[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۸۴۷
  • دوره جدید

نگاهی به دفتر شعر «کنج پارلمان» سروده هاله همایونی، روزنامه شیراز نوین

سیدمحی‌الدین حسینی ارسنجانی - شیراز نوین 
کنج پارلمان، عنوان یکی از دفاتر شعری بانوی شیرازی هاله همایونی است. این اثر ادبی در سال جاری (بهار95) در نشر نشانی تهران و به قطع رقعی در 120صفحه و تیراژ هزار نسخه همراه با مجوزهای چاپ منتشر شده است. کتاب کنج پارلمان، مجموعه اشعار سپید و نیمایی یک شاعر و روانپزشک و مشاور امور خانواده در شیراز است که پیش از آن، دفتر شعر دیگری از وی با عنوان «اتاق بازجویی» را در همین روزنامه شیراز نوین معرفی کرده‌ام. 
شاعر معاصر هاله همایونی، 35بهار را پشت سر گذرانده (متولد1360)؛ اما روح بلند و بزرگ او فراتر از سن و سال وی با مخاطب سخن دارد. بیان عقایدی نو با محتوای عمیق فلسفی و عقلانی از یک سو و جدایی وی از برخی عقاید مرسوم زنانه یا به عبارتی بهتر، بیگانگی وی از بسیاری پیرایه‌ها و دلبستگی‌هایی که زنان هم روزگار با او دارند، وی را از هر جهت متمایزتر از دیگر هم سن و سالان خود قرار داده است. این مسئله را می‌توان در اشعار و آثار منظوم او به خوبی دید و احساس کرد. اشراف همایونی بر تاریخ عهد باستان و شناخت نسبی او از مشاهیر رجال غرب و شرق عالم و مطالعات مستمر وی در منابع داستانی و رمان‌های ترجمه، تأثیر کافی را بر ذهن و زبان و شعر و ادبیات وی گذاشته و البته در برخی اشعار هم نگاهی کاملاً انتقادی به دنیای پیرامونی داشته، بی آن که بخواهد مقلد یا دنباله‌رو جریان خاص فکری باشد. او شاعری سیاسی است؛ گرچه او خود معتقد است به سیاست دلبند نیست و میانه خوبی با سیاسیون ندارد؛ اما روح و جوهره شعر هاله همایونی، اعتراضی مقدس از جنس زنانه است که برابر آنچه در زندگانی 35ساله خود تجربه کرده، تکیه و اعتماد بر آدم‌های عصر و زمانه خویش را برنمی‌تابد.
اشعار مندرج در دفتر شعر کنج پارلمان را به جهت پیچش‌های فنی، علمی و ادبی و ظرافت‌های شاعرانگی او، از دیگر اشعار وی مندرج در دفتر شعر اتاق بازجویی بیشتر می‌پسندم. شاعر در این دفتر شعر (کنج پارلمان) با رشادت و ساختارشکنی بیشتر، نقد تند و تلخی بر جامعه خود و آدم‌هایش دارد؛ آن گونه که حرف و سخن وی کمتر کسی را خوش آید. به دیگر معنی، شاید اگر همایونی در وادی اشعار صرفاً عاشقانه و توصیفی از پدیده‌های زمان خود و موجودات پیرامون خویش می‌بود، طرفداران و دوستدارانی بیشتر می‌یافت؛ اما گویی او راه خود را در عرصه شعر و ادب انتخاب کرده و می‌خواهد از درون سیاهی‌ها و تاریکی‌ها، نور و امید را به مخاطب فکر و شعر خویش عرضه کند. از این جهت، شعر همایونی شعر شادی‌ها و فرح بخشی‌ها نیست. 
شعر او شعری است که بیانگر تلخ کامی‌ها، نامردی‌ها و نامرادی‌هایی است که همه ما به نوعی با آن درگیریم، اما به روی خود نمی‌آوریم. از جمله واژگان پرتکرار همایونی در شعرهای این دفتر شعر (کنج پارلمان) مرگ، دیوار، بغض، فریاد، اعتراض، گریه، عذاب، سکوت، میت، شب، ترمیم، گورستان و کلماتی از این دست است. گرچه مجموعه فیزیک شعر او نه هراسناک است و نه نومید کننده و این گونه است که آخر هر یک از اشعار او، ما را به سمت و سوی نکته‌ای ناب هدایت می‌کند که در نهایت، تشویق و ترغیب مخاطب را از مضمون اشعار او به دنبال دارد. لازم است گفته شود شاعر آدم افسرده، دلگیر و در خود فرورفته‌ای نیست. 
اتفاقاً او مبادی آداب، فردی اجتماعی، مهربان و انسانی شریف و آرام است که در کلینیک مشاوره خود، درمانگر افرادی است که به نوعی مبتلا به آسیب‌های اجتماعی شده‌اند. حسن اخلاق وی و همسرش دکتر یوسفی (متخصص پزشکی اجتماعی) را در نمایشگاه کتاب فارس و دفتر کار وی در مرکز مشاوره نیایش متوجه شدم. این بانوی هنرمند و ادیب، برادرزاده نویسنده و پژوهشگر فقید در حوزه فارس‌پژوهی، مرحوم صادق همایونی است. همایونی‌ها خانواده‌ای اهل علم و فرهنگی‌اند و در زمینه‌های علوم و فنون روز خصوصاً حقوق، پزشکی، استادی دانشگاه، معلمی و هنرمندی خوش درخشیده‌اند. اما در این مجال به ذکر اشعاری کوتاه از وی می‌پردازیم تا با معانی و مفاهیم بلند شعری از این شاعر نکته‌پرداز آشنا شویم. 
همایونی در صفحه 66 کتاب شعر کنج پارلمان، چنین از عشق معشوق و مقصود خود سخن می‌گوید: عشقت شبیه زخم عفونی‌ست/ چه قدر می‌ترسم/ که تاول چرکی شوی و بمانی. 
و چه ناب و زیبا، سرشار از احساسات و عواطف زنانه می‌سراید: احساس بکر عاشقانه من بود/ هر چه بی تو گذشت/ زین پس/ طلسم چشم شعبده‌بازت نمی‌شوم. (صفحه 12). او خود معتقد است به انتظار فکر نمی‌کند، آن‌گونه که در این‌باره می‌سراید: منتظرت می‌مانم/ اما/ به انتظار فکر نمی‌کنم.
درباره خصوصیات شعری این شاعر جوان شیرازی اهل شعر و ادب، بهتر می‌توانند قضاوت کرده یا دفاتر شعرهای او را مورد بررسی فنی و کارشناسی قرار دهند؛ اما با عنایت به تعدد آثار منظوم او در عصری که شعر ناب و شاعر خوب کمتر پیدا می‌شود، می‌توان هاله همایونی را در ردیف آن دسته شاعرانی دانست که آینده‌ای روشن در پیش روی اوست. عناوین شعری زن‌ها ژنرال نمی‌شوند، عروسک‌های شوالیه، زمستان ساعت چهار بامداد و... از دیگر دفاتر شعری وی است که به زودی به زیور طبع و نشر آراسته خواهد شد. بی‌شک، نام زنان بسیاری در عرصه شعر و شاعری به زبان آمده یا به گوش‌ها می‌رسد؛ اما از میان شاعران زن در شیراز و استان فارس، شعرهای هاله همایونی بانوی تحصیل کرده و ادیب از پختگی و تکامل بیشتری برخوردار است. شاید رمز و راز موفقیت او در عرصه شعر فاخر، گریز وی از وادی برخی سرگرمی‌ها و دلبستگی‌های گذرا و بی‌معنایی است که این روزها امان برخی زنان و دختران ما را فرا گرفته است. همایونی در قید و بند بازی با کلمات و تعارفات الفبایی نیست. او شاعر اشعار مرئی و نامرئی است. در ادامه، دو عنوان دیگر از سروده‌های زیبای او را با هم مرور خواهیم کرد: 
با الفبا که می‌نویسمت هر روز/ اعتمادی دوباره به هر چه نوشتن.../ واژه واژه تولدی از نو/ قصه شهر زنده‌ها بی من.
ردپای حریم امن دوباره/ نگران نگاه پرسکوت منی/ لکنت دردهای پرمعنام/ می‌شود پل به سیل‌ها نزنی؟
آفتاب مشرقی تو دلت گرم/ من حضورم، غروب پاییزی‌ست/ رد شو از من سیاه پوشیدم/ پشت این گریه سوگواری ابدی‌ست
و 
پیاده‌های شطرنج/ با لباس‌های تیره و سیاه/ بی‌وقفه بازی می‌کنند
من/ بازتاب شکست سپیدی را می‌بینم/ که شریک جرم امروزهای بی‌هدفم/ در پرسه‌های بن‌بست/ این کوچه آرام‌ است ...

ش.پارسا
۱۳۹۶/۰۹/۱۷

فوق العاده

مهدی امرایی
۱۳۹۶/۰۳/۲۹

عالی

ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی