[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۶۸۱
  • دوره جدید

۶۳ زن و دختر از این مرد شاکی هستند، روزنامه شیراز نوین

چندی پیش در حالی خبر دستگیری یکی از زندانیان فراری یزد در شب دامادی ساختگی‌اش در یک دفتر ازدواج و طلاق تقلبی در مشهد رسانه‌ای شد که این مرد ٣٠ ساله در گفت‌وگویی پرده از راز کلاهبرداری‌های سریالی‌اش که بیش از ۶٠ زن و دختر جوان را در سراسر کشور فریفته بود برداشت.
پیگیری‌های میدانی پلیس فتای خراسان‌ رضوی زمانی دست این زندانی فراری را برای قانون رو کرد که گزارش این پرونده در تاریخ هفدهم مهر‌ماه از سوی دادسرای استان یزد با طرح موضوعی مبنی‌بر اینکه فردی شیاد متهم به کلاهبرداری از ۶٠ زن و دختر جوان در سراسر کشور به‌تازگی از زندان یزد متواری شده و در حال حاضر به مشهد گریخته است، به دادسرای مشهد مخابره شد.
با به دست آمدن این اخبار، پیگیری‌های قضایی انجام شد و تحقیقات شناسایی و جلب متهم بر عهده قاضی حقدادی، دادیار شعبه ویژه رسیدگی به جرائم رایانه‌ای دادسرای مشهد، قرار گرفت. با توجه به اینکه اطلاعاتی از محل اختفای این مرد ٣٠ ساله در دست نبود، دستور ردزنی او به پلیس فتای خراسان‌ رضوی داده شد و تیمی از کارشناسان زبده این پلیس تخصصی در جریان موضوع قرار گرفت.
بررسی‌های پلیسی برای جلب متهم اصلی ادامه داشت تا اینکه بیستم مهر‌ماه، این مجرم سابقه‌دار، در حالی که زنی جوان را فریفته بود و قصد داشت با وی ازدواج کند، در یک شعبه جعلی دفتر ازدواج و طلاق در مشهد دستگیر شد.
متهم پس از تشکیل پرونده در پلیس فتای استان به دادسرای مشهد انتقال یافت و سپس با دستور قاضی حقدادی، روانه زندان شد. در یکی از جلساتی که این مرد جوان برای بیان اعترافاتش به شعبه ویژه رسیدگی به جرائم رایانه‌ای احضار شده بود، فرصتی دست داد تا با این زندانی فراری دقایقی به گفت‌وگو بنشینیم که نتیجه آن را در ادامه می‌خوانید.
ـ متأهلی؟
بله.
ـ همسرت از اتهاماتت مطلع است؟
متأسفانه بله.
ـ چرا وارد این بازی شدی؟
مشکلات اقتصادی بدجور زندگی‌ام را تحت تأثیر قرار داده بود. از طرفی، وضعیت بازار هم به هم ریخته بود و کارم همیشه عقب می‌افتاد. سر مسائل کوچک با همسرم جر و بحث می‌کردم که البته حق با او بود. برای همین تصمیم گرفتم از راه نادرست خرج و مخارج زندگی‌ام را در بیاورم.
ـ همسرت هم خبر داشت؟
نه، به او چیزی نگفتم چون اگر متوجه می‌شد، حتماً مقابلم می‌ایستاد.
ـ نقشه‌ات را چطور عملی کردی؟
تلویزیون زیاد نگاه می‌کنم و علاقه زیادی به برنامه‌های پلیسی دارم. چندی پیش، مصاحبه پلیس فتا با متهمان چند پرونده کلاهبرداری از طریق سایت همسریابی را شنیده بودم و می‌دانستم افراد زیادی هنوز وجود دارند که در این سایت‌ها عضو هستند. برای همین در چند سایت همسریابی عضو شدم و البته حواسم بود که اشتباهاتی که متهمان دستگیرشده در برنامه تلویزیونی گفته بودند را مرتکب نشوم. در صفحه مشخصات فردی، خود را فردی متمول و دارای تحصیلات عالیه معرفی کردم و با چند دختر جوان ارتباط گرفتم. با توجه به اینکه دختران مجرد به دنبال شوهری پول‌دار می‌گشتند، ادعا می‌کردم یکی از نیروهای اطلاعات یا وابسته به سازمان‌های دولتی هستم. در برخی از ارتباطاتم نیز خود را به عنوان مالک یکی از طلافروشی‌های بزرگ یزد یا تاجری معروف معرفی می‌کردم.
ـ طعمه‌هایت تو را باور می‌کردند؟
بله، برخی‌ها باورم می‌کردند و بازی می‌خوردند اما برخی‌ها متوجه گفته‌های دروغینم می‌شدند که البته آن‌ها را هم بازی می‌دادم. وقتی متوجه می‌شدم برخی از دختران متوجه دروغ‌هایم شده‌اند، عکس‌ها یا فیلم‌هایی که از داخل هواپیما گرفته بودم را برایشان ارسال می‌کردم و ادعا می‌کردم در هواپیمای اختصاصی و در حال سفری کاری به کشوری خارجی هستم. این عکس‌ها گفته‌های کذبم را باورپذیر می‌کرد؛ بنابراین بعد از اینکه طعمه‌ام را به دام می‌انداختم، نقشه خود را عملی می‌کردم.
ـ با چه هدفی با دختران جوان ارتباط می‌گرفتی؟
از عکس‌های برخی از دختران مشخص بود که وضعیت اقتصادی مطلوبی دارند؛ بنابراین با هدف سرکیسه کردن آنان، با این افراد وارد رابطه می‌شدم. در آغاز رابطه دوستی، خود را فردی متمول و دارای تحصیلات عالیه، دکترا یا مهندسی، معرفی و ادعا می‌کردم در پی ازدواج با فردی هم‌سطح خودم می‌باشم.
ـ تحصیلاتت چقدر است؟
سیکلم را هم به‌زور گرفتم.
ـ چگونه دختران را سرکیسه می‌کردی؟
وقتی طعمه‌هایم را به دام می‌انداختم، در ادامه با خانواده‌های‌ آنان نیز ارتباط می‌گرفتم و با خواستگاری دخترشان، فضای اعتماد‌گونه‌ای را مهیا می‌ساختم و قرار جلسه خواستگاری را تنظیم می‌کردم. روزی که قرار بود به وعده‌‌ام عمل کنم، با دختری که با وی آشنا شده بودم تماس می‌گرفتم و ادعا می‌کردم مادرم دچار سکته مغزی یا قلبی شده و نمی‌توانم آن روز به خانه‌شان بروم و به بهانه اینکه کیف پولم را فراموش کرده‌ام و باید هزینه بیمارستان را تصفیه کنم، مبالغی را از آنان می‌گرفتم و پس از این ماجرا، تلفن همراهم را خاموش و خطم را از دسترس خارج می‌کردم.
ـ تاکنون سر چند نفر کلاه گذاشته‌ای؟
وقتی در یزد دستگیر شدم، آنجا ۶٠ شاکی از سراسر کشور داشتم که با قرار وثیقه ٣ میلیارد ریالی، روانه زندان شدم و وقتی به مشهد آمدم، سر دو خانم جوان را نیز کلاه گذاشتم و بالغ بر ٩ میلیون تومان از آنان کلاهبرداری کردم.
ـ چطور به دام افتادی؟
با رؤیا زن مطلقه ساکن مشهد در یک سایت همسر‌یابی آشنا شدم و قرار بود او را به عقد موقتم در بیاورم که البته پیش‌ از آن با دختری دیگر در همین شهر آشنا شده بودم و قرار بود به مشهد بیایم. برای همین یک واحد آپارتمان مسکونی را اجاره کردم و با همان زن مطلقه وعده ازدواج گذاشتم که ناگهان مأموران وارد ساختمان شدند و مرا دستگیر کردند.
ـ چگونه از زندان فرار کردی؟
دو ماه پیش با قرار وثیقه از زندان مرخصی گرفتم اما بعد از اتمام مرخصی، دیگر به زندان برنگشتم و در این بین برای اینکه بتوانم امورات شخصی‌ام را بگذرانم، مجدداً در سایت‌های همسر‌یابی عضو شدم و به اقدامات مجرمانه‌ام ادامه دادم.
ـ چه حسی داری؟
دلم برای همسر و فرزند خردسالم می‌سوزد. آنان پا‌سوز اشتباهات و زیاده‌خواهی‌های من شدند. خدا کند که همسرم بابت این جرائم مرا ببخشد و حلال کند.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی