[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۰۸۴
  • دوره جدید

اعتماد پوشالی ، روزنامه شیراز نوین

کارم این شده بود که هر روز عصر 3 یا 4‌ساعت با او چت کنم، خانواده‌ام نیز از این موضوع خیلی ناراحت بودند و هر چقدر به من تذکر می‌دادند، من توجه نمی‌کردم. 
اکثر اوقات بیکاری خودم را با اینترنت سرگرم می‌کنم، حدود یک سال پیش با فردی آشنا شدم که احساس کردم از افکار و ایده‌هایش خیلی خوشم آمده و از او خواستم دوباره از طریق چت با هم ارتباط داشته باشیم.
این ارتباط به صورت بسیار محدود شروع شد، اوایل شاید هفته‌ای یک‌بار وارد چت می‌شدم و با او ارتباط برقرار می‌کردم ولی به مرور زمان این ارتباط بیشتر و بیشتر می‌شد.
کارم این شده بود که هر روز عصر 3 یا 4‌ساعت با او چت کنم، خانواده‌ام نیز از این موضوع خیلی ناراحت بودند و هر چقدر به من تذکر می‌دادند من توجه نمی‌کردم.
کم کم از او خواستم شماره تلفنی به من بدهد، مرتب پیام‌های عاشقانه به هم می‌دادیم، وابستگی من به او آنقدر شدید شده بود که احساس می‌کردم حتی لحظه‌ای نمی‌توانم بدون او زندگی کنم.
در طول این مدت حدود یک‌میلیون تومان کارت شارژ برایش فرستادم و چندبار دیگر هم به بهانه‌های مختلف پول برایش حواله می‌کردم‌. تمام خواسته‌هایش را انجام می دادم تا مبادا او را از دست بدهم. 
چند بار با او قرار گذاشتم که یکدیگر را ببینیم ولی هر بار بهانه‌ای می‌آورد و سر قرار حاضر نمی‌شد، آن‌قدر شرایط روحی بدی داشتم که خانواده‌ام فقط می‌خواستند این دختر را پیدا کنند و برای من خواستگاری کنند ولی در پاسخ او از این کار سر باز می‌زد.
تا اینکه مدتی پیش پدرم وقتی پیام‌های او را دید شک کرد و گفت احساس می‌کنم طرف مقابل یک پسر است نه یک دختر‌. پذیرش این مسئله برای من خیلی سخت بود، باورم نمی‌شد که در یک لحظه تمام رویاهای من بر باد رفته بود. 
مرکز مشاوره فرماندهی انتظامی فارس طی اقدامات و بررسی‌هایی که انجام داد مشخص کرد که طرف مقابل یک پسر و در یکی از شهرستان‌های استان فارس زندگی می‌کند.
با دعوت وی به مرکز مشاوره ایشان، وی طی صحبت‌هایی مسئله را چنین بیان کرد که در طی تماس و ارتباطات اولیه و تا چندین ماه به این مساله به عنوان سرگرمی نگاه می‌کردم ولی بعد از قرار اولیه متوجه اشتباه خود شدم و تصمیم گرفتم کمی از این وضعیت سوء‌استفاده کنم.
به همین دلیل ارتباطم را با او ادامه دادم و شماره حساب خواهرم را به او دادم و به خواهرم گفتم که یکی از دوستانم به من بدهکار است و مقداری پول برای من واریز می‌کند، مقداری هم کارت شارژ از او گرفتم.
مدتی گذشت و از این وضعیت خسته شدم، هر کاری می‌کردم رابطه‌ام را قطع کنم اصلاً حاضر نبود، چون وابستگی او خیلی شدید شده بود و حتی می‌گفت اگر رابطه را تمام کنی خودکشی می‌کنم و من مجبور می‌شدم با او ادامه دهم.
نظر کارشناس:
شخصیت مهر طلب و وابسته فرد مورد نظر و همچنین نداشتن برنامه‌ریزی برای زندگی به‌ویژه اوقات فراغت منجر شده او اکثراً وقت خود را در فضای مجازی سپری کند و در این میان به هر غریبه‌ای اعتماد کرده و او را وارد زندگی خود نماید.
این وابستگی بیمارگونه به فضای مجازی و به دنبال آن اعتماد به افراد ناشناسی که هرگز هویت واقعی خود را فاش نکرده باعث می‌شود عده‌ای با انگیزه‌های غیر‌اخلاقی وارد زندگی خصوصی افراد شده و ضمن اینکه عواطف و احساسات آنها را به بازی گرفته اغلب آنها را مورد سوء‌استفاده مالی قرار می‌دهند. 
ضروری است که خانواده‌ها ضمن داشتن رابطه دوستانه و صمیمانه با فرزندان خود، نظارت منطقی و اصولی بر رفتارها و روابط اجتماعی فرزندانشان به‌ویژه در فضای مجازی داشته باشند و شناخت کافی در‌خصوص آسیب‌ها و تهدیدات این تکنولوژی به جوانان خود بدهند تا تبعات منفی آن را به حداقل برسانند.

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی