[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۵۴۴
  • دوره جدید

به بهانه عکاسی سوری؛ هنرمند صادق را آرزوست!، روزنامه شیراز نوین

شیرازنوین- محمدحسین نیکوپور

 آنچه این روزها جامعه عکاسی به ویژه عکاس‌های مستند اجتماعی و خبری را تکان داد، سوءاستفاده یک عکاس شناخته شده است که با جازدن عکس‌های پشت صحنه چند فیلم مستند به عنوان مجموعه‌ای مستند از دختران بزهکار، در مجامع و جشنواره‌های عکاسی نامی برای خود دست‌وپا کرده است و به واسطه این کلک و ترفند ناشایست، بارها در مسابقه‌های عکاسی برنده جوایزی شد؛ این نکته را یادآوری می‌کند که انجمن‌های ملی عکاسان ایران و انجمن عکاسی مطبوعات باید پا پیش گذاشته و خواستار برخورد با چنین سودجویانی شوند، چراکه نام و اعتبار عکاسی همچنان که ذره ذره جمع می‌شود، با چنین اقدام‌های نابخردانه سال‌ها به درازا می‌کشد که جبران شود. اگرچه امروزه با وجود رسانه‌های نوین و به برکت فضای مجازی دیگر هیچ چیز پنهان نمی‌ماند، اما دقت در برگزاری یک جشنواره چنان موجب یادآوری این نکته می‌شود که زنگ خطر را برای اعتبار عکاسی ایران به صدا درآورده و هریک از اعضای این جریان اطلاع‌رسانی را به فکر وامی‌دارد. متأسفانه عمق این بی‌آبرویی به حدی است که حتی اگر در فکر توجیه آن هم باشیم، برای مدت‌ها در حافظه دست‌کم مجامع جهانی خواهد ماند و در رویکرد و روش خویش نسبت به عکاسی ایران، دچار تردید می‌شوند. بنابراین، بار دیگر این را به همه سازمان‌ها، محافل و انجمن‌ها یادآوری می‌کند که در برپایی مسابقه‌ها، رقابت‌ها، رویدادها و جشنواره‌های هنری، کمیت را فدای دقت نکنند و به صرف اینکه آمار آثار رسیده را افزایش دهند، از نکاتی که این کار ناپسند عکاس گوشزد کرد غافل نشده و دقت بیشتری در سابقه و نمونه آثار عکاس موردنظر قرار دهند. از سوی دیگر، آنچه به گواه کارشناس‌های  عکاسی به ویژه اسماعیل عباسی این روزها میان عکاسان جوان باب شده، جستجو در آرشیو آثار خویش برای حضور در مسابقه‌ها و جشنواره‌ها است که موجب تنبلی و پایین آمدن کیفیت عکاسی شده است. او چندی پیش در کارگاهی در رابطه با عکاسی خبری در شیراز که متأسفانه حتی مورد استقبال عکاسان خبری هم قرار نگرفت، گفت اینکه عکاس در مقام تولیدکننده اثری هنری حتی این زحمت را به خود ندهد که برای حضور در رویدادی رقابتی دست به خلق اثر بزند، آفتی است که در نهایت چنین رسوایی‌هایی را در پی می‌آورد. البته گاهی چنین زنگ خطرهایی موجب می‌شود در شیوه برگزاری جشنواره‌ها و رقابت‌های هنری تجدیدنظر شده و هر عکاسی هنرمند تلقی نشود و هرکسی به جامعه عکاسی راه نیابد. پیشینه چنین کاسب‌کاری‌هایی ‌در جامعه هنری ایران مسبوق به سابقه است و نمونه آخرین آن، در فروش نسخه‌ای از نقاشی‌های سهراب سپهری هم دیده شده که موجب تأسف است و حتی این کار به رشته‌هایی‌ نظیر خوشنویسی و نقاشیخط هم گسترش یافته و پای یکی از کسانی که به شیوه نسخه‌برداری با استفاده از پرینت و پلات اقدام کرده، به میان آمده است. اسناد کارشناسی آثار جعلی این به ظاهر هنرمند هزاردستان مافیای هنر همراه با مروری بر آنچه در سیر این تحقیقات گذشت، چندی است که در محافل هنری دست به دست می‌شود. کار تا آنجا پیش رفت که پویشی (کمپین) با عنوان «مبارزه با جعل در خوشنویسی» راه‌اندازی شد و از سوی فردی در نیویورک اسنادی منتشر شد که حکایت از جعل و نسخه‌برداری در هنری دیرینه و مقدس دارد. در این کار پژوهشی که 40صفحه است، «الف.پ» پی به این برده است که در طول 15سال عضویت فردی در خوشنام‌ترین انجمن کشور که در شهرهای مختلف شعبه دارد، چه در آثار خوشنویسی و چه در نقاشیخط، فردی بانفوذ به جای خلق اثر با دست، از رایانه و دستگاه‌های «کاتر پلاتر» یا به اصطلاح «شابلون‌ساز» بهره برده و این تولیدات را که حاصل دستگاه‌های پلاتر پیشرفته است، به مشتریان داخلی و خارجی فروخته است. اما از آنجا که این به ظاهر هنرمند شناخته شده افزون بر عضویت در انجمن مذکور، در شورای ارزشیابی هنرمندان نقش کلیدی دارد، تاکنون مسکوت مانده بوده است. این درحالی‌ست که  که عمده فروش این تولیدات که به عنوان اثر دست‌ساز به نهادها و ارگان‌های مختلفی فروخته شده، حجم مالی این کلاهبرداری‌ها از رقم یکصد میلیارد تومان هم فراتر می‌رود.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی