[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۴۲۷
  • دوره جدید

یادداشت روز، روزنامه شیراز نوین

اپیدمی فراموشی 
 

شیرازنوین- فرزاد وثوقی

farzad_vossoghi@yahoo.com

هرچه بیاد داریم برخی مدیران و رسانه‌های فارس به موضوع بافت تاریخی‌فرهنگی شیراز توجه داشتند و به‌کرات موضوع نابسامانی این منطقه در جلسات شهری و استانی و حتی ملی مورد بحث و بررسی، اما بدون دستاورد قرار گرفت. این اپیدمی فراموشی است که در بافت تاریخی شیراز همه‌گیر شده است‌. امروز مشکلات نیازی به بازگو شدن ندارد کافی است صورت‌جلسه سه دهه گذشته را که ما به یاد داریم مطالعه کنید‌. درواقع می‌توان گفت جلسات امروز کپی برابر اصل جلسات سابق است. رفتن شیرازی‌ها از بافت تاریخی شهر، حضور مهاجران غیر ایرانی و ایرانی در این نقطه شهری، حضور معتادان شیرازی و غیر شیرازی مهاجر از استان‌های دیگر کشور و حتی خارجیان برای دستیابی به مواد مخدر ارزان و همچنین خوابگاه‌های رایگان در بافت قدیم شیراز، وجود انواع آسیب‌های اجتماعی در بحث فحشا و منکرات مشهود در این نقطه شهری و تبدیل برخی خانه‌های موجود در بافت تاریخی شیراز که روح اسکان در آن مرده به محل پرورش سگ و سایر حیوانات خانگی‌، همه و همه به بهانه‌ای برای تخریب بافت تبدیل شده است‌.
معدود برنامه‌های فرهنگی و نشست‌های عرفانی هم قادر نبود جمعیت و امنیت را به بافت تاریخی فرهنگی شیراز باز‌گرداند‌. هیچ برنامه مدون و پیوسته‌ای برای این بافت تدوین نشده است و اگر در حوزه فرهنگی برنامه‌ای به‌صورت موردی انجام شود‌، سیل انتقادات دامن مجریان را می‌گیرد چراکه اصل توسعه فرهنگی‌، ایجاد نشاط در جامعه هدف است. 
اموری که می‌تواند در قالب صنعت گردشگری چه داخلی وچه خارجی برای این شهر تولید درآمد کند‌. درآمدی که تاکنون محقق نشده است و رکودی که دامن‌گیر بزرگترین سایت جذب گردشگر استان فارس در شهر شیراز شده است‌. انگار بافت تاریخی و فرهنگی شهر به یک خط قرمز بزرگ برای توسعه این صنعت تبدیل شده است‌. 
امروز هم که برای این یادداشت همت کرده‌ایم همان موضوعات تکراری بافت تاریخی شیراز در حال تکرار شدن است‌. واقعیت اینجاست که متولی بافت تاریخی فرهنگی شیراز و سایر بافت‌های شهری‌، سازمان میراث فرهنگی‌، گردشگری و صنایع دستی است‌. سازمانی که خود را کنار کشیده و به بهانه نبود اعتبارات برای تخریب‌کنندگان آن فرش قرمز پهن کرده است‌. حالا بافت دربست در اختیار فرسایش و تخریب قرار گرفته و صدای دوست‌داران میراث‌فرهنگی در بخش تشکل‌های مردمی ‌به جایی نمی‌رسد،، چراکه کسی نمی‌خواهد به صدای آنان گوش دهد‌. 
آن‌طور که در خاطر داریم دو یا سه دهه گذشته بود که برای نوسازی معابر بافت اعتبار و تدابیری اندیشیده شد‌. تدابیری از جنس روشنایی و ترمیم معابر آن که در دو حالت مستاجران بافت از خود مقاومت نشان دادند‌. در آن دوره باوجود نصب مکرر، چراغ‌ها شکسته و در تاریکی مطلق‌، مصالح ساختمانی سرقت می‌شد و کار تا آنجا پیش رفت که کارگران مرمت به سختی امنیت خود را تأمین می‌کردند، اما بسیاری از بخش‌های بافت دارای پوشش جدید و پارک محله‌ای شد‌. پارک‌های کوچکی که به‌تدریج به خوابگاه معتادان تبدیل شد و نه جایگاه بازی کودکان منطقه‌!!! چراکه توزیع برخی شبه مواد مخدرها در خانه‌های امن به بهانه ترک افراد معتاد‌، گروه‌های آسیب‌دیده بسیاری را به این نقطه جذب نمود و این خیل مهاجر برای اسکان خود کارتن به‌دست پارک‌های محله‌ای را اشغال کردند‌. 
حالا هم که مشکلات بافت مطرح می‌شود انگار هیچ تحرکی از سوی دایه‌های دلسوز‌تر از مادر بافت انجام نشده است و نسبت به سی‌سال گذشته اتفاق خاصی در جهت بهبود نیافتاده است‌. سرمایه‌گذاری دعوت و جذب نشده‌، مستاجران بافت هنوز اسباب‌کشی نکرده‌اند و بلکه جایگاه خود را توسعه داده‌اند‌. این بدان معناست که شیراز خصوصاً در هسته مرکزی خود بسیار مهاجر‌پذیر بوده و هست‌! فقدان دفتر مهاجرت در شیراز به عنوان دروازه پذیرش‌، باعث شده آمار درست و حسابی از این مهاجران مستاجر وجود نداشته باشد‌. خیلی‌ها آمده‌اند‌، مانده‌اند و زاد‌وولد کرده‌اند وحتی ازدواج آنان با برخی خانواده‌های ایرانی باعث موجه شدن حضور آنان شده است‌. 
حالا شیرازی‌ها مانده‌اند و ابراز تأسف از عقب‌نشینی گذشته خود‌، عقب‌نشینی که برای آنانکه دلسوز هویت شهری و میراثی خود هستند بسیار گران تمام شده است‌.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی