[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۴۹۹
  • دوره جدید

نوشته‌های شما، روزنامه شیراز نوین

درخت هرچه بارش بیشتر می‌شود، سرش فروتر می‌آید.
او درخت است؛ به‌ هر حال آخرش هم چوب همین افتادگی‌اش را می‌خورد. شاخ و برگش را نابود می‌کنند و میوه‌هایش را هم به غرامت می‌برند. خودش هم بیزار از این سوءاستفاده است. به همین دلیل زودتر پیر می‌شود و برگ‌هایش خشکیده و افتاده می‌شوند و شاید گه‌گاهی هم به سرو و آزادگی‌اش در همه چیز، حسادت می‌کند.
شاید هم آدم هرچقدر کم‌بارتر باشد و خزانه‌اش بی‌چیزتر، سرش فروتر می‌آید، اما نه از فروتنی و تواضع، بلکه از سر اجبار و درماندگی به منظور تأمین معاش!
عده‌ای هم دقیقاً در نقطه مقابل آنها قرار دارند؛ یعنی به میزان بار بیشتر، سر به فلک کشیده‌ترند. منتها این بار یا در شکم پُرشان سنگینی می‌کند یا در جیب لبریز از پول آنها!
بعضی دیگر به مراتب مظلوم‌تر از این حرف‌ها هستند؛ تسلیم‌اند در برابر خواست معشوقه‌شان. یعنی «هرچه یار بخواهد با خودش روی سرمان جا دارد.»
خدا می‌داند دلبر بید مجنون کدام لیلی‌ای بوده که چنین حال و روزی دارد...!
زهرا زارع؛ کلاس دهم

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی