[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۴۷۳
  • دوره جدید

امین راستی: بدون یک ریال کمک دولتی، برق را به لیگ برتر می‌آورم، روزنامه شیراز نوین

گفت‌وگوی مفصل با بازیکن سابق برق شیراز:
امین راستی: بدون یک ریال کمک دولتی، برق را به لیگ برتر می‌آورم
مگر می‌شود برند برق شیراز در اختیارت باشد و بگویی پول ندارم؟

 

شیرازنوین: امین راستی؛ بازیکنی که در سن 16سالگی برای برق شیراز در بالاترین سطح رقابت‌های باشگاهی ایران به میدان رفت و با درخشش در این تیم، خیلی زود سر از تهران درآورد و در تیم‌های بزرگی مانند پاس و استقلال درخشید. او از ابتدای دهه 90شمسی به عرصه مربیگری وارد شده و سابقه مربیگری در تیم‌های ملی نونهالان و نوجوانان را در کارنامه دارد. 
در تعطیلات عید نوروز و در روزهایی که او در کنار خانواده‌اش در شیراز به سر می‌برد، فرصتی دست داد تا با این چهره نام‌آشنای فوتبال شیراز گفت‌وگویی انجام دهیم. در تمام دقایق این گفت‌وگو، ابراز تأسف از وضعیتی که در سال‌های اخیر گریبانگیر فوتبال شیراز شد و ارائه راهکار برای پیشرفت فوتبال این شهر، دغدغه اصلی امین راستی بود. فرزند سیروس راستی مربی قدیمی و برادر بزرگ‌تر احسان راستی از بازیکنان سابق برق شیراز و کاپیتان بهمن شیراز که در سال 93 موفق به صعود به لیگ برتر شد.
صحبت‌های امین راستی را در ادامه می‌خوانید:
متولد چه سالی هستید و دوران فوتبال و مربیگری‌تان به چه شکلی سپری شد؟
امین راستی هستم، متولد  15شهریور 1356 با مدرك فوق‌لیسانس مدیریت ورزش از دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم تحقیقات تهران. از ١٥سالگی در تیم‌های ملی نوجوانان، جوانان و امید سابقه حضور داشته‌ام. در كنار تیم ملی نوجوانان در سال 71 آقای گل تورنمنت آلمان شدم و در سال 76 با تیم ملی امید قهرمان بازی‌های غرب آسیا شدم. از سال 72 با تیم فوتبال برق شیراز در لیگ برتر (که آن زمان دسته اول نامیده می‌شد) بازی کردم. ستارگان زیادی آن زمان در تیم برق حضور داشتند و هر تیمی كه به شیراز می‌آمد در مقابل تیم پرقدرت ما محکوم به شکست بود. سال 73 بهترین تیم شهرستانی شدیم و به دلیل شکست در تهران برابر تیم کشاورز که تیم پرمهره و قدرتمندی بود، از راهیابی به جمع 4تیم نهایی بازماندیم. پس از برق به پاس رفتم و دو سال در این تیم توپ زدم. تیمی که دو فصل قبل قهرمان آسیا شده بود و من با این تیم به مقام سوم و چهارم لیگ رسیدم. سال 75 به بزرگ‌ترین تیم فوتبال لیگ ایران و تیم رویاهایم یعنی استقلال پیوستم و دو سال در این تیم حضور داشتم و با این تیم در سال 76 قهرمان تورنمنت ترکمنستان شدم. 
چه شد که راهی فجر شدی؟
پس از استقلال، دوباره به دلیل چالش‌های به وجود آمده در آن زمان و عرقی که به شهرم داشتم، راهی فجرسپاسی شیراز شدم ولی وضعیت در این تیم برای من مهیا نبود و حضورم ادامه‌دار نشد. پس از فجر به تیم بهمن رفتم که آن زمان هم از لحاظ مدیریت اجرایی و هم از نظر مدیریت فنی، تیم بسیار خوبی بود كه در سال ٧٩ به پیکان واگذار شد و حمید علیدوستی هدایت این تیم را به عهده گرفت. از همان ابتدای كار توانستم هم ارتباط خوب رفتاری و هم ارتباط خوب فنی با او برقرار كنم و این ارتباط همچنان ادامه دارد. پس از پیکان تهران به نفت تهران در لیگ یک رفتم و با همان تیم به لیگ برتر صعود کردیم، اما همان فصل آخرین فصل حضورم به عنوان بازیکن بود.
و بلافاصله وارد عرصه مربیگری شدی.
بله، بلافاصله مدارک مربیگری‌ام را گرفتم و دستیار حمید علیدوستی در پیکان شدم. تا اینکه سال 92 مربی تیم ملی نونهالان شدم و همان تیم وقتی به رده نوجوانان رسید، آقای علیدوستی با توجه به شناختی که از من داشت، مرا به عنوان دستیار خود انتخاب کرد و با همان بچه‌ها دو سال کار کردیم و تیم را به مرحله نهایی مقدماتی آسیا بردیم و دو سه ماه مانده به آغاز رقابت‌ها به یکباره کادر فنی را تغییر دادند!
چرا؟
به دلایل موهوم و ناشناخته‌ای كه متأسفانه همچنان در صنعت فوتبال غیرحرفه‌ای ما وجود دارد! متأسفانه این تصمیم شخصی و غیركارشناسانه در آن برهه به کیفیت پایین زیرساخت‌های اجرایی و عدم لزوم پاسخگویی مدیران به مقامات بالادستی‌شان برمی‌گردد. 
به نظر شما علت عقب‌افتادگی فوتبال شیراز در سال‌های اخیر چیست؟
شیراز تنها شهری است که مسئولانش نتوانسته‌اند آنگونه كه شایسته است از پتانسیل‌های بكر فوتبال آن استفاده کنند. کافی‌ست یک بازیکن تبریزی به یکی از تیم‌های ملی دعوت شود. از استاندار آنجا بگیرید تا نماینده مجلس و خبرنگار و همه و همه حمایت می‌کنند تا این بازیکن یک وقت خط نخورد! حتی در تیم‌های پایه. اما متأسفانه در شیراز اصلاً چنین چیزی نمی‌بینید. مسئولان یک استان وظیفه دارند از بازیکنان و مربیان ذی‌صلاح خود حمایت کنند. شما وقتی رئیس هیئت فوتبال می‌شوید، نماینده مجلس یک شهر می‌شوید، یکی از وظایفت حمایت از ورزش و فوتبال است، اما در شیراز نمی‌دانم چرا هیچ‌وقت این اتفاق نمی‌افتد و آنگونه كه باید این ورزش مهم و كلیدی در اقتصاد كشور حمایت نمی‌شود! مسئولان شیراز با درك وجود پتانسیل‌های بكر در این استان و با مدیریت و پرورش این پتانسیل‌ها می‌توانند اقتصاد فوتبال شیراز را به درستی احیا کنند.
چه راهکارهایی برای احیای فوتبال شیراز پیشنهاد می‌کنید؟
خیلی دوست داشتم یک برنامه تلویزیونی برگزار می‌شد و بنشینیم و صحبت کنیم و بگوییم مسئول بودن در فوتبال این‌طوری نیست که صبح بروی پشت میزت بنشینی و عصر هم بروی خانه! شما پس از 6ماه باید رزومه کار خود را تحویل بدهی که معلوم شود چه کارهایی کرده‌ای. چند بازیکن با حمایت تو وارد تیم‌های ملی پایه شده، چند بازیکن به تیم‌های مطرح فرستاده‌ای، چند بازیکن به خارج از کشور ترانسفر کرده‌ای! چرا هر بازیکنی از شیراز می‌رود موفق می‌شود؟ علتش را باید کارشناسان پیدا کنند. من به عنوان یك كارشناس و بازیكن مرتبط با صنعت فوتبال، به صراحت می‌گویم توانایی این را دارم كه بدون یک ریال پول دولتی، برق شیراز را به لیگ برتر بیاورم. من نمی‌خواهم به هیئت یا شخص خاصی ایراد بگیرم. متأسفانه فكرها، اقتصادی و دوراندیشانه نیست. صنعت فوتبال ایران صنعتی اشتغال‌زا و بسیار بكر و پرپتانسیل است. من اگر مسئول تیم‌های شیرازی بودم اولین کاری که می‌کردم، 20نفر از پیشکسوتان شهر را جمع می‌کردم و می‌گفتم بنویسید ایراد کار کجاست؟ کجا مشکل داریم که برق به این وضعیت افتاده؟
راه نجات برق چیست؟
 ما باید در خصوص چالش‌های فوتبال در شیراز به اجماع برسیم. برق شیراز کم تیمی نیست! اگر به یک برنامه تلویزیونی دعوت شوم حتماً این را می‌گویم: من حاضرم برق شیراز را بگیرم، بدون یک ریال پول. فقط استادیوم برق و امکاناتش را 5سال در اختیارم بگذارند، یک ریال هم هزینه نکنند، من تیم را به لیگ برتر می‌آورم. نمی‌خواهم معجزه کنم. چرا این حرف را می‌زنم؟ چون می‌دانم شیراز استعداد دارد. می‌دانم برق شیراز یک «برند» بزرگ محسوب می‌شود. مگر می‌شود برند برق شیراز در اختیارت باشد و بگویی پول ندارم؟ هرکس چنین حرفی بزند با فوتبال آشنایی ندارد. نمی‌شود در یک استان تیمی باریشه داشته باشی، محبوبیت داشته باشی، استعداد داشته باشی و موفق نشوی. در کوچه و خیابان شیراز بگردی به اندازه دو تیم خوب بازیکن پیدا می‌کنی. بعد شما از بی‌پولی صحبت می‌کنید؟ همین الان این تیم را به من بدهند، تا دو سال دیگر حداقل هزار بازیکن نونهال به مدرسه فوتبالش وارد می‌کنم. همین مقدار، پول رسیدن تیم تا لیگ یک را در می‌آورد. استخر و سالن‌هاى موجود و همین‌طور استفاده از تبلیغات محیطی در مجموعه ورزشى برق شیراز از دیگر منابع درآمدزایی است که می‌تواند این تیم را از هر لحاظ بی‌نیاز کند. 
به نظر می‌رسد همچنان پیگیر اوضاع و احوال تیم‌های شیرازی هستید.
بله، دغدغه‌های زیادی در ارتباط با فوتبال شهر عزیزم شیراز دارم. تأسف می‌خورم وقتی در برنامه لیگ یک می‌بینم تیم برق جدید در کورس صعود به لیگ برتر، مربی‌اش عوض می‌شود و همان مربی به تیم رقیب می‌رود! پس كجاست غیرت و تعصب به ارزش‌ها؟! در دنیای حرفه‌ای ورزش هم تعصب همچنان حرف اول را می‌زند.
به نظر شما فوتبال شیراز با شهرهایی مثل اصفهان و تبریز چقدر فاصله دارد؟
اگر بخواهیم شیراز را با سایر شهرهای صاحب‌سبک در فوتبال مقایسه کنیم، باید بگویم مسلماً از تبریز و اصفهان و اهواز عقب‌تر هستیم. حتی زمین‌های مسابقه در این شهرها را اگر با ورزشگاه دستغیب و حافظیه خودمان مقایسه کنید متوجه می‌شوید. در هر زمینه‌ای باید زیاد کار کنیم تا به آنها برسیم، خیلی زیاد. مسئولان محترم شیراز، از استاندار تا سایر مسئولان مرتبط باید رویکرد خود را به فوتبال عوض کنند. رویکرد به فوتبال باید حرفه‌ای شود، چون فوتبال یک صنعت پول‌ساز است.  مدیران و مسئولان استان اصفهان سال‌هاست به این مهم دست یافته‌اند. دهه هفتاد زمانی که با تیم‌های تهرانی به شیراز می‌آمدیم بیشتر دچار حس پذیرش شكست بودیم تا زمانی که به استان اصفهان می‌رفتیم؛ چراكه تیم‌های برق و فجر تیم‌های به مراتب قدرتمندتری نسبت به سپاهان و ذوب آهن بودند. اما مدیریت اجرایی و مسئولان مرتبط با فوتبال استان اصفهان استادیوم درست کردند، هزینه کردند و درنهایت کارخانه‌های صنعتی وارد شدند و این تیم توانست مربی و بازیکن خوب بگیرد و به جایی رسید که 5سال قهرمان ایران شد. به یک قطب فوتبال تبدیل شد و ان‌شاءالله پله‌های ترقی را پی در پی سپری و به كمك اقتصاد كشور در شرایط كنونی بپیوندد. تعامل بیشتر هیئت فوتبال استان با فدراسیون و وزارت ورزش و جوانان از اولویت‌های این بخش است. بررسی نقاط ضعف تیم‌های فوتبال استان در لیگ‌های کشوری و مطالعه تهدیدها و تبدیل به فرصت‌ها از اهم موارد در سیاست‌های زیربنایی فوتبال شیراز است. جبران و چگونگی تأمین کمبود تجهیزات و نبود حامیان مالی، استفاده از مربیان بومی مطلع و پرتجربه و متخصص و دانشگاهی در فوتبال و باشگاه‌های استان شیراز، توجه به مدارس فوتبال، حمایت از تیم‌های پایه و شناسایی پیشکسوتان فوتبال، شناسایی استعداد‌های فوتبال و معرفی به تیم‌های لیگ برتری از مهم‌ترین موارد قابل بحث در خصوص فوتبال این استان است. چنانچه تیم فوتبال برق شیراز دوباره به لیگ برترصعود كند و دوباره بر استقلال و پرسپولیس غلبه كند، دوباره 50هزارنفر را به استادیوم بکشاند، روح شادی در جوانان و طرف‌داران فوتبال استان فارس تزریق می‌شود و به تبع آن، مشکلات روحی و روانی و اقتصادی و کار جوانان را می‌توانیم مدیریت كنیم. فوتبال پدیده عجیب و غریبی است. قول می‌دهم با حضور دوباره برق و فجر در لیگ برتر، 20درصد مشتری‌های مدراس فوتبال بیشتر شود. بچه‌ها به جای اینکه بشینند پای بازی‌های کامپیوتری و وارد پارک‌هایی شوند که هزاران خطر تهدیدشان کند، وارد مدارس فوتبال می‌شوند. این‌ها چیزهایی‌ست که مسئولان باید به آنها دقت کنند.
در حال حاضر چه فعالیتی دارید؟
از حدود یک و نیم سال پیش که به شکل عجیب و غریب و غیرقابل منتظره‌ای از تیم ملی نوجوانان جدا شدیم (به همراه حمید علیدوستی) تاکنون فعالیت حرفه‌ای خاصی ندارم. داستان برکناری ما از هدایت تیم ملی نوجوانان دلایلی داشت که می‌گویم اما یادداشت نکنید. وقتی شما را برکنار می‌کنند، یا باید از نظر اخلاقی مشکل داشته باشی، یا نتیجه نگرفته باشی یا کار نکنی که هیچ‌کدام از این مسائل در مورد شخص علیدوستی صدق نمی‌کرد. از نظر اخلاقی که زبانزد است، از نظر نتیجه‌گیری هم که در 13بازی رسمی و دوستانه، 9پیروزی، دو تساوی و دو شکست داشتیم که عملکرد خیلی خوبی محسوب می‌شود. در نحوه کار کردن هم که این تیم نایب‌قهرمان آسیا شد. پس علت اصلی این برکناری چیزهایی بود كه گفتن آنها به صلاح صنعت فوتبال كشور نیست و همچنان برای موفقیت تیم فوتبال نوجوانان كشورم آرزوی موفقیت‌های روزافزون دارم.
برای پیشرفت فوتبال در ایران چه کارهایی باید انجام داد؟
برای صنعت فوتبال کشورمان باید دو کار مهم انجام دهیم؛ یک: به اهمیت نقش ویژه امر نظارت، ارزیابی و تضمین کیفیت در وزارت ورزش بیشتر توجه كنیم. من نمی‌خواهم فوتبال ایران را سیاه‌نمایی كنم، اما متأسفانه باید قبول كرد رنگ فوتبال كشور عزیزمان ایران خاكستری است. مسلماً جایی که پول و شهرت هست، فساد هم به راحتی وارد می‌شود. باید فرهنگ‌سازی کنیم. به جای اینکه به دنبال مقصر بگردیم، باید کار فرهنگی کنیم، نظارت کنیم و مدام هم این چرخه را تکرار کنیم. اغماض هم نباید در کار باشد. کسی که خلاف کند باید از این چرخه بیرون برود، هر کسی که می‌خواهد باشد. پروسه زمان‌بری است. نمی‌شود شما عرض یکی دو سال بخواهی فوتبال یک مملکت را تغییر بدهی. نیاز به ده سال بازنگری و انجام اصلاحات دارد تا بتوانیم در آینده به اهداف ایدئال در بخش برسیم. نمی‌توانیم خودمان را با ژاپن مقایسه کنیم. ژاپنی که طبق آمار یکی دوسال قبل، هر سال 250میلیون پوند هزینه لیگ برتر فوتبالش می‌شود را نمی‌توان با 300-400میلیاردتومانی که در فوتبال ما هزینه می‌شود به پای آنها رسید. هر کمپی در آنجا 15زمین تمرینی عالی دارد، ولی تیم ملی ما هنوز یک زمین تمرین درست و حسابی ندارد. نمی‌توانیم خودمان را با آنها مقایسه کنیم.
به نظر می‌رسد مردم هم کمی ناامید شده‌اند از اوضاع و احوال فوتبال شیراز.
من این حرف را قبول ندارم که مردم شیراز تعصب ندارند یا فوتبال‌زده شده‌اند. من اعتقاد دارم برای آوردن مردم به استادیوم باید شرایط را مهیا کنید. برای این کار پارامترها و آیتم‌های زیادی وجود دارد. باید تیم خوبی بسته شود، نتایج خوبی گرفته شود، تبلیغات گسترده‌ای صورت بگیرد، استادیوم خوبی در اختیار تماشاگر قرار بگیرد، بازی‌ها در ساعت خوبی برگزار شود، با احترام با تماشاگر برخورد شود، باشگاه‌ها کانون هواداران خوب و قوی داشته باشند و همه اینها اتفاقاتی است که در فوتبال روز دنیا می‌افتد و در این شهر هم قطعاً اتفاق می‌افتد. من نمی‌دانم کانون هواداران برق و فجر چه کارهایی کرده‌اند، چه ارتباطی با مردم دارند و چه امکاناتی در اختیار مردم می‌گذارند؛ اما با توجه به چیزهایی که می‌بینم متوجه می‌شوم کارهای مفید چندانی انجام نشده است. اگر کمی تخصص داشته باشید خیلی چیزها را متوجه می‌شوید. برای انتقال تیم فوتبال پاس از تهران به همدان، همه بسیج شدند و این اتفاق افتاد. من نمی‌گویم این کار خوب بود یا بد، ولی تمام مسئولان استان همدان برای این کار متحد شدند. استان فارس هم باید همین رویکرد را داشته باشد. همگی باید دست به دست هم بدهند. هر مشکلی در تیمی مثل ذوب‌آهن پیدا شود، برنامه نود سی‌دقیقه از وقتش را به این تیم اختصاص می‌دهد که چرا این تیم به این روز افتاده، اما چرا فردوسی‌پور یک بار سراغ شیراز نمی‌آید؟ چون این ارتباط از سوی مسئولان شهر ما برقرار نشده است. اینها باید هفتگی حتماً اتاق فکر داشته باشند و این مسائل را بررسی کنند.
وضعیت مدارس فوتبال شیراز را چطور می‌بینید؟
من مدتی است در شیراز همراه با برادرم احسان در مدرسه فوتبالش به عنوان مشاور فعالیت دارم. می‌بینم چقدر استعداد هست و چقدر خوب کار می‌کنند. نه اینکه چون برادرم است بخواهم فقط تعریف کنم. من در شیراز مدارس فوتبال زیادی دیده‌ام اما این مدرسه جزو مدارس نمونه است. قول می‌دهم به همین شکل ادامه بدهند، از همین 30-40نفر دو سه نفر برای تیم ملی نوجوانان می‌توانند بازی کنند. چون هم استعدادیابی خوبی داشته‌اند و هم خوب کار می‌کنند. در شیراز بر چه اساسی مدارس فوتبال ممتاز انتخاب می‌شوند؟ واقعاً اگر جای هیئت شیراز باشم یک فرد متخصص تحصیل‌کرده رزومه پس داده، یک فوتبالیست مطرح پیشکسوت که تحصیلاتش هم لیسانس یا فوق‌لیسانس است، آدمی که شناخته شده است، سالم است و اهل زد و بند نیست پیدا می‌کنم و او را به عنوان نماینده هیئت انتخاب می‌کنم. وظیفه نماینده هیئت این است که در ازای حقوقی که می‌گیرد از مدارس فوتبال فیلم بگیرد. بنویسد این مدرسه چه کاری انجام می‌دهد و آخر سال نتیجه‌گیری شود که فلان مدرسه باید تعطیل شود و به فلان مدرسه امکانات تشویقی داده شود. به این ترتیب همه می‌دانند یک نفر به عنوان بازرس آنها را زیرنظر دارد. متأسفانه مدارس فوتبال ایران دربسیاری از زمینه‌ها با استانداردهای جهانی فاصله دارند. در شیراز بر چه اساسی مدارس فوتبال ممتاز انتخاب می‌شوند؟ در مدارس فوتبال هدف كشف و پرورش استعدادهاست نه سوءاستفاده از علایق خانواده‌ها به فوتبالیست شدن فرزندانشان و دستیابی به سودهای كلان!  لذا باتوجه‌به نقش حساس مدارس فوتبال به كشف و پرورش استعدادها وباتوجه‌به هزینه‌های مالی و زمانی فوتبال‌آموزان و خانواده‌های آنها، ضروری است نقاط ضعف و تهدید مدارس فوتبال كشورمان و به ویژه شهر عزیزم شیراز را با حضور هیئت‌های تخصصی خبره و تحصیل‌كرده این فن مطالعه و آسیب‌شناسی کنیم تا بتوانیم نقاط ضعف را به قدرت تبدیل کرده و از تهدیدها فرصت بسازیم. هیئت‌های فوتبال در این راستا وظایف سنگینی برعهده دارند. مدارس فوتبال باید بدانند عملكردشان به دقت زیر ذره‌بین قرار دارد! در این مورد مدارس فوتبال اگر حمل بر تعریف از پدرم نباشد می‌خواهم مثالى بزنم. پدر من سال‌هاست در مدارس فوتبال این شهر مشغول فعالیت است و بسیار موفق. از نتایج این تلاش ٢٠ساله، معرفى بازیكنان ملى‌پوش از قبیل غلامرضا رضایی، معدنچى، اكبرپور و این اواخر هم حسین حسینى دروازه‌بان استقلال و... به فوتبال این مملكت. یعنى یك مربى كاربلد با كارنامه بسیار عالى از نظر اخلاقى و فنى ولى متأسفانه در این سال‌ها هیچ گونه حمایت یا استفاده در سطح اول فوتبال استان نشده است و همه دغدغه‌هاى من از فوتبال استان این جور مسائل است كه از نیروهاى توانمند استفاده بهینه نمی‌شود.
فکر نمی‌کنید پول‌های بی‌حساب و کتاب دولتی که در فوتبال ما وجود دارد باعث به وجود آمدن فساد در  فوتبال شده؟
بله، همانطور که گفتم هرجا پول باشد فساد هم هست. اما ببینید باشگاه بایرن‌مونیخ وقتی علی دایی را به خدمت گرفت، رومنیگه مصاحبه کرد و گفت باشگاهش از یک سال و نیم پیش او را زیرنظر داشته است. اما در ایران بازیکن قرارداد 700-800میلیونی می‌بندد و تازه سه ماه بعد معلوم می‌شود مینیسکش پاره بوده! 4ماه برای تیم بازی نمی‌کند ولی قرارداد سه ساله با او می‌بندند. من شنیده‌ام پول اسپانسر ابتدا به حساب سرمربی واریز می‌شود و بعد به بازیکن می‌دهند! چرا؟ چون فوتبال دولتی است. کسی که بالای سر باشگاه است دلش برای این پول نمی‌سوزد. می‌گوید من دو سه ماه هستم و الان فقط باید نتیجه بگیرم.
به نظر شما شیراز با توجه به پتانسیل‌های موجود، توانایی داشتن تیم در لیگ برتر را دارد؟
این شهر پتانسیل این را دارد که نه یک تیم، بلکه سه تیم در لیگ برتر داشته باشد، چون توانمندی و استعدادهای زیادی دارد. ما الان که تیمی نداریم هیچ! بازیکن امیدمان هم می‌گوید من تلاش کنم که به کجا برسم؟! این‌همه تمرین کنم که چه شود؟! ولی اگر ما دو تیم در لیگ برتر، دو تیم در لیگ یک، چهار تیم در لیگ دو و... داشته باشیم، بازی‌های لیگ امید و جوانان شهر هم جذاب می‌شود. انگیزه پدر و مادرها برای بردن بچه‌ها به مدرسه فوتبال بیشتر و بیشتر می‌‌شود. شبکه استانی هر هفته 5بازی پخش کند، تماشاچی به استادیوم بیاید، همه اینها باعث ایجاد انگیزه می‌شود. تیم‌ها پول خرج می‌کنند و از آن‌طرف درآمدزایی می‌کنند. چرا یک مربی خوب خارجی تاکنون به شیراز نیامده؟ یعنی در شهری مثل شیراز مشکل مالی وجود دارد؟ یعنی کارخانه خوب در شیراز نداریم؟ این‌همه كارخانه‌های مربوط به صنعت سنگ‌های تزیینی و پتانسیل‌های قوی معدنی ازقبیل كانی‌های گوهرین و كانی‌های صنعتی و تبخیری در استان فارس چرا نباید انگیزه‌ای برای تبلیغ از طریق سرمایه‌گذاری روی تیم‌های فوتبال استان نداشته باشند؟! مثلاً برق منطقه‌ای شیراز توانایی 200هزار دلار هزینه ندارد ولی اصفهان و تبریز دارند؟ این چیزها باید در همان جلساتی که گفتم مطرح شود و به نتیجه برسد.
به عنوان سوال پایانی: حاضرید برگردید و به فوتبال شیراز کمک کنید؟
من به عنوان مسئولیت اجتماعی خود درقبال شهر عزیزم شیراز و همشهریان خوب و مهربانم حاضرم بی‌هیچ چشم‌داشتی پای میز مشورت با بزرگان و مسئولان شهر بنشینم. بزرگ‌ترین وظیفه نمایندگان در هر شهر و استان درقبال جوانان آن شهر است. نمایندگان شیراز در مجلس شورای اسلامی بدانند درمقابل جوانان و مردم این شهر آنگونه كه باید وظایف خود را انجام نداده‌اند. بخشی از وظایف شما رسیدگی به امور ورزش است و در این میان، فوتبال مقوله‌ای جداگانه است. چه کاری برای فوتبال انجام دادید؟ چرا ورود نمی‌کنید تا بفهمید مشکل این‌همه نارسایی در فوتبال استان فارس از کجاست؟ بابل و قائمشهر را ببینید که فقط به خاطر تیم‌هایشان چه تحرکاتی در فوتبال به وجود آورده‌اند. دو شهری که اندازه یک محله شیراز استعداد ندارند، اما الان هر برنامه فوتبالی را ببینید از این دو تیم دارند حرف می‌زنند. حمید علیدوستی همیشه می‌گفت هر بازیکنی از شیراز بیاید انتخابش می‌کنم، چون شیرازی‌ها همگی سرعتی هستند. سرعت فاکتور مثبتی است که ذاتی است. در ژن بازیکنان این خِطه قرار دارد. یعنی خدا استعدادهایی در بچه‌های این قسمت از ایران قرار داده اما درست از آن استفاده نمی‌کنیم. چرا باید مهدی رجب‌زاده اسطوره فوتبال اصفهان باشد؟ این‌ها درد است. مگر مهدی رجب‌زاده به پول نیاز دارد؟ من اگر بودم او را با خواهش و تمنا می‌آوردم. امثال رجب‌زاده را باید آورد و برای فوتبال این شهر تصمیم گرفت. من به شخصه هر کمکی از دستم بربیاید بدون یک ریال پول انجام می‌دهم چون به این شهر عرق دارم. وقتی اسم شیراز می‌آید موهای تنم سیخ می‌شود. وقتی نیستم دلم برای این شهر تنگ می‌شود. حاضرم تمام تجربیاتم را در اختیار فوتبال این شهر بگذارم. شما ژورنالیست‌ها هم باید این فضا را ایجاد و مسئولان را مجبور کنید به این مسائل ورود کنند.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی