[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۷۰۸
  • دوره جدید

خودزنی به سبک فجری‌ها!، روزنامه شیراز نوین

یادداشت مخاطب:‌ محمدرضا جوکار
سال گذشته، تیم فجرسپاسی بعد از یک فصل سخت و کابوس‌وار که داشت منجر به سقوط این تیم به دسته دوم می‌شد، به طرز معجزه‌آسایی نجات یافت. عوامل بسیاری از جمله اتحاد و همدلی مدیریت و کادر فنی و بازیکنان و هواداران در هفته‌های آخر، باعث بقای این تیم شد تا سهمیه این تیم باریشه و دوست داشتنی کشور در لیگ دسته اول حفظ شود. با این تجربه سخت فصل قبل، مدیریت پرانگیزه فجر برنامه‌ای سه ساله برای صعود این تیم به لیگ برتر ارائه داد. قبل از شروع فصل، در فرصتی تقریباً مناسب برای فصل جدید، کادر فنی جدید را انتخاب کرد و تقویت تیم را آغاز کرد. وسواس و جدیت کادر فنی در انتخاب بازیکنان و مازاد قرار دادن تعدادی از بازیکنان فصل قبل، نشان از فصلی پربارتر و بهتر از فصل قبل می‌داد. ظاهراً امکانات بهتر شده، بازیکنان اسمی و مطرح‌تر به عنوان سرباز به تیم اضافه شدند و از معدود سال‌هایی بود که چندین بازیکن آزاد و باتجربه که سابقه بازی در لیگ برتر هم داشتند جذب شدند.
با این حال طبیعی بود مدیران و کادر فنی قولی مبنی‌بر صعود ندهند و باید صبر می‌کردند مرور زمان و ادامه لیگ، عیار تیمشان را مشخص نماید. فشار چندانی برای صعود از سوی هوادارها نبود. اتفاقات فصل قبل آنها را به داشتن تیمی خوب و فقط در حد مدعی راضی می‌کرد. با توجه به تغییرات زیاد بازیکنان و تفکرات کادر فنی، طبیعی بود برای  هماهنگ شدن و جا افتادن تیم نیاز به زمان است. همه کارشناسان و مربیان به این امر واقف هستند که در لیگ‌های فرسایشی نظیر لیگ یک، هیچ تیمی قادر نخواهد بود تمام فصل را از آغاز تا پایان، در سطح بالایی پشت سر بگذارد و افت همه تیم‌ها به دلایل مختلف از جمله مصدومیت بازیکنان، افت بدنی، افت روحی و روانی، مشکل مالی، تغییرات کادر فنی و... در مقطعی از فصل طبیعی خواهد بود و همه تیم‌ها خواسته یا ناخواسته درگیر چنین مشکلاتی خواهند شد. 
فصل جدید برای فجر شروع خوبی نداشت، ولی مدیریت باشگاه و کادر فنی به آینده امیدوار بودند. تقریباً شروع نیم‌فصل فجر با نواسانات نتایج این تیم و همچنین تکرار صحبت‌های مدیریت و کادر فنی که تیم فجر مدعی صعود نیست و برنامه سه ساله برای صعود دارد، هجمه‌ها و حاشیه‌ها را در اطراف تیم کمتر کرد. حتی خوش‌بین‌ترین هوادارها و کارشناس‌ها و رسانه‌ها هم شانس زیادی برای صعود این تیم قائل نبودند و طبیعتاً فشاری از سوی هواداران و رسانه‌ها و فضای مجازی روی تیم نبود. هرچند منتقدان اعتقاد داشتند پتانسیل این تیم پرمهره خیلی بیشتر از نتایجی است که می‌گیرد؛ اواخر نیم‌فصل اول و شروع نیم‌فصل دوم، رفته رفته شاهد اوج و پیشرفت تیم فجر بودیم. بازی به بازی بهتر، ترکیب هماهنگ‌تر، اعتماد به نفس بازیکنان و کادر فنی بیشتر از همیشه و با توجه به افت رقیبان بالانشین جدول و پیشرفت تیم فجر، هفته به هفته شاهد حضور فجر در رده‌های بالای جدول بودیم. آمار فوق‌العاده این تیم در نیم‌فصل دوم، تیم فجر را به تیمی شکست‌ناپذیر و شاداب و باروحیه تبدیل کرد. تیمی که علاوه بر بازی زیبا، نتیجه هم می‌گرفت. انتقادها به کادر فنی به حداقل رسید. همه به این باور رسیده بودند که این تیم از اول فصل هدف‌گذاری کرده و حالا به مدعی اصلی تبدیل شده است. امیدهای دوباره به این تیم زیاد شد. هر هفته که به پایان لیگ نزدیک‌تر شدیم، هوادارها با ورزشگاه بیشتر آشتی کردند و نظر همه کارشناسان و رسانه‌ها و فضاهای مجازی به این تیم جلب شد. 
تیم فجر به مدعی اول صعود به لیگ برتر تبدیل شده بود. اختلاف با صدر جدول به دو امتیاز رسیده بود و با توجه به اوج‌گیری این تیم، شاید بدبین‌ترین طرف‌داران و کارشناسان هم فجر را مدعی اصلی صعود می‌دانستند. ولی همه غافل از دشمن پنهانی بودند که به تیم نزدیک و نزدیک‌تر می شد: فشار روانی و استرس صعود!
در فاصله سه هفته مانده به پایان لیگ، تیم اوج گرفته فجر که نواسان خیلی کمی در نیم‌فصل دوم داشت، به مدعی اول صعود تبدیل شده بود. شرایط به شکلی بود که شاید تمام بازیکنان، کادر فنی و هواداران، این تیم را لیگ برتری می‌‌دانستند. در سه هفته پایانی، دو بازی خانگی و یک بازی سخت بیرون خانه مقابل نساجی در چمن مصنوعی برگزار می‌شد. اما تمرینات هفته قبل از بازی خانگی مقابل مس در چمن طبیعی انجام شد! شاید اعتماد به نفس زیاد کادر و بازیکنان، این جرأت را به کادر فنی داد که تمرینات را در چمن طبیعی ورزشگاه زیبای پارس برگزار کنند تا به نوعی، از خستگی و فشار روی بازیکنان بکاهند. شاید همه بازیکنان و هوادارها خیالشان از برد مقابل مس بی‌انگیزه راحت بود. کادر فنی همان ترکیب برنده و همیشگی را آماده حضور در زمین مسابقه کرد. شاید موقعیت مس در میانه جدول این نگرانی را به تیم نمی‌داد که بازی سختی در پیش داشته باشند. آنها مدعی‌های زیادی در این زمین برده بودند و نگرانی درباره این بازی به نظر نمی‌رسید. همه با خیالی راحت و تیم با تفکر از بیش برنده وارد زمین مسابقه شد، ولی همه غافل از غرور و استرسی  بودند که ناخودآگاه به تیم وارد خواهد شد. شاید در درون تیم فشاری تحمل می شد که کسی از آن خبری نداشت.
با شروع بازی این استرس کم‌کم خود را نشان می‌داد. پنالتی سوخته فجر در دقایق آغازین بازی و به دنبال آن بازی سرشار از انگیزه و محکم مس و در اختیار گرفتن بازی و گل زدن تیم مس در اواخر نیمه اول و ادامه بازی محکم این تیم و در مقابل بازیکنان و کادر شوکه شده از اتفاقات بازی باعث شد این استرس لعنتی کاملاً بر تیم غلبه کند. 
دشمن پنهان به یکباره به تیم چیره شد. دشمنی که قبل از بازی باید از بین می‌رفت. غرور کاذب و فشار پنهان قبل بازی و استرس و شوک منفی به وجود آمده به تیم در حین بازی. کمتر کسی این ناتوانی را در طول فصل در بازیکنان دیده بود. دیگر همه عادت کرده بودیم به کلین‌شیت‌ها و سیوهای دیدنی پیمان، به نفوذها و گل‌های زیبای شاهین، شوت‌ها و بازی‌سازی امین، پاس‌های کلیدی نظری، خلاقیت مشایخ، جنگندگی زینال خیری، اعتماد به نفس زیاد دفاع وسط‌ها، نفوذ‌ها و جاگیری‌های خوب مدافعان چپ و راست و... اما اینکه به یکباره در چنین بازی حساسی همگی آنها ضعیف ظاهر شوند، ‌قابل پیش‌بینی نبود. حالا فقط به انتظار معجزه بودیم تا اتفاقی خوشایند، تیم  را از این شوک و قفلی که انگار به پا داشتند رها کند. در میدانی که استرس و فشار تیم حریف را شیر کرده بود، بدون خلق کوچک‌ترین خطری روی دروازه حریف، فقط اصرار بر گرفتن پنالتی بود!
اتفاقی که اگر شهامت داور اجازه می‌داد شاید رخ می‌داد. ولی به راستی واقعاً تیم فجر در طول بازی مگر به جز همان صحنه‌های مشکوک به پنالتی در نیمه اول و دوم، موقعیتی هم ایجاد کرد؟ تیم نه قربانی شهامت نداشتن داور شد و نه به بازی محکم تیم حریف باخت، بلکه قربانی استرس و فشار و شاید غرور کاذب بازیکنان خود در بازی با مس شد و کادر فنی که نتوانست بار استرس و فشار را از دوش تک‌تک بازیکنان خود در طول بازی خارج کند.
باخت شوک‌آور و تلخ فجر در این بازی حساس شاید تمام عملکرد فجر در طول فصل را تحت شعاع قرار داد. بله، تیم در طول فصل امتیازات زیادی از دست داده بود، باخت‌هایی داده بود، پنالتی حساس شش امتیازی را مقابل رقیب اصلی‌اش به هدر داده بود، ولی کسی به جز این بازی چیزی نمی‌دید. انگار فقط همین بازی سرنوشت فجر را رقم می‌زد. بردهای فراوان و بازی‌های زیبا در طول فصل همه فراموش شده بودند و همگی زیر سایه این باخت کمرنگ شدند.
برخی منتقدان این بازی را به مثال معروف گاو نُه‌من شیر تشبیه کردند. همه فراموش کردند باز امید هست، امید به بازی سخت با رقیبی که شاید خودمان با فرصت‌سوزی باعث شدیم به مدعی و رقیب اصلی ما تبدیل شود! جهنم وطنی که بارها توسط همین فجر فتح شده بود. ولی انگار تیم تخلیه شده بود، کسی روحیه نداشت، شاید کادر فنی تمام تلاش خود را برای بازگشت کرد، از تغییر ترکیب و  نفرات و حتی بازی دادن به دو سه مهره که کمتر در طول فصل نامی از آنها بود تمام تلاش خود را برای احیای تیمش کرد، ولی شرایط بازی با نساجی متفاوت بود. در مقابل حریف کاملاً آماده و پرانگیزه، توانی در ساق بازیکنان فجر دیده نمی‌شد. همان استرس بازی قبل همچنان همراه تیم بود و منجر به شکستی دوباره شد!
 انگار تمام سرنوشت صعود فجر در همان بازی مس خلاصه شده بود. دیداری که امتیاز کامل آن هنوز تیم را مدعی اصلی صعود نگه می‌داشت. امتیازی که باعث می‌شد بازی نساجی حساسیت زیادی برای رقیب نداشته باشد.
گرچه فجر همچنان روی کاغذ هنوز شانس صعود دارد، باید واقع‌بین بود که شکست سه رقیب مدعی و باانگیزه مقابل حریفان نه چندان قدرتمند خود که چشم به تفاضل گل هم دارند، خیالی بس باطل خواهد بود. شاید معجزه‌ای هم در کار نباشد که به کمک فجر بیاید و همانا معجزه در دستان خودمان بود و استفاده نکردیم.  
در پایان باید اشاره کرد این فصل با تمام این اتفاقات خوب و بد به پایان رسید. شکی نیست که زحمات زیادی برای سربلندی نام فجرسپاسی کشیده شده؛ از کادر مدیریتی و فنی و سرپرستی تیم تا بازیکنان و تک‌تک هواداران. تنها تفاوت این فصل با فصل قبل، حال و هوای متفاوت بازیکنان و هوادارانی بود که فصل قبل به دلیل بقا در دسته یک اشک شوق ریختند و امسال به خاطر صعود نکردن به لیگ برتر اشک حسرت!
این فصل هم با تمام تلخی‌ها و شیرینی‌ها، اشک‌ها و لبخند‌ها، بردها و باخت‌ها به تاریخ پیوست و شاید در سال‌های آینده روزی برسد که دیگر فرصت‌سوزی نکنیم و از این اتفاقات پایان فصل که بارها هم اتفاق افتاده، تجربه‌ای کسب کنیم در راه رسیدن به موفقیت.

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی