[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۸۰۳
  • دوره جدید

یلدا؛ کهن‌میراث جاویدان ایرانی، روزنامه شیراز نوین

شیرازنوین- سید محی الدین حسینی ارسنجانی

Arsanjani.moiin@gmail.com

امشب شب یلداست؛ شبی به‌یادماندنی و پرخاطره، طولانی‌ترین شب سال و گاه رفتن پاییز و آمدن زمستان. ایرانیان در طی هزاران سال، این شب را پاس داشته و آیین‌ها و رسومی کهنه از آن را برای نسل‌های بعداز خود به یادگار و ارمغان نهاده‌اند. شب یلدا درازترین و تاریک‌ترین شب در طول سال است و مردم ما، براساس سنت دیرینه خود در این شب تا سپیده‌دم بیدار می‌مانند و در کنار یکدیگر، خود را سرگرم می‌دارند و بهانه‌ای برای دورهمی و از حال و روز یکدیگر باخبرشدن را رقم می‌زنند.
یلدا، سنتی باستانی
یلدا و جشن‌هایی که در این شب برگزار می‌شود، سنتی باستانی است و تا به امروز در میان ایرانیان مرسوم بوده است. این شب به زمان بین غروب آفتاب از ۳۰آذر آخرین روز پاییز تا طلوع آفتاب در اول ماه دی نخستین روز زمستان اطلاق می‌شود. ایرانیان و بسیاری از دیگر اقوام، شب یلدا را جشن می‌گیرند. این شب در نیم‌کره شمالی با انقلاب زمستانی مصادف است و به همین دلیل، از آن زمان به بعد طول روز بیشتر و طول شب کوتاه‌تر می‌شود. واژه یلدا ریشه سریانی دارد و به معنای ولادت و تولد است. منظور از تولد، ولادت خورشید (مهر/میترا) است. رومیان آن را ناتالیس آنایکتوس، یعنی روز تولد مهر شکست‌ناپذیر می‌نامند. ابوریحان بیرونی از این جشن با نام میلاد اکبر نام برده و منظور از آن را میلاد خورشید دانسته است.
تاریخچه پیدایش
مردم روزگاران دور و گذشته که کشاورزی بنیان زندگی آنان را تشکیل می‌داد و در طول سال با سپری شدن فصل‌ها و تضادهای طبیعی خوی داشتند، بر اثر تجربه و گذشت زمان توانستند کارها و فعالیت‌های خود را با گردش خورشید و تغییر فصول و بلندی و کوتاهی روز و شب و جهت و حرکت و قرار ستارگان تنظیم کنند. آنان ملاحظه می‌کردند که در بعضی ایام و فصول روزها بسیار بلند می‌شود و در نتیجه در آن روزها، بیشتر می‌توانستند از روشنی و نور خورشید استفاده کنند. این اعتقاد پدید آمد که نور و روشنایی و تابش خورشید نماد نیک و موافق بوده و با تاریکی و ظلمت شب، در نبرد و کشمکش‌اند. مردم دوران باستان و از جمله اقوام آریایی، از هند و ایرانی، هند و اروپایی، دریافتند کوتاه‌ترین روزها، آخرین روز پاییز و شب اول زمستان است و بلافاصله پس از آن، روزها به تدریج بلندتر و شب‌ها کوتاه‌تر می‌شوند، از همین رو آن را شب زایش خورشید نامیده و آن را آغاز سال قرار دادند. بدین سان در دوران کهن فرهنگ اوستایی، سال با فصل سرد شروع می‌شد و در اوستا، واژه Sareda, Saredha «سَرِدَ» یا «سَرِذَ» که مفهوم «سال» را افاده می‌کند، خود به معنای «سرد» است و این، به معنی بشارت پیروزی اورمزد بر اهریمن و روشنی بر تاریکی است. در آثارالباقیه ابوریحان بیرونی، ص ۲۵۵۵ از روز  اول دی ماه، با عنوان خور نیز یاد شده است و در قانون مسعودی نسخه موزه بریتانیا در لندن، «خُره روز» ثبت شده، اگرچه در برخی منابع دیگر «خرم روز» نامیده شده است. در برهان قاطع ذیل واژه «یلدا» چنین آمده است: «یلدا شب اول زمستان و شب آخر پاییز است که اول جَدی و آخر قوس باشد و آن، درازترین شب‌هاست در تمام سال و در آن شب یا نزدیک به آن شب، آفتاب به برج جدی تحویل می‌کند و گویند آن شب، به غایت شوم و نامبارک می‌باشد و بعضی گفته‌اند شب یلدا یازدهم جدی است.»
مراسم شب یلدا
تاریکی نماینده اهریمن بود و چون در طولانی‌ترین شب سال تاریکی اهریمنی بیشتر می‌پاید، این شب برای ایرانیان نحس بود و چون فرامی‌رسید، آتش می‌افروختند تا تاریکی و عاملان اهریمنی و شیطانی نابود شده و بگریزند. مردم گرد هم جمع شده و شب را با خوردن، نوشیدن، شادی و پایکوبی و گفت‌وگو به سر می‌آوردند و خوانی ویژه می‌گستردند، هرآنچه میوه تازه فصل که نگاه‌داری شده بود و میوه‌های خشک در سفره می‌نهادند. سفره شب یلدا، «میَزد» نام داشت و شامل میوه‌های تر و خشک، نیز آجیل یا به اصطلاح زرتشتیان، لُرک که از لوازم این جشن و ولیمه بود، به افتخار و ویژگی «اورمزد» و «مهر» یا خورشید برگزار می‌شد. در آیین‌های ایران باستان برای هر مراسم جشن و سرور آیینی، خوانی می‌گستردند که بر آن افزون بر آلات و ادوات نیایش مانند آتشدان، عطردان، بخوردان، برسم و غیره، برآورده‌ها و فرآورده‌های خوردنی فصل و خوراک‌های گوناگون، خوراک مقدس مانند «می زد» نیز نهاده می‌شد. ایرانیان گاه شب یلدا را تا دمیدن پرتو پگاه در دامنه کوه‌های البرز به انتظار باز زاییده شدن خورشید می‌نشستند. برخی در مهرابه‌ها (نیایشگاه‌های پیروان آیین مهر) به نیایش مشغول می‌شدند تا پیروزی مهر و شکست اهریمن را از خداوند طلب کنند و شب‌هنگام دعایی به نام «نی ید» را می‌خوانند که دعای شکرانه نعمت بوده است. روز پس از شب یلدا (یکم دی ماه) را خورروز یا روز خورشید و دی‌گان می‌خواندند و به استراحت می‌پرداختند و تعطیل عمومی بود. خرم‌دینان، این روز را خرم روز یا خره روز می‌نامیدند. خورروز در ایران باستان روز برابری انسان‌ها بود. در این روز همگان از جمله پادشاه لباس ساده می‌پوشیدند تا یکسان به نظر آیند و کسی حق دستور دادن به دیگری نداشت و کارها داوطلبانه انجام می‌گرفت نه تحت امر. در این روز جنگ کردن و خونریزی حتی کشتن گوسفند و مرغ هم ممنوع بود. این موضوع را نیروهای متخاصم با ایرانیان نیز می‌دانستند و در جبهه‌ها رعایت می‌کردند و خونریزی به طور موقت متوقف می‌شد و بسیار دیده شده که همین قطع موقت جنگ به صلح طولانی و صفا تبدیل شده است. در این روز، بیشتر از این رو دست از کار می‌کشیدند که نمی‌خواستند احیاناً مرتکب بدی شوند که آیین مهر، ارتکاب هر کار بد کوچک را در روز تولد خورشید گناهی بسیار بزرگ می‌شمرد. ایرانیان به سرو به چشم مظهر قدرت در برابر تاریکی و سرما می‌نگریستند و در خورروز در برابر آن می‌ایستادند و عهد می‌کردند که تا سال بعد یک سرو دیگر بکارند.
یلدا در ایران 
ایرانیان چند هزار سال است که شب یلدا، آخرین شب پاییز را که درازترین و تاریک‌ترین شب در طول سال است، تا سپیده‌دم بیدار می‌مانند و در کنار یکدیگر خود را سرگرم می‌دارند تا اندوه غیبت خورشید و تاریکی و سردی، روحیه آنان را تضعیف نکند و با به روشنایی گراییدن آسمان به رخت‌خواب روند و لختی بیاسایند. در آیین کهن، بنابر یک سنت دیرینه، آیین مهر شاهان ایرانی در روز اول دی ماه تاج و تخت شاهی را بر زمین می‌گذاشتند و با جامه‌ای سپید به صحرا می‌رفتند و بر فرشی سپید می‌نشستند. دربان‌ها و نگهبانان کاخ شاهی و همه برده‌ها و خدمتکاران در سطح شهر آزاد شده و بسان دیگران زندگی می‌کردند. رئیس و مرئوس، پادشاه و مردم عادی همگی یکسان بودند. البته درستی این امر تأیید نشده و شاید افسانه‌ای بیش نباشد. ایرانیان در این شب باقی‌مانده میوه‌هایی را که انبار کرده بودند به همراه خشکبار و تنقلات می‌خوردند و دور هم، گرد هیزم افروخته می‌نشستند تا سپیده‌دم بشارت روشنایی دهد؛ زیرا به زعم آنان در این شب تاریکی و سیاهی در اوج خود است. جشن یلدا در ایران امروز نیز با گرد هم آمدن و شب‌نشینی اعضای خانواده و اقوام در کنار یکدیگر برگزار می‌شود. متل‌گویی که نوعی شعرخوانی و داستان‌خوانی است در قدیم اجرا می‌شده است، به این صورت که خانواده‌ها در این شب گرد می‌آمدند و پیرترها برای همه قصه تعریف می‌کردند. آیین شب یلدا یا شب چله، خوردن آجیل مخصوص، هندوانه، انار و شیرینی و میوه‌های گوناگون است که همه، جنبه نمادی دارند و نشانه برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند. این میوه‌ها که اغلب دانه‌های زیادی دارند، نوعی جادوی سرایتی محسوب می‌شوند که انسان‌ها با توسل به برکت‌خیزی و پردانه بودن آنها، خودشان را نیز مانند آنها برکت‌آور می‌کنند و نیروی باروی را در خویش افزایش می‌دهند. همچنین، انار و هندوانه با رنگ سرخشان نمایندگانی از خورشید در شب به شمار می‌روند. در این شب هم مثل جشن تیرگان، فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی یا پُری آن، آینده‌گویی می‌کنند.
یلدا در فارس
مردمان متمدن و بافرهنگ فارس هم در شب یلدا آداب و رسوم خاص خود را دارند. فارسیان و به ویژه شیرازی‌های بافرهنگ، از چند شب قبل از یلدا در تدارک انجام برنامه‌های شاد و مفرح این شب هستند و حتی از چند روز قبل به خرید انواع میوه و آجیل و خوراکی‌ها و... مبادرت می‌ورزند. اما درمورد خود شب یلدا، مردم شیراز علاوه بر آنکه اقوام و خویشان و فامیل نزدیک را دعوت به دورهمی فامیلی و خانوادگی می‌نمایند، برنامه مشاعره و حافظ‌خوانی یا تفأل بر دیوان شعر خواجه اهل راز، حافظ شیرازی و قرائت حکایاتی از سعدی یا شاهنامه‌خوانی را در دستور کار خود دارند و خوردن آجیل و هندوانه و انار و نان‌یوخه و شیرینی و رنگینک در دستور کار آنان است. رسیدگی به اقوام و دوستان نیازمند و دعوت از آنان برای حضور در جمع دوستانه و دادن هدیه و هدیه گرفتن و جمع شدن نوه‌ها و فرزندان در خانه پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها، از آداب و رسوم و سنت‌های دیرینه مردم شیراز و فارس در مراسم زیبای شب چله یا همان شب یلدا است.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی