[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۱۰۳
  • دوره جدید

رخوت اندیشه مردمان مجهول، روزنامه شیراز نوین

ترجمه و تألیف: سعیدرضا امیرآبادی

داستان «مردمان مجهول» 
شاهراه دو طرفه‌ای میان کمیک استریپ‌ها و پرده نقره‌ای ایجاد شده است. آنها قصه‌های ناب فیلمسازی را با حفظ قانون حق مؤلف از یکدیگر وام می‌گیرند و با ظرایف بصری پیچیده بر مخاطبان مشتاق ارائه می‌کنند. مجموعه فیلم‌های «مردمان مجهول» نیز از همین مجله‌های مصور بر پرده نقره‌ای قوام یافت و مورد استقبال تماشاگران واقع شد. «مردمان مجهول» داستان افرادی است که با توانایی‌های ابرانسانی متولد می‌شوند. در قسمت‌های ابتدایی فیلم دیدیم که بسیاری از آنها مجبور به گوشه گیری و عزلت شده و جامعه شرایط خاص آنها را بر نمی تابد. اما گروهی از آنها راه و رسم متفاوتی به پیش گرفته و در صدد عقده گشایی برمی‌آیند. در همین راستا، «مردمان مجهول» به دو قطب خیر و شر تقسیم می‌شوند. و در صدد تضعیف یکدیگر بر می‌آیند. در قسمت‌های میانی ده گانه شاهد ارائه داستان‌های جذابتری می‌شویم. نویسندگان به خوبی دریافته اند که مجادله گروهی افراد جهش یافته دیگر برای تماشاگران جذاب نیست. به همین دلیل جبهه سومی را که همانا ارتش‌ها و سیاستمداران جهان هستند به قصه اضافه می‌کنند. با تعدد یافتن کاراکترهای اهریمنی در «مردمان مجهول» داستان از حالت تک‌بعدی خارج می‌شود و زوایای پیچیده‌ای به خود می‌گیرد. در پایان قسمت نهم تصور بر این بود که کلیت فیلم به سرانجام رسیده و حرف ناگفته‌ای باقی نمی ماند. اما ظاهراً نویسندگان در صدد یک پایان بندی باشکوه و منتقدپسندانه برای فیلم هستند. قسمت دهم فیلم با عنوان «لوگان» بازگشتی به سرانجام مرد گرگ‌نما دارد. او پس از یک عمر جنگ و نبرد و هیاهو در صدد یافتن آرامش در منطقه‌ای دورافتاده است. از سوی دیگر پروفسور اگزاویر به بیماری ناشناخته و فراموشی مبتلا شده و از لوگان می‌خواهد تا در روزهای آخر عمر در کنارش بماند. اما قرار نیست بازماندگان «مردمان مجهول» روی آرامش را به خود ببینند. نیروهای تاریکی مکان آنها را شناسایی کرده و درصدد مصادره قدرت لوگان و اگزاویر بر می‌آیند. مرد گرگ نما که به پیری و افسردگی مبتلا شده باید پیله اش را از درون بشکافد و به روزهای اوج باز گردد. 
          نقد فیلم 
همانند یک نمودار سینوسی مجموعه فیلم‌های «مردمان مجهول» دارای کیفیت‌های متفاوتی است. در سه قسمت اول فیلم با مجموعه‌ای تین ایجری روبه رو بودیم که نشانی از آثار خوش ساخت سینمای جهان نداشت. در حقیقت تنها نکته مثبت تریلوژی در بافت داستانی متفاوت آن خلاصه می‌شد. قصه‌ای ساختار شکن که با محیط پیرامونش تفاوت‌های زیادی داشت و می‌کوشید در سینمای ابرقهرمانی عرض اندام کند. اما با ورود به قسمت‌های میانی اوضاع تغییر کرد. تفکرات نویسنده با افزایش نگاه انتقادی به جامعه و دستاوردهای رایانه‌ای دچار تکامل شد و خبری از سینمایی که صرفاً به گیشه اهمیت می‌داد نبود. البته ورود «مردمان مجهول» به جنگ بلوک غرب و شرق باعث شد تا فیلم به حال و هوای آثار تبلیغاتی سیاسی نزدیک شود و کلیت داستانی آن در درجه دوم اهیمت قرار گیرد. از نگاه داستان نویسی و ساختار فیلمنامه، مجموعه آثار «مردمان مجهول» همواره از سطح قابل قبول و شایسته تقدیری برخوردار است. مقدمه این آثار با زیرکی در پیشگاه مخاطب قرار می‌گیرد و خبری از بدعت‌های نسنجیده در آن نیست. در قسمت محتوای میانی فیلم‌ها نیز همواره شاهد سکانس‌های پر جنب و جوشی از سوی ابرقهرمان‌ها هستیم و تماشاگر دچار دلزدگی نمی شود. اما در قسمت‌های پایانی مجموعه فیلم‌های «مردمان مجهول» به اوج تبحر نویسنده پی می‌بریم. طبق عادت نویسندگان مجموعه، همواره پایانی بدیع و غیر قابل پیش بینی را برای فیلم در نظر می‌گیرند. پایانی که همانند یک دسر خوش رنگ و لعاب، مخاطب را از تماشای فیلم راضی ساخته و او را برای تماشای قسمت‌های بعدی مشتاق می‌کند. چنانکه از نقدهای ارائه شده بر می‌آید، در قسمت دهم نیز اوضاع بر همین منوال است. در «لوگان» با فیلمی روبه‌رو خواهیم شد که با قسمت‌های پیشین این مجموعه از درجه قرابت کمتری برخوردار بوده و می‌تواند با بهره گیری از نقش آفرینی خوب بازیگرانش و یک داستان منسجم، تأثیرگذار ظاهر شود. نکته مهمی که بیشتر منتقدان پس از تماشای فیلم به آن اشاره داشتند مربوط به شیوه قصه‌گویی آن می‌شود. در «لوگان» دیگر خبری از سکانس‌های پرهیاهو که پیش از این شاهد آن بوده ایم، نیست و قرار است عزلت، افسردگی و انزوای روحی یک ابرقهرمان را نظاره گر باشیم. پس از خط تباین شگرفی در پایان قصه «مردمان مجهول» توجه همگان را به خود جلب خواهد کرد و یک پایان دراماتیک برای ده گانه‌ای خواهد بود که بیش از پنج میلیارد دلار فروش داشته است. 
           مرد گرگ‌نما 
هیو جکمن در سال 1986 در سیدنی استرالیا متولد شد. وی تحصیلات خود را در آکادمی هنرهای نمایشی به پایان رساند و از آنجایی که شیفته تئاترهای خیابانی بود به بورلی هیلز مهاجرت کرد. ماندن وی در عرصه تئاتر ده سال به طول انجامید و تجربیات گرانبهایی در عرصه نمایش کسب کرد. موفقیت در عرصه تئاتر سبب شد تا از سال‌های 94 به مدت بیست سال در سریال‌های مختلف تلویزیونی به ایفای نقش بپردازد. برخلاف تصوری که از جکمن در مجموعه فیلم‌های «مردمان ناشناخته» ارائه شده، وی آثار زیادی در عرصه‌های درام، ملودرام و کمیک دارد و موفق به کسب جوایز متعددی برای حضور در نقش‌های احساسی و زیرپوستی شده است. جکمن بر این باور است که سینما حد غایت یک بازیگر در نقش‌آفرینی به حساب می‌آید. به همین منظور باید پس از کسب تجارب کافی در تئاتر و تلویزیون به هنر هفتم وارد شد. اولین فیلم بلند سینمایی وی با عنوان «اربابان آرسکنویل» درسال 1999 اکران گردید که با استقبال عمومی روبه‌رو شد. پس از آن در فیلم «قهرمان کتاب جیبی» با محتوایی درام حضور یافت که با توجه به فیلمنامه و کارگردانی ضعیف نتوانست موفقیت‌های خود را در عرصه تئاتر و تلویزیون تکرار کند. اما بدون شک بزرگترین موهبت زندگی جکمن ریشه در تفکرات تیزبینانه برایان سینگر دارد. این کارگردان سرشناس برای نقش مرد گرگ نما در اولین قسمت از «مردمان مجهول» جستجوهای فراوانی انجام داد و حتی به سراغ ستارگان حرفه‌ای هالیوود رفت. اما هیچ یک از آنها نتوانستند نظر مساعد سینگر را به خود جلب کنند. پس از مدت‌ها کارگردان به این نتیجه رسید که بهتر است از یک هنرپیشه تازه کار در عرصه سینما برای این نقش استفاده کند. مردی که در مقابل خواسته‌های فیلمساز مقاومت و جبهه گیری نداشته باشد و به راحتی تسلیم خواسته‌های او شود. موفقیت قسمت اول «مردمان مجهول» نام جکمن را پرآوازه کرد و پیشنهادهای زیادی به او عرضه شد. اما مرد گرگ نما دچار خشونت‌های وافر نقشش در فیلم برایان سینگر نشد و به فیلم‌های درام، موزیکال و کمیک علاقه نشان می‌داد. از همین رو در «کیت ولئوپولد»، «پرستیژ»، «بینوایان» و «زندانیان» نقش‌آفرینی جالب توجهی از خود ارائه داد و نام خود را در فهرست موفق ترین بازیگران هالیوود مسجل ساخت. هیو جکمن مدتی است که مبتلا به سرطان پوست شده است و علی رغم درمان‌های متعدد مجبور شده است قسمتی از پوست بینی‌اش را بردارد. این ششمین باری است که سرطان پوست به ایفاگر نقش «مرد گرگ نما» حمله می‌کند و پزشکان دلایل این بیماری در حضور طولانی مدت در زیر نور آفتاب ارزیابی می‌کنند. 
        خلاصه دهگانه 
برای ساخت کلیه قسمت‌های «مردمان مجهول» نزدیک به 5/1 میلیارد دلار هزینه شده است و انتظار می‌رود با استقبال تماشاگران از واپسین قسمت این اثر، فیلم بتواند به فروش 5 میلیارد دلاری دست یابد. تا به حال کارگردانان متفاوتی بر صندلی فیلمسازی مجموعه فیلم‌های «مردمان مجهول» با سلایق مختلف نشسته‌اند. برخی از آنها مانند «تیم میلر» و «متیووان» به سینمای تجاری در پرتو مضامین سیاسی علاقه‌مند بودند و گروهی دیگر درصدد افزودن عمق به داستان به منظور کسب نظر منتقدان بر می‌آمدند. علاوه بر جکمن بازیگران دیگری که سبب استقبال وافر تماشاگران از مجموعه فیلم‌های «مردمان مجهول» شدند عبارت‌اند از: پاتریک استوارت، ایان مک کالن، هلی بری، جیمز مک آوودی، مایکل فاسبندر، کوین بیکن و جنیفر لارنس.
کمپانی فاکس قرن بیستم قرار است با همکاری دیزنی لند پارک‌های متنوعی در اقصی نقاط جهان با الهام از داستان‌های «مردان مجهول» بسازد. 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی