[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۴۲۵
  • دوره جدید

هبوط گیشه‌های طلایی، روزنامه شیراز نوین

مروری بر بزرگ‌ترین شکست‌های تجاری سینمای جهان در سال 2017

هبوط گیشه‌های طلایی

 

شیرازنوین- سعیدرضا امیرآبادی

amirabadi_shznvn@yahoo.com

یادداشت: بسیاری بر این باورند که قسمت عمده‌ای از درآمد غرب حاصل از فروش اسلحه‌های تاریخ مصرف گذشته به اعراب و برخی از مزدوران جهانی است. هرچند این تصور بر مبنای واقعیت استوار شده است؛ نباید از یاد برد که صنعت فیلم‌سازی غرب برای مدت‌های زیادی توانسته است عنوان سودآورترین شیوه کسب درآمد را از آن خود کند. عیان است که فروش اسلحه به مزدوران بین‌المللی و دیکتاتور‌های جهان سوم امری ناپسند و مذموم به حساب می‌آید؛ اما به طور حتم دلار‌های نرمی که در پی صادرات محصولات فرهنگی و شبه فرهنگی به دست می‌آیند، مورد هجمه و انتقاد کمتری قرار می‌گیرند. با درک اهمیت این ماجرا، سینمای غرب دهه‌های زیادی است که قدم در راه خواسته‌های صاحبان قدرت و سیاسیون گذاشته و هالیوود پیش از آن که یک مرسوله فرهنگی - هنری به حساب آید، ابزار انتقال تفکر و شیوه زندگی است. به یاد داشته باشیم که سینما، جهان‌شمول‌ترین هنرهاست و از آن جایی که آستانه جبهه‌گیری مخاطبان در مقابل شیوه‌های غیرمستقیم انتقال جهان‌بینی پایین است، به راحتی می‌توان اندیشه‌های جهت‌دار را در لایه‌های زیرین قصه‌ها مدفون کرد و در ضمیر ناخودآگاه مخاطبان بارگذاری نمود. به این ترتیب، سود‌های همه‌جانبه‌ای نصیب سازندگان می‌شود. آنها از یک سو توانسته‌اند اهداف موردنظر خود را در جوامع به صورت نرم و زیرپوستی انتقال دهند و از سوی دیگر، به سود‌های چند میلیارد دلاری دست می‌یابند. در این میان، از یاد نبریم که یک فیلم با بودجه یکصد میلیون دلاری می‌تواند بیش از پانزده هزار فرصت شغلی را به صورت مستقیم و غیرمستقیم ایجاد کرده و آمار بیکاری را با رکود قابل ملاحظه‌ای روبرو سازد. این در حالی است که برای کسب چنین منافع بی‌شماری، نیازی به استخراج مواد معدنی و اندوخته‌های زیرزمینی نیست و همه درآمدهای نجومی فقط در پی خلاقیت و هنرنمایی اهالی هنر هفتم به دست می‌آید. به همین دلیل است که کمپانی‌های فیلم‌سازی معمولاً تحت سیطره لابی‌های قدرت اداره می‌شوند و اتاق‌های فکر متعددی در آن‌ها به سیاست‌گذاری به مقتضای دوران مشغول است. آنها به خوبی دریافته‌اند که سینما می‌تواند در جهت‌گیری افکار عمومی نقش تأثیرگذاری داشته باشد و ملت‌ها تا حدود زیادی بر پایه معیار‌های هنر هفتم، دوست و دشمن را از یکدیگر تمیز می‌دهند. اگرچه همه این شگرد‌های متبحرانه در اصول اخلاق حرفه‌ای جایی ندارد و بسیاری از آنها مورد نکوهش منتقدان، جامع‌شناسان و اندیشمندان مستقل قرار می‌گیرد؛ با این حال کارخانه رویاسازی هالیوودی‌ها با شدت در حال پردازش داده‌ها است و توقفی در آن مشاهده نمی‌شود. در این میان، برخی از آثاری که امید فراوانی به موفقیت مالی آنها می‌رفت، فرصتی برای درخشش در گیشه نیافتند. با این وجود تمامی آنها توانستند ضمن بازگرداندن سرمایه اولیه، موجب اشتغال‌زایی شده و تجربیات گران‌قیمتی برای سازندگان به ارمغان بیاورند. با مشاهده لیست شکست‌های تجاری، درمی‌یابیم که شاید تا چند سال آینده سرمایه‌گذاری زیادی برای داستان شوالیه‌ها و افسانه‌های کهن انجام نگیرد. چراکه آنها ناخواسته با آثار خوش‌ساختی نظیر ارباب حلقه‌ها و هابیت‌ها در مقام مقایسه قرار می‌گیرند و مسلماً از لحاظ محتوا و تکنیک‌های بصری توانایی شکست آنها را نخواهند داشت. از سوی دیگر، داستان‌های تین‌ایجری نیز به همراه سونامی جلوه‌های ویژه، آنچنان که انتظار می‌رفت مورد استقبال عمومی واقع نشد و دلاور‌های کهکشانی(!) نتوانستند نوجوانان را به سینما دعوت کنند. اما وقتی در لیست بزرگ‌ترین شکست‌های تجاری با نام فیلمی از «جنیفر لارنس» آن هم در ژانر هراس‌انگیز روبرو می‌شویم، به نظر می‌رسد این بازیگر دوران اوج خود را رفته‌رفته بدرقه می‌کند. او برای نزدیک به نیم‌دهه توانست عنوان پرفروش‌ترین چهره زن سینمای غرب را نصیب خود کند و قرار گرفتن در این لیست، می‌تواند سرآغاز هبوطی ناخوشایند به حساب آید؛ هرچند «مادر» در زمره فیلم‌های کسالت‌بار و فرومایه نیست و قرار گرفتن آن در این لیست، جای شگفتی و درنگ دارد. شاید یکی از دلایل حضور اینگونه آثار در زمره بزرگ‌ترین شکست‌های تجاری، حضور چشمگیر فیلم‌های ابرقهرمانی در سال گذشته میلادی باشد. در ادامه، نگاهی خواهیم داشت به آثاری که در سال 2017، بزرگ‌‌ترین شکست‌های تجاری را برای کمپانی‌های سازندگان رقم زدند.
«شاه آرتور: افسانه شمشیر»: پروژه سینمایی و پرهزینه «شاه آرتور: افسانه شمشیر» ساخته «گای ریچی» که با بودجه 175میلیون دلاری ساخته شده بود، در همان اولین هفته اکران جهان به فروشی بسیار پایین‌تر از حد انتظار 14.7میلیون دلاری دست یافت تا شکستی بزرگ برای کمپانی برادران وارنر شکل گیرد. این فیلم حماسی و فانتزی با بازی بازیگرانی چون «چارلی هونام» در نقش شاه آرتور، «جودل»، «آسترید برژه فریسبه»، «جایمن هانسو» و «اریک بانا» و همچنین نقش‌آفرینی کوتاه «دیوید بکهام» در نهایت به فروش 148.7میلیون دلاری در گیشه جهانی دست یافت تا حتی هزینه تولید خود را نیز به دست نیاورده باشد. هزینه تولید این فیلم 175میلیون دلار بود که در نهایت توانست به  فروش جهانی 148میلیون دلار دست یابد.
«والرین: شهر هزار سیاره»: این فیلم از شکوه بصری خاص فیلم‌های «لوک بسون» بهره‌‌مند است؛ اما از منبع مبهم یک کامیک‌بوک فرانسوی و همچنین نبود تعامل و هماهنگی میان بازیگران اصلی رنج می‌برد. هزینه تولید این فیلم که 197میلیون دلار اعلام شده، با پرهزینه‌ترین قسمت‌های مجموعه فیلم‌های هالیوودی «ترانسفورمرها» و «مردان ایکس» برابری می‌کند تا ساخته «لوک بسون» که اقتباسی از یک رمان مصور است، عنوان پرهزینه‌ترین فیلم تاریخ سینمای فرانسه را به خود اختصاص دهد. مجموعه کتاب‌های مصور «والرین» اثر پی‌یرکریستین و ژان کلود مزیره که در سال 1967 منتشر شد،‌ به ماجراهای سفر در زمان و مکان مامور «والرین» و همکارش «لورلین» می‌پردازد. هزینه تولید این فیلم 197میلیون دلار بود که در نهایت توانست به فروش جهانی 225میلیون دلار دست یابد.
«مادر»: امسال بسیاری برای دیدن فیلم ترسناک «مادر»، جدیدترین ساخته «دارن آرنوفسکی» کنجکاو بودند. فیلمی که در نهایت با بازخوردهای متفاوتی روبه‌رو شد و عده‌ای آن را دوست داشتند و عده‌ای دیگر انتقادات فراوانی به آن وارد کردند. «مادر» که در جشنواره فیلم ونیز و سپس تورنتو رونمایی شد، در سینماهای آمریکا نمره کم‌‌سابقه (F) از سوی مخاطبان سینمایی دریافت کرده که به معنای یک شکست کامل برای این فیلم محسوب می‌شود. این فیلم با بازی «جنیفر لاورنس» و «خاویر باردم»، دو بازیگر برنده اسکار، روایت‌گر داستان زوج جوانی است که زندگی آنها تحت تأثیر ورود میهمانی ناخوانده، دگرگون می‌شود. بسیاری از مخاطبان این درام ترسناک و روان‌شناختی پس از تماشای آن، به نوعی دچار سردرگمی شده‌اند و داستان فیلم را به خوبی متوجه نشده‌اند و واکنش‌های منفی به فیلم‌ داشتند و برخی دیگر، آن را یک شاهکار معرفی کردند. در نهایت، این فیلم فقط توانست هزینه‌های تولید خود را در گیشه سینما کسب کند. هزینه تولید این فیلم 30میلیون دلار بود که در نهایت توانست به فروش جهانی 45میلیون دلار دست یابد.
«تا شب زنده بمان»: بن افلک، امسال فیلم «تا شب زنده بمان» بر اساس رمانی به همین نام نوشته و علاوه بر کارگردانی و بازیگری در این فیلم، یکی از تهیه‌کنندگان آن نیز بود. اما این فیلم در نهایت یک شکست بزرگ تجاری را رقم زد و نزد مخاطبان نیز با نقدهای عمدتاً منفی بازخورد داشت. از دیگر بازیگران این فیلم می‌توان به «ال فانینگ»، «برندن گلیسون»، «کریس مسینا» و «سینا میلر» اشاره کرد. هزینه تولید این فیلم 90میلیون دلار بود که در نهایت توانست به فروش جهانی 23میلیون دلار دست یابد.
«روز میهن‌پرستان»: این فیلم به عنوان یکی از فیلم‌هایی که «مارک والبرگ» را به پرهزینه‌ترین بازیگران سال 2017 تبدیل کرد، بر اساس داستان واقعی از بمب‌گذاری در دوی ماراتون بوستون ساخته شد و به عقیده منتقدان، خیلی زود پس از این ماجرای تروریستی در سال 2013 به سینما آمد و در نهایت نتوانست هیچ سودی نصیب کمپانی سازنده کند. هزینه تولید این فیلم 45میلیون دلار بود که در نهایت توانست به  فروش جهانی 50میلیون دلار دست یابد.
«آدم‌برفی»: این فیلم به کارگردانی «توماس آلفردسون» با بازی «مایکل فاسبندر» فیلمی ترسناک و جنایی بود که مورد اقبال کمی قرار گرفت. منتقدان سینمایی این فیلم را کلیشه‌ای و و ناموفق در انتقال حس تعلیق معرفی کردند. هزینه تولید این فیلم 35میلیون دلار بود که در نهایت توانست به فروش جهانی 43میلیون دلار دست یابد.
از دیگر شکست‌های بزرگ تجاری سینما در سال 2017 می‌توان به این موارد اشاره کرد:
«آتش آزاد»: هزینه تولید: 7میلیون دلار، فروش جهانی: 3.8میلیون دلار
«نبرد دو جنس»: هزینه تولید: 25میلیون دلار، فروش جهانی: 17.8میلیون دلار
«دیترویت»: هزینه تولید: 34میلیون دلار، فروش جهانی: 21.5میلیون دلار
«بلیدرانر»: هزینه تولید: 150 تا 180میلیون دلار، فروش جهانی: 258میلیون دلار
«تنها شجاعان»: هزینه تولید: 38میلیون دلار، فروش جهانی: 23میلیون دلار
«لوگان خوش‌شانس»: هزینه تولید: 29میلیون دلار، فروش جهانی: 46.7میلیون دلار
«قوی‌تر»: هزینه تولید: 30میلیون دلار، فروش جهانی: 6.1میلیون دلار

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی