اقدامات گسترده‌ای را در دستور کار قرار داده و زنان جامعه به عنوان اصلی‌ترین رکن خانواده را مورد حمایت‌های همه جانبه روحی و روانی قرار دهند. از سوی دیگر این وظیفه دیگر اعضاء خانواده است که در مقاطع سرنوشت‌ساز نگاه ویژه‌ای به سلامت زنان داشته و پشتیبانی‌های لازم را از آنان به عمل آورند. عیان است که حال خوب جامعه در پی توجه به احوال زنان و خواسته‌های بر حق آنان میسر می‌شود و جامعه‌ای که حفظ سلامت روحی و روانی آنان را به فراموشی بسپارد فاصله چندانی تا فروپاشی نخواهد داشت. قربانی شدن کودک دو ساله توسط مادر خود تلنگر دردناکی است تا همه مردم و مسئولان توجه بیشتری به نیمی از اقشار جامعه داشته باشند و نگاه‌های زن‌ستیزانه‌ای که هنوز در برخی افکار متحجرانه لانه کرده را دچار تعالی و به روز‌رسانی کنند. همدلی، همفکری، احترام به حقوق زنان، تجلیل از زحمات شبانه‌روزی آن‌ها و مجموعه اقداماتی از این دست می‌تواند نقش عمده‌ای در راستای پیشگیری از چنین رخداد‌های شومی به همراه داشته باشد. شاید مادر فسایی آخرین زنی نباشد که خود و فرزندش را در پی انحطاط روحی، افسردگی و جنون آنی به مسلخ‌گاه می‌فرستد، اما می‌توان امیدوار بود که بسامد مخابره این گونه اخبار با ایجاد حمایت‌های بیشتری که از سوی دولت و خانواده‌ها از زنان صورت می‌گیرد، کاهش یابد. تنها زنانی که از سلامت جسم و روح سالم برخوردار باشند، می‌توانند فرزندانی توانمند را تربیت نموده و بنیان خانواده و در نهایت محیط پیرامون را تعالی بخشند. پس از قضاوت‌های هیجانی و غضب‌آلود پیرامون واقعه دردناکی که در فسا به وقوع پیوست، باور داشته باشیم که شاید چنین زنان و مادرانی قربانی فراموشی همه ما بوده باشند و هر یک از ما در وقوع چنین حوادثی مبرا از گناه نیستیم. تصحیح خبر: پس از آنکه همه نشانه‌های افسردگی مادر از سوی اطرافیان نادیده گرفته شد و اقدامات پیشگیری از بیماری روحی و روانی از او به عمل نیامد، وی در اقدامی جنون آمیز سر کودک دو ساله خود را برید و پس از آتش زدن خانه اقدام به خودکشی نافرجام کرد. گفتنی است که اینک وی در آستانه آغاز زندگی دوزخی خود می‌باشد.

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی