[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۸۰۵
  • دوره جدید

جهان در محضر ایرانی‌ها حاضر است، روزنامه شیراز نوین

گروه خبر- شیرازنوین
سیدمحمد بهشتی با اشاره به تقسیم جمعیت جهان از فلات ایران و جهانی بودن ایرانی‌ها گفت: دانش ایرانی‌ها نسبت به اتفاقات جهان در قیاس با سایر فرهنگ‌ها خوب است و گویی جهان در محضر ایرانی‌ها حاضر است. رئیس پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری این مطلب را در دهمین نشست تخصصی «ایران کجاست، ایرانی کیست» (مطالعات طرح آمایش سرزمین) در محل سازمان برنامه و بودجه مطرح ساخت. او با برشمردن تعدادی از خصوصیات فرهنگی ایرانی‌ها، این ویژگی‌ها را ناشی از قرارگیری این سرزمین در میانه جهان و جهانی بودن آن دانست. بهشتی با بیان این نکته که ایران میانه جهان است، به بررسی خصوصیات طبیعی که منجر به این امر شده و تأثیرات آن و همچنین اثرش روی ویژگی‌های فرهنگی پرداخت. او با اشاره به شکل‌گیری تمدن‌های اولیه روی کره زمین گفت: سرزمین ایران در بین چهار حوزه فرهنگی جهان قرار داشته و بررسی اسناد تاریخی دوره روم نشان می دهد در آن روزگاران حوزه دریای مدیترانه، سرزمین ایران، بخش‌هایی از آفریقا و هند و چین شناخته شده بودند. به گفته وی، کاوش‌های باستان‌شناسی نشان می‌دهد ایران در میانه سرزمین‌هایی قرار دارد که برای نخستین بار در دوره نوسنگی انسان ابزارساز، ابزارهای سنگی ساخت و بعدها از ابزارهای برنزی استفاده شد. بهشتی با اشاره به کاوش‌های باستان‌شناسی درباره انتشار نوع بشر روی زمین گفت: اگر فرض کنیم انسان هوشمند، نیای ما، 65هزار سال پیش از آفریقا خارج شده و حدود 60هزار سال پیش در سرزمین ایران مستقر شده است، این استقرار در سایر نقاط دنیا مثل اروپا و شرق آسیا بسیار متأخرتر است و این تقسیم جمعیت از فلات ایران اتفاق افتاده است. او با استناد به کاوش‌های ژنتیک، به توضیح ‌هاپلو گروپ y در دی ان ای انسان پرداخت و گفت:‌ هاپلو گروپ Y مانند یک شناسنامه است که از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود و از  طریق آن می‌توان رشته دقیق ژنتیک یک فرد را دنبال کرد؛ تا جایی که با بررسی‌ هاپلو گروپ جسد یک انسان متعلق به هزارسال پیش، می‌توان نیای امروز او را شناسایی کرد. رئیس پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری افزود:‌ هاپلو گروپ‌ها در سالیان جهش پیدا می‌کنند؛ با این حال مادر و سرشاخه ‌هاپلو گروپ‌های خارج از دنیای آفریقا،  در سرزمین ایران بوده و از این طریق تقسیم شده‌اند. این پژوهشگر فرهنگی  سرزمین ایران را یک چهارراه گیاه‌شناسی از دیدگاه گیاه‌شناس‌ها دانست و گفت: بخشی از گونه‌های گیاهی از قاره‌های مختلف در سرزمین ایران وجود دارد؛ به همین دلیل در مازندران و گیلان و آذربایجان گونه‌های گیاهی اروپایی، در بلوچستان گونه‌های گیاهی هندی و غیره را می توان پیدا کرد. بهشتی با تأکید بر قرارگیری سرزمین ایران از نظر جغرافیایی در میانه جهان، این پرسش را مطرح کرد که با توجه به وجود یک پهنه وسیع برای برقراری این ارتباط در شمال دریای خزر تا دریای منجمد شمالی، چرا این باریکه کوچک جنوب دریای خزر چنین نقشی در ابعاد مختلف انسان‌شناختی، زیست‌شناختی، زمین‌شناختی و غیره دارد؟ او گفت: مروری بر تاریخچه انسانی منطقه شمالی نشان می‌دهد خاستگاه آریایی‌ها به عنوان یک قوم عشایری در شمال دریای مازندران بوده است، زادگاه ترک‌ها نیز در مناطق شمال شرقی آسیا بوده و به تدریج به سمت جنوب از جمله ایران مهاجرت کردند. وی افزود: مغول‌ها نیز از مناطق شمال آسیا و استپ‌ها برخاسته اند و به سمت سرزمین‌های جنوبی حرکت کردند.
تمدن در برابر جهان ظلمت
رئیس پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری گفت: در یک نسبت مقایسه‌ای می‌توان گفت از منظر تمدن، کره زمین را می‌توان دو بخش جنوبی و عشایری در نظر گرفت. بخش جنوبی که گرم‌تر بوده و در آن حوزه‌های تمدنی مثل چین، هند، ایران و اروپا و غیره ایجاد شده و  حوزه‌های عشایری که فاقد تمدن بودند. بهشتی افزود: حوزه‌های عشایری از ابتدا تا حدود 400-500سال پیش در قسمت‌های شمالی زندگی می کردند که در اصلاحات دنیای متمدن به سرزمین‌های آنها دیار ظلمات و حوزه‌های متمدن، ربع (یک چهارم) مسکونی می‌گفتند. او گفت: در چین حدود 2هزار کیلومتر دیوار دفاعی برای جلوگیری از هجوم گاه و بیگاه مردم عشایری ساخته بودند. او در ادامه به دیوار جرجان (گرگان) در شرق دریای مازندران و دیوار دربند داریان در غرب این دریا در قفقاز اشاره کرد و گفت: در اروپا هم رومی‌ها برای جلوگیری از تهاجم عشایر دیوارهای دفاعی می‌ساختند. وی دلیل تفاوت زیستی بین تمدن و عشایر را بر پایه انتخاب ندانست و گفت: نیمه شمالی اوراسیا  تا 10-12هزار سال قبل زیر پوشش یخ بوده و ابعاد قطب شمال تا پشت کوهستان البرز امتداد داشته است؛ بنابراین طبیعی است که در چنین موقعیت زیستی امکان شکل‌گیری تمدن وجود نداشت، به همین دلیل در استپ‌های شمالی شاهد تمدن نیستیم و این تفکیک واضح را بین دو گونه انسانی نمی‌بینیم. بهشتی با طرح این پرسش که اگر فرض کنیم همه یخ‌های فعلی کره زمین آب شوند سطح آب دریاها چقدر بالا می‌آید و با استناد به مطالعات نشنال جئوگرافیک گفت: به طور مثال در جنوب دریای خزر، یعنی استان‌های مازندران، گیلان و گلستان که رشته کوه‌های البرز قرار دارند، به دلیل اینکه ارتفاعات سدی را پشت دریا ایجاد کرده‌اند، با بالا آمدن آب چندان شاهد گسترش آن روی زمین نخواهیم بود. او افزود: اگر همین اتفاق در جبهه شمالی دریای خزر یعنی روسیه و قزاقستان بیفتد، با 5متر بالا آمدن آب دریا شاهد پیشروی آب تا حدود 500متر در سطح زمین خواهیم بود و طبیعتاً با خاک شور، کشاورزی غیرممکن است و بدیهی است که این عوامل مانع ایجاد تمدن خواهد بود. او گفت: عرصه‌های آبی در دوره‌ای که عصر یخبندان عقب‌نشینی کرده و زمین گرم می‌شد به وجود می‌آمد که خود، مانع پخش شدن حوزه‌های تمدنی بود. وی در ادامه به بررسی شکل دریای مازندران در نقشه‌های جغرافیایی پرداخت و گفت: در دوران یونان باستان شکل خلیج فارس خیلی غلط ترسیم نشده؛ اما مشخص است هنگام ترسیم شکل دریای مازندران خیلی به آن اشراف نداشته و آن را به متصل به اقیانوس منجمد شمالی می‌دانستند. بهشتی افزود: در نقشه‌های قرن 16میلادی خلیج فارس به درستی ترسیم شده؛ اما شکل دریای مازندران در جبهه شمالی کاملاً اشتباه و در جبهه جنوبی نیز همراه با اشتباه ترسیم شده است که نشان می‌دهد اطلاعاتی از شمال این دریا وجود نداشته است. وی گفت: روس‌ها در قرن 17 به عنوان یک تمدن در این منطقه شکل گرفتند و کم کم دریای مازندران نیز شناسایی شد.
اگر ایران نبود
رئیس پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری با مطرح کردن این فرض که اگر فلات ایران به دلایلی وجود نداشت و دریای مازندران به خلیج فارس متصل می‌شد، گفت: اگر نیای ما از افریقا خارج و به سرزمین‌های اروپا و آسیا می‌رسید، به دلیل دشواری عبور از جبهه شمالی بسیار دیر و سخت می‌توانست خود را به شرق آسیا برساند و تمدن بسیار دیر به این مناطق می‌رسید و می‌توانستیم همچنان شاهد انواع مختلف انسان‌ریخت‌ها مانند انسان پکنی، انسان جاوه‌ای و غیره باشیم که در اثر گسترش انسان مدرن نابود شدند. وی با تأکید بر اینکه این مسئله فقط به انسان محدود نمی‌شود گفت: اگر سرزمین ایران نبود امروز فیل را در هندوستان نداشتیم؛ چراکه روزگاری فیل از آفریقا کوچ کرده و از طریق سواحل خلیج فارس به هندوستان رسیده است، همین‌طور  بسیاری از گونه‌های گیاهی نیز از طریق ایران از هندوستان به اروپا رسیده است.
سرزمینی در میانه جهان
بهشتی در ادامه، ایران را سرزمینی در میانه جهان دانست و به بررسی تصور مردم هر حوزه از اندازه جهان پرداخت. او با بیان این نکته که چینی‌ها به سرزمینشان چین نمی‌گویند گفت: نخستین تبادلات چین با خارج از سرزمینشان در دوره اردشیر هخامنشی بود و چون اسم امپراتور اولین قسمت این سرزمین «امپراتور چین» بوده، ایرانی‌ها اسم این سرزمین را چین گذاشتند و بعدها هم در اروپا و سپس چین مدرن استفاده شد. وی افزود: ترجمه نام اصلی و کهن سرزمینی که امروز به اسم چین می‌شناسیم، جهان است و در واقع به دلیل استغنایی که از نظر فرهنگی به دلیل تعامل با سایر سرزمین‌ها احساس می‌کردند، سرزمینشان را جهان و مرکز آن می‌دانستند. او در ادامه به هندوستان اشاره کرد و گفت: اسم روی سند از سوی هخامنشیان انتخاب شده و واژه هند به معنای آن سوی سند است. همچنین نام هندوستان از طریق ایرانی‌ها در دنیای مدرن منتشر شده است. رئیس پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری با اشاره به تنوع فرهنگی، انسانی و زیستی هندی‌ها گفت: جهان در تفکر هندی معادل شبه‌جزیره محل سکونتشان است و برای کشور خودشان اسم مشخصی نداشته و آن را دنیا یا عالم می‌نامیدند. بهشتی در ادامه به قرارگیری دریای مدیترانه بین آسیا، اروپا و آفریقا اشاره کرد و گفت: مدیترانه از دو عبارت «مدیا» و «تریا» به معنی عرصه مرکزی و مرکز دنیا است. او با بیان این نکته که نه تنها از منظر فیزیکی بلکه از منظر ذهنی نیز جهان رومی دور دریای مدیترانه شکل گرفته افزود: به همین دلیل رومی‌ها باوری را بیرون از این جهان قائل نیستند که مشابه آنچه برای خودشان قائل باشد. وی برای نمونه به کتاب تاریخ طبیعی که در دوره روم نوشته شده اشاره کرد و گفت: در این کتاب مردمان آن سوی سرزمین ایران، افرادی بی‌سر که چشم، بینی و دهانشان یا کسانی با گوش‌های بزرگ برای پرواز و غیره تصور می‌شدند. او در ادامه از کتاب «میراث ایران» نام برد که توسط تعدادی ایران‌شناس در قرن بیستم نوشته شده و گفت: یک مقاله از این کتاب به تصور اروپایی‌ها درباره ایران و آن سوی ایران اختصاص دارد و در این کتاب می‌توان تصورات مبهمی درباره آن سوی ایران خواند؛ چراکه هیچ راهی برای شناخت درست آن سوی ایران وجود نداشته است. بهشتی کهن‌ترین نقشه دوره اروپایی را متعلق به قرن 13میلادی دانست و گفت: این نقشه امروز برای ما عجیب است، چون در سنت نقشه‌برداری اسلامی بر خلاف اروپایی، جنوب به سمت بالا بوده است.
نگاه چینی‌های باستان به دنیا
به گفته وی، مردم آسیای جنوب شرقی و چینی‌ها تا زمانی که مارکوپولو به آنجا می‌رود به سرزمین‌های غربی خودشان خراسان می‌گفتند و زمانی که اروپایی‌ها برای استعمار به آنجا می‌روند، آنها را فرنگی می‌نامیدند و معتقد بودند فرنگ جایی در خراسان است. بهشتی با اشاره به موزه طبیعی شانگ‌های گفت: یک طبقه از این موزه به پول اختصاص دارد و یکی از تالارهای آنها فقط به پول‌های خارجی اختصاص دارد. جالب است که در این تالار فقط پول‌های ایران از قدیمی‌ترین تا دوره تیموری قرار دارد. او با اشاره به ورود پول‌های سایر سرزمین‌ها به چین بعد از دوره تیموری، در توضیح این امر گفت: تا قبل از دوره تیموری چینی‌ها تقریباً فقط با ایرانی‌ها تعامل داشتند و ارتباطی با اروپا نداشتند.
جهان از دید ایرانی‌ها
رئیس پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری گفت: وقتی سعدی از دنیا رفت، تازه مارکوپولو به دنیا آمد و حدود چهل سال بعد به ونیز بازگشت و با روایت سفرش به چین، به جرم دروغ زندانی شد و همان‌جا سفرنامه‌اش را نوشت و مدت‌ها بعد، از این سفرنامه استفاده شد. او افزود: این در حالی است که در قرن 16میلادی اروپایی‌ها هنوز به درستی نمی‌دانستند آیا خوتای که مارکوپولو از آن نوشته همان چین است یا نه؟ او با اشاره به وجود این پرسش تا 2-3قرن بعد از مارکوپولو گفت: این در حالی است که سال‌ها قبل از مارکوپولو، سعدی در گلستانش داستان بازرگانی را نقل کرده که 40بنده خدمتکار و 150شتر بار داشت و شبی در جزیره کیش او را به حجره‌اش دعوت کرده و همه شب درباره دارایی‌هایش سخن گفته است. بهشتی به نقل از بازرگان در گلستان سعدی گفت: سعدیا سفر دیگرم در پیش است و اگر آن کرده شود، بقیه عمر خویش به گوشه بنشینم. از کیش بروم به پارس، گوگرد پارسی خواهم بردند به چین و از آنجا کاسه چینی به روم آرم و دیبای رومی به هند و فولاد هندی به حلبی و آبگینه حلبی به یمن و برد یمانی به پارس و زان پس ترک تجارت کنم و به دکانی بنشینم. وی افزود: در این داستان سعدی از سفرهای زیادی که بازرگان انجام می‌دهد تعجب نمی‌کند و این همه سفر برایش دور از ذهن نیست، بلکه می‌گوید: «چشم تنگ مر دنیادوست را / یا قناعت پرکند یا خاک گور». او با اشاره به انزوا و غیرجهانی بودن ایران در جهان امروز گفت: روزگاری ایران موقعیت جهانی بسیار خوب و مستحکمی داشته و اگرچه تحولات جهانی در انزوای ‌اکنون ایران مؤثر است؛ دلیل دیگرش را باید در نوع تصرف ایرانی‌ها در سرزمین‌هایی که وارد می‌شدند جستجو کرد. بهشتی افزود: ایرانی‌ها بعد از تصرف سرزمین‌ها آثار خیلی چشمگیری برجا نمی‌گذاشتند که بتوان خیلی راحت رد پای آنها را دنبال کرد. به طور مثال نخستین کلیسای کاتولوک که در اواخر قرن 16 میلادی در پکن ساخته شده کاملاً اروپایی است، گویی این ساختمان را از قلب اروپا در پکن قرار داده‌اند. او با اشاره به ساخت کلیسای نستوری توسط ایرانی‌ها در قرن 5-6میلادی گفت: در نزدیکی کلیسای کاتولوک، مسجد جامع پکن قرار دارد و از روی ساختمان اصلاً نمی‌توان تشخیص داد مسجد است. حتی نقش کتیبه‌های قرمز رنگ بالای سقف که روی آنها آیات قرآنی و اذان است، به گونه ای ترسیم شده که گویی نقش اژدهاست. 
به گفته وی، تفاوت ماهوی که در نوع تصرفی که در سرزمین‌هایی که وارد می‌شدند انجام می‌دادند باعث شده خیلی نتوان رد پای ایرانی‌ها را در جهان دنبال کرد، هرچند با کمی دقت می‌توان شاهد آثار حیرت‌انگیزی بود. رئیس پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری در بخش دیگری از سخنانش به مساجد استانبول اشاره کرد و آنها را نوعی گرده‌برداری از کلیساها دانست و گفت: براساس تفکر فرهنگی ایرانی‌ها و با کمی دخل و تصرف در معماری کلیساهای دوره عثمانی، مساجدی در استانبول ساخته شد. او در ادامه از ایاصوفیه نام برد و گفت: املای لاتین ایاصوفیه، صوفیه حقیه است و این کلیسا براساس یک تفکر مسیحی ساخته شده که خیلی با شرق خودش در تماس بوده و با الهام از عرفان شرقی و ایرانی، نوعی سازه و معماری جدید به دنیای مسیحیت معرفی می کند.  
تأثیر ایران بر جهان
رئیس پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری با اشاره به مجسمه زریاب در کوردبای اسپانیا گفت: زریاب هنرمند و اندیشمند ایرانی بود که از بغداد به کوردبا رفت و بخش مهمی از سبک زندگی اسپانیای اموی و سپس اروپایی‌ها از او تقلید شده و اسپانیایی‌ها از حرکات و لباس او تقلید می‌کردند. همچنین بخش بزرگی از موسیقی اسپانیا وام‌دار این فرد است. وی در ادامه از وجود طاق نصرتی در شهر روم خبر داد که در سال 200میلادی با نقشی از سربازهای اشکانی و پارتی ساخته شده است. این سربازها کلاهی بر سر دارند که مشابه آن را می‌توان در محرابی از دوره مشخصی در امپراتوری روم دید که تصویر انسانی در حال ضربه زدن به گاو با کلاهی مشابه سربازهای اشکانی و پارتی بر سر دارد. 
او با اشاره به اینکه نقش این کلاه در واقع نقش صور فلکی است گفت: در بالا صورت فلکی گاو و در پایین صورت فلکی سرباز است. بهشتی در ادامه به وجود شواهد فراوان از تعاملات وایکینگ‌ها با مردم ایران در کشورهای اسکاندیناوی اشاره کرد و گفت: پارچه‌های بسیاری با نقش «الله» وجود دارد که در موزه‌های مختلف درباره وایکینگ‌ها در دانمارک و سوئد و نروژ به نمایش درمی‌آید. او از وجود تعدادی سکه با نقش‌های «الله‌اکبر»، «بسم‌الله الرحمان الرحیم» و غیره در مسکو قرون 13 و 14 خبر داد و گفت: در شامات تعداد زیادی دیر از مسیحیانی با نام‌های ایرانی وجود دارد، به طور مثال دیر هرمز مسیحی که داعش آن را خراب کرد. 
وی با اشاره به وجود مسلمانانی در غرب آفریقا گفت: دریانوردان ایرانی مسلمانان را برای حج به مکه و جده می آوردند و به این شکل اسلام به غرب و اعماق آفریقا انتشار یافت.
آثار دوره ساسانی در یمن
او همچنین به وجود حمام‌هایی مشابه حمام‌های ایرانی در زنگبار آفریقا اشاره کرد و از وجود آثار زیادی از ایرانی‌های دوره ساسانی و شیعیان دوره اسلامی در یمن خبر داد. بهشتی افزود: در هندوستان مراسم عزاداری سیدالشهدا با شیوه‌ای متفاوت از ایران برگزار می‌شود. همچنین قبل از اینکه مغول‌ها هنر باغ‌سازی را از ایران به هند ببرند، هنر بسیار کمرنگی بود. رئیس پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری همچنین از وجود غار اصحاب کهف، آتشکده زرتشتیان و مساجدی مشابه اردستان در چین خبر داد و گفت: در شمال شرق چین منطقه یهودی‌نشینی وجود دارد که تورات آنها هرچند وقت یک بار از طریق تجار ایرانی به دستشان می رسید.
به گفته وی، امروز تنها معبد مانوی زنده دنیا، در بندری در چین قرار دارد و آیین مانی که از بابل منتشر شده را زنده نگه داشته است. بهشتی افزود: بسیاری از سنت‌های سفالگری و شیشه‌سازی ژاپن از ایران گرفته شده است. او در ادامه به نمونه‌هایی از حضور تجار ایرانی در ویتنام و کامبوج اشاره کرد. 
افزایش تعاملات، گامی به سوی جهانی‌شدن
رئیس پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری در ادامه سخنانش با اشاره به ایجاد تحولات ناشی از ارتباطات گفت: با وسیع شدن ارتباطات، امکان تعامل فرهنگ‌های مختلف با یکدیگر بیشتر  شده و افزایش دایره تعامل به معنی تحقق بیشتر جهانی شدن است. او با نگاهی به تجربه تاریخی، جهان را جایی تعریف کرد که دایره تعاملات وجود داشته است، به عبارت دیگر جهان اروپایی به معنی جایی است که اروپایی‌ها با یکدیگر تعامل داشته اند.
وی افزود: با افزایش تعاملات، سفره جهان وسیع‌تر و متنوع‌تر شده، به عبارت دیگر جهانی شدن  به معنی بزرگ شدن سفره جهان است.
«جهانی‌شدن» یا «جهانی‌سازی»
بهشتی در ادامه به اصطلاح «جهانی‌سازی» اشاره کرد و به بررسی رفتار برندها پرداخت و گفت: جهانی‌سازی باعث کوچک شدن سفره جهان می‌شود. رئیس پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری افزود: برندها وضعیتی ایجاد می‌کنند که هم‌زمان در نقاط مختلف جهان فروشگاه‌های مشابهی از برندهای خاص وجود دارد؛ گویی بر سر این سفره جهانی فقط کمپانی‌های بزرگ و برندها نشسته‌اند. او با اشاره به وجود کشمکش بین «جهانی‌شدن» و «جهانی‌سازی» گفت: تاکنون «جهانی سازی» پیروز بوده است.
ایرانی‌ها مصداق جهانی‌بودن
بهشتی در ادامه با اشاره به سابقه تاریخی ایرانی‌ها و ایرانی‌ها را مصداق «جهانی‌بودن» دانست و با معرفی کتاب «جهان ایرانی، ایران جهانی» نوشته محسن ثلاثی گفت: ایرانی‌ها جهانی هستند، چراکه دامنه تعاملات آنها تقریباً همه جهان متمدن را به مفهوم تاریخی در بر می‌گرفته است. وی گفت: از 2300سال پیش تا 700قبل چینی‌ها و اروپایی‌ها با هم تعاملی نداشتند و ایرانی‌ها جاده ابریشم را مدیریت می‌کردند و همین مسئله، باعث خصوصیت جهانی بودن ایرانی‌ها شده است. او در توضیح ویژگی‌های این خصوصیت گفت: دانش ایرانی‌ها نسبت به اتفاقات جهان در قیاس با سایر فرهنگ‌ها خوب است و گویی جهان در محضر ایرانی‌ها حاضر است. رئیس پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری گفت: جهانی بودن ایرانی‌ها باعث شده حتی برای مهاجرت بهترین نقاط دنیا را انتخاب کنند و به همین دلیل، در عصر حاضر بیشترین مهاجران ایرانی در اروپای غربی و آمریکای شمالی هستند. این در حالی است که در قرون اولیه اسلامی می‌دانستیم مهم‌ترین جای جهان چین و دوره سلجوقی تا صفوی، هندوستان است. او جهانی بودن ایران را حاصل میانه جهان بودن این سرزمین دانست.

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی