[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۵۸۹
  • دوره جدید

دگرگونی در شناخت تخت جمشید، روزنامه شیراز نوین

گروه میراث و گردشگری- مجتبی دورودی

چهارمین کنگره تاریخ معماری و شهرسازی ایران روز گذشته در ارگ کریم‌خانی با حضور استادان و پژوهشگران این حوزه برگزار گردید. نکته بسیار جالب و درخور تقدیر در مورد این مراسم همان برگزاری چنین کنگره‌ای در ارگ کریم‌خان بود که روح خاصی به مراسم بخشیده بود. موضوع و محتوای برنامه‌ها، همچنین حضور پژوهشگران صاحب‌نام خود خبر از اهمیّت و پرباری این کنگره می‌داد. این مراسم در چهار سالن ارگ به طور همزمان برگزار می‌گردید و میهمانان ناگزیر به گزینش موضوع مورد علاقه و حضور در یکی از نشست ها بودند. 
موضوعات همایش در روز نخست عبارت بود از: از کاخ تا شهر پارسه با سخنرانی ریاست محترم دانشکده‌ی هنر شیراز دکتر علیرضا عسکری‌چاوردی، آبراهه‌های تخت‌جمشید نظام و ساختار فضایی آن دکتر اسدی، کارگاه مدیریت بحران و حفاظت پیشگیرانه در محوطه‌ی ثبت جهانی تخت‌جمشید با هدایت مسعود رضایی منفرد و بافت میانی شهر شیراز دکتر حسین فهیمی‌زاده، موضوعاتی که به طور همزمان از ساعت 10.45 تا 12 صبح در هر چهار سالن ارگ برگزار گردیدند. پس از آن از ساعت 12 تا 13.45 دیگر پژوهشگران به ایراد سخنرانی با موضوعات دیگر پرداختند. 
برنامه‌ها همچنین در عصر همان روز با محورهای پژوهشی بدیعی برگزار گردیدند. نکته جالب در برگزاری این همایش حضور پرفسور ارفعی در جمع پژوهشگران بود؛ دانشمند پرآوازه‌ی زبانشناس و از معدود کسانی که بر خط و زبان عیلامی باستان احاطه دارند. گروه میراث و گردشگری شیرازنوین نیز از همان آغاز در این مکان حضور یافت که مطالب زیر شرح اندکی است از محتوای دو نشست این سمینار که توانستیم با توجه به برگزاری همزمان چهار نشست در آن حضور یابیم.
از کاخ تا شهر پارسه موضوعی بود که علیرضا عسکری چاوردی حاصل پژوهش های مشترک تیم باستان‌شناسان ایرانی و ایتالیایی را شرح داد. ایشان با توجه به یافته‌های نوین باستان‌شناسی در منطقه‌ی تل آجری و تپه‌ی فیروزی در حوالی تخت‌جمشید به شرح فرضیه‌ای پرداخت که خبر از وجود دروازه‌ای به مانند دروازه ایشتر در بابل با مقیاسی بزرگتر می‌داد. 
دروازه‌ای که از لحاظ پلان و آثار به دست آمده، به ویژه آجرهای منقوش بسیار به دروازه بابل شباهت دارد. بنابر محتوای مطالب ایشان به نظر می‌رسد، این مکان مربوط به دورانی پیش از داریوش اول هخامنشی است و می‌بایست قدمتی بیش از تخت‌جمشید داشته باشد و احتمالاً به روزگار فتح بابل به دست کورش بازمی‌گردد که استادکاران بابلی برای برآوردن چنین بنایی به خدمت گرفته شده‌اند. 
این موضوع از منظر باستان‌شناسی بسیار حائز اهمیّت است؛ همچنین ایشان اشاره داشتند که تمام بخش شمال‌غربی تخت‌جمشید در محدوده‌ی بیش از 100 هکتار، بافتی باستانی با آثاری است که هنوز مورد کاوش قرار نگرفته‌اند. از جمله آثار به دست آمده از تل آجری می‌توان به موش‌هوشو (نماد ایزد مردوک)، آجرهای لعابدار با نقش گل لوتوس، کتیبه‌ی بابلی اشاره داشت. به باور نگارنده با توجه به آثار به دست آمده در حریم یک تخت‌جمشید، چه بسا که در آینده دانش ما از پارس باستان و به ویژه درباره‌ی تخت‌جمشید دگرگون گردد و شاهد فرضیه‌ها و ایده‌های نوین در اینباره باشیم. هر چند که در این مسیر هنوز در آغاز راه هستیم.
میلاد وندایی از جوانان پژوهشگر حوزه‌ی باستان‌شناسی دومین نشست را با موضوع اردشیرخوره پایتخت مذهبی ساسانیان در سالن شماره 1 ارگ کریم‌خان برگزار کرد. وی گفتگوی خود را با یادکردی از باقر آیت‌الله زاده شیرازی فقید آغاز کرد و به شرح مشاهدات میدانی خود از 54 چهارتاقی و آتشکده‌ی ساسانی پرداختند که بسیار قابل تحسین است. به ویژه که ایشان تمامی این پژوهش ها را به هزینه‌ی شخصی و به تنهایی انجام داده است. 
تعداد فراوان چهارتاقی‌ها و نیز کارکرد رازآمیز آن، موضوعی است که نیاز به بررسی همه جانبه و آکادمیک دارد و ای کاش مسئولان نسبت به حمایت از چنین پژوهشگرانی دریغ نورزند. به هر تقدیر بنابر مشاهدات و یافته‌های ایشان اردشیر خوره یا فیروزآباد کنونی، با توجه به وجود چهارتاقی‌های بسیار، مکان اصلی مذهبی در عهد ساسانی بوده است که به مانند هسته‌ای دینی در آن روزگار عمل می‌کرده است. وندایی از مشاهدات میدانی و بررسی‌های اسنادی خود گفت. به ویژه از پلان چهارتاقی‌ها و روش های معماری به کار برده شده در آنها که بسیار جالب و قابل تأمل هستند. 
با این‌حال به نظر نگارنده ایشان در آغاز راه خود هستند؛ به ویژه که موضوع بسیار با اهمیّت و گسترده‌ای مانند چهارتاقی‌ها نیز در برابر ایشان قرار دارد که بی‌تردید در آینده شاهد دستاوردهایی خوب از ایشان خواهیم بود.

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی