[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۱۷۹
  • دوره جدید

یادداشت روز، روزنامه شیراز نوین

در امتداد فروپاشی

 

شیرازنوین- سعیدرضا امیرآبادی

amirabadi_shznvn@yahoo.com

بنیان خانواده ایرانی دیگر بسان گذشته استحکام ندارد. امروزه آمار و ارقام ازدواج، نرخ باروری، گسترش خانواده‌های تک‌فرزندی و درنهایت جدایی زوجین، نشان از بحرانی فراگیر در جامعه ایران دارد و این موارد در میان انبوهی از اخبار نامطلوب اقتصادی به فراموشی سپرده شده‌اند. به‌طور حتم حفظ بنیان خانواده در حیطه وظیفه ارگان و نهاد واحدی نمی‌گنجد؛ بلکه برای جلوگیری از ازدیاد بحران‌های مدنی باید یک بسیج همگانی از سوی همه نهادها صورت گیرد و با توسل به نگاه‌های کارشناسان، به مقابله با بحران‌های فزاینده‌ای نظیر فروپاشی بنیان خانواده‌ها پرداخت. با رصد جامعه درمی‌یابیم قبح واژه طلاق در جامعه شکسته و در میان اطرافیان همه ما نشانی از افرادی که تجربه زندگی‌های ناموفقی پشت سرگذاشته‌اند به‌چشم می‌آید. در گذشته‌ای نه‌چندان دور، جوامع کوچک و سنتی از این پدیده مذموم در امان بودند. اما در روزگار معاصر بحران طلاق به‌سرعت در حال گسترش قلمرو خود است و کلانشهرهای ایران را یکی از پس از دیگری در‌هم می‌نوردد. البته همیشه نمی‌توان زوج‌های درمانده را به هر قیمتی مجبور به ادامه زندگی مشترک کرد. گاه ادامه زندگی با فرد معتاد، بیمار روانی، خیانت‌کار، هنجارسیتز و مواردی از این‌دست کار ساده‌ای نیست و قانون برای حفظ حقوق و کرامت انسانی، راه را برای خلاص شدن یکی از زوجین باز گذاشته است. به همین دلیل باید به منظور کاهش آمار طلاق، اسلوب‌های پیشگیرانه را در دستور کار قرار داد و به شیوه‌های علمی ‌و عملی به مصاف این بحران فراگیر رفت. 
در راستای کالبدشکافی بحران، با این مسئله روبرو می‌شویم که گروه عمده‌ای از جوانان ایرانی از تکنیک‌های زندگی مشترک اطلاع چندانی ندارند؛ چراکه آموزش و پرورش ما در این زمینه سکوت پیشه کرده و نشانی از تدریس مهارت‌های زندگی مشترک در کتاب‌های درسی وجود ندارد. البته مراکز آموزش عالی نیز در این زمینه کارنامه بهتری از خود به جای نگذاشته‌اند. سطح آموزش‌های آنان نیز به چند خرده واحد درسی خلاصه شده و نشانی از آشنایی جوانان با مسائلی که سبب اختلاف میان زوجین می‌شود به چشم نمی‌آید. به این ترتیب، زوج‌های جوان بدون آن که بر مهارت‌های زندگی مشترک آگاهی و تسلط یابند به یک‌باره زیر سقف مشترکی قرار می‌گیرند و آشکار است که پس‌از مدت کوتاهی، اختلاف‌ها آشکار شوند.
اگرچه قسمت عمده‌ای از تقصیر جدایی زوجین بر گردن مراکز آموزشی و فرهنگی است؛ از یاد نبریم بحران‌های اقتصادی نیز نقش کمرنگی در ازدیاد آسیب‌های اجتماعی و گسترش طلاق ندارند. امروزه زوج‌های جوان با وام‌های پانزده‌میلیونی کم‌بهره راهی خانه بخت می‌شوند و باید با توسل به این مبلغ ناچیز، تمامی‌ مایحتاج زندگی را فراهم کنند. در این میان مشهود است که اجاره‌بها و قیمت لوازم خانگی به سرعت در حال صعود است و چنانچه والدین زوجین توان حمایت از جوانان خود نداشته باشند، امکان تشکیل و ادامه زندگی دشوار خواهد بود. آشکار است که در موقعیت فعلی، هیچ‌یک از اقشار جامعه نمی‌توانند با حقوق‌های حداقلی صاحب نیازهای اولیه و ثانویه زندگی مشترک شوند و تجمیع این مسائل، سبب می‌شود نارضایتی‌های افزایش یافته و نرخ فروپاشی خانواده‌های ایرانی ازدیاد یابد.
اما برای مقابله با آسیب‌های گزنده‌ای همانند طلاق چه راهکاری وجود دارد. شاید در ابتدا متولیان امور فرهنگی و آموزشی باید نگاه‌های سنتی را کنار گذاشته و با نگاهی علمی‌ و ارزشی، جوانان را از جنبه‌های گوناگون برای تشکیل خانواده آماده سازند. به طور حتم همسرانی که بی‌مهابا به خانه بخت گسیل نشده باشند، کمتر در مسیر آسیب‌ها قرار گرفته و برای ادامه زندگی تمایل بیشتری از خود نشان می‌دهند. این در حالی است که با بهبود وضعیت اقتصادی جامعه نیز بسیاری از گره‌های کور و بحران‌های مدنی رویه زوال پیموده و در مسیر بهبودی و موقعیت مطلوب قرار می‌گیرند. به یاد داشته باشیم که دولت دوازدهم ادعای تک‌رقمی ‌شدن تورم، کاهش نرخ بیکاری و تزریق آرامش به جامعه را مطرح می‌کند؛ اما باید دید در زمینه تقویت بنیان خانواده‌ها چه رویه و اصلاحات بنیادینی پیش می‌گیرد. آمار 67درصدی طلاق در منطقه مرفه‌نشین تهران و افزایش نرخ 35درصدی جدایی در شیراز، بحران گزنده‌ای است که مسبب بسیاری از چالش‌های اجتماعی خواهد بود.
پی‌نوشت: 
معاون اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم دادگستری فارس، وضعیت آمار ورودی پرونده‌های طلاق به محاکم خانواده شیراز را نامطلوب توصیف کرد و گفت: طلاق توافقی در شیراز در سال‌96 نسبت به سال‌95 بیش از 35درصد افزایش داشته است. 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی