[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۵۴۵
  • دوره جدید

یادداشت روز، روزنامه شیراز نوین

دیروز و امروز اقتصاد

 

شیرازنوین- فرزاد وثوقی

farzad_vossoghi@yahoo.com

ما اولین ضربه را زمانی دریافت کردیم که به اقتصاد روستایی بی‌توجه شدیم و گاهی پتانسیل‌های فرهنگی، اقتصاد روستایی را در تضاد با ارزش‌ها نفی کردیم. در واقع با وقوع انقلاب در ایران و تهیج مبارزاتی و دفع شر گروه‌های ضد انقلاب ونیز دفع تجاوز آشکار رژیم بعث عراق با پشتوانه دیگر کشورهای جهان و تحریم‌های گسترده اقتصادی، بایک بحران شدید در حوزه تولید و اشتغال روبرو شدیم. هرچند این بحران درآن شرایط خودنمایی نکرد و ذخایر موجود ازگذشته، پوشش مناسبی برای رفع نیازها بود اما با پایان جنگ وبازگشت نیروهای انسانی از جبهه با موج بلند متقاضیان اشتغال روبرو شدیم. فرسایش توان تولید وابسته به خارج و متأثر از تحریم‌ها، توهم واگذاری امور به بخش خصوصی ناتوان از سرمایه‌گذاری عظیم در تولید و نوسازی صنایع، ما را به سمت رکود هدایت کرد. تقویت بنیه دفاعی کشورهر چند واجب اما بسیار هزینه‌بر بود شمار قابل‌توجهی از نیروهای انسانی جذب قوای مسلح شدند اما تجهیز و افزایش توان دفاعی مقوله‌ای دیگر غیر از تولیدات اقتصادی را شامل می‌شد. این در حالی است که هرچه در تقویت بنیه نظامی پیشرفت و سرمایه‌گذاری داشتیم از حوزه اقتصاد، تولید و اشتغال غافل بودیم. با پایان جنگ دو جبهه جدید، بزرگ و سخت، فراروی ایرانیان باز شده بود. اول جبهه اقتصادی و دوم جبهه فرهنگی. 
اجرای «پاتک» در جبهه اقتصادی تا کنون بدون نتیجه باقی مانده است و در این جبهه با دستان خالی و غفلت شدید از فرسایش توان داخلی روبه‌رو بوده‌ایم. تعداد بیکاران در سطوح گسترده به‌منزله آمار بالای تقدیم اسرایی است که به دشمن داده‌ایم. اقتصاد کشور عقبه درستی ندارد و به پژوهش‌های دانشگاهی متصل نیست. 
نبود پژوهش و تولید فکر باعث پسرفت اقتصادی شده است.  اقتصاد ایران همچنان با روش‌های سنتی، یعنی همان فروش نفت خام اداره می‌شود؛ فروش نفت با درآمدهای اندک و قابل‌تهدید و خرید کالا از خارج و ترویج و توسعه مصرف‌گرایی.  امروز در دهه چهارم انقلاب، رشد مصرف‌گرایی بیش از هر زمان دیگر مشهود است. روند سرمایه‌گذاری در حوزه تولید هم چیزی نزدیک به صفر است؛ از این جهت بیم آن می‌رود که لشکر بیکاران، روزگاری به تهدیدی بزرگ برای امنیت داخلی تبدیل شوند. 
در جبهه فرهنگی هم به‌دلیل فقدان برنامه‌ریز‌ی‌های راهبردی توان چندانی برای مقابله نداشته و نداریم؛ ازطرفی فرصت‌ها را به تهدید تبدیل کردیم؛ فرصت‌هایی در حوزه فرهنگ بومی که از نگاه گردشگران خارجی قابل‌ستایش و درآمدزایی است. 
ابزار فرهنگی که زیرساخت صنعت گردشگری است و می‌توان با آن ثروتمند شد. بوم‌گردی و توسعه آن و البته هدایت گردشگران به مناطق روستایی به‌منزله پذیرش و بازگشت به سرخط اشتباهات گذشته است. حالا زمان آن رسیده تا دو حوزه اقتصاد و فرهنگ به هم پیوند داده شوند و این غنای فرهنگی باعث رونق اقتصادی خصوصاً در صنعت گردشگری شود. 
نقطه سر خط: این روزها درمورد بازتوانی اقتصاد در حوزه روستایی صحبت‌های بسیاری ردوبدل می‌شود. با آغاز به کار رسمی سامانه «کارا»، تسهیلات ۱۲ هزار میلیارد تومانی برای مناطق روستایی و عشایری مرزی در نظر گرفته شده است.  روستاهایی که در چهار دهه گذشته خالی از سکنه شده‌اند و امروز باید جاذبه‌های خود را بازستانی کنند؛ هرچند شرایط اقلیمی تأثیرات بسیاری در این مناطق گذاشته است اما برخی برنامه‌ریزان معتقدند سرمایه‌گذاری در این حوزه مفید فایده خواهد بود. سرمایه‌گذاری دولتی از جنس دراز کردن دست مقابل تسهیلات بانکی و فشار برای پذیرش طرح‌های ارائه‌شده حالا به داغ‌ترین سوژه‌ها برای بهبود امور تبدیل شده است. 
دولت این روزها گرفتاری‌های بسیاری دارد. تولید و تجارت باید سامان‌دهی شود. تورم باید کاهش یابد. ایجاد اشتغال یک اولویت بزرگ است که بدون سرمایه‌گذاری قابل‌استحصال نیست. به آشوب کشاندن شهرها و تصور اینکه ایران نقطه‌ای امن برای سرمایه‌گذاران نیست، بزرگ‌ترین چالش اقتصادی دولت در حوزه امنیتی است؛ چراکه امنیت، زیرساخت سرمایه‌گذاری است و با سرمایه‌گذاری در حوزه تولید می‌توان معیشت مردم را تأمین کرد. با سخنرانی کاری از پیش نخواهد رفت. توصیه می‌کنیم بیشتر در حوزه عمل تحرک داشته باشیم تا ارائه آمارهای روی کاغذ یا دادن شعارهایی که مردم را پریشان و نگران می‌کند.  این روزها باید دنبال عمل بود تا شعار؛ چراکه شعارها دیگر جذب‌کننده آرای مردم نخواهد بود.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی