[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۷۵۲
  • دوره جدید

عده‌ای در تاریکی تیم برق جدید فارس را مدیریت می‌کنند ، روزنامه شیراز نوین

فوتبال فارس در لیگ‌های مختلف برتر، دسته اول و دسته دوم حال و روز خوبی در گذشته داشته است، که الهام گرفته از مربیان، مدیران باشگاه و کسانی بود که روزهای خوبی با تصمیمات خود برای فوتبال ساختند، اما امروز شرایط فوتبال فارس به هیچ وجه خوب نیست. فوتبال فارس امروز بی‌نظم و بی‌اساس، سلیقه‌ای، همراه به باندبازی در حال ادامه حیات است و به گروه‌های مختلفی تبدیل شده است و در حال غرق شدن است.
در حالی که آرزوی مردم و هواداران، حضور دوباره تیمی از فارس در لیگ برتر است، به‌راحتی یکی از دو شانس ما از بین رفت و با تصمیماتی که در ده روزه اخیر گرفته شد تنها می‌توانیم به تیم فجر شهیدسپاسی به‌عنوان مدعی صعود به لیگ برتر فوتبال دل ببندیم. این‌ها سخنان جمشید غدیری یکی از مربیان بادانش و کهنه‌کار فارس است که سال‌ها در لیگ‌های دسته یک، دسته دو و منطقه‌ای سابقه سرمربیگری دارد و چندین تیم را از لیگ‌های دسته دو به لیگ دسته یک آورده است؛ تیم‌هایی همچون پیام مخابرات فارس، شهرداری یاسوج یا تیم فجر احمدبن‌موسی را که از زیرگروه به لیگ سه و سپس لیگ دسته دوم آورد. وی بازیکنانی همانند مهرزاد معدنچی، محمدحسن ابراهیمی، محمدجواد زارع و... را کشف نمود که اولی در فجر و پرسپولیس، دومی در تراکتورسازی تبریز و سومی در فجر شهیدسپاسی و... سال‌ها درخشیدند. او مربی خاک‌خورده اهل شیراز است که به حقش در فوتبال کشور نرسید. گفت‌وگوی او را در ادامه بخوانید.
به‌جز هواداران و مردم، همه مقصر هستند 
در حادث شدن این شرایط برای فوتبال فارس همه مقصر هستند و تنها هواداران و مردم فارس و شیراز که همیشه حامی فوتبال بوده‌اند گناهی ندارند و تنها آسیب نیز به آن‌ها وارد خواهد آمد. 
جو ایجادشده برای فجر براساس لجبازی است 
تمام افکار آقای بردبار به‌عنوان مدیرعامل باشگاه آینده‌سازان برق جدید همراه فارس و منتقدینش براساس لجبازی بنا نهاده شده و هر روز هم بیشتر می‌شود. با انتخابی که روی نیمکت تیم آینده‌سازان برق جدید فارس شکل گرفت تنها چیزی که باید منتظر آن باشیم حضور تدارکات و روابط عمومی از شهر‌های دیگر است. در این تیم دلالیسم نفوذ کرده است و باشگاهی که در شرایط فعلی با مشکلات مالی مواجه است با مصاحبه‌های مدیرعاملش،کامیاب مدیرکل ورزش و جوانان استان فارس یکی از حامیان اصلی خود را از دست داد. این در شرایطی است که کمک به تیم ورزشی از سوی اداره کل ورزش و جوانان منع قانونی دارد، اما کامیاب به طرق مختلف تیم برق نوین را حمایت کرده بود. 
آقای بردبار! این تیم برای مردم است 
درست است که مالک و مدیرعامل باشگاه بردبار است اما باید بگویم تیم آینده‌سازان برق جدید متعلق به مردم است. چرا باید سرمربی این تیم به‌راحتی از تیم جدا شود و بازیکن‌های کلیدی تیم از تیم جدا شوند و به‌جای تقویت تیم، برق جدید در نیم‌فصل دوم تضعیف شود. این تیم متعلق به همان چندهزار هواداری است که در بازی با نفت مسجدسلیمان به تشویق آن‌ها پرداختند. 
عده‌ای در تاریکی تیم آینده‌سازان برق جدید فارس را مدیریت می‌کنند 
من نمی‌خواهم برای توسعه فوتبال نبش قبر کنم و بگویم در گذشته چه اتفاقاتی افتاده است، اما برای روشن شدن اذهان عمومی می‌گویم عده‌ای که بیش از دو سه نفر نیستند در تاریکی تیم فوتبال آینده‌سازان برق جدید فارس را مدیریت می‌کنند و برای فوتبال این شهر تصمیم می‌گیرند. حیات این افراد گل‌آلود بودن شرایط است و شرایط به وجود آمده فعلی باعث رشد آن‌ها از نظر مالی می‌شود. آن‌ها به دور از فضای مجازی و حضور در رسانه‌ها کار خودشان را انجام می‌دهند. 
چرا رفت‌وآمدهای دوساله اخیر برق جدید با این همه تنش انجام شده است 
چرا در فصل گذشته وحید رضایی رفت، شکاری آمد و باز وحید رضایی به تیم برگشت؟ این‌ها سؤالاتی است که هنوز روشن نشده است. بعد از این‌ها داوود مهابادی به تیم پیوست، این در شرایطی بود که مربیانی مثل پیروانی بهترین گزینه بودند؛ با وجود این، مهابادی با تمام مشکلات مالی باشگاه نتایج خوبی گرفت و بازی‌ها به نیم‌فصل رسید. بازیکنان برای حضور دوباره در تمرینات با مشکلات مالی (حتی برای ایاب‌و‌ذهاب) روبه‌رو شدند و مهابادی طاقت نیاورد و از تیم رفت که اگر مربی بومی مثل کلانتری و شکاری و پیروانی بود هیچ‌گاه این اتفاق نمی‌افتاد و با پدید آمدن شرایط بهتر مهابادی از تیم جدا شد. با جدایی این مربی، بازیکنان کلیدی تیم هم جدا شده و به تیم‌های مدعی و تیم این مربی سابق پیوستند که سؤال‌های زیادی را به وجود آورد. اما به پاسخ این سؤالات نرسیدیم که یک سؤال بزرگ دیگر هم از طرف بردبار به وجود آمد و آن هم این بود که چرا اسماعیلی به‌عنوان سرمربی تیم معرفی شد؟ یک مدیر برای ورود به این عرصه باید استراتژی و هدف‌گذاری و تعریف مالی مناسبی داشته باشد و بتواند با ارتباط با مراکز مختلف بخشی از نیازمندی‌های مالی را برطرف کند. یکی از کسانی که می‌توانست تیم آینده‌سازان برق جدید فارس را در ادامه راه سخت نیم‌فصل دوم لیگ دسته اول کمک کند کامیاب مدیرکل ورزش و جوانان استان فارس بود که شما به ستیز شخصی با آن پرداختی. اگر مشکلاتی وجود دارد باید در اتاق بسته و اتاق‌های فکر بیان شود. چگونه می‌توان با متولیانی که همیشه حمایت خود را نشان داده‌اند در ستیز بود و از آن‌ها توقع یاری داشت. 
چرا اسماعیلی؟
چرا یک لیسانسه در فوتبال را از دست می‌دهیم و به دنبال یک دیپلمه می‌رویم. رزومه اسماعیلی مربی جدید برق جدید در کجا نزدیک و برابر با مربیانی مثل پیروانی، شکاری و غلام‌زاده و دیگر مربیان بزرگ فوتبال فارس است. 
آمدن اسماعیلی و کمک‌مربی او نوید سقوط برق را می‌دهد
آیا آمدن آقای اسماعیلی و شکوهی نوید را می‌دهد که تیم ما به لیگ برتر برود؟ حق مردم و هواداران چیست؟ حق مردم و هواداران در برابر لجبازی‌های آقای بردبار چیست؟ تیمی که آماده و روپا بوده است و نیاز به ترمیم داشته و با گرفتن دو تا سه بازیکن دیگر در پست‌های مختلف به یکی از مدعیان اصلی صعود تبدیل می‌شده است، چرا باید تضعیف شود؟ 
تضعیف برق جدید فارس زاییده تفکرات مدیریت این باشگاه است
من به آقای کامیاب، هنرپیشه و کاووس عباسی اصحاب رسانه انتقاد دارم. چطور باید کمک‌های حداکثر مالی به تیم برق جدید بشود اما ظرفیت‌های بومی در تصمیمات مدیریتی این باشگاه لحاظ نشود. جای سؤال است استان به این پهناوری سرپرست و کمک‌مربی ندارد که باید از اهواز و تهران برای تیم برق جدید آورده شود. 
مگر شما حسین فرکی و فیروز کریمی را آورده‌اید که بگوییم تیم برای خودتان است و می‌توانید برای آن تصمیم بگیرید. مربی فعلی شما از نظر قد و قواره فوتبالی تا زیر زانوی پیروانی و معلومات یک‌هفته‌ای مربیان فوتبال فارس نیز نیست. دستیار ایشان چه اطلاعات علمی و سابقه‌ای از حضور در لیگ دارد؟ 
در حال حاضر دخالت لازم است
تیم فوتبال فجر شهیدسپاسی در حال حاضر روند رو به رشدی دارد و هفته‌به‌هفته نتایج بهتری می‌گیرد و اگر در حال حاضر صحبتی درباره آن‌ها انجام شود دخالت محسوب می‌شود، اما شرایط فعلی برق جدید که با شیب منفی همراه خواهد شد و تصمیمات بد گرفته شده متفاوت است. 
این حقارت برای تمام مربیان بزرگ فارس است 
من از جمشید غدیری صحبت نمی‌کنم که به‌خاطر مریضی همسرش در شروع فصل ۹۷ نمی‌تواند مربیگری کند. من از تمام مربیان ارزشمند فوتبال فارسی صحبت می‌کنم. این حقارت برای تمام مربیان بزرگ فوتبال فارس است که اتحاد تعاون و تشکل ندارند و تنها در سخنرانی‌ها و فضای مجازی از اتحاد صحبت می‌کنند. باید اسماعیلی بالای سر ما باشد. باید بردبار در این وضع نابسامان جولان بدهد. آقای بردبار حق دارد سرمربی از هر کجا که می‌خواهد بیاورد اما این سؤال به وجود می‌آید که در چه فضا و در چه شرایطی این تصمیم صورت بگیرد. اگر به دنبال فرکی‌ها و فیروز کریمی‌ها بودیم کسی خرده‌ای نمی‌گرفت.
مدیران غیرورزشی دولتی کجا هستند
کجای دنیا گفته شهر ۲۰ هزار نفری جم با چنین وضعیتی در لیگ‌برتر بدرخشد. مدیران دولتی مثل استاندار، شهردار و شورای شهر و نمایندگان کجا هستند؟ چرا شهر کوچکی مثل یاسوج در سه سالی که من در آنجا حضور داشتم ۹ میلیارد هزینه کرد؟ چگونه آن‌ها می‌توانند، ما نمی‌توانیم؟ بخش خصوصی بدون کمک دولت مردان نمی‌تواند به موفقیت برسد. 
دیگران مسبب اُفت فوتبال فارس نیستند 
مسبب غرق شدن کشتی فوتبال فارس، اصفهانی‌های کرمانی‌ها، تبریزی‌ها نیستند. مقصر تمام متولیان فوتبال فارس هستند، مقصر دولتمردان فارس هستند، مقصر مدیران حاکم یا کنار رفته هستند، مقصر سازمان‌هایی هستند که می‌توانند اما کمک نمی‌کنند. اگر شرایط همین طور ادامه داشته باشد در سال آینده بازیکنان وارداتی از استان‌های دیگر به بیش از حد استاندارد خواهد رسید و تیم‌های پایه هم بیش از این فراموش می‌شوند. 
همه کارشناس شده‌اند
در فضای فعلی فوتبال فارس همه کارشناس شده‌ایم همه نظر می‌دهیم همه منتقد شده و دهخدا و ارسطو در مقاله‌نویسی نقد و انتقاد هستیم اما کارشناسان به سه نفر هم نمی‌رسند. کاش کسی پیدا می‌شد و راهکاری ارائه می‌کرد. ما در شرایط فعلی نیازمند مدیران توانمند سیاسی و اقتصادی هستیم و نداشتن برنامه‌ریزی یکی از مشکلات اصلی ماست. با پیش‌کسوتان باید این فوتبال را درست کنیم. چرا دست‌های ما از هم جدا است؟ مگر بر سر ارث پدری به مشکل برخورده‌ایم؟ همه در تریبون صحبت از اتحاد و همدلی می‌کنند اما در عمل چیز دیگری است. هر کس مدعی کمک به فوتبال است بیاید تا من مشکلاتش را بگویم. هواداران چه گناهی دارند که در این بین هر روز شاهد اُفت فوتبال فارس هستند. 
برنامه‌ریزی‌های بردبار برای سقوط است 
تیم فوتبال فجر مطمئناً در نیم‌فصل دوم نتایج خیلی خوبی خواهد گرفت و در متن کار ایستاده و به حاشیه‌ها کاری ندارد. این تیم مورد احترام جامعه است و بیخود و بی‌جهت خود را وارد حاشیه نمی‌کند. اما شرایط برق جدید طور دیگری است. آن‌ها باید برای مردم احترام قائل شوند و برنامه ارائه دهند اما برنامه فعلی آن‌ها برای سقوط و یا ماندن در لیگ یک بنا نهاده شده است تیمی که در نیم‌فصل اول نشان داد از فجر بهتر است حالا آینده خوبی نخواهد داشت. بخشی از کارشناسی‌ها تهمت‌ها و افتراهایی که به بردبار زده می‌شود قابل‌ورود نیست و تنها براساس ذهنیت تحلیل می‌شود و نیاز به کارشناسی بیشتری دارد. اما حالا که فقط مدیرعامل باشگاه تصمیم می‌گیرد، سؤال این است که چه شناختی از آقای اسماعیلی سرمربی جدید دارند به‌جز اینکه ایشان مدت اندکی مربی نساجی بوده و رزومه قوی در سطح فوتبال ایران ندارد. این تصمیمات نشان می‌دهد کسان دیگری هستند که در بیرون از استان فارس برای تیم آینده‌سازان برق جدید فارس تصمیم می‌گیرند. آقای بردبار، مهابادی و اسماعیلی را نیاورده و تصمیمات جای دیگری رخ می‌دهد. می‌شد برای حقوق از دست رفته پوریا آریا کیا و سعید خردمند راهکارهای پیدا کرد. اما این سؤال به وجود آمده که همه این‌ها با هماهنگی مهابادی و بردبار صورت گرفت. اگر مهابادی با ناراحتی از مشکلات مالی از تیم جدا شده و بردبار با او به مشکل برخورده، چرا به او بازیکن می‌دهد؟ به‌جز این است که همه تصمیمات چند روزه اخیر با هماهنگی یکدیگر صورت گرفته است؟ و این‌ها همه حقوق مردم و هواداران است که از دست رفته است. چرا مربی و بازیکنان باید به این راحتی از یک تیم جدا شوند؟ فیروززاده چرا باید به‌سادگی از باشگاه جدا شود؟ مگر نه این است که قراردادها برای جلوگیری از زیان طرفین بسته می‌شود؟ چرا قراردادهای برق جدید پر از زیان‌دهی است؟
وعده‌های شما در برنامه تلویزیونی در حد حرف است
صحبت‌های که در برنامه تلویزیونی ادا شد و تیم دوباره مدعی خوانده شد در حد حرف است. چه کسی می‌تواند جای آریا کیا و خردمند را پر کند؟ من نقد منصفانه می‌کنم. یک مدیر در رسانه ملی نباید صحبت‌های خصوصی و اتاق فکر را بیان کند اما در کمال تعجب دیدیم که مدیرکل ورزش و جوانان مطالبی را بدون هتک حرمت به بردبار بیان کرد؛ در حالی که می‌توانست مشکلات شخصی را به مانند او در رسانه‌ها مطرح کند. اگر در حال حاضر همه فوتبالی‌ها از کامیاب تعریف می‌کنند به‌خاطر به جا گذاشتن اثر ماندگار از خود است. مردم غلام پیروانی‌ها را به این جایگاه رسانده‌اند. چرا باید به این راحتی از او بگذریم و فوتبالمان را به یک غیربومی بدهیم که محلی از اعراب ندارد؟
دلال‌ها کی ورود می‌کنند 
وقتی که تعریف اقتصادی نداریم و ردیف بودجه مشخصی در برنامه‌هایمان نمی‌گذاریم دلال‌ها در یک تیم ورود پیدا می‌کنند تا بخشی از منابع مالی باشگاه را تأمین کنند. بخشی از منابع مالی برق جدید را بازیکنان این باشگاه تأمین می‌کنند که جای تأسف دارد و یک مصیبت محسوب می‌شود.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی