[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۵۶۸
  • دوره جدید

فردوس و بهشت جایگه فردوسی‌ست، روزنامه شیراز نوین

شیرازنوین- سید محی الدین حسینی ارسنجانی

Arsanjani.moiin@gmail.com

درمیان شاعران و ادیبان بزرگ ایرانی، حافظ و سعدی و فردوسی و مولوی جایگاهی رفیع  در مقایسه با دیگر شاعران و ادیبان ایرانی در طی قرون و اعصار متمادی دارند و هریک، دارای مشخصه‌هایی هستند که موردی یا جمعی می‌توانند فرهنگ و هویت و اعتقادات و آداب و رسوم و تفکرات ما ایرانیان را به نوعی به نمایش گذاشته و به تصویر کشند. بی‌تردید ژرفای زبان فارسی، مدیون تلاش شگفت حکیم ابوالقاسم فردوسی، بزرگ‌ترین شاعر حماسه‌سرای ایرانی است. او که اگر نمی‌بود و کتاب عظیم و شاهکار نمونه‌ای به نام شاهنامه را نمی‌سرود و خلق نمی‌کرد، امروز شاید خبری از اینهمه شکوه و زیبایی زبان و ادب پارسی نبود. معماری حکیمانه او در برپایی کاخی رفیع از نظم در زبان فارسی، چنان استوار قامت افراشته است که در قرون و اعصار مصون از باد و باران و فرسایش، سرفراز بر تارک فرهنگ ایرانی و اسلامی می‌درخشد و نام بلند آن شاعر گرانمایه را برای همیشه زنده نگه داشته است. به منظور بزرگداشت مقام این شاعر و سخن‌سرای نامی، روز ۲۵اردیبهشت ماه هر سال را به نام حکیم جاودانه و شاعر پرصلابت، ابوالقاسم فردوسی نام نهاده‌اند تا فرصتی فراهم آید که علاوه بر شناساندن آن شخصیت بزرگ ادبی به اقشار مختلف مردم به ویژه فارسی‌زبانان، زمینه حفظ این گنجینه و میراث غنی در همگان افزون گردد. این روز برای ما بهترین فرصت است تا کمی فردوسی و شاهنامه و خدمات او را به ایران و ایرانی بشناسیم. او که برای حفظ ایران در دوره‌ای که بعد از حمله اعراب امکان نابودی صددرصد زبان فارسی می‌رفت، چه خدمات ارزشمندی به ایران و ایرانی کرده است. آنگونه  که خود می سراید:
بسی رنج بردم در این سال سی
عجم زنده کردم بدین پارسی 
می‌توان مدعی شد هیچ شاعر دیگری نمی‌تواند در بازسازی و احیای هویت ما، جای فردوسی بزرگ را بگیرد. در واقع شاهنامه، نامه‌ همه‌ نامه‌‌هاست. فردوسی با نوشتن اسطوره‌ها در خیال خودش، دوباره ما را شکل داد. به عبارتی، فردوسی ما را دوباره متولد و هویتمان را بازسازی کرد. بهمن نامورمطلق، شاهنامه‌پژوه و فردوسی‌شناس معاصر و ادیب برجسته اسطوره‌شناس درباره اینکه فردوسی برای ما چه کرده و چه خدمات ارزشمندی داشته است چنین می‌نویسد: «... اگر دقت کنید، می‌بینید فردوسی شعر نمی‌گوید، اسطوره نمی‌سازد، او پشت شعر و اسطوره، یک ملت را دوباره می‌‌سازد. در خیال او اسطوره‌ها نبودند که شکل گرفتند، بلکه ما بودیم که شکل می‌گرفتیم. به همین دلیل شاهنامه آیینه ماست. ما برای دیدن خودمان به شاهنامه نیاز داریم، همان‌طور که به آیینه نیاز داریم. ما برای دیدن هویت فرهنگی‌‌مان به آیینه شاهنامه نیاز داریم. به بیان دیگر، ما با کلمات فردوسی دوباره روییدن گرفتیم، رشد کردیم و زاییده شدیم. ما برای اینکه هویت ملی و اجتماعی‌مان را بشناسیم، باید مدام به دیوان حافظ، گلستان سعدی و به ویژه شاهنامه فردوسی مراجعه کنیم. ما باید فردوسی را آن‌‌طور که خودش خواسته است، بازخوانی کنیم. فردوسی در عین حال که تاریخ ما را نوشته، ‌اسطوره‌ها و افسانه‌‌های ما را نیز یادآوری می‌کند. تاریخ و روایت‌های یک قوم، مهم‌ترین عنصر هویتی آن قوم است و حافظه‌ جمعی یک قوم بهترین شکل هویت و علت همبستگی آن است. فردوسی‌ ملتی را که هویتش در خطر بود و برای همیشه داشت آن را از دست می‌داد، هوشمندانه نجات داد و با یادآوری روایت‌هایش، آن را به‌روز کرد....»
خدمات فردوسی به ایران و ایرانی برای همیشه تاریخ ماندگار خواهد بود و خواهد ماند و ما پارسی‌زبانان دنیا نام او را به خوبی و نیکی برده و از او به درستی یاد خواهیم کرد. ای کاش انجمن‌های شاهنامه‌پژوهی و بنیادهای فردوسی‌شناسی و دیگر تشکل‌های ادبی مدعی و مرتبط با فردوسی و محافل نقالی و شاهنامه‌خوانی، به جای جنگ و جدل با هم و بروز رفتارهای کودکانه خارج از شأن و شخصیت والای فردوسی و اقدامات توام با کینه و نفرت از یکدیگر، کمی به خود آیند و در جوار این همه زیبایی‌هایی که شاهنامه دارد، برادرانه بنشینند و به تبیین افکار و آرای فردوسی بزرگ برآیند و مانع نابودی و حذف آیین‌های متأثر از شاهنامه، این کتاب عظیم ادبیات ایران و جهان شوند. باید مجمعی از اندیشمندان و مفاخر ادبی که سلامت روح و نفس و صراحت کلام و شفافیت بیان آنان چونان فردوسی حکیم باشد، در هر شهر و کلان‌شهری گرد هم آیند و به بررسی ابعاد و زوایای گوناگون شعر و کلام فردوسی و شخصیت جاودانه او برآیند. چه بسیار انجمن‌های شاهنامه‌پژوهی در کشور است که نه کارایی و نه کارآمدی لازم دارند و نه می‌توانند کار فاخر و ماندگاری در راستای شناخت و شناساندن فردوسی و شاهنامه انجام دهند. انجام چند برنامه نمایشی و برگزاری دو سه نشست خشک و بی‌روح در مقطعی از زمان را نمی‌توان کار و فعالیت در حوزه فردوسی  و فردوسی‌شناسی یا شاهنامه‌پژوهی نام داد. تلاش برای معرفی فردی که جز خدمت به ایران اندیشه‌ای دیگر در سر نداشته، خلوص نیت و پاکی طینت و صبر و حلم همراه با علم و تخصص می‌خواهد و افراد عقده‌گشای تازه به دوران رسیده را در کار فردوسی و کتاب گرانسنگ او جایگاه و پایگاهی نیست و شاید عدم اقبال عمومی از چنین انجمن‌ها و تشکل‌های بی‌بنیان همین خودبینی‌ها، حسادت‌ها و خودخواهی‌ها باشد. انجمن‌ها و بنیاد‌ها و باشگاه‌ها و پایگاه‌ها و مراکزی که به نام فردوسی و شاهنامه ایجاد شده و ایجاد می‌شود اما چند پژوهشگر قابل این حوزه را نمی‌توان در آنها دید، فاقد اعتبار لاز‌م‌اند و باید نهاد و ارگانی باشد که بر کار و فعالیت آنان نظارت جدی داشته باشد؛ زیرا شأن و شخصیت فردوسی توسی بسیار فراتر و بلندمرتبه‌تر از اینگونه اقدامات نازل و سخیف است.

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی