[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۹۳۰
  • دوره جدید

کافه کتاب- فاطمه قاسمی پور، روزنامه شیراز نوین

گوشه ‌نشین


اوژن یونسکو؛ مترجم: بهاره مرادی؛ ققنوس: ۱۳۹۶
سی و پنج سالگی وقت کنار کشیدن از مسابقه است؛ البته اگر مسابقه‌ای در کار باشد. من درست در شرایط چنین انتخابی بودم. همان موقع هم دیر شده بود، تا چهل‌سالگی فاصله‌ای نداشتم. اگر این ارثیه پیش‌بینی‌نشده گیرم ‌نمی‌آمد از غصه ‌می‌مردم. قبول دارم که خیلی به‌ندرت پیش ‌می‌آید اما هنوز هم عموهای آمریکایی هستند، مگر اینکه عموی من آخرینشان بوده باشد. در هرصورت، هیچ‌کدام از همکارانم توی آن شرکت کوچولو، پدر، پسرعمو یا عموی آمریکایی نداشتند. حسادتشان را هم از این قضیه به رویم آوردند: «فکرش را بکنید! آدم دیگر نیازی به کار کردن نداشته باشد!» خداحافظی من با آنها کوتاه بود. آنها‌ را به نوشیدنِ بوژوله توی کافه محل مهمان کردم، حتی ژولیِت را هم تا حالا به آن‌جا‌ دعوت نکرده بودم. از این بابت همیشه دلخور بود. بعد از جدایی، از هم بی‌خبر بودیم. رئیس شرکت... در مورد من گفته بود: «انتظار این ارثیه را داشته»؛ عجیب است، چون من خودم انتظار چنین ارثیه‌ای را نداشتم.

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی