[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۸۶۹
  • دوره جدید

راز تلخ مرد ۳۳‌ساله چیست؟، روزنامه شیراز نوین

نمی‌خواهم در این شرایط با فرزندانم روبه رو شوم چرا‌که آن‌ها تا به حال از اعتیاد من خجالت زده بودند و اکنون باید «مهر دزدی» را که بر پیشانی پدرشان خودنمایی می‌کند نیز تحمل کنند.
این‌ها بخشی از اظهارات مرد ۳۳‌ساله‌ای است که به اتهام سرقت ۱۳‌میلیون تومانی از یک کارگاه تولیدی توسط مأموران تجسس کلانتری الهیه مشهد دستگیر شده بود، او پس از پاسخ به سؤالات افسر پرونده به تشریح زندگی‌اش پرداخت و به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری گفت: در یکی از شهرهای کوچک خراسان رضوی متولد شدم. پدرم معتاد بود او همواره به همراه دوستانش که در منزل ما جمع می‌شدند مشغول مصرف مواد بود و من با آن که ۱۰‌سال بیشتر نداشتم باید لوازم مصرف مواد را برای آن‌ها فراهم می‌کردم و تا زمان رفتن دوستان پدرم کنار در می‌نشستم تا اگر آن‌ها سیگار و یا لوازم دیگری نیاز داشتند برایشان بخرم. پدرم نیز قبل از آمدن آن‌ها از من می‌خواست تا از یک فروشنده مواد که در همسایگی ما زندگی می‌کرد امانتی‌اش را بگیرم. پدرم فقط هنگامی‌که کنار دوستانش و سر بساط مواد مخدر می‌نشست شاد بود و خنده بر لبانش می‌نشست. آن زمان از خنده‌های پدرم لذت می‌بردم و دوست داشتم کارهای او را تجربه کنم تا این که یک بار هنگامی‌ که امانتی پدرم را از خرده فروش مواد گرفته بودم وسوسه شدم تا آن را تجربه کنم به همین خاطر مقدار کمی ‌از مواد را سرقت کردم و این شروع یک تجربه تلخ بود. آن روز به دور از چشمان پدرم با لوازم او مواد مخدر مصرف کردم، ولی این «تجربه کثیف» ادامه یافت تا جایی که دیگر ناخنک زدن به مواد مخدر مصرفی پدرم برایم به یک عادت تبدیل شده بود و این گونه به یک معتاد حرفه‌ای تبدیل شدم. پس از ازدواج هم ماجرای اعتیادم را از همسرم پنهان کردم و سپس با مهاجرت به مشهد در یک کارگاه تولیدی مشغول به کار شدم اگرچه حقوق خوبی می‌گرفتم، اما کم کم زمزمه‌های اعتیاد و سرقت‌های خرد من از کارگاه به گوش مهندس رسید. او مرا به اتاقش برد و گفت نمی‌خواهم نان همسر و فرزندانت را قطع کنم به همین دلیل چند ماه به تو فرصت می‌دهم تا ترک کنی و سالم سر کارت برگردی. از آن روز با تشویق همسرم اعتیادم را کنار گذاشتم و ۲‌ماه بعد سر کار بازگشتم، اما هنوز ۱۵‌روز از این ماجرا نگذشته بود که دوباره به سمت مواد رفتم و کارهای گذشته‌ام تکرار شد. تا این که چند شب قبل وقتی با یکی از دوستانم کنار بساط نشسته بودیم به فکر سرقت از کارگاه افتادم تا یک شبه پولدار شوم اما نمی‌دانستم با این کار همه چیزم را از دست می‌دهم و همسر و فرزندانم این‌گونه به چشمان شرمسارم نگاه می‌کنند. شایان ذکر است دقایقی بعد به دستور سرهنگ سلطانی فر (رئیس کلانتری الهیه) متهم به مراجع قضایی معرفی شد.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی