[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۴۲۷
  • دوره جدید

مطبوعات؛ سنگرسازان بي‌سنگر، روزنامه شیراز نوین

مطبوعات رکن پيشرفت و تداوم نظام اسلامي
مطبوعات؛ سنگرسازان بي‌سنگر
جانشين مديرمسئول  و سردبير روزنامه سبحان: مطبوعات فارس به بايگاني تاريخ مي‌پيوندند

 

مطبوعات و رسانه‌ها به‌عنوان ابزار اجتماعی در يک نظام مردمی، امکان تبادل افکار و اطلاعات را در بين مردم و دولت فراهم می‌کنند و دولت و مردم را در جريان مواضع و خواسته‌های يکديگر قرار می‌دهند.
سؤالی كه امروز مطرح است، اين است كه مطبوعات در كشور ايران و در نظام جمهوری اسلامی، كجای كار هستند؟ آيا زائد و سربارند؟ زينت‏المجالسند؟ يا يک عنصر حقيقی و مؤثر و اجتناب‏ناپذير و سازنده‏اند؟
مقام معظم رهبری در پاسخ به اين سؤال چنين بيان می‌کنند: «ما معتقديم كه مطبوعات برای نظام جمهوری اسلامی، يک مقوله تجملاتی و تشريفاتی نيست. بنابراين افزايش، تنوع و كيفيت يافتن آن و اگر خطايی دارد، تصحيح آن، جزو كارهای اساسی در اين نظام است.»
ايشان در پاسخ به اين سؤال که «مگر نظام جمهوری اسلامی چه خصوصيتی دارد كه چنين پرداختن و رويكردی به مطبوعات، جزو كارهای اساسی آن است؟» می‌فرمايند: «خصوصيت اين است كه نظام جمهوری اسلامی يک نظام مردمی است و كسی نمی‏تواند اين را منكر شود. مخالفان ما هم نمی‏توانند اين را منكر شوند. سر و كار ما با مردم است؛ پس اين نظام، نظامی است مردمی. نظام مردمی، جز با آگاهی مردم ممكن نيست پيش برود.»
از جمع‌بندی سخنان ايشان اينطور برمی‌آيد که هرچه مردم بيشتر آگاه شوند، نظام جمهوری اسلامی، بيشتر سود می‏برد. بنابراين، اين نظام، به آگاهسازی مردم نيازمند است و مطبوعات رکنی از ارکان پيشرفت و تداوم نظام اسلامی هستند.
بی‌ترديد مطبوعات و رسانه‌ها به‌عنوان يکی‌از مهمترين زيربناهای ساختار ارتباطی و اطلاعاتی در دنيا، جزو مهمترين ارکان نظام اسلامی در پيوند مردم و دولت هستند که وظيفه‌شان صيانت از اتحاد ملی است. روابط موجود ميان دولت و ملت در هيچ مقطعی از تاريخ به اندازه دوران معاصر نبوده است. درواقع رسانه‌ها از يکسو با انعکاس اخبار و اطلاعات ميان اجزای سازنده عرصه عمومی ارتباط برقرار می‌کنند و با افزايش سطح آگاهی عمومی مبادرت به مهندسی افکار عمومی می‌کنند و از سوی ديگر با جمع آوری و انعکاس نظرات، انتقادات و عقايد مردم و مسئولان، ميان حکومت‌کنندگان و حکومت‌شوندگان ارتباط برقرار می‌کنند. 
از طرفی مطبوعات برای تحکيم روابط بين ملت و دولت نيازمند حمايت مادی و معنوی مسئولان و مردم هستند حتی اگر اين مطبوعات متعلق به بخش خصوصی باشند. مقام معظم رهبری درباره وظيفه دولت نسبت به مطبوعات می فرمايند: «دولت بايد موضوع مطبوعات را خيلی جدی بگيرد. دولت، ناگزير بايد در مسائل مطبوعات سهم داشته باشد. حالا يک وقت سهم مادی است؛ مثل سهميه‏ها و يارانه‏هايی كه در بخش‌های مختلف می‏دادند و كمک‌هايی كه می‏كردند. يک وقت هم سهم حمايت‌های معنوی است كه آن حمايت‌های معنوی، مهم‌تر از حمايت‌های مادی و كمک‌های گوناگون است.»
اما  شرايط امروز مطبوعات فارس، از قصه‌ای ديگر حکايت دارد. در حالی که نوسانات بازار ارز و افزايش ارزش ارزهای خارجی، بر روی قيمت کاغذ اثر گذاشته و منجر به افزايش قيمت اين کالا در بازار شده است، مسئولان انتظار دارند مطبوعات فارس با قيمت فعلی کاغذ، افزايش 20درصدی حقوق، افزايش نهاده‌های توليد اين محصول فرهنگی، کاهش يارانه‌های مطبوعاتی، عدم دريافت به موقع مطالبات خود از ادارات دولتی و قطع کردن اشتراکات همچنان در راستای انجام رسالت خود به‌عنوان پل ارتباطی بين مردم و دولت، به حيات خود ادامه دهند، حياتی که تا پيوستن به بايگانی تاريخ مطبوعات فاصله‌ای ندارد.
انتشار روزنامه با هزينه بالا و افزايش هزينه‌ها نسبت به درآمد، منجر به افزايش بدهی روزنامه‌های فارس به چاپخانه‌ها و واکنش اهالی مطبوعات فارس شده است. در وضعيتی که اقتصاد رسانه‌های چاپی به مويی بند است؛ آنچه در نگاه اول به راحتی با ورق‌زدن صفحات روزنامه به چشم  می‌آيد اخبار نهادهای دولتی است که جهت تنوير و آگاهی افکار عمومی روی صفحات نقش بسته است. اخباری که اگر بخواهيم هزينه‌های ايجادشده، از مراحل تهيه تا انتشار آن را محاسبه کنيم به قيمت انتشار روزنامه خواهد افزود و سؤال اينجاست که اگر هرنهاد دولتی بخواهد اخبار خودش را هرروز چاپ و در اختيار مردم قرار دهد چه هزينه‌هايی را به هزينه دولت اضافه خواهد کرد.
اوضاع مطبوعات بدون اين شوک‌های مالی قبلاً در مرز مرگ و بقا قرار گرفته بود. اهرم فشار فضای مجازی و نشر الکترونيک نيز به آسيب‌پذيری نشريات مکتوب دامن زده است. با اين شرايط آيا می‌توان پنجره اطلاع‌رسانی که هماهنگ با مراجع قانونی و دارای اعتبار است را به روی مردم بست و اگر فاتحه اين بستر اطلاع‌رسانی خوانده شود آيا ساير روش‌های نشر خبر همچون فضای مجازی به راحتی قابل کنترل و نظارت است؟ مديران فعلی آگاهانه يا ناآگاهانه تيشه به ريشه مطبوعات می‌زنند. اگر تلاش مديران ادارات انحصار آگهی‌های دولتی و اختصاص آن به روزنامه‌هايی خاص است، چرا اين همه در منابر مختلف و سخنرانی‌های خود بر فرهنگ و اعتلای آن تأکيد دارند و اين تناقض را چگونه می‌توان داوری کرد؟ و اگر همت آنها بر اين است که به مديران مسئول مطبوعات بفهمانند که دوران مطبوعات کاغذی به سر آمده است، می‌توان با تعطيل کردن مطبوعات کاغذی، بدون هيچ دردسری خيال مسئولان را از اين عنصر مزاحم در جامعه راحت کرد و  با اين شيوه ديگر نيازی به اين همه ساختار و دستگاه در بدنه دولت برای رسانه، نظارت بر آن و دادگاه مطبوعات و... نيست. 
 و البته آثار اين بحران درآينده از دامنه تأثير بيشتری برخوردار است. آنجا که کمترين التهابات فضای مجازی، جامعه را با شايعات و اخبار کذبی که هيچ مرجعی برای مراجعه به آنها وجود ندارد، دست‌خوش موج‌های مخرب و شکننده خواهد کرد.
روزنامه‌های دولتی به دليل اتصال به خزانه دولتی از افزايش قيمت تمام‌شده چاپ و کاغذ متضرر نمی‌شوند. در بين روزنامه‌های غيردولتی هم روزنامه‌ای وجود دارد که به واسطه تعدد آگهی، تعرفه بالا و تعدد اشتراکات بالای نهادهای دولتی با مشکل خاصی روبرو نخواهد شد؛ اما ساير روزنامه‌های استان به واسطه همين کم‌توجهی‌ها درآستانه تعطيلی قرار خواهند گرفت و در اين صورت آيا داشتن يک يا دو روزنامه زيبنده استان فرهنگ‌دوست فارس است؟
آيا تعطيلی روزنامه‌هايی که توانسته‌اند با مشکلات فراوان، بيش‌از 20سال هنوز در دکه‌های روزنامه‌فروشی باشند، به فرهنگ استان لطمه‌ای نخواهد زد؟
کافی است يک هفته کيوسک‌های مطبوعاتی از روزنامه‌ها خالی شوند تا معلوم شود آيا دولت به رسانه احتياج دارد يا رسانه به دولت؟
کاغذ روزنامه طی يک سال گذشته در بازار ايران بيش از 50درصد افزايش قيمت پيدا کرده است. اواسط سال گذشته قيمت هرکيلو کاغذ کاهی روزنامه حدود 2200تومان بود که اين رقم هم‌اکنون به 4800تومان در هرکيلو رسيده است. با چنين افزايش قيمتی تنها در يک نهاده توليد اين محصول فرهنگی، در شرايط بی‌مهری مسئولان چگونه می‌توان ادامه حيات داد؟ و اين وضعيت جز محدوديت رسانه‌های خصوصی چه حاصلی خواهد داشت؟ و البته بايد اضافه کرد به دنبال تعطيلی روزنامه‌های استان در سال حمايت از کالای ايرانی، اولين قربانی شاغلينی هستند که به خيل بيکاران جامعه اضافه خواهند شد.
علی‌رغم اينکه رسانه‌های مکتوب به‌دليل استمرار خود، تأثير عميقی بر عمق بخشيدن به فرهنگ و تاريخ جامعه دارند متأسفانه در کشور ما، به دلايل مختلف اقتصاد رسانه خودکفا نيست به همين خاطر مطبوعات با تحولات و تکانه‌های اقتصادی با چالش جدی مواجه می‌شوند. 
در حال حاضر رسانه‌های حوزه خصوصی مظلوم‌ترين قشر هستند. زمانی که مديرمسئول روزنامه امکان کافی برای حقوق کارکنان خود را ندارد، خبرنگار و سردبير و موزّع و... هم دچار مشکل مالی خواهند شد. لذا وضعيت بغرنج صنفی جامعه رسانه‌ای و بحران موجود در مطبوعات موجب شده تا معيشت و کرامت اصحاب رسانه دچار خدشه شود و خانواده اين صنف در معرض آسيب‌های جدی قرار گيرند. وقتی قاطبه اصحاب رسانه در زمينه ميزان درآمد و معيشت در حداقل ممکن و کمتر از حقوق کارگران است، بی‌ترديد اين وضعيت و حال بد آنان بر تعهدات جامعه رسانه‌ای تأثير نامطلوبی خواهد گذاشت و انفعال مطبوعات در راستای انعکاس مشکلات مردم مقدمه‌ای برای آسيب‌ديدگی اصل تحکيم روابط ملت و دولت خواهد بود.
مشکل فعلی اين رسانه‌ها مسئله حل‌شدنی است و با همکاری دستگاه‌های مربوطه و حمايت مردم حل‌شدنی است. خود صاحبان رسانه نيز بايد با هوشمندی عمل کرده و آينده‌نگر باشند. حداقل مطالبه مطبوعات و اصحاب رسانه استان آن است که دستگاه‌های دولتی با پشتيبانی و حمايت مادی و معنوی از مطبوعات و نيز توليدکنندگان و مصرف‌کنندگان کالاهای مطبوعاتی، نقش‌آفرينی کنند تا مطبوعات هم متعهدانه و به بهترين شکل برای به سرانجام رساندن رسالت خود تلاش کنند.

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی