[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۴۲۷
  • دوره جدید

۷روزنامه فارس درآستانه تعطیلی، روزنامه شیراز نوین

محمد عسلی، مدیرمسئول و صاحب‌امتیاز روزنامه عصر مردم در مصاحبه با خبرنگار ما درخصوص وضعیت فعلی روزنامه‌های فارس و مشکلات مالی آنها اظهار داشت: گرانی مستمر کاغذ روزنامه و مواد اولیه چاپ از یک‌سو و کاهش شدید یارانه‌های کاغذ، افزایش 20‌درصدی دستمزدها، عدم وصول مطالبات به‌موقع اشتراک ادارات و نهایتاً پرهزینه‌شدن هرنسخه روزنامه در شرایط فعلی از سوی دیگر موجب شده است تمامی روزنامه‌های فارس به جز یکی‌از آنها که از تمکن مالی افزون بر نیاز
 برخوردار است به چاپخانه‌ها و کاغذفروش‌ها بدهکار شوند و ادامه کار برایشان جز ضرر حاصلی نداشته باشد.
- این مسئله را به مسئولان استان و فرهنگ و ارشاد انعکاس داده‌اید؟
- بله اخیراً هفت نفر از مدیران مسئول روزنامه‌ها طی نشستی با استاندار فارس کاملاً مشکلات مالی و موانع موجود را بررسی و به اطلاع وی رساندیم.
- اظهارات آقای استاندار در پاسخ به صحبت‌های شما چه بود؟
- وی گفت در جلسه شورای اداری موضوع را به مدیران انعکاس می‌دهم تا پرداخت هزینه اشتراک روزنامه‌ها تسهیل شود.
- با این تصمیمات آقای استاندار مشکل مالی روزنامه‌ها حل می‌شود؟
- ممکن است تا حد جزیی تأثیرگزار باشد اما مشکل اساسی گرانی بی‌رویه کاغذ، که خوراک اولیه روزنامه‌ها است و تدارکات مواد چاپ که آنها هم به شدت گران شده‌اند مانند زینگ، مرکب، داروی آب و مواد دیگر از اهم مشکلات مالی است.
- به نظر جنابعالی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی چه اقداماتی باید انجام دهد تا روزنامه‌ها و دیگر نشریات بتوانند همانند گذشته ادامه کار دهند؟
- وقتی در سال 74 اولین نسخه روزنامه عصر مردم را منتشر کردم هربند کاغذ 70گرم 100×70 چهارده هزار تومان از بازار آزاد خریداری می‌کردیم و اداره حمایت وزارت ارشاد در حد تیراژ، کاغذ کاهی و زینگ و فیلم را سهمیه‌بندی کرده بود و رایگان می‌داد و یا نسبت به نرخ بازار آزاد 50درصد ارزانتر حساب می‌کرد و به بعضی روزنامه‌ها هم برای خرید کاغذ از خارج ارز دولتی اختصاص می‌داد که معمولاً بین صد تا صد و ده تومان نسبت به بازار آزاد ارزان‌تر بود اما به مرور سهیمه ارزی قطع شد، حواله‌های کاغذ خارجی و داخلی هم قطع شدند و ارشاد خرید کاغذ از خارج را هم که توسط شرکت تعاونی یا مؤسسات فرهنگی مانند نشرآوران و یا شرکت فار خریداری می‌شد قطع کرد و نهایتاً برای چند سالی یارانه‌ها را نقدی پرداخت کردند که چون میزان آن نسبت به فعالیت ناشران بد نبود تا حدودی هزینه کاغذ را جبران می‌کرد اما قطع سهمیه زینگ و فیلم، هزینه روزنامه‌ها را افزایش داد تا اینکه در 5سال گذشته کلاً سیاست ارشاد تغییر و معاونت مطبوعاتی طرح اشتراک نیم‌بها را اعلام کرد که کل یارانه‌ها به آن اختصاص یافت و با اجرای این طرح که مورد سوءاستفاده مجریان قرار گرفت روزنامه‌ها بعضاً بدهکار شدند و نتوانستند به موقع سهیمه پولی را که خود پرداخت کرده بودند تا دو برابر آن را بگیرند دریافت کنند لذا در همان زمان تعطیل شدند و یا بعضی از آنها به علت بدهی به چاپخانه‌ها به زندان افتادند.
- بعد از شکست آن طرح چه اتفاقی افتاد؟
- مدت دو سال دوران فطرت بود. یارانه‌ای در کار نبود و بعضاً به صورت قطره‌چکانی در چشم بیمار مدیران پول بسیار کمی بعد از یک سال پرداخت شد که تقریباً یک دهم هزینه کاغذ بوده است. با تغییرات جدیدی که در وزارتخانه در سال 96 انجام شد قرار است اقداماتی برای پرداخت یارانه‌ها به صورت نقدی انجام شود که اخیراً مبلغ ناچیزی پرداخت شد، اما امروز هزینه کاغذ تحریر هربند 500برگی قیمتی بالاتر از 128هزار تومان در بازار آزاد دارد که با مصرف آن هرنسخه روزنامه 5هزار تومان هزینه برمی‌دارد.
- برای رفع این مشکل چه پیشنهادی به مسئولان دارید؟
- اولاً اینکه کاغذ باید در ردیف کالاهای اساسی قرار گیرد زیرا همانگونه که دارو برای حفظ تن و رفع بیماری ضروری است داروی روح و روان، فرهنگ و آگاهی است. اگر وظیفه روزنامه‌ها تنویر افکار عمومی، حفظ باورهای انقلابی و مقابله با سم‌پاشی‌های رسانه‌ای مخالفان و دشمنان مردم ایران است یکی از وسیله‌ها و اهرم‌های کارآمد، همین روزنامه‌ها و نشریات هستند.
- ببخشید می‌گویند فضاهای مجازی، سایت‌ها، اینترنت‌ها و حتی گوشی‌های موبایل در مخاطب‌یابی از روزنامه‌ها پیشی گرفته‌اند و دیگر روزنامه‌ها کارایی گذشته را ندارند.
- به حسب ظاهر بله. اما اغلب سایت‌های مجازی در اختیار افراد غیرمسئولی است که بعضاً هیچ صداقت و امانتداری در اظهارات و نوشته‌هایشان نیست، بیشتر نوعی غوغاسالاری، بلبوشو، دروغ‌پردازی و غلط‌نویسی در آنها رواج دارد که هم سیاست و اقتصاد و هم اخلاق و باور مردم را به سخره گرفته‌اند و در بسیاری موارد نمی‌توان به گفته‌ها و اظهارات آنها استناد کرد و می‌بینید که کار به جایی رسیده است که کشورهای پیشتاز و سازنده آنها هم احساس خطر کرده‌اند و درصدد تعطیلی آنها برآمده‌اند اما روزنامه و دیگر نشریات ما که مدیران مسئول آنها واجد صلاحیت‌های قانونی هستند و تابع قانون مطبوعات و مقررات کشورند هدفی جز تنویر صحیح افکار عمومی و انتقال آگاهی‌ها و اخبار درست با محوریت حفظ منافع ملی ندارند. متأسفانه به علت مشکلات معیشتی که گریبان‌گیر همه شده است در سبد خانوارها به ندرت هزینه‌ای برای خرید کتاب، روزنامه و یا مجله هست مگر کسانی که به مطالعه عادت دارند.
 ناگفته پیداست که وقتی یک بسته آدامس خروس‌نشان یک ریال بود روزنامه یک تومان به فروش می‌رفت یعنی ده برابر یک بسته آدامس اما امروز روزنامه‌ای باکیفیت بسیار برتر به لحاظ فرم و محتوا و تعداد صفحات زیر قیمت یک بسته آدامس به فروش می‌رود که آن هم بعضی از ادارات می‌گویند برای خرید روزنامه بودجه‌ای اختصاص نداده‌اند شما آن را به ما رایگان بدهید و یا اینکه به جای فاکتور روزنامه فاکتور قند و چای و یا برنج بیاورید تا پولتان را بدهیم و این خواسته در شرایطی است که مسئولان روابط عمومی ادارات و نهادها برای چاپ اخبار و گزارشات کاری‌شان اصرار می‌ورزند و چانه‌زنی هم می‌کنند.
- مگر تمامی مسئولان در سخنرانی‌های خود تشویق و ترغیب به اعتلای فرهنگ و کار فرهنگی نمی‌کنند؟
- بلی. مدام این سخنان را می‌شنویم اما دریغ از حمایت، دریغ از بها دادن به متولیان فرهنگی، فقط حرف می‌زنند هرچند ما خود را در برابر نظام و مردم مسئول می‌دانیم و با عشق به این ورطه وارد شده‌ایم، توقعی هم نداریم زیرا خود را سربازی می‌دانیم در سنگر رسانه که می‌باید با دروغ‌پردازی‌ها، زشتی‌ها، تهاجم فرهنگی و غوغاسالاری‌ها مقابله کنیم. ما سعی داریم علی‌رغم محدودیت‌ها، مشکلات مالی و کم‌مهری‌ها آزادی را پاس داریم، شفاف‌سازی را وجهه همت قرار دهیم و با مشکلات کنار آییم. اما اینکه به جایی رسیده‌ایم که پرداخت هزینه‌ها و دستمزدها آنچنان فشار آورده‌اند که راه گریزی باقی نگذاشته‌اند بنده سی و چهار سال است علاوه‌بر کار آموزش و فعالیت‌های فرهنگی دیگر سابقه روزنامه‌نگاری دارم ده سال سرپرست روزنامه کیهان در فارس بوده‌ام که همزمان مقالات، مصاحبه‌ها، گزارش‌هایم در آن روزنامه چاپ می‌شدند. 23سال هم روزنامه عصرمردم را بلاوقفه همراه با 9نشریه دیگر چاپ می‌کنم. همکاران دیگر من هم که سوابق طولانی دارند تقریباً به چنین عشق و علاقه‌ای دل‌مشغولند. این سرمایه‌های انسانی اینک گرفتار مسائل مالی و بدهکاری‌های کلان به چاپخانه‌ها هستند.
به نظر می‌رسد فقط روزنامه‌های دولتی هستند که دغدغه مالی ندارند. متأسفانه روزنامه‌ها و دیگر نشریات بخش خصوصی که چند ده برابر روزنامه‌ها و دیگر نشریات دولتی هستند با انگیزه خدمت و نیروی محرکه عشق به میدان آمده‌اند که به مرور در محاق می‌روند و تعطیل می‌شوند.
 نکته مهم‌تر آنکه به نظر می‌رسد بخش عمده‌ای از بودجه اختصاصی ارشاد صرف زیرمجموعه‌های دیگر فرهنگی می‌شود که چندان تأثیری هم به جای نگذاشته و در یک بررسی سر انگشتی می‌توان اذعان کرد بیشتر، فرم بر محتوای کارهای انجام شده غلبه دارد.
- به نظرم سئوال قبلی کمی به حاشیه رفت و برای اصلاح امور دیدگاه‌های خود را درخصوص بهتر شدن روند امور در ارشاد جز یک مورد کاغذ موارد دیگر را نگفتید.
- عرض می‌کنم اولاً چه اصراری داریم که مجوز انتشار نشریات را به کسانی بدهیم که هیچ سابقه مطبوعاتی و نویسندگی ندارند، متأسفانه امروز شاهدیم بسیاری از مدیران روزنامه‌ها برای تأمین هزینه‌ها خود را به هر دری می‌کوبند و شأن روزنامه‌نگاری را به‌شدت پایین آورده‌اند. بعضی از ادارات با ارائه هدایای نقدی خبرنگارانی چند را به چاپ هرمطلب کم‌بهائی به اسم خبر ترغیب می‌کنند زیرا حقوق خبرنگاران و عکاسان و گزارش‌نویسان کفاف هزینه‌های معیشتی آنها را نمی‌دهد. نتیجه آنکه سرمدیران بی‌کلاه می‌ماند و روزنامه‌ها وسیله‌ای می‌شوند برای بده‌بستان‌های سیاسی و اقتصادی و کار به جایی می‌رسد که فلان اداره، نهاد یا سازمان تیتر بخرد و آگهی را به شرط بدهد.
- به چه شرطی؟
- به شرط چاپ خبرهای داخلی کم‌بها، به شرط چاپ عکس فلان مدیر در صفحه اول، به شرط چاپ تیتر و عکس در صفحه اول. 
این روند تضعیف‌کننده محتوای روزنامه‌ها همه ناشی از فقر است فقر مالی و فقر معنوی، خدا بیامرزد سیداشرف‌الدین حسینی مدیر روزنامه نسیم شمال که این شعر معروف مولانا را در نشریه‌اش می‌آورد: آنچه شیران را کند رو به مزاج احتیاج است، احتیاج است، احتیاج. ما اگر بخواهیم سربازان رسانه‌هایمان را در سنگر مقابله با تهاجم رسانه‌های قدرتمند جهان مسلح کنیم و کارآمدی آنها را بالا ببریم باید احتیاجات آنها را رفع کنیم تا فقط دغدغه آنها بیشتر جنگیدن باشد همانند سربازان سپاه و ارتش که در سنگرهای نظامی آماده دفاع می‌شوند.
همه می‌دانیم جنگ رسانه‌ای آنچنان تعیین‌کننده است که انقلاب فیس‌بوکی در لیبی، مصر، تونس، سوریه، عراق و امثالهم راه می‌اندازند و بر موج ایجاد شده سوار می‌شود. مگر در همین کشور خودمان بسیاری از جوانان را تحت تأثیر القائات خود قرار نمی‌دهند.
اگر ما بتوانیم خوب کار کنیم و روشنگری نماییم و آزادی را پاس داریم مخاطب ما کبوتر بام دیگران نمی‌شود. متأسفانه همه‌چیزمان مثل همه‌چیزمان است. گاهی به مسائل جزئی آنقدر اهمیت می‌دهیم و برای آن هزینه می‌کنیم که از کل باز می‌مانیم. وزارت ارشاد تجربه 36ساله خود را اصلاح نمی‌کند. همه پشت سر هم راه می‌روند. گویی آنقدر درگیر فرم و شکل‌بندی شده‌اند که محتوا را فراموش کرده‌اند. وزارت ارشاد باید مرد عمل و کار و آگاهی و مسئولیت‌پذیری را به میدان نشریات بیاورد و آنها را تقویت کند. سربازان ما در رسانه‌ها بعضاً منفعل ناکارآمد و یا در دغدغه مسائل مالی غرق شده‌اند. هزینه کردن برای اعتلای فرهنگ، اخلاق و اصلاح روابط و تعاملات اجتماعی پس‌اندازی است که بار سنگین قوه قضائیه و نیروهای انتظامی را سبک می‌کند. 
فرهنگ‌سازی در واقع نوعی پیشگیری از ضررهای هنگفتی است که گاه استوانه‌های هویت ملی ما را تخریب می‌کنند ما باید جلو این ضررها را بگیریم و صرفه‌جویی‌های ناشی از این پیشگیری ها را در فرهنگ و رسانه هزینه کنیم.
- پیشنهاد دیگری ندارید؟
- سرمایه‌گزاری در آموزش خبرنگاران، عکاسان و گزارش‌نویسان و تحلیلگران و مسلط کردن آنها به زبان دوم و آموزش‌های حرفه‌ای در کیفیت‌بخشی به محتوای روزنامه‌ها و دیگر نشریات بسیار مؤثر است. آشنایی آنها با نحوه عملکرد نشریات کشورهای خارجی به ویژه کشورهای آسایی با سفرهای خارجی قطعاً در ایجاد انگیزه بیشتر آنها و آگاهی‌هایشان مؤثر است. نظارت به معنای مشخص به فعالیت‌های آنها می‌تواند اهمیت کارشان را به خودشان تفهیم کند. در وزارت ارشاد نه تشویق هست و نه تنبیه و نه رقابت به معنای حقیقی.
- بالاخره اگر این روزنامه‌ها که گفتید درآستانه تعطیلی قرار گرفته‌اند، تعطیل شوند چه عواقبی درپی دارد؟
- بعد از تعطیلی حداقل به طور مستقیم قریب به هزار نفر به صورت مستقیم و چند هزار نفر غیرمستقیم بیکار می‌شوند. به‌عنوان مثال کسانی که کاغذ باطله، زینگ باطله و ضایعات کاغذها را خریداری می‌کنند هم بیکار می‌شوند. روزنامه‌فروش‌ها، موزعین روزنامه‌ها، خریداران روزنامه‌های باطله هم بیکار می‌شوند. 
علاوه‌بر تمامی افراد سازمان که بعد از تعطیلی باید چند صباحی به دنبال کار بگردند همه بیکار می‌شوند و این با سیاست اشتغال‌زایی دولت در تناقض است. آن هم کار فرهنگی. راهکار بعدی حمایت مردم و ادارات و نهادهای دولتی برای خرید نقدی است که قطعاً به توان مالی و انگیزش بیشتر دست‌اندرکاران مطبوعاتی می‌افزاید و در صورت تعطیلی روزنامه‌ها مخاطبان آنها جذب فضاهای مجازی می‌شوند و همه یک دست به سمت و سوهای دیگر سوق داده می‌شوند.
و نکته دیگری هم بگویم که بخش اعظم آگهی‌های فروش ملک و ماشین و سایر امروز در سایت‌های مجازی چاپ می‌شوند مانند سایت دیوار و امثالهم. یعنی از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود. کاهش شدید یارانه، گرانی شدید کاغذ و تدارکات که تناسب معکوس را تداعی می‌کند و تقاضای ادارات و هنرمندان برای دریافت روزنامه‌های رایگان به قول سعدی علیه‌الرحمه یکی یارش در برو دیگری دو چشم انتظارش بر در است. این بدان کی ماند.

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی