[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۸۷۱
  • دوره جدید

جایگاه رفیع بانوان در شاهنامه حکیم توس، روزنامه شیراز نوین

شیرازنوین- سید محی الدین حسینی ارسنجانی

Arsanjani.moiin@gmail.com

اشاره 
سخن گفتن در این باب و بررسی جایگاه و نقش زن در اشعار و افکار حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی، خود کتاب‌ها و مقالات بسیار می‌طلبد. لکن به منظور یادکردی از روز زن و هفته نکوداشت مقام مادران ایرانی، به اختصار به بررسی اجمالی جایگاه زن در کتاب عظیم شاهنامه، شاهکار بزرگ‌خداوندگار سخن، فردوسی توسی می‌پردازم.امید آنکه مقبول طبع بلندتان افتد. 
زنان شاهنامه
برخلاف آثار عرفانی و عاشقانه ادبیات کلاسیک ایران، چون حافظ و سعدی و مولوی، در شاهنامه که اثری حماسی است، زن دارای نقشی تاریخی و عینی است. دست‌کم ۲۴زن در شاهنامه به نقش‌آفرینی می‌پردازند. این زنان عبارت‌اند از آرزو، آزاده، آزرمی‌‌دخت، ارنواز، اسپنوی، بانوی گازر، بانوی گردوی، بانوی مهبود، پوراندخت، تهمینه، جریره، رودابه، سودابه، سهی، سیندخت، شهرناز، فرانک، فرنگیس، کتایون، گردآفرید، گلشهر، ماه آفرید، منیژه و همای.
در شاهنامه درباره بانوی جنگاور ایرانی «گردآفرید» در جنگ با «سهراب» چنین می‌خوانیم:
کجا نام او بود گردآفرید/ که چون او به جنگ اندرون کس ندید
بپوشید درع سواران جنگ / نبود اندر آن کار جای درنگ
نهان کرد گیسو به زیر زره / بزد بر سر ترگ رومی گره
فرود آمد از دژ به کردار شیر / کمر بر میان بادپایی به زیر
به پیش سپاه اندر آمد چو گرد / چو رعد خروشان یکی ویله کرد
که گردان کدام‌اند و جنگ‌آوران / دلیران و کارآزموده سران
که بر من یکی آزمون را به جنگ / بگردد بسان دلاور نهنگ
ز جنگ‌آوران لشکر سرفراز / مر او را نیامد یکی پیش‌باز
درباره «گردیه» خواهر «بهرام چوبین» در جنگ با «خاقان» چنین می‌خوانیم:
بدو گردیه گفت کاینک منم/ که بر شیر درنده اسب افکنم
همان خواهر پهلو نامدار / به نیزه درآمد به نزد سوار
یکی نیزه زد بر کمربند اوی / که بگذاشت حفتان و پیوند اوی
چو از پشت باره درآمد نگون / همه ریگ شد زیر او جوی خون
یلان سینه با آن گزیده سپاه / برانگیخت اسب اندر آن رزمگاه
همه لشکر چین همی برشکست / بسی کشته افکند و چندی بخست
دو فرسنگ لشکر همی شد ز پس / بر اسبان نماندند بسیار کس
سراسر همه دشت شد رود خون / یکی بی‌سر و دیگری سرنگون
چو پیروز شد سوی ایران کشید / بر شهریار دلیران کشید
به روز چهارم به آموی شد / ندیدی زنی کو جهانجوی شد
تحلیل محتوای سخن
به هر حال در شاهنامه فردوسی اشعاری وجود دارد كه از زنان تعریف و تمجید كرده و اشعاری نیز وجود دارد كه زنان را موجوداتی پایین‌تر از مردان نشان داده است. صرف‌نظر از تضادهایی‌كه در گفتار فردوسی درباره مقام زن وجود دارد و بلاتكلیفی كه در خواننده ایجاد می‌كند، می‌توان به گوشه‌ای از فرهنگ زمانه فردوسی درباره باورهای مردم درباره زنان دست یافت. ادبیات، آینه فرهنگ مردم دوران است كه با نظر به آن، می‌شود به لایه‌های درونی فرهنگ عامه مردم نفوذ كرد؛ به گونه‌ای که مطالعات فرهنگی درباره زن در شاهنامه، مرجع نسبتاً مهمی بوده است. چون از یك سو زنان گاه در آن نقشی مثبت و مهم دارند و از سوی دیگر، گاه قضاوتی بدبینانه به آنها ابراز شده است. نگاه به شاهنامه از نظر عقاید درباره جایگاه موجود و مطلوب زن در اجتماع، در زمان سروده شدن دیوان یا در زمان وقوع حوادث داستانی و تاریخی آن و علاوه بر این، نگاه پژوهشگر كه درگیر تفكرات امروزین حقوق بشری درمورد زن است، به متن شاهنامه از نظر موضوع زن، همه قابل تحقیق است.
سخن پایانی
در شاهنامه، زن موقعیتی برتر از فرهنگ زمان خود داشته است، اما در اینكه وجود شخصیت‌های زن شاهنامه كه سیاستمدار، خردمند و قدرت‌طلب هستند، نشان واقعیتی فرهنگی اجتماعی در ایران باستان حاكی از برابری زن و مرد باشد، مورد تردید است. این وضعیت بیشتر متناسب با فضای اشرافی رویدادها و نیز اقتضای جذابیت داستان و حماسه بوده است. بر این مبنا، گرچه الگوهای زن همچون زن مستقل، شجاع و عاقل در شاهنامه تا حدودی می‌تواند پشتوانه ایده‌های زن‌باور یا همان فمینیسم باشد، در این‌باره نمی‌توان اغراق كرد، چون الگو‌های متفاوت از این دست در كتاب فردوسی فراوان است.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی