[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۳۴۱
  • دوره جدید

یادداشت روز، روزنامه شیراز نوین

به فردا فکر کنید 
 

شیرازنوین- فرزاد وثوقی

farzad_vossoghi@yahoo.com

روحانی در چه شرایطی رئیس‌جمهور شد؟ شرایطی پر از تنش سیاسی در سطح ملی وبین‌المللی، شرایطی که دولت با بدهی سنگینی دست بدست شد و تولید در کشور نفس‌های آخر را می‌کشید. بانک‌های دنیا نیزحسابی برای مبادله با تولید‌کنندگان ایرانی مفتوح نداشتند. دور زدن تحریم‌ها به یک مکانیزم اقتصادی بدل شده بود و عکس‌العمل این مکانیزم تولید بابک‌ها وشهرام‌ها بود. 
سال 1394تلاش‌ها برای تنش‌زدایی در سطح بین‌المللی به ثمر نشست. دستاورد دولت در همین کلمه خلاصه می‌شد، (برجام)، ارمغانی که باید اوضاع اقتصادی را ساماندهی می‌کرد. اما انگار کسانی‌که سر کلاف مبادلات اقتصادی در سطح داخلی وخارجی را به‌دست داشتند ودارند خیلی از این داستان موافق نبودند. اقتصاد ایران تا آنجا که فکرش را بکنید در قاچاق فرورفته، جلوی پای تولید هزار جور مانع وبرای واردات فرش قرمز پهن کرده‌ایم وارداتی که سهمش را به رفاه داخلی پرداخت نمی‌کند و گاهی رسماً اتفاق می‌افتد. 
برای مبارزه با فساد اما دولت باید راهکارهایی جدی در پیش بگیرد؛ راهکارهایی که قطعاً موج‌های بلندی تولید می‌کند. دولت‌ها قبل از رأی‌آوری قول‌های بسیاری به مردم می‌دهند؛ ازجمله همین داستان نخ‌نمای اشتغال که به تولید داخلی وصل است. دولت‌های گذشته هم به جراحی اقتصادی اعتقاد داشتند اما وقتی حدود 50 نفر از پیش‌کسوتان و اساتید دانشگاه به آن‌ها نامه نوشتند و راهکارهای این امر را گوشزد نمودند، بازنشسته شدند! 
درواقع داستان قاچاق و قاچاقچی بودن این تعارفات را برنمی‌تابد. اقتصاد بحران‌زده فقط یک راهبرد را می‌شناسد: حرکت از مسیر‌های فرعی یا همان دورزدن‌های قانون. حالا با وجود برخورداری از برجام اما هستند کسانی که همچنان قانون را دور می‌زنند. در مجلس شورای اسلامی هم تمایلی به تصحیح قانون و تسهیل تولید و صادرات نیست؛ چراکه کهنه قانون‌های نخ‌نما همچنان مانع تولید و صادرات هستند! 
همین دیروز رئیس سازمان تعاون روستایی استان فارس اعلام کرده بود: سیب ایرانی به نمایشگاه قطر راه یافته و ابراز امیدواری کرده بود که اگر مشکلات حمل‌ونقل حل شود، محصولات جالیزی و تره‌بار هم می‌تواند در مقام صادرات قرار گیرد. با این اعلام استانی متوجه عمق مصیبت می‌شویم که هنوز این اراده در میان مدیران ملی و استانی به وجود نیامده که به داستان صادرات و بسترسازی آن توجه کنند. 
نقطه سر خط: چهار سال اول دولت روحانی صرف موضوع آشتی در سطوح بین‌المللی شد. رئیس‌جمهور در این بین به برجام داخلی هم اشاره کرده بود که برای رهایی از وضع موجود به یک برجام داخلی نیاز داریم. باید دایره دوستی ملی و بین‌المللی گسترش پیدا کند تا بتوان مشکلات معیشتی مردم را حل‌وفصل کرد. حالا دور دوم دولت روحانی را شاهدیم. مردم اعتماد کردند اما انتظار برای بهبود معیشت، طولانی شده است. روزها، هفته‌ها و ماه‌ها گذشته است و همچنان اخبار سیاسی در رأس اخبار رسیده به دست مردم خودنمایی می‌کند. 
بکش‌بکش سیاسی امان مردم را بریده است. احزاب به‌درستی سازمان‌دهی نشده‌اند و در نقطه اتصال با مردم اشکالات بسیاری وجود دارد و گاهی احزاب اتصالی با مردم ندارند. بیان مشکلات خلاصه می‌شود به: رفتن به دفتر نمایندگان مجلس یا دیدار چهره‌به‌چهره با مدیران. این در حالی است که مسئولان مربوطه توپ را به زمین یکدیگر حواله می‌دهند؛ مثلاً نمایندگان به مدیران تذکر می‌دهند؛ در حالی که قانون دست مدیران را بسته است. مدیران دولتی از بخش خصوصی انتظار دارند؛ درحالی که میدان‌دهی به بخش خصوصی چیزی نزدیک به صفر است. بخش خصوصی تسهیل قوانین تولید و صادرات را خواستار است اما بخش دولتی به بخشنامه‌ها استناد می‌کند. انگار عقربه‌های ساعت روی لحظه بحران متوقف شده است. نمی‌توان در گذشته زندگی کرد؛ چراکه آنچه اتفاق افتاده چندان مهم نیست. باید دید آنچه می‌خواهد اتفاق بیفتد چه اهمیتی دارد و چه تحولی ایجاد می‌کند. حالا مسئولان ما چه در سطوح ملی و چه استانی، در گذشته زندگی می‌کنند و دائم به‌دنبال کج‌سلیقگی‌های گذشتگان هستند، غافل از اینکه باید کارنامه مقبولی از خود ارائه دهند. آقایان لطفاً به فردا فکر کنید.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی