[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۴۴۸
  • دوره جدید

سینما قلمرو ممنوعه نیست، روزنامه شیراز نوین

مروری بر اما و اگر‌های اکران آثار خارجی در سینماهای ایران
سینما قلمرو ممنوعه نیست

 

شیرازنوین- سعیدرضا امیرآبادی

amirabadi_shznvn@yahoo.com

یادداشت: خبرهای خوبی در راه است. در صورت به ثمر نشستن رایزنی‌ها، از این پس آثار برجسته سینمای جهان پس از گرفتن مجوزهای لازم در پردیس‌های ایران به نمایش درمی‌آیند و علاقه‌مندان هنر هفتم بین‌المللی، دیگر برای تماشای آثار دلخواهشان، آبی به آسیاب شبکه‌های زیرزمینی نمی‌ریزند. بیایید تاریخ سینمای ایران را با نگاهی اجمالی مرور کنیم و به چرایی حذف آثار سینمای جهان نگاهی دوباره بیندازیم. هنر هفتم ایرانی قدمت دیرینه‌ای دارد و هنرمندان بی‌شماری را در پناه المان‌های خود به تکامل رسانده است. اما در دهه‌های چهل و پنجاه با آثار زیادی روبرو بودیم که از رسالت‌های هنری و ارزشی فاصله گرفته و نگاه‌های سطحی‌نگر و فرومایه، به وجه قالب هنر‌های نمایشی تبدیل شد. این جریان مسموم توجهی به استعدادهای بانوان نقش‌آفرین نداشت؛ بلکه با نگاهی ابزارگونه به دنبال ترویج زن‌بارگی، فساد و بی‌بند و باری برمی‌آمد. خوشبختانه در میان همه این عناصر ناخوشایند، سینمای ارزشی و فاخر مهجور نماند و هنر هفتم پیش از به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی، دارای بارقه‌هایی از رشد و نمو هم بود. آنها سبب شدند بن‌مایه‌های هنر هفتم وطنی در دوران پس از انقلاب مجبور نباشد تا از نقطه صفر آغاز به کار کند. بزرگانی نظیر علی حاتمی، عباس کیارستمی، مسعود کیمیایی، داریوش مهرجویی، بهرام بیضایی، داوود رشیدی، علی نصیریان، عزت‌اله انتظامی و بسیاری دیگر از سینماگران برتر، در بحبوحه‌ای که هنر هفتم وطنی مستور از فیلمفارسی بود به رشد و تکامل رسیده و به دنبال اثبات توانمندی‌های خود در اوج پختگی بودند. البته در دهه چهل و پنجاه سینمای ایران از آثار برجسته جهان هم محروم نبود. کازابلانکا، دزیره، ربکا و بسیاری دیگر از آثار خوش‌ساخت کارگردانان افسانه‌ای سینمای کلاسیک جهان در شهر‌های ایران به اکران عمومی درآمده و علاقه‌مندان سینما را سیراب می‌کردند. اما افسوس بزرگ در آن بود که آثار آلوده و ناپاک هم حضور پررنگی داشتند و حضور آنان سبب شد حکم به حذف همه آثار سینمای جهان در ایران صادر شود. با عبور از دهه‌های شصت و هفتاد و گسترش فضای مجازی، سینمای جهان راه خود را به صورت زیرزمینی جامعه ایران باز کرد و با استقبال گروه زیادی از علاقه‌مندان سینما روبرو شد. اما مشکل کار دانلودهای غیرقانونی در این بود که همه طیف‌های سنی جامعه، بی‌آنکه نظارتی بر آنها اعمال شود، در معرض آثار خشونت‌آمیز و مستهجن قرار گرفته و نظارتی بر انتشار آنها صورت نمی‌گرفت. در نظر داشته باشیم که در سینمای جهان هم تماشای همه آثار سینمایی برای عموم جامعه آزاد نیست و نهاد‌های نظارتی به همراه سازندگان، به محتوای فیلم هشدار می‌دهند. اما شبکه‌های زیرزمینی که در ایران به پخش و دوبله آثار سینمایی مشغول بودند، به این مسئله توجهی نکرده و جامعه ایران در معرض انبوهی از سکانس‌های خشونت‌آمیز، غیراخلاقی، جهت‌دار و ارزش‌ستیز قرار می‌گرفت. در این میان، نهادهای نظارتی طرح‌های زیادی به منظور جمع‌آوری محصولات شبکه‌های غیرقانونی و معدوم‌سازی آنها اجرا کردند، اما واقعیت این است که بسیای از اقشار علاقه‌مند سینمای جهان با چند کلیک آسان، آثار مورد علاقه خود را دانلود کرده و به تماشا می‌نشیندد. به همین دلیل بود که مؤسسه‌های رسانه‌های تصویری و بخش خصوصی با نظارت وزارت ارشاد به این مسئله وارد شدند و با بازبینی آثار سینمای جهان، آنها را برای تماشای اقشار عمومی جامعه در قالب لوح‌های فشرده مناسب‌سازی می‌کنند. البته در سینمای جهان نیز رسم بر همین منوال است. متولیان فرهنگی اروپایی و امریکایی به راحتی به هر اثر سینمایی اجازه اکران و پخش در شبکه خانگی را نخواهند داد؛ چراکه میزان تأثیرگذاری هنرهای نمایشی بر جامعه بسیار زیاد است و چنانچه غفلتی در این زمینه صورت گیرد، روح جامعه دچار تباهی و انحراف خواهد شد. با وجود فعالیت شبکه نمایش خانگی و مؤسسه‌های مجاز در عرصه نمایش آثار سینمای جهان، باز هم جای خالی آنان بر پرده نقره‌ای حس می‌شود. تصور کنید شاهکارهای هیچکاک، کلینت ایستوود، پیتر جسکون، دیوید لینچ، اسکورسیزی، مایکل بی، اسپیلبرگ، جرج لوکاس و بهترین کارگردانان سینمای کلاسیک جهان پس از اعمال نظارت‌های لازم در ایران اکران شود. این امر مسلماً تبعات مثبتی به دنبال خواهد داشت. نخست آن‌که شبکه‌های زیرزمینی در انزوا قرار گرفته و فیلم‌های روز جهان، بی‌آنکه نظارتی بر محتوای آنان صورت گیرد، در جامعه فراگیر نخواهند شد. دوم آنکه رونق به صنعت سینمای  ایران هم بازمی‌گردد و آثار هنر هفتم وطنی هم در پناه فیلم‌های پرفروش سینمای جهان به سود سرشاری دست یافته و بسامد دیده شدن آنها فزونی می‌یابد. سوم آنکه با ایجاد رایزنی و پایه‌ریزی تعامل می‌توان به داد و ستد فرهنگی اقدام کرد و از کمپانی‌های معتبر فیلم‌سازی خواست در ازای نمایش آثار خارجی در ایران، برای اکران فیلم‌های ایرانی در کشور‌های خارجی اقدام کنند. چهارمین و شاید مهم‌ترین مزیت اکران آثار پرطرف‌دار سینمای جهان در ایران، به کاهش ناهنجاری و بزهکاری بازمی‌گردد. به طور حتم نمایش بسته‌های سالم فرهنگی می‌تواند انرژی جامعه را به شیوه مناسبی تخلیه کند و برای جوانان که پرشورترین مخاطبان هنر هفتم به حساب می‌آیند، سرگرمی جذابی مهیا سازد. در انتها می‌توان امیدوار بود فیلمفارسی‌سازان معاصر هم تغییر رویه داده و با مشاهده رقبای بین‌المللی، به فکر ارتقای محصولات خود برآیند. چنان که از گفته‌های مسئولان برمی‌آید، شاید وقت آن رسیده باشد تا آثار پرفروغ سینمای جهان پس از ارائه در شبکه توزیع نمایش خانگی، اینک به تالارهای سینمایی وارد شوند و مخاطبان با کیفیت صوتی و بصری که شایسته علاقه‌مندان سینما است به تماشای آنها بنشینند. خبرهای خوبی در راه است.

مدیرعامل مؤسسه رسانه‌های تصویر درباره نمایش بهترین فیلم‌های سینمای جهان در ایران می‌گوید: اکران فیلم خارجی نباید به گونه‌ای باشد که به اکران فیلم‌های سینمایی ایرانی صدمه‌ای وارد کند و از طرف دیگر، هیچ سالن سینمایی نیز بدون فیلم نماند. مهدی یزدانی می‌افزاید: البته قرار نیست با اکران فیلم‌های خارجی در ایران اتفاق عجیبی رخ دهد. دیدن برخی فیلم‌ها روی پرده‌ سینما با کیفیت استاندارد صوتی و تصویری، تجربه‌ای است که بسیاری از افراد دوست دارند آن را دنبال کنند. این مقام مسئول جزئیاتی را درباره قیمت بلیت سینماهای نمایش‌دهنده فیلم خارجی گفته بود: قرار نیست قیمت بلیت فیلم‌های خارجی با فیلم‌های ایرانی تفاوتی داشته باشد و البته درآمد اکران فیلم‌های خارجی صرف خدمات درمانی سینماگران خواهد شد. مهدی یزدانی درباره مسائل مالی و حقوقی خرید فیلم‌ها گفت: چنانچه مسائل حقوقی لاینحلی وجود نداشته باشد، امکان اکران فیلم‌های‌هالیوودی بعد از اخذ پروانه نمایش فراهم خواهد شد. گفته‌های مهدی یزدانی با اینکه چند ماه پیش از زبان شماری از مدیران ارشاد و شخص وزیر ارشاد برآمده بود؛ از آن‌جا که به‌طور ناگهانی مطرح شده است، می‌تواند نشان از عزم جزم مدیران سینمایی برای از میان برداشتن موانع سنگین نمایش فیلم خارجی در سینماهای ایران باشد. اتفاقی که قطع به یقین خواب‌های بسیاری را خواهد آشفت و مخالفت‌هایی را به وجود خواهد آورد.
شروع دعوا
مناقشه بر سر نمایش فیلم‌های خارجی در سینمای ایران عمری ٤٠ساله دارد. قصه‌ای که در آغازین روزهای پیروزی انقلاب و با اکران انبوه فیلم‌های مانده در انبارهای سینماها کلید خورد و در گذر سال‌ها، هرچه سینمای ایران جاگیرتر شد و جایگاه تثبیت‌شده‌تری به دست آورد، تلاش شد صورت مسئله نمایش فیلم خارجی به سود این سینما کاملاً از سیاهه بحث‌های مهم سینمای ایران پاک شود. زمانی که سینماداران در آغازین روزهای پیروزی انقلاب سینماهای تهران و شهرستان‌ها در نبود فیلم ایرانی مناسب و به جست‌وجوی مفری برای تنازع، به نمایش فله‌ای فیلم‌های خارجی پرداختند؛ شاید کسی پیش‌بینی نمی‌کرد این سینما در سال‌های بعد در حسرت نمایش حتی یک فیلم درست و حسابی خواهد ماند. اما این اتفاق افتاد و برای ایجاد و رشد و پاگرفتن سینمای جدید ایران در سال‌های بعد از انقلاب، مدیران سینمایی با همفکری برخی سینماگران بازمانده از دوران سابق، نسخه ممنوعیت فیلم‌ خارجی در سینماهای ایران را تجویز کردند.
دلایل ممنوعیت
شاید بتوان تصمیم ممنوعیت نمایش فیلم خارجی در آن روزگاران را تصمیمی درست و واقع‌بینانه دانست. به هرحال در آن روزها زیاد از دهه پنجاه دور نشده بودیم و ورشکستگی سینمای ایران به دلیل ورود و اکران انبوهی از فیلم‌های ارزان‌قیمت و بی‌کیفیت خارجی فراموش نشده بود. اما آنچه در آن دوران نادیده ماند، این حقیقت بود که ورشکستگی سینمای ایران نه به دلیل فیلم خارجی بلکه به واسطه قانونی بود که در ‌سال ١٣۵١ تصویب شد و طبق آن دولت وقت ورود فیلم خارجی را به بخش خصوصی واگذار کرد. این قانون موجب شد به سودای سود بی‌د‌غدغه و بی‌دردسر، تهیه‌کنندگان به جای تولید فیلم، واردکننده فیلم خارجی شدند و این نیز موجب شد تولید فیلم ایرانی در‌ سال ١٣۵۶ به ١١فیلم برسد؛ ١١فیلمی که باید با ٦٠٠ و خرده‌ای فیلم خارجی رقابت می‌کردند.
حالا امروزه مخالفان ورود فیلم خارجی هراس از تکرار آن ورشکستگی را دلیل اصلی مخالفتشان عنوان می‌کنند. به گفته این مخالفان که چهره‌های آشنایی چون علیرضا داودنژاد و مهدی فخیم‌زاده نیز در میانشان وجود دارد، اکران فیلم خارجی موجب می‌شود فیلم‌های ایرانی با محدودیت مواجه شوند. به باور مخالفان، فیلم ایرانی با هر کیفیتی هم تولید شود از نظر امکانات و بودجه تولید قابل مقایسه با فیلم‌های ‌هالیوودی نیست؛ بگذریم ‌که این گروه بر این باورند رقابت فیلم‌های ایرانی که با ده‌ها قاعده و قانون و ممیزی و باید و نباید جلوی دوربین می‌روند با سینما و سینماگرانی که در آزادی کامل دست به خلق آثارشان می‌زنند، نه عادلانه و نه منصفانه است. مهدی فخیم‌زاده که در ‌‌سال ورشکستگی سینمای ایران یکی از سینماگرانی بود که فیلمی آماده نمایش کرده بود، در مخالفت با اکران فیلم خارجی با اشاره به اینکه «فیلم خارجی برای سینمای ایران حکم طاعون و ایدز دارد» یکی از این افراد است. عبدالله اسفندیاری، مدیر اسبق بنیاد سینمایی فارابی نیز با این استدلال که «نمایش فیلم‌ خارجی اگر آزاد باشد، مطمئن باشید تمام ظرفیت سینماهای ما را خواهد گرفت» به مخالفت با این قضیه می‌پردازد. استدلال این دو مخالف مشابه هم است که از زبان اسفندیاری بیان می‌شود: «اکران بی‌رویه فیلم‌ خارجی، سینمای ایران را در سال‌های ۵۶-۵۵ ورشکست کرد و نمایش فیلم‌های دست سوم یا چهارم خارجی در تعداد انبوه امروز هم تمام ظرفیت اکران فیلم‌های ایرانی را خواهد گرفت.» مهرداد فرید نویسنده، کارگردان و تهیه‌کننده سینما نیز مخالف نمایش فیلم خارجی است و می‌گوید: «رسانه‌های دیداری و شنیداری ما تحت تصرف محصولات خارجی است و این مایه سرافکندگی همه ماست. در شبکه‌های تلویزیونی سازمان صداوسیمای خودمان به ندرت می‌بینید فیلم ایرانی پخش ‌کند، اما دائم فیلم خارجی پخش می‌کند. من بوی توطئه به مشامم می‌رسد. من احساس می‌کنم دست‌هایی در کار است که باقیمانده فضای دیداری و شنیداری از سینما را بگیرد و بگذارد در اختیار فیلم خارجی.
به‌هرحال، با وجود اینکه شماری از مدیران رده‌بالا و حتی شماری از تهیه‌کنندگان به نمایش فیلم خارجی به‌عنوان راه علاجی برای شماری از سالن‌های در آستانه ورشکستگی و البته مطالبه‌ای از سینمادوستان برای تماشای آثار درجه یک روی پرده و در شرایطی مساعد فکر می‌کنند، همچنان شمار مخالفان هم در میان دست‌اندرکاران سینمای ایران زیاد است و هرگاه زمزمه‌ نمایش فیلم خارجی شنیده می‌شود، این افراد عَلَم مخالفت را بلند و بحث را در نطفه خفه می‌کنند. نمایش فیلم خارجی، این عده را قطعاً یک بار دیگر به میدان خواهد آورد.
تغییر موضع
فضای مخالفت با نمایش فیلم خارجی که در آن سال‌ها بین مدیران و حتی مخاطبان سینما همه‌گیر شده بود، این روزها درحال تغییر است. درواقع در شرایطی که مناسبات دنیا تغییر کرده و هر مخاطبی با گوشی خود می‌تواند به مهجورترین فیلم‌های دورافتاده‌ترین کشورها هم دسترسی داشته باشد، استناد به سیاستی که ٤٠‌سال نسخه علاج سینمای ایران عنوان شده بود، عاقلانه به نظر نمی‌رسد. طلیعه‌های این تغییر دیدگاه را هم می‌توان با نشانه‌هایی دید. 
استدلال موافقان
یک نکته بامزه در این بین وجود دارد؛ درحالی‌که مخالفان نمایش فیلم خارجی با این استدلال که این قضیه به مرگ سینمای ایران می‌انجامد به ابراز مخالفتشان می‌پردازند، موافقان نیز برای الزامی ‌دانستن اکران فیلم خارجی از همان استدلال استفاده می‌کنند. درواقع، نجات سینمای ایران بهانه‌ای است برای هر دوی این گروه‌ها.امیرحسین علم‌الهدی، مدیر گروه سینمایی هنر و تجربه هم از موافقان اکران فیلم خارجی است. این مدیر سینمایی با بیان اینکه «اگر از ۴‌‌هزار فیلمی که سالانه در جهان اکران می‌شود، سی، چهل فیلم خارجی در ایران اکران شود، بی‌شک استقبال از سینما بالا خواهد رفت» از نمایش خارجی حمایت می‌کند. او می‌گوید: عمده مخالفت‌ها با اکران فیلم خارجی به بدنه غیرکیفی سینما برمی‌گردد که می‌خواهد با تولیدات نازل، همین مقدار تماشاگر را برای خود نگاه دارد. این درحالی است که اگر کسی کارش را بلد باشد از رقابت جا نمی‌ماند و می‌تواند خودش را ارتقا دهد.
محسن علی‌اکبری هم از معدود سینماگرانی است که موافق اکران فیلم‌های خارجی است. او می‌گوید: اگر تهیه‌کنندگان بزرگ خارجی فیلم‌هایشان را اکران کنند، قطعاً این روند متقابل خواهد بود و آن وقت است که می‌توان امید داشت اکران فیلم‌های ایرانی نیز در خارج از کشور مهیا شود. البته مدیریت سینمایی باید دست سینماگران را باز بگذارد که به صورت مستقیم با کمپانی‌های خارجی وارد مذاکره شوند؛ چراکه اگر یک نهاد دولتی با کمپانی خارجی وارد صحبت شود، قطعاً بروکراسی زمان را از بین می‌برد. علی سرتیپی هم که می‌گوید «باید کمی به اکران‌ها تنوع بدهیم» ظاهراً یکی از موافقان اکران فیلم خارجی است. همین‌طور است محمد اطبایی، پخش‌کننده بین‌المللی که با اشاره به اینکه «از مدافعان سرسخت اکران فیلم‌های خارجی هستم» می‌گوید: این حق مردم است که فیلم‌های روز دنیا را در سینماها ببینند. مسعود فراستی هم نمایش فیلم خارجی را «اولین قدم برای حذف رانت‌خوران» می‌داند. محمد قاصد اشرفی، رئیس انجمن سینماداران نیز درباره اکران فیلم‌های خارجی نظر موافق دارد و می‌گوید: ما خیلی‌ها را از دیدن فیلم‌های باکیفیت خارجی در سینما محروم کرده‌ایم. امروز مردم به راحتی به فیلم‌های خارجی دسترسی دارند، بنابراین چرا نباید ما سینماداران، برخی از این فیلم‌ها را در سینماهای کشور اکران کنیم تا از این طریق سودی هم به بدنه سینماهای کشور تزریق شود؟! یدالله صمدی در این بین اما موضع بینابینی دارد. او می‌گوید: اول باید دید چه فیلم‌هایی را می‌خواهند نشان دهند و چه برنامه‌ای دارند. درواقع اگر فیلم‌ها معرفی شود، بهتر می‌توان قضاوت کرد. فعلاً نمی‌توان به‌طور قطعی نظر داد؛ اما در کل رقابت در هر زمینه‌ای خوب است و منجر به شکوفایی می‌شود و مردم هم حق دارند تا فیلم‌های روز جهان را در سینما ببینند.
چه خواهد شد؟
به نظر می‌رسد این روزها آخرین روزهایی است که چنین بحث‌هایی در رسانه‌ها و مطبوعات انجام می‌شود. به‌هرحال نمایش فیلم خارجی یکی از ابتدایی‌ترین حقوقی است که باید استیفا شود. در عین حال نباید فراموش کردکه هر دو گروه موافقان و مخالفان اکران فیلم خارجی در استدلال‌هایشان نکات درستی را مطرح می‌کنند. جریانی به‌درستی از سپری شدن دوران حمایت‌هایی از این جنس می‌گوید و اینکه باید سینمای ایران بتواند گلیم خودش را در رقابت جهانی از آب بیرون بکشد و جریانی دیگر هم باز به‌درستی عنوان می‌کند در کشوری که ایران‌خودرو و سایپایش هم توان ایستادن روی پای خود را ندارند، این انتظار از سینما بسیار بی‌انصافانه است.

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی