[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۵۹۰
  • دوره جدید

راز تلخ التماس‌های دختر در نیمه شب، روزنامه شیراز نوین

عمه و عمو‌هایم معتاد بودند و من به‌غیر از آنها کس دیگری را نداشتم که در نبود مادرم به آنها پناه ببرم. هربار که به خانه عمه‌ام می‌رفتم به من می‌گفت: بیا با هم مواد مصرف کنیم، حالت خوب می‌شود و به عالم دیگری می‌روی.
زهرا دختر 18‌ساله‌ای که نصف شب خود را به کلانتری رسانده بود التماس‌کنان به مشاور و مددکار اجتماعی گفت: از شما می‌خواهم مرا به بهزیستی تحویل دهید دیگر نمی‌خواهم با پدر و مادرم زندگی کنم.
و ادامه داد: از وقتی چشم باز کردم پدرم مواد مصرف می‌کرد و آدم بی‌مسئولیتی بود، من فرزند اول خانواده بودم، مادرم بارها می‌خواست طلاق بگیرد ولی با وجود من از این کار منصرف می‌شد.
وی برای تأمین مایحتاج زندگی مجبور بود در خانه‌های مردم کار کند، به دلیل وضعیت مالی خانواده من نتوانستم بیشتر از مقطع ابتدایی درس بخوانم و همیشه در خانه تنها و مجبور بودم به خانه عمه‌ام که در نزدیکی خانه ما بود بروم تا تنها نمانم. بعضی وقت‌ها هم به خانه عمویم می‌رفتم.
عمه و عمو‌هایم معتاد بودند و من به‌غیر از آنها کس دیگری را نداشتم که در نبود مادرم به آنها پناه ببرم‌. هر‌بار که به خانه عمه‌ام می‌رفتم او به من می‌گفت: که بیا با هم مواد مصرف کنیم، حالت خوب می‌شود و به عالم دیگری می‌روی و از غم و غصه نجات پیدا می‌کنی.
یک‌بار وسوسه شده و همراه با عمه‌ام مواد مصرف کردم. حالم خیلی بد شد، انگار که مرا آتش زدند، مات و مبهوت شده بودم و خشکم زده بود. عمه‌ام برایم قرص آورد ولی حالم خوب نشد، از آن روز به‌بعد من هر‌بار با عمه‌ام مواد مصرف می‌کردم، ولی به خانواده‌ام چیزی نمی‌گفتم، چراکه آنها ارزش و اهمیتی برای من قائل نبودند و بود و نبود من برای آنان فرقی نداشت.
مادرم فردی عصبی و پرخاشگر بود و مدام با بهانه‌های مختلف به من سرکوفت می‌زد که باید در کارهای خانه به من کمک کنی، ولی من حوصله کار کردن نداشتم. برای اینکه هزینه خرید مواد را تأمین کنم مجبور شدم در منازل مردم کار کنم. هر روز بیشتر خودم را در منجلاب فساد می‌دیدم، از طرفی خانواده‌ام هم به من توجهی نمی‌کردند. از غرولندهای مادرم خسته شده بودم تا اینکه تصمیم گرفتم خودم را به مأموران معرفی کنم تا مرا تحویل بهزیستی دهند. می‌خواهم ترک کنم و زندگی جدیدی برای خودم بسازم.
تجزیه و تحلیل
دوران بلوغ و نوجوانی یکی از حساس‌ترین دوره‌های زندگی به شمار می‌رود که در این دوره سنی خصوصیاتی از قبیل تشخص‌طلبی، اعلام استقلال، مخالفت جویی، خودنمایی، تبعیت از گروه‌های مرجع و ده‌ها صفات دیگر بروز می‌کند. دوره نوجوانی زمان بحران و شورش است. نوجوانی با دارا بودن ویژگی‌های خاص خود به دنبال هیجان است و در این راه اغلب به بی‌راهه کشیده می‌شود.
نتایج بررسی‌ها نشان می‌دهد که همه گروه‌های سنی، به طور یکسان در معرض اعتیاد قرار ندارند، بلکه هر چه بر سن افراد اضافه شود، زمینه‌های اعتیاد کاهش می‌یابد، به تعبیر روشن‌تر حدود 16‌درصد از معتادان، کمتر از 19سال سن دارند و 28‌درصد آنان در سنین بین 20 تا 24‌سال به اعتیاد روی می‌آورند. اما از این سن به بعد درصد گرایش افراد به اعتیاد کاهش می‌یابد.
اختلافات خانوادگی و تضاد و کشمکش بین والدین موجب می‌شود که فرزندان از مراقبت و کنترل لازم برخوردار نباشند. این وضعیت و فضای نامناسب و نامساعد خانوادگی و عدم صمیمیت بین افراد خانواده موجب می‌شود که فرزندان چنین خانواده‌ای برای خود دوستانی بیابند و با اهمال و غفلتی که در پرورش آنها شده، به سوی اعتیاد سوق داده شوند.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی