[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۵۶۷
  • دوره جدید

آخرین فرصت برای کلانـتـر فوتبال شیراز، روزنامه شیراز نوین

شیرازنوین: شاید وقتی در بازی پایانی فصل ۹۵-۹۴ لیگ دسته اول فوتبال ایران،‌ فجرسپاسی رتبه سوم جدول را از دست داد و به لیگ برتر صعود نکرد،‌ بهتر بود کادر فنی و مدیریت فجرسپاسی برای ادامه همکاری با یکدیگر به توافق می‌رسیدند و کلانتری سومین فصل پیاپی حضور خود روی نیمکت فجرسپاسی را تجربه می‌کرد. در فصل ۹۴-۹۳ لیگ یک، تیم با هدایت کلانتری در گروه خود به رتبه پنجم دست یافت! اما یک فصل بعد (که بازی‌ها دیگر به صورت گروهی برگزار نشد) او توانست تیمش را به خوبی بالا کشیده و بخش زیادی از فصل را حتی صدرنشین باقی بماند و تا پیش از روز پایانی هم جزو تیم‌های صعود کننده بود.
شاید تصمیم منطقی در آن برهه این بود که فجری‌ها با کلانتری کار خود را در سومین فصل هم ادامه دهند یا در صورت تصمیم بر تغییر، یک مربی بسیار بزرگ‌تر روی نیمکت این تیم بنشانند. اما هیچ‌یک از این دو اتفاق نیفتاد و نه تنها روند رو به رشد فجری‌ها قطع شد،‌ بلکه این تیم با سقوطی بی‌سابقه و تاریخی مواجه شد. تیمی که در روز پایانی فصل قبل از صعود بازمانده بود،‌ این بار در روز پایانی فصل و با مشقت‌های فراوان توانست بقای خود را قطعی کند!
غلام پیروانی که در اواسط نیم‌فصل نخست به جای بهرام شفیعی روی نیمکت فجری‌ها نشسته بود،‌ تا اواخر نیم‌فصل دوم نتوانست آ‌ن‌طور که باید و شاید تیمش را سر و سامان بدهد، اما در قسمت پایانی فصل (۶بازی آخر) عملکردی خیره کننده داشت و با کسب ۱۴امتیاز از این ۶بازی توانست حکم بقای فجر را امضا و هوادارانش را مثل همیشه راضی نگه دارد. با این حال مشخص بود مدیریت فجرسپاسی، تمایلی به ادامه همکاری با شاغلام محبوب سکوها ندارد؛ تصمیمی که در مجموع درست به نظر می‌رسید و سال گذشته در چنین روزهایی در یک مطلب به طور کامل به چراییِ درستی این تصمیم، پرداختیم.
پس از قطعی شدن قطع همکاری فجرسپاسی با غلام پیروانی، گزینه‌هایی برای هدایت این تیم مطرح شدند که در صدر آنها دو نام قرار داشت: وحید رضایی و علی‌اصغر کلانتری.
وحید رضایی که در سه فصل اخیر توانسته بود دو تیم شیرازی را به لیگ یک برساند و با این عملکرد فوق‌العاده به محبوبیت مقبولی هم در بین فوتبال‌دوستان شیرازی دست یافته بود،‌ به عنوان جدی‌ترین گزینه هدایت فجر مطرح شد و در ادامه، نام علی‌اصغر کلانتری هم دوباره بر سر زبان‌ها افتاد. در ابتدا شانس وحید رضایی بیشتر بود و توافق با این کاپیتان سابق فجرسپاسی به نظر قطعی می‌رسید،‌ اما در آخرین لحظه ورق به طور کامل برگشت و کاپیتان سابق برق،‌ رسماً سرمربی فجر شد! تصمیمی که با مخالفت آن‌چنانی از سوی اهالی فوتبال شیراز مواجه نشد و ظاهراً بیشتر فوتبالی‌های این شهر،‌ با دادن شانسی دوباره به کلانتری موافق بودند. 
فجر در نقل و انتقالات پیش‌فصل، بدون سر و صدا به جذب بازیکن پرداخت. کلانتری برخی شاگردان قدیمی خود که روی سکوها هم از محبوبیت خاصی برخوردار بودند به تیمش فراخواند و چند بازیکن سرباز با سابقه حضور در  لیگ برتر را هم به ترکیب تیمش اضافه کرد تا در زمینه «بستن تیم» نمره مقبولی بگیرد.
اما فصل به خوبی برای کلانتری و فجرسپاسی آغاز نشد. شکست خانگی مقابل بادران،‌ شکست سنگین در تبریز، پیروزی خفیف با ارائه یک بازی ضعیف مقابل مس رفسنجان و شکست در مسجدسلیمان،‌ حاصل کار فجری‌ها در اولین ماه فصل ۹۷-۹۶ بود. نتایجی که به هیچ عنوان نتوانست هواداران فجر را به آینده امیدوار کند، اما سرمربی و بازیکنان این تیم با امیدواری خاصی از ادامه فصل حرف می‌زدند. اتفاقی که با کسب یک پیروزی فوق‌العاده در بابل و پیروزی یک بر صفر در شیراز برابر ایرانجوان،‌ به نظر می‌رسید کلید خورده باشد، اما فجر دوباره به مسیر ناکامی بازگشت و در سه هفته بعدی فقط دو امتیاز کسب کرد. پس از آن، یک پیروزی خفیف و نه چندان دلچسب مقابل راه‌آهن ته جدولی و توقف در دربی شیراز مقابل برق جدید،‌ همچنان فجر کلانتری را یک تیم متوسط (و نه مدعی) نشان می‌داد. اما از هفته دوازدهم سیر صعودی فجری‌ها آغاز شد. پس از یک پیروزی بسیار دلچسب در زمین ناهموار حافظیه مقابل ملوان که بهترین بازی فجر تا آن مقطع از فصل بود،‌ کلانتری تصمیم گرفت بازی‌های تیمش را به چمن مصنوعی شهید دستغیب انتقال دهد. فجر از زمانی که به این ورزشگاه کوچک نقل مکان کرد، به باثبات‌ترین تیم لیگ تبدیل شد. پیروزی‌های پیاپی و بعضاً پرگل این تیم که بیشتر با بسته نگه داشتن دروازه نیز همراه بود، با کسب نتایج مقبولی در خارج از خانه هم همراه شد. فجر که در پایان نیم‌فصل اول در رتبه هفتم قرار گرفت، در نیم‌فصل دوم به بهترین تیم لیگ تبدیل شد. آنها با ارائه بازی‌های مقبول و منطقی،‌ به رتبه دوم جدول صعود کردند و تا پیش از آغاز هفته سی و دوم در منطقه صعود قرار داشتند.
در مورد دو شکست هفته‌های سی و دوم و سی و سوم، در روزهای قبل به اندازه کافی صحبت کردیم. شکست عجیب و غریب مقابل مس کرمان با ارائه بدترین بازی فصل،‌ آن هم در روزی که ورزشگاه شهید دستغیب بیشترین تماشاگر ممکن را به خود دیده بود‌ و پس از آن هم شکست در قائمشهر با ارائه یک بازی احساسی و بی‌برنامه، عملکرد خوب فجری‌ها در بخش اعظمی از فصل  را تحت‌الشعاع قرار داد. در نهایت، کسب یک پیروزی پرگل اما بی‌اهمیت مقابل تیم بی و در و پیکر صبای قم، هیچ دردی از هواداران این تیم دوا نکرد و آنها را سَرخورده‌تر و ناامیدتر از قبل، به فصل آینده چشم انتظار گذاشت.
با پایان فصل، هجمه‌ها علیه سرمربی فجرسپاسی آغاز شد. بخشی از هواداران از عملکرد تیمشان ابراز نارضایتی می‌کنند و کادر فنی را مقصر ناکامی این تیم در پایان فصل می‌دانند. عملکرد ضعیف کادر فنی در دو بازی مهم پایانی، تأثیر خود را نشان داده و هواداران متعصب فجر را عصبانی کرده است. 
در این میان اما علی‌اصغر کلانتری کمتر انتقادی را می‌پذیرد. او در توجیه صعود نکردن تیمش به دو نکته اشاره می‌کند: اولین چیزی که کلانتری روی آن تأکید می‌کند این است که «فجر در فصل گذشته کاندیدای سقوط بوده و همین که در این فصل توانسته خود را تا روز پایانی به عنوان مدعی صعود مطرح کند،‌ کار بزرگی انجام داده است» که دو هفته پیش در مطلبی به نقد این مسئله پرداختیم و گفتیم کلانتری نمی‌تواند با چنین استدلالی، ناکامی تیمش را توجیه کند.
دومین نکته‌ای که کلانتری از آن به عنوان توجیهی برای صعود نکردن تیمش اشاره می‌کند،‌ دست‌های پشت پرده است. او به طور سر بسته از دست‌هایی یاد می‌کند که در بازی این تیم مقابل مس کرمان باعث شکست آنها شده است و همین‌طور مسائلی که حول محور دو تیم شمالی وجود دارد و دعوای تلفنی مالکان متمول خونه به خونه و نساجی را دلیلی بر اثبات حرف‌های خود می داند.
هیچ‌یک از این دو ادعای کلانتری را نمی‌توان به طور کامل رد کرد. فجرسپاسی پس از یک فصل بحرانی، در نیم‌فصل دوم به یک مدعی تبدیل شد. این می‌تواند یک حرکت رو به جلوی جدی از سوی مدیریت، کادر فنی و بازیکنان جدید این تیم باشد. اما همان‌طور که قبلاً هم اشاره کرده‌ایم،‌ از فجرسپاسی به عنوان یکی از بزرگ‌ترین نام‌های لیگ یک که همواره بازیکنانی مطرح و امکاناتی کافی در اختیار داشته است، همیشه توقع صعود وجود دارد. در حقیقت، جایگاه اصلی این تیم در لیگ برتر است و هر سال در جا زدن در لیگ یک،‌ قطعاً یک ناکامی بزرگ برای این بزرگ‌ترین تیم حال حاضر استان فارس به شمار می‌رود. بنابراین، کلانتری باید قبول کند صعود نکردن تیمش به هر نحوی که اتفاق بیفتد،‌ یک ناکامی محسوب می‌شود. 
دومین ادعای او در مورد ناسالم بودن برخی باشگاه‌ها و مسائل غیرفوتبالی که در نتایج تیم‌ها تأثیرگذار است را هم نمی‌توان رد کرد. بر کسی پوشیده نیست که چنین مسائلی وجود دارد، اما چگونه می‌توان این مسائل را اثبات کرد؟ 
همان‌طور که جواد نکونام پس از شکست با خونه به خونه در هفته پنجم مقابل علی‌اصغر کلانتری، این شکست را به مسائل غیرفوتبالی ربط داد،‌ کلانتری هم پس از ناکامی در مقابل نکونام برای صعود به لیگ برتر، همین مسائل را به نساجی و خونه به خونه نسبت می‌دهد!‌ بنابراین به نظر می‌رسد سرمربی تیمی مانند فجرسپاسی، یا باید با این مسائل کنار بیاید یا اگر چیزهایی می‌داند که وجود دارد و قابل اثبات است، به طور شفاف و کامل آنها را بیان کند.
حالا در پایان چهارمین فصل پیاپی درجا زدن فجر در لیگ دسته اول و در فاصله حدود دوماه تا آغاز پنجمین فصل، گمانه‌زنی‌ها در مورد نیمکت این تیم آغاز شده و روز به روز بیشتر می‌شود. دوباره نام وحید رضایی به عنوان کاندیدای هدایت این تیم بر سر زبان‌ها افتاده، اما باشگاه فجرسپاسی این شایعات را نه تأیید می‌کند و نه تکذیب. 
وحید رضایی برای بخشی از هواداران فوتبال شیراز و به خصوص هواداران قدیمی فجرسپاسی،‌ گزینه جذابی به نظر می‌رسد. بازیکن تهرانی که در بهترین سال‌های تاریخ فجر،‌ کاپیتان این تیم در لیگ برتر بود،‌ به شکلی که خیلی‌ها او را یک شیرازی می‌پندارند! رضایی در عرصه مربیگری هم عالی عمل کرد و عملکردی درخشان با بهمن و برق جدید داشت. او که متخصص لیگ دو به شمار می‌رود، فصل گذشته هم با تیم داماش گیلان در آستانه صعود به لیگ یک قرار داشت، اما از صعود به مرحله پلی‌آف و صعود دوباره به لیگ دسته اول‌ ناکام ماند. بنابراین، وحید رضایی با وجود اینکه دو تیم شیرازی را به لیگ یک رسانده،‌ هنوز نتوانسته طعم سرمربیگری در این دسته را بچشد.
وحید رضایی در سه فصل حضور در «لیگ دو» توانسته دوبار نمایندگان شیراز را به لیگ یک برساند و کلانتری در دو فصل از سه فصل اخیر حضورش در «لیگ یک» توانسته فجر را به عنوان یک تیم مدعی مطرح کند، اما در صعود به لیگ برتر ناکام مانده است. بنابراین شاید نتوان به خوبی و به درستی این دو مربی را با یکدیگر مقایسه کرد. این دو مربی از لحاظ فنی و شخصیتی تفاوت‌های عمده‌ای با یکدیگر دارند و دو سبک کاملاً متفاوت و مجزا از یکدیگر دارند. فارغ از مسائل فنی، شاید برای عده‌ای از هواداران،‌ جنب و جوش و هیجان وحید رضایی در کنار زمین جذاب‌تر باشد و برای عده ای دیگر،‌ تجربه و آرامش کلانتری....
با توجه به سکوت مطلق مدیریت فجرسپاسی در خصوص آینده نیمکت این تیم، نمی‌توان گمانه‌زنی خاصی در این مورد انجام داد. اما شاید بتوان ابقای علی‌اصغر کلانتری را تصمیمی منطقی تر در این مقطع از زمان دانست! 
کلانتری در سه فصل اخیر حضور در لیگ یک، در راه رساندن فجر به لیگ برتر ناکام شده و به همین دلیل بخش زیادی از محبوبیت خود روی سکوها را از دست داده است. اما همان‌طور که در ابتدای مطلب اشاره کردیم، شاید اگر در پایان دومین فصل حضور او، همکاری فجری‌ها با این مربی ادامه پیدا می‌کرد به نتیجه‌ای مطلوب‌تر ختم می‌شد. شاید حتی اعتماد دوباره به این مربی در پایان فصل ۹۶-۹۵ و جدایی غلام پیروانی هم تصمیم چندان معقولی نبود و یک بازگشت به عقب محسوب می‌شد. اما حالا که این اعتماد صورت گرفته و کلانتری توانسته دوباره فجر را به بالای جدول برساند، شاید بتوان یک فصل دیگر هم به او فرصت داد. فرصتی که می‌تواند مهم‌ترین و حساس‌ترین فرصت عمر مربیگری کلانتر فوتبال شیراز باشد. دومین صعود با فجر به لیگ برتر و پایان ناکامی‌ها و رسیدن به اوج یا چهارمین ناکامی پیاپی که می‌تواند پایان کار او روی نیمکت زردپوشان برای همیشه باشد.
ابقای کلانتری می‌تواند منطقی‌ترین تصمیم حال حاضر مدیریت فجرسپاسی باشد،  اما آنها باید این مسئله را پیش‌بینی کنند که این بار کف توقعاتِ کم‌توقع‌ترین هوادار فجرسپاسی هم فقط و فقط صعود به لیگ برتر خواهد بود و این رسول فلاح و علی‌اصغر کلانتری هستند که باید پیش از هر تصمیمی مبنی بر ادامه همکاری، این قول را به هواداران پرشور و متعصب خود بدهند.

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی