[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۲۱۵۸
  • دوره جدید

آشفتگی در ترکیب روستاها ، روزنامه شیراز نوین

از اینکه در روستاهای کشور اقدامات عمرانی در قالب بهسازی و نوسازی انجام شد کار بسیار دقیق و هوشمندانه‌ای بود، اما یکی از ظرافت‌های مهم این کار در محاق باقی ماند. ما با اتصال روستاها به شهرهای بزرگ کاری کردیم که اقتصاد روستایی به شدت لطمه دید، گاهی هم این اقدامات در روستاها به قدری فانتزی بود که روح روستا را از جسم آن جدا کردیم. اینکه مسکن روستایی را مقاوم کنیم کار ارزنده‌ای بود؛ چراکه برخی مناطق روستایی از حوادث غیرمترقبه به شدت متأثر بودند و هزینه‌های پیشگیری به مراتب کمتر از هزینه‌های بازسازی دوباره بود، در حالی که خسارت‌های مالی و جانی به صورت توأمان بر پیکیره روستاها وارد می‌شد.  ذکر این نکته نیز لازم است که گاهی روستاها چنان دور از دسترس بودند که در صورت بروز حوادث مانند زلزله و سیل به صورت اورژانسی در دسترس نیروهای امدادی قرار نداشتند و باید امر بهسازی و مقاوم‌سازی در این روستاها به صورت ویژه انجام می‌گرفت که در بسیاری از روستاها این اقدامات عمرانی انجام گرفت. در این فرصت نوک پیکان و توجه ما به اقتصاد روستایی است که در چهار دهه گذشته بخ شدت دچار آسیب شد و بسیاری از مشاغل از روستاها جدا شدند و سیل بیکاران به شهرهای مجاور جاری گردید. کار تا حدی بالا گرفت که جوانان روستایی نیز سن ازدواج را پشت سر گذاشتند. در واقع ما با عمران بدون در نظر گرفتن زیست‌بوم مناطق و توجه به فرهنگ‌های موجود درآن کاری کردیم که روستائیان کارآفرین و تولیدکننده به زمین‌داران عصر جدید تبدیل شدند و با فروش اراضی تفکیک‌شده خود در پناه طرح‌های‌هادی از خیر و شر تولید دل کندند و راهی شهرهای بزرگ شدند. 
در این داستان به وسعت شهرها افزوده شد؛ شهرهایی که علی‌الاصول باید تاب و توان ارائه خدمات به جمعیت تعیین‌شده‌ای را داشته باشند، اما خدمات موجود در عوض ارائه به جمعیتی حدود 300هزار نفر در بین یک میلیون و 300هزار نفر توزیع شد و در پی آن و بدون در نظر گرفتن گسترش زیرساخت‌ها در یک اقدام فوریتی با کمبود منابع و خدمات در تمامی ابعاد مواجه شدیم. هرچند در شهرهای بزرگ نیز فقدان دفتر مهاجرت به زیان مدیریت واحد شهری تمام شد، اما همچنان این شهرها بدون دروازه پذیرای انبوه مهاجران داخلی و خارجی هستند که از درون مرزهای کشور و بیرون مرزها راهی شهرهای برخوردار می‌شوند. در این بین انبوه جمعیت تولیدکننده روستایی به انبوه جمعیت مصرف‌کننده شهری تبدیل شدند و این اقدام به طور قطع به زیان نسلی تمام شد که هم جویای کار بودند وهم درآمدهای متناسب. در این بین آنچه مورد سؤال است عدم تناسب جمعیتی است که با رشد قارچ‌گونه مراکز آموزش عالی غیردولتی در مناطق تعریف‌شده متمرکز شدند؛ دلیل این تمرکز نیز درآمدزایی از جمعیت جوانی بود که مشتاق تحصیل در مراکز آموزش عالی بودند و البته پس از یک دوره تحصیل با توجه به عدم تولید شغل به جمع بیکاران پیوستند. بیکاری در عمل مانع ازدواج نسل جوان و فرزندآوری می‌گردد؛ در حقیقت کاری که در روستاهای کشور با ریش‌سفیدی و انتخاب درون‌طایفه‌ای انجام می‌شد حالا با رویکردی نوین مواجه گردیده است و تجردگرایی به دختران روستایی رسید. آنچه مسلم است سن ازدواج برای دختران روستایی نیز افزایش چشمگیری پیدا کرده؛ چراکه جوانان مهاجرت‌کرده به شهرها کمتر تمایلی به بازگشت به روستاها داشته‌اند و رشد مشاغل کاذب در شهرهای بزرگ گواهی بر این ادعاست. از طرفی مهاجرت‌ها فرهنگ‌های مناطق مختلف را جابه‌جا و درون خود هضم می‌کند و گاهی فرهنگی بر فرهنگ منطقه دیگر غلبه پیدا می‌کند و این غلبه باعث آشفتگی فرهنگی در مناطق مورد بحث می‌شود. آنچه مسلم است ارائه خدمت به روستائیان در پس شعارهای ارائه‌شده در ابتدای انقلاب باعث شد تا بدون مطالعات اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی شروع به اجرای طرح‌هایی کنیم که البته زیان اصلی آن بر پیکره اقتصاد و فرهنگ جامعه وارد شد. اولاً ساختار تولیدی روستاها به طور کلی بر هم زده شد و بسیاری اراضی روستایی صاحب قیمت‌های نجومی شدند، دوماً این افزایش قیمت و ارزش افزوده آن باعث شد تا روستائیان تولید‌کننده به زمین‌داران بزرگی تبدیل شوند و دست از تولیدات روستایی بردارند؛ هرچند نتیجه افزایش قیمت زمین‌های مناطق روستایی بزرگترین آسیبش به محیط زیست و دست‌درازی به منابع طبیعی بود؛ چراکه به هر بهانه حتی احداث جاده‌های جدید بخش‌هایی از طبیعت دچار خسران شد. عین همین اتفاق برای باغات برخی شهرهای بزرگ افتاد که به طور غیرمنتظره‌ای اراضی متعلق به درختان و فضای سبز به اراضی مسکونی لوکس تغییر کاربری یافت و اینک از آن‌همه باغ چیزی باقی نمانده است و شهرها شُش تنفسی خود را خیلی ارزان باختند.
ما باید در مناطق روستایی در عین مقاوم‌سازی وبهسازی، دست به اقتصاد روستاها نمی‌زدیم؛ چرا که در بسیاری روستاهای کشور علاوه برکشاورزی، دامداری حرف اول را می‌زند و دامداران، دام‌های خودرا در نزدیک‌ترین محل به مکان سکونت خود نگهداری می‌کنند؛ این روش گله‌داری مرسوم در روستاها اینک در پس «شیک‌سازی» مسکن روستایی دچار خسران گردیده است. بهتر آن بود که هر اقدامی در مناطق روستایی متناسب با بوم آن منطقه انجام می‌شد که البته نشد.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی