[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۷۰۸
  • دوره جدید

به مناسبت سالروز درگذشت کمدین افسانه‌ای چارلی کبیر، روزنامه شیراز نوین

به مناسبت سالروز درگذشت کمدین افسانه‌ای
چارلی کبیر

 

شیرازنوین- سعیدرضا امیر آبادی

amirabadi_shznvn@yahoo.com

سینما، زنده به ستاره است. همه ممارست‌های سناریست، کارگردان و دیگر عوامل اجرایی در بن‌مایه‌های نمایشی اکتور اول تجمیع شده و فیلم را به سر منزل مقصود می‌رساند. اگرچه این دیدگاه می‌تواند متهم به سطحی‌نگری شود اما چه کسی می‌تواند ادعا کند که از تماشای بدمن‌ها و قهرمانان قصه غرق در شور و شعف نمی‌شود. اگرچه کیفیت همه این سوپراستارها یکسان نیست و لقب ستاره به گزافه ازسوی گروهی غصب شده است اما با این همه در عالم هنر هفتم ستاره همیشه محبوب خواهد ماند و هجوم موج نوها و جریان‌های سیال ذهن نمی‌تواند ماهیت جذاب آن‌ها را دگرگون سازد. با این حال در عالم زیباشناسی همواره رسم بر این نیست که هنرهای هفت‌گانه با گذشت زمان مسیر رشد و تکامل را پیموده و بر کوله‌بار ارزش‌های صوری و مفهومی خود، دستاوردی اضافه کنند. گذشت ایام نشان داده است که اصالت‌‌های دیرین می‌تواند بسیار روح‌نواز‌تر از مفاهیم خوش‌آب‌و‌رنگ فعلی باشد. اصالت‌هایی که بارقه‌های معناگرایانه را در قالبی عمومی‌پسند به پیشگاه مخاطب عرضه کرده و اقشار مختلف مخاطب از سیر و سیاحت در حال و هوای آنان غرق در لذت می‌شوند. در هنر هفتم هم رسم بر این است که آثار کلاسیک سینمای جهان همچون تندیسی زرین بر تارک تاریخ هفتمین هنر عالم زیبایی می‌درخشد و گذشت دوران سبب نمی‌شود تا مضامین ارزشی آن‌ها دچار زوال و فراموشی شود. یکی از سردمداران سینمای کلاسیک در جهان، چارلی چاپلین افسانه‌ای است. هنرمندی نستوه در عالم بازیگری و کارگردانی که توانست آثار گران‌مایه زیادی را در پرده نقره‌ای از خود به جای گذارده و در تالار مشاهیر جهان، جایگاهی منحصربه‌فرد برای خود تدارک ببیند. میزان اثرگذاری مجموعه آثار چاپلین کبیر در برهه‌ای ارزشمند به نظر می‌رسد که از سفلی‌ترین طبقات اجتماع تا صاحب‌نظران تئوری‌های اجتماعی در برابر او به احترام، کرنش کرده و از مفاهیم گسترده‌ای که در آثارش نهفته است، غرق در حیرت و تمجید می‌شوند. طبقه‌بندی و لایه‌های داستان‌های چاپلین به‌گونه‌ای شکل گرفته است که از آن‌ها می‌توان برای دقایقی لذت برد و در درازمدت به اندیشه‌های والایی که در پس آن نهفته است، اندیشید. از سوی دیگر، تمامی معادلات یادشده در پناه شیوه‌های ستایش‌برانگیزی از نقش‌آفرینی عرضه می‌شود. چاپلین موفق به خلق کاراکتری در بن‌مایه شخصیتی خود شد که علی‌رغم تمامی معصومیت‌های ظاهری، طغیانگر و ظلم‌ستیز است. اگرچه او ناچار به اطاعت از پلیس بداخلاق محله و صاحب کارخانه استثمارگر است، اما با تاب شدن تحملش، قید همه چیز را زده و به شیوه‌های خاص خودش به انتقام‌جویی می‌پردازد. وجه تمایز چاپلین با دیگر هم‌قطارانش در این است که کاراکتر کمیک او با خشم و اعتراض به صورت منحصربه‌فردی ترکیب شده است و در یک سکانس کوتاه تماشاگر می‌تواند طیف گوناگونی از احساسات متضاد را در میمیک و حرکات چاپلین به نظاره بنشیند. البته ابرمرد کمیک سینمای جهان، تنها منتقد مسائل اجتماعی نیست، بلکه مقارن شدن حیات وی با جنگ جهانی دوم سبب می‌شود تا چاپلین به سراغ یکی از بزرگ‌ترین دیکتاتورها و جنایتکاران قرن برود. ایفای نقش چارلی در نقش هیتلر و بازی او با بادکنکی که به شکل کره‌زمین طراحی شد، تا عمر سینما پابرجاست، بر پرده نقره‌ای خواهد درخشید و مخاطبان را به تحسین وا می‌دارد؛ از سوی دیگر چارلی چاپلین را می‌توان پیشگوی تمام‌عیار دانست. او در دورانی متولد شد که عموم مردم شیفته مظاهر ابتدایی دنیای مدرنیته شده بودند و از آن استقبال زیادی می‌کردند. نسل عامی آن روزها خبر نداشت که ابرربات‌ها قرار است تا در کارخانه‌ها جای انسان‌ها را تنگ‌تر کرده و مقدمات بیکاری روزافزون بشری را مهیا سازند. اما چاپلین با نگاهی ژرف‌اندیشانه به عمق ماجرا پی برد که ورود اجتناب‌ناپذیر ماشین‌آلات به زندگی انسان، چه تبعاتی را می‌تواند برای ما به ارمغان بیاورد. از این‌رو فیلم‌نامه «عصر جدید» را به رشته تحریر درآورد. در آن دوران شرکت‌های فیلم‌سازی تمایلی به ساخت محصولی در مذمت ماشین‌آلات نداشتند و از انعقاد قرارداد با چارلی سرباز زدند. نتیجه کار چنان شد که چاپلین در مقام کارگردان و تهیه‌کننده فیلم، ایفای نقش کرد و یکی از آثار برجسته سینمای جهان را ساخت. البته تصور و پیش‌بینی شرکت‌های فیلم‌سازی درست بود. چون «عصر جدید» یک میلیون و پانصد هزار دلار هزینه در برداشت و این فیلم تنها توانست یک میلیون و چهارصد هزار دلار برای چاپلین به ارمغان بیاورد. ضرر یکصد هزاردلاری چاپلین را دل‌زده و مأیوس نکرد؛ چراکه به‌خوبی می‌دانست که آیندگان تا چه میزان هنر شگرف او را ستایش خواهند کرد و «عصر جدید» در حقیقت فیلمی برای آیندگان است. شاید اندیشه‌های خود چاپلین کبیر نیز از قید زمان و مکان رها شده باشد و برای هر عصری، راز‌هایی برای متجلی شدن بیابد. اگر او بهترین نقش‌آفرین تاریخ سینما لقب نگیرد، به‌طورحتم چارلی چاپلین کمدین کبیر سینماست.

اسطوره سینمای صامت
چارلی مهم‌ترین و تأثیرگذارترین شاگرد مک‌سنت و فرزند یک نمایشگر تالارهای محلی موسیقی انگلیسی به نام جرالدین چاپلین بود. والدین چاپلین، هر دو هنرمندانی در سالن بزرگ شهر لندن بودند و هر دو بازیگر و آوازه‌خوان، اما پیش از آنکه وی 3 ساله شود از هم جدا شدند. چارلی آواز خواندن را از مادرش آموخت. بعدها مادرش دچار بیماری روانی می‌شود و در یک آسایشگاه در حوالی لندن بستری می‌شود اما پدرش زمانی که چارلی ۱۲ ساله بود، فوت شد. زمانی که مادرش در یکی از اجراهای زنده تئاتر که برای سربازان اجرا می‌شد، جسمی به سر وی برخورد کرد و آسیب دید، چارلی 5 ساله روی صحنه رفت و تماشاچیان عصبانی را با خواندن آهنگی سرگرم و آرام کرد. با بستری شدن مادر، چارلی و برادرش رابطه عمیق‌تری پیدا کردند و هر دو با استعداد بالایی که داشتند در همین سالن قدیمی که پدر و مادرشان در آن کار می‌کردند، مشغول به کار شدند. چاپلین در سال 1910 به آمریکا رفت و با برادرانش استودیو چاپلین را تأسیس کردند. در سال ۱۹۲۸ مادر چاپلین، درست در زمانی که ۷ سال از انتقال وی توسط پسران به هالیوود می‌گذشت، از دنیا رفت. بعدها چارلی از وجود برادری ناتنی از سمت مادر آگاه ‌شد به نام ویلر دریدن که این برادر نیز به مابقی برادران در هالیوود و استودیو چاپلین ‌پیوست.چاپلین فقیری بود که دوران کودکی را در دشواری و تنگدستی گذراند و در نخستین سال‌های شکوفایی سینما در آمریکا، با تکیه بر خلاقیت و استعداد خود به اوج شهرت رسید. در سال ۱۹۱۳ بازی چاپلین در آمریکا مورد توجه یکی از فیلم‌سازان قرار می‌گیرد و از آن پس با شرکت فیلم‌سازی کی‌استون همکاری می‌کند. وی نخستین فیلمش را با نام ساختن یک زندگی که فیلم کمدی بود در سال ۱۹۱۴ آغاز کرد. در این کمپانی و با این فیلم چاپلین به شهرت رسید. به‌تدریج چاپلین به محبوب‌ترین هنرمند تاریخ سینما تبدیل شد و تهیه‌کنندگی آثارش را نیز بر عهده گرفت.در 1913، هنگامی که با دستمزد 150 دلار در هفته در کمپانی کی‌استون استخدام شد، یک بازیگر سیار نمایش‌های وودویل آمریکایی بود. در نخستین فیلمی که به نام در تلاش معاش (1914) برای مک‌سنت بازی کرد، نقش یک شیک‌پوش تیپیک انگلیسی به او محول شد، اما با فیلم دومش، مخمصه غریب مبیل 1914، کاراکتر یک ولگرد کوچولو را معرفی کرد؛ کاراکتری که بعدها او را شهره آفاق ساخت و به یک نماد جهانی سینمایی از یک فرد عامی در دوران ما بدل کرد. چاپلین در کمپانی کی‌استون در 34 فیلم کوتاه و 6 حلقه‌ای داستانی با عنوان رمانس ناکام تیلی (1914) به کارگردانی مک‌سنت بازی کرد و کاراکتر این دلقک ریزنقش محزون را به‌تدریج پرورش داد. شخصیتی با کفش‌هایی که برایش بزرگ بودند، شلواری گشاد و کتی تنگ که کلاه لبه‌دار دربی بر سر می‌گذاشت. شخصیت‌پردازی درخشان او، همراه با حرکات پانتومیم که چارلی تبحر بی‌مانندی در آن داشت، از ولگرد کوچولو انسانی ساخت که با جهان پیرامون خود به کلی بیگانه است؛ ازجمله مشهورترین فیلم‌هایی که چاپلین در کمپانی اسانی ساخت، می‌توان به ولگرد، شغل، بانک، شبی در نمایش اشاره کرد. این فیلم‌ها در سال 1915 ساخته شدند.این فیلم‌ها چنان مورد استقبال قرار گرفتند که چارلی سال بعد درخواست هفته‌ای 10 هزار دلار به اضافه پیش‌پرداختی معادل 150000 دلاری پس از امضای قرارداد برای ساختن 12 فیلم برای کمپانی میوچوال را کرد.معروف‌ترین فیلم‌های چاپلین در کمپانی میوچوال عبارت‌اند از: بازرس فرودگاه 1916، مأمور آتش‌نشانی 1916، ساعت یک صبح 1916، سرسره‌بازی 1916، سمساری 1916، خیابان اوباش 1917، مهاجر 1917، ماجراجو 1917. چاپلین در سال ۱۹۱۹ به همراهی تعدادی از دوستان سینمایی‌اش اتحادیه سینماگران را تأسیس کرد. آن زمان این فرصت برای او پدید آمده بود تا پس از سال‌ها، به دل‌مشغولی‌های خود بپردازد و فارغ از نظام مافیایی حاکم بر هالیوود، حرف دل خویش را به زبان تصویر بیان کند. بسیاری چارلی چاپلین را تنها یک کمدین موفق می‌دانند حال آنکه او در طول زندگانی خود در زمینه موسیقی نیز استعداد فراوانی از خود نشان داد. ساخت موسیقی فیلم کار عادی وی بود و توانست در مجموع موسیقی 23 فیلم را به پایان برساند. موسیقی فیلم لایم لایت ساخته چاپلین در سال 1972 برنده جایزه اسکار شد. شخصیت چاپلین بیشتر به‌عنوان «آواره» شهرت یافت که در زبان‌های مختلف دنیا مفهومی به‌مانند فردی ولگرد با رفتارهای پیچیده اما بزرگ‌منشانه داشت. در سال ۱۹۱۵ چاپلین با یک کمپانی تازه قرارداد بست و مشغول ساخت فیلم‌های بلندتری شد. در سال ۱۹۱۶ کمپانی فیلم میوچوال مبلغ ۶۷۰ هزار دلار با چاپلین قرارداد بست و در مدت ۱۸ ماه وی ۱۲ فیلم بلندمدت کمدی برای آن‌ها ساخت که در این نوع از ویژگی ممتازی در تاریخ سینما برخوردار بودند. در واقع تمام فیلم‌های که در این کمپانی ساخته شد، به یک اثر کلاسیک سینمای کمدی تبدیل شدند. در پایان این سال‌ها آمریکا وارد جنگ جهانی شد و چاپلین دوره جدیدی از سینمای خود را با دوستانی آغاز کرد. از سال ۱۹۱۸ چاپلین در استودیو خود مشغول به کار شد. تمام فیلم‌های پیشین دوباره ویرایش و کات شدند و در سال‌های مختلف موسیقی و تدوین جدید صورت گرفت. دیکتاتور بزرگ، نخستین فیلم کاملاً ناطق چاپلین بود که در اوضاع نابسامان جهانی در دهه 40، اثری ضدنازی بود. این فیلم در مورد دیکتاتوری اروپایی و در واقع تاریخچه زندگی آدنوید هینکل، دیکتاتور کشور خیالی تامانیاست که دست به کشتار عمومی زده و اروپا را درگیر جنگ می‌کند. برخی این فیلم را نپسندیدند و برخی جنبه سیاسی آن را جدی و برخی آن را به‌قدر کافی جدی نگرفتند. با این حال این فیلم از نظر تجاری محبوبیت فراوانی پیدا کرد و چاپلین را همچنان به‌عنوان یک ستاره در اوج نگاه داشت. سرانجام، سر چارلز اسپنسر چاپلین 25 دسامبر سال 1977 در سن 88 سالگی درگذشت.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی