[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۵۷۲
  • دوره جدید

ناهید توپ والیبال برادرم را پاره کرد و من قاتل شدم، روزنامه شیراز نوین

قهر زن و شوهری در روز عروسی برادر زن کافی بود تا فاجعه‌ای رخ دهد.
همین دست‌هایی که امروز به خون برادرم آلوده شده است روزگاری برای هدایت و راهنمایی او به کار گرفته می‌شد. من هیچ گاه قصد کشتن برادرم را نداشتم‌... 
جوان 34 ساله‌ای که برادرش را به خاطر درگیری‌های خانوادگی با ضربه چاقو کشته بود پس از تشریح جزئیات وقوع قتل گفت: در رشته ریاضی فیزیک تحصیل کردم اما نتوانستم در دانشگاه قبول شوم. پس از بازگشت از خدمت سربازی به شغل تعمیرات مبل روی آوردم تا این که 6‌سال قبل تصمیم به ازدواج گرفتم می‌خواستم به روش سنتی ازدواج کنم تا این که خانواده‌ام دختر یکی از همسایگانمان را برایم کاندیدا کردند و در حالی که من هیچ‌گاه شناختی از آن خانواده نداشتم پذیرفتم و بدین ترتیب با دختر همسایه که تحصیل در دانشگاه را به پایان رسانده بود ازدواج کردم. در همین حال برادر کوچک‌ترم نیز ورزش«بوکس» را رها کرده بود و به تعمیر خودروهای سنگین روی آورده بود هنوز 6‌ماه بیشتر از برگزاری مراسم ازدواج ما نگذشته بود که برادرم نزد من آمد و عنوان کرد قصد دارد با خواهر همسر من ازدواج کند. این در حالی بود که من هنوز شناخت کافی از خانواده همسرم نداشتم و در واقع هنوز همه نقاب‌ها در زندگی ما کنار زده نشده بود. با این حال دل برادرم را نشکستم چرا که این دست‌ها همواره برای هدایت، سعادت و راهنمایی او به کار گرفته می‌شد این گونه بود که من و برادرم باجناق شدیم و در یک ساختمان 2‌طبقه زندگی مشترکمان را آغاز کردیم. بعدها متوجه شدم همسرم وقتی عصبانی می‌شود‌، جیغ می‌زند و حتماً باید چیزی را بشکند و یا شیئی را پرت کند تا کمی‌آرام بگیرد. من هم در صورتی که او عصبانی می‌شد دستانش را می‌گرفتم و در کنارش می‌ماندم تا چند ساعت بعد آن موضوع را فراموش کند خواهرش نیز کاملاً به این نقطه ضعف او واقف بود و به طور دقیق می‌دانست از چه نوع جملات و یا کلماتی برای عصبانی کردن همسرم استفاده کند. به همین خاطر همواره درگیری‌هایی در زندگی ما به وجود می‌آمد که در نهایت با دخالت بزرگ‌ترها خاتمه می‌یافت تا این که چند روز قبل از وقوع قتل قرار بود در مراسم جشن عقدکنان برادر همسرم شرکت کنیم، اما وقتی من کمی‌دیر به منزل رسیدم همسرم عصبانی شد و به خاطر لجبازی از میانه راه بازگشتیم ولی پس از آن همسرم به خاطر ناراحتی‌اش توپ والیبال برادرم را پاره کرد و این جمله برادرم که نباید اختیارت را دست زنت بدهی منجر به آتشی شد که زندگی‌ام را سوزاند. همسرم با شنیدن این جمله جیغ زد و ظروف بلوری را به طرف من و برادرم پرت کرد که در نهایت همین درگیری موجب شد تا دست من به خون برادرم آلوده شود حالا هم می‌گویم حتی اگر شناخت از همسر آینده و خانواده‌اش یک سال هم طول کشید باید صبر داشت.

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی