[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۴۲۸
  • دوره جدید

اقتصاد آموزش‌وپرورش، اهمیت و فواید آن، روزنامه شیراز نوین

شیرازنوین- سید محی الدین حسینی ارسنجانی

Arsanjani.moiin@gmail.com

اشاره
در سالیان اخیر توجه به امر مهم اقتصاد در آموزش و پرورش جهانی بیش از هر زمان دیگری بیشتر شده است و مدیران آموزش و پرورش به این نتیجه رسیده‌اند که در این نهاد مهم و تأثیرگذار، باید اقتصاد نقش‌آفرینی کند و تأثیرات متقابل اقتصاد برآموزش و پرورش و آموزش و پرورش بر اقتصاد نیز برای همگان روشن گردد. مراد از بحث اقتصاد در آموزش و پرورش صرفاً مسائل مالی و کمک به امور اقتصادی آموزش و پرورش نیست، بلکه آموزش و پرورش تعریفی کلی و برداشتی نهایی از اقتصاد در تمام ابعاد و زوایای آن داشته باشد و به نوعی آموزش و پرورش بتواند بر سطح درآمد اجتماعی افراد و نهادها نیز تأثیرگذاری لازم را داشته باشد.اینکه گفته می‌شود در آموزش و پرورش کار اقتصادی باید کرد، فقط و فقط به یک جنبه از انواع جنبه‌ها و ابعاد اقتصادی در آموزش و پرورش پرداخته شده است. در حالی که واژه اقتصاد در معانی و مفاهیم گوناگون خود می‌تواند به پیشرفت و تعالی همه‌جانبه آموزش و پرورش کمک کند. اینکه اقتصاد بتواند در حوزه‌های گوناگون امور آموزش و پرورش را راه‌اندازی کند و با آموزش و پرورش کنار آید که فردا روزی برخوردار از اقتصادی مهم و سالم باشد یکی از مهم‌ترین ارکان و دلایل ورود اقتصاد به امر آموزش و پرورش است. قطعاً اگر اقتصاد در آموزش و پرورش رونق بگیرد، ساختار مالی و زیربنایی هر جامعه‌ای تلاش و توسعه لازم را خواهد دید، اما اگر با دیدی بسته و انحصاری بخواهیم آموزش و پرورش را فقط در تعلیم و تربیت خلاصه کنیم ره به جایی نخواهیم برد. در این مقاله بنابر آن داریم تأثیر اقتصاد بر آموزش و پرورش و ضرورت اقتصاد در این نهاد و فواید آن را برای شما خواننده گرامی «شیرازنوین» روشن کنیم.
اهمیت اقتصاد در آموزش‌وپرورش
سرمایه‌گذاری در آموزش و پرورش و تربیت نیروی انسانی، یک سرمایه‌گذاری بلندمدت محسوب می‌شود؛ زیرا تا زمان بهره‌برداری، مدت زمان زیادی لازم است. در هر صورت سرمایه‌گذاری در آموزش و پرورش از جنبه‌های زیادی سودآور است که برخی از آنها عبارتند از: نگرش‌های سنتی و خرافی جای خود را به نگرش‌های علمی می‌دهند، به افراد کمک می‌کند تا افکار خود را سامان دهند و بتوانند به انتخاب‌های بهتر بپردازند، موجب افزایش توانایی افراد در ابداعات و نوآوری‌ها می‌شود، به لحاظ روحی و روانی موجب تغییر نگرش به زندگی می‌شود،  شرایط فرهنگی جامعه را بهبود می‌بخشد و به کاهش و کنترل رشد جمعیت کمک می‌کند.
اثرات مثبت اقتصاد در آموزش‌وپرورش
توجه به آموزش و پرورش اثرات مثبتی در اقتصاد کشور بر جای خواهد گذارد: کاهش میزان باروری فرزند کمتر زندگی بهتر، کاهش هزینه‌های اولیه ثانویه، کاهش هزینه‌های بهداشت و درمان، افزایش نرخ سرمایه‌گذاری و پس‌انداز (کم شدن رشد نقدینگی، استفاده از سرمایه‌های اندک در توسعه اقتصادی). 
توجه به اقتصاد خانوار 
از نظر اقتصادی، زمانی که آموزش و پرورش پس از طی یک دوره طولانی آموزشی یک صنعت کار یا یک مخترع عالی تحویل جامعه می‌دهد، تمامی هزینه‌های صورت گرفته به منظور تربیت نیروی انسانی جبران می‌شود. در واقع، نوآوری موجب توسعه اقتصادی می‌شود. هرچه نوآوری‌ها بیشتر باشد، آهنگ رشد اقتصادی جامعه بیشتر می‌شود. هرچه رشد اقتصادی بیشتر شود، منابع و امکانات بیشتری به نظام آموزشی و مدارس تخصیص می‌یابد و باز این منابع در جهت تربیت نیروی انسانی کارآمد به کار گرفته خواهند شد و این چرخه به همین صورت ادامه می‌یابد. لذا تقویت و ترویج فرهنگ و روحیه پژوهشی در میان افراد جامعه خصوصاً جوانان موجبات کشفیات علمی را در زمینه‌های صنعتی، پزشکی، آموزشی و... بیش از پیش فراهم می‌آورد و در نهایت به رشد اقتصادی می‌انجامد.آموزش و پرورش و اقتصاد به یکدیگر وابسته و پیوسته‌اند. هر اندازه میزان درآمد ملی کشور بیشتر و کشور از لحاظ اقتصادی قوی‌تر باشد، می‌تواند به آموزش و پرورش منابع و بودجه بیشتری تخصیص دهد. در نتیجه توسعه اقتصادی موجب توسعه نیروی انسانی، افزایش بهره‌وری نیروی کار، گسترش اختراعات و ابداعات می‌شود که محصول سطوح متفاوت آموزش و پرورش هستند. هر اندازه که سطح آموزش و پرورش کشور بالاتر رود باعث می‌شود تا میزان دانسته‌ها و مهارت‌ها و منابع انسانی کارآمد افزایش یابد. این افزایش آگاهی و فنون موجب افزایش بهره‌وری افراد می‌شود و رشد اقتصاد کشور را تسریع خواهد کرد. براساس چنین رابطه متقابلی، مفهوم اقتصاد آموزش و پرورش به میان آمد. اقتصاد آموزش و پرورش قصد دارد علت توجه به امور و حدود اقتصادی را در تصمیم‌گیری‌های آموزش و پرورش معین کند و بدین گونه، نحوه استفاده درست از منابع را برای دست یافتن به بهترین نتایج مشخص نماید. هدفش، تعیین کارآمدی نظام آموزشی و ارائه راهکارهایی به منظور ارتقای سطح آن است. با توجه به تعاریف گوناگونی که از علم اقتصاد شده است، می‌توان اقتصاد آموزش و پرورش را چنین تعریف کرد: «اقتصاد آموزش و پرورش شاخه‌ای از علم اقتصاد است که کاربرد درست منابع را در آموزش و پرورش بررسی می‌کند و به تحقق هدف‌های نظام آموزشی به اقتصادی‌‌ترین وجه یاری می رساند.»
همه چیز برپایه اقتصاد
تمام برنامه‌ریزی‌هایی که دولت‌ها در جوامع مختلف در زمینه مسائل فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، تحقیق و توسعه و خصوصاً برنامه‌ریزی آموزشی انجام می‌دهند بر پایه اقتصاد است. کشورهای فقیر به علت ضعف در اقتصادشان در زمینه‌های آموزشی، تربیتی، بهداشتی، بیکاری، سطح پایین بهره‌وری، وابستگی به بیگانگان و فشارهای جمعیتی با مشکلات گسترده‌ای مواجه هستند. امروزه کشورهایی که از بنیان اقتصادی محکمی برخوردارند، می‌توانند در برنامه‌ریزی آموزشی اقدامات اساسی انجام دهند. در برنامه‌ریزی‌های آموزشی از همان ابتدا باید پیامدها به خوبی برنامه‌ریزی شوند و درون دادها صریحاً و با فرایندی مناسب به کار گرفته شوند. در این صورت حاصل کار از نظر اقتصادی باارزش خواهد بود. اگر سرمایه‌گذاری در آموزش و پرورش صورت پذیرد و زمانی که پیامدها ایجاد شدند کمیت و کیفیت لازم را نداشته باشند، بدین معناست که سرمایه‌گذاری در نظام آموزشی بازده لازم را نداشته است. اقتصاد آموزش و پرورش کمک می‌کند که از منابع و امکانات موجود مانند وقت معلمان و دانش‌آموزان، فضا، تأسیسات و تجهیزات آموزشی و... حداکثر بهره کسب شود و راه‌های دیگری را که می‌توان از طریق آنها امکانات بیشتری را به نظام آموزشی اختصاص داد، جستجو می‌نماید.ابزاری برای برنامه‌ریزی: اقتصاد آموزش و پرورش به محاسبه هزینه‌ها و منافع حاصل از آموزش در رشته‌ها و مقاطع تحصیلی متفاوت می‌پردازد و از این طریق به دست‌اندرکاران برنامه‌ریزی‌های آموزشی کمک می‌کند تا بدانند در کدامین قسمت باید سرمایه‌گذاری بیشتری انجام دهند. این دانش، برنامه‌ریزی نیروی انسانی را نیز از راه محاسبات آسان می‌نماید.جامعه را با تحولات سریع صنعت و رشد فناوری همگام می‌کند: به دلیل گسترش فناوری و صنعت در جوامع و پیدایش مشاغل و تخصص‌های جدید، به نیروی انسانی آموزش دیده نیاز است؛ لذا اقتصاد آموزش و پرورش با مهیا کردن نیروی انسانی متخصص در حوزه‌های مختلف به رشد بیش از پیش جوامع کمک می کند.
سخن پایانی
به طور کلی اقتصاد آموزش و پرورش به دنبال این است که در آمد و ثروت ملی در میان افراد جامعه به صورت عادلانه‌تری توزیع و تقسیم شود و همگان بتوانند از آموزش‌های لازم در زمینه کاری خود برخوردار گردند و از این طریق، درآمد خود و جامعه را افزون کنند. علم و فناوری روز به روز و به سرعت در حال رشد و دگرگونی است. لذا به منظور استفاده بهینه از آنها لازم است افراد از آموزش‌های مکفی برخوردار گردند. هرچند آموزش فقط به آموزش در مدارس محدود نیست؛ ولی مدارس بیشترین نقش را در تعلیم و تربیت کودکان و نوجوانان ایفا می‌کنند. از این روست که امروزه در اقتصاد آموزش به فرایندهای آموزشی و محیط یادگیری توجهی روز افزون می‌شود. در این میان، نقش معلم در فرایند آموزش و بهبود کیفیت یادگیری به مراتب برجسته‌تر از سایر عوامل نمایان می‌شود. معلم کاردان و دلسوز می‌تواند با اعمال و رفتار خود تأثیری به مراتب عمیق‌تر از کتب درسی بر دانش‌آموزان بگذارد. وی دانش‌آموزانی متعهد و متخصص تربیت می‌کند و آنها در آینده‌ای نه چندان دور در نهادهای رسمی و غیررسمی جامعه عهده‌دار مسئولیتی می‌شوند. افراد متخصص و تکنسین‌های ماهری که مشغول به کار می‌شوند به خوبی می‌دانند از تجهیزاتی که بابت خرید آنها مقادیر هنگفتی پول هزینه شده، چگونه به بهترین شکل ممکن استفاده کنند تا هزینه اقتصادی دیگری را به جامعه تحمیل نکنند. علاوه بر این، قدرت تولید افراد آموزش دیده بیشتر می‌شود و ضمن افزایش بهره‌وری و درآمد شخصی خود، بهره‌وری و ثروت ملی جامعه را نیز افزایش می‌دهند. جامعه‌ای که به لحاظ اقتصادی بنیه‌ای مستحکم دارد می‌تواند با جذب بهترین معلمان و خرید بهترین تجهیزات برای نظام آموزشی و مدارس خود به آموزش هرچه بیشتر و بهتر آینده‌سازان و نسل فردای خود امیدوار باشد. اقتصاد و آموزش و پرورش دو رکن اساسی هر دولتی هستند که می‌خواهد با اتکا به نیروی انسانی خود و بدون وابستگی به ملل دیگر، تحولی عظیم و پیشرفتی سریع برای جامعه خود به ارمغان آورد و رفاه و آزادی و آسایش را به مردم خود هدیه کند؛ لذا بی‌توجهی به آنها عواقب و فجایعی جبران‌ناپذیر به بار خواهد آورد که آثار آن تا سال‌های سال ادامه خواهد داشت.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی