[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۱۷۸
  • دوره جدید

کافه کتاب- فاطمه قاسمی پور، روزنامه شیراز نوین

زندگی جای دیگری است

 

میلان کوندرا؛ مترجم: پانته‌آ مهاجر کنگرلو؛‌ نو: ۱۳۹۵
آن زمان سال ۱۸۷۰ بود و از دور صدای توپ‌های جنگ بین فرانسه و پروس در شارل‌ویل شنیده می‌شد. برای فرار، موقعیتی استثنایی و مناسب بود، چون هیاهوی جنگ جاذبه نوستالژی را در شعرا تقویت می‌کند.
بدن کوتاه و پاهای ستبرش در لباس سربازی است. در سن هجده سالگی، لرمونتف برای اینکه از مادربزرگ و عشق مزاحم مادرانه‌اش فرار کند، سرباز شد. قلم را -که کلید روح شاعر است- با هفت تیرش -که کلید درهای دنیاست- معاوضه کرد. چون هنگامی که گلوله‌ای را به سینه کسی شلیک می‌کنیم، انگار خودمان را داخل این سینه می‌کنیم و سینه دیگری، دنیاست.
یارومیل، از لحظه‌ای که از آغوش مادرش دل کند، بی‌وقفه می‌دوید و صدای پاهایش چنان درهم می‌آمیخت که غرش توپ را در خاطر زنده می‌کرد. 

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی