[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۷۵۳
  • دوره جدید

استفاده از تریبون ملی برای حمایت مطلق از یک نفر!، روزنامه شیراز نوین

شیرازنوین: تیم ملی ایران در جام جهانی نتایج خوبی گرفت و بازی‌های مقبولی هم ارائه داد. بدین ترتیب، کارلوس کی‌روش توانست منتقدان منصفش را تا حدود زیادی راضی و منتقدان مغرضش را موقتاً وادار به سکوت کند.
عملکرد تیم ملی توانست عموم مردم را راضی کند اما این به معنی این نیست که نمایش این تیم در جام بیست و یکم بهترین نمایش ممکن بوده و هیچ نقدی به آن وارد نباشد! ایران در بازی نخست مقابل مراکش و همچنین نیمه اول برابر اسپانیا نمایشی از خود نشان داد که کاملاً جای نقد داشت و در برابر پرتغال هم کاملاً بی‌نقص ظاهر نشد. ایران به گفته آمار و ارقام، ضعیف‌ترین تیم مسابقات در فاز تهاجمی بود و تدافعی‌ترین فوتبال را در بین تمامی 32تیم حاضر در مسابقات ارائه داد.
هدف از نگارش این مطلب، نه نقد فنی تیم ملی، که نقد عملکرد مجریان و گزارشگران صداوسیما در چگونگی جلوه دادن عملکرد تیم ملی در جام جهانی است؛ عملکردی کاملاً یک‌طرفه و دور از انصاف که در هفت سال اخیر نیز شاهد آن بوده‌ایم.
به نظر می‌رسید تمامی مجریان و گزارشگران شبکه سه سیما که بخش عمده پوشش جام جهانی را بر عهده داشتند، به گونه‌ای از پیش طراحی شده و هدفمند سعی داشتند انتقادات ممکن به علمکرد این تیم (بخوانید کارلوس کی‌روش) را به صفر برسانند.
ریشه این مسئله به مدت‌ها قبل برمی‌گردد، یعنی به چند سال پیش و زمانی که عادل فردوسی‌پور به عنوان تأثیرگذارترین شخصیت تلویزیونی ایران (دست‌کم در حوزه فوتبال) به صورت تمام‌قد پشت کارلوس کی‌روش ایستاد و هرگونه انتقاد از از او را با کوچک جلوه دادن نقاط منفی و بزرگ‌نمایی نقاط مثبت، خنثی کرد. کار به جایی رسید که محمد مایلی‌کهن روی آنتن برنامه زنده، فردوسی‌پور را «کی‌روشی‌پور» خطاب کرد. از اینجا به بعد بود که رفتار حمایتی او از سرمربی پرتغالی تیم ملی تشدید شد و عادل فردوسی‌پور، شکست و پیروزی کارلوس کی‌روش را شکست و پیروزی خودش دانست! عادل پس از قطعی شدن صعود تیم ملی به جام جهانی، این مسئله را ناخواسته و با زبان خودش تأیید کرد: «آقای کی‌روش، خیلی‌ها به من گفتند کی‌روشی‌پور و حالا خیلی از این بابت خوشحالم!» جمله‌ای هیجانی و غیرحرفه‌ای از حرفه‌ای‌ترین مجری ورزشی صداوسیما!
تفاوت برخورد عادل فردوسی‌پور با سرمربیان پیشین تیم ملی و کارلوس کی‌روش به قدری فاحش بود که نمی‌شد آن را عادی دانست. موضع‌گیری شدید او در مقابل برانکو ایوانکوویچ پس از جام جهانی 2006 و امیر قلعه‌نویی پس از جام ملت‌های آسیا در سال 2007، قابل مقایسه با موضع او در مقابل عملکرد کارلوس کی‌روش در جام جهانی  2014 و جام ملت‌های آسیا در سال 2015 نیست، در حالی که فاصله عملکرد آنها تا این حد متفاوت نبود.
کارلوس کی‌روش در هفتمین سال حضور خود روی نیمکت تیم ملی (فرصتی که پیشتر به هیچ مربی داخلی و خارجی داده نشده بود) توانست در کمال آرامش و با ساختن تیمی باثبات (دست‌کم در بازی برابر تیم‌های هم‌گروه خود در آسیا) ایران را به جام جهانی 2018 برساند؛ صعودی که بر خلاف دوره گذشته، مدیون شانس و اقبال و اشتباهات فاحش داوری نبود. 
اما کار اصلی تیم رسانه‌ای حامی کارلوس کی‌روش، از زمان قرعه‌کشی جام جهانی 2018 آغاز شد. زمانی که ایران با تیم‌های اسپانیا، پرتغال و مراکش هم‌گروه شد و این گروه از سوی عده‌ای گروه مرگ خوانده شد و این اصطلاح به مرور در ذهن بیشتر علاقه‌مندان به فوتبال در ایران نشست. اما آیا واقعاً گروه ایران گروه مرگ بود؟
اصطلاح گروه مرگ به چه گروهی اطلاق می‌شود؟ در ادوار گذشته جام جهانی، گاهی یکی از گروه‌ها به عنوان گروه مرگ شناخته شده است. مثلاً در جام جهانی 2014 گروهی که در آن تیم‌های بزرگی مانند ایتالیا، انگلیس و اروگوئه حاضر بودند به عنوان گروه مرگ جام جهانی شناخته شد. بنابراین، گروه مرگ به گروهی اطلاق می‌شود که دست‌کم یک تیم بزرگِ حاضر در آن، به طور حتم از گردونه مسابقات خارج شود! به عبارت ساده‌تر، گروهی که در آن سه تیم بزرگ دنیای فوتبال حضور داشته باشند. اما آیا در گروه دوم جام جهانی 2018 سه تیم بزرگ دنیای فوتبال حضور داشتند؟ آیا به جز اسپانیا و پرتغال، تیم بزرگ دیگری در سطح جهانی حضور داشت؟ آیا این بزرگ‌نمایی‌ها از سوی برخی رسانه‌ها صرفاً برای کمرنگ کردن ناکامی‌های احتمالی و پررنگ‌تر کردن توفیقات احتمالی نبود؟
در دوره گذشته جام جهانی نیز چنین رویکردی را از سوی حامیان افراطی کی‌روش شاهد بودیم. آنها تا توانستند عملکرد متوسط تیم ملی برابر نیجریه و نمایش خوب مقابل آرژانتین را بسیار فراتر از آنچه بود جلوه دادند و عملکرد ضعیف برابر بوسنی را تقریباً نادیده گرفتند. همین شیوه را در جام ملت‌های آسیا و در برخورد با بازی‌ها و نتایج متوسط تیم ملی در آن مسابقات نیز در دستور کار خود قرار دادند.
در طول رقابت‌های جام جهانی 2018 چیزی که بیش از حمایت مطلق از کارلوس کی‌روش در دستور کار مجریان و گزارشگران صداوسیما قرار گرفته بود، کوبیدن و تحقیر دیگر تیم‌های آسیایی حاضر در این جام بود! به عنوان مثال، عادل فردوسی‌پور در حین گزارش بازی ایران و مراکش، در آن دقایقی که ایران به شدت تحت فشار قرار گرفته و نمی‌توانست بیش از چند ثانیه مالکیت توپ را در اختیار داشته باشد می‌گوید: بهتر است به بازی دیروز عربستان فکر کنیم! (اشاره بازی روسیه عربستان که با شکست 5-0 نماینده آسیا همراه بود). فردوسی‌پور با این جمله کاملاً بی‌ربط می‌خواهد ذهن علاقه‌مندان به تیم ملی را برای ناکامی احتمالی تیم ملی آماده کند. اما این تازه آغاز ماجراست. محمد سیانکی در حین گزارش بازی عربستان و مصر، مصری‌ها را به «راه دادن به عربستان» متهم می‌کند! او محمد صلاح و یارانش را با این جملات متهم به کم‌فروشی می‌کند: «دیدید که صلاح پس از گل‌زنی خوشحالی نکرد! مدافعان مصر هم در صحنه گل دوم عربستان انگار نخواستند جلوی گل‌زنی مهاجم را بگیرند!» بیان این چنین اتهامات بی‌اساس و عجیب و غریبی، به خصوص در مورد محمد صلاح که یکی از شخصیت‌های محترام دنیای فوتبال به شمار می‌رود، اتفاق عجیبی بود که در صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران به وقوع پیوست.
اما این هم پایان کار نبود و مجریان رسانه ملی، رویکرد بسیار بدتری به موفقیت‌های دو تیم دیگر آسیا داشتند! زمانی که کره جنوبی موفق به شکست آلمان و حذف مدافع عنوان قهرمانی از این جام شد و ژاپنی‌ها موفق شدند به مرحله یک‌هشتم نهایی صعود کنند! پس از پیروزی بزرگ و تاریخی کره که می‌توان از آن به عنوان بزرگ‌ترین شگفتی تمام ادوار جام جهانی یاد کرد، در برنامه‌ای که مجری آن عادل فردوسی‌پور بود، هیچ سخنی از درخشش این تیم آسیایی به چشم نیامد! فردای این روز و پس از صعود ژاپن، اوضاع بدتر هم شد و فردوسی‌پور ژاپنی‌ها و لهستانی‌ها را تلویحاً به ارائه بازی ناجوانمردانه و از بین بردن روح فوتبال متهم کرد!  
این حجم حسادت به تیم‌های آسیایی چه مفهومی داشت؟ مگر تیم ملی خودمان عملکرد درخشانی در این مسابقات نداشت؟ آیا برخورد منصفانه با عملکرد سایر تیم‌های آسیایی حاضر در جام جهانی، عملکرد تیم ملی کشورمان را زیر سوال می‌برد؟ آیا بازی‌های تماشاگرپسند کره جنوبی و ژاپن و بازی‌های پایاپای عربستان برابر اروگوئه و مصر و همین‌طور بازی‌های منسجم و تحسین‌برانگیز استرالیا مقابل فرانسه و دانمارک، باعث خدشه‌دار شدن عملکرد تیم تحت هدایت کارلوس کی‌روش برابر اسپانیا و پرتغال و مراکش می‌شد؟
جام جهانی برای ایران به پایان رسید و تیم ملی توانست تا حدود زیادی، علاقه‌مندان به فوتبال را راضی کند. اما آیا عملکرد کارلوس کی‌روش پس از هفت سال حضور در ایران، بهترین عملکرد ممکن بود؟ پس از بازی ایران و پرتغال، مهدی مهدوی‌کیا که میهمان و کارشناس برنامه است، نقدی درمورد نمایش تیم ملی مطرح می‌کند با این مضمون که: «با این نحوه بازی ما، عملاً ‌هافبک‌هایمان از بازی خارج می‌شوند و ما نمی‌توانیم عملکرد خوبی در حفظ توپ و هجوم به سمت دروازه حریف داشته باشیم.» صحبت‌هایی که موجب سکوت کامل فردوسی‌پور می‌شود. شب بعد از این بازی، فردوسی‌پور کارشناس دیگری به برنامه‌اش دعوت می‌کند. سهراب بختیاری‌زاده انگار آمده تا به عنوان وکیل مدافع کی‌روش، جواب مهدوی‌کیا را بدهد! او در خصوص کسانی که به عملکرد تیم ملی و ضعف این تیم در تصاحب توپ و ایجاد خطر روی دروازه حریف نقد دارند می‌گوید: «تیم‌هایی مثل پرتغال و اسپانیا دوست دارند تیم‌هایی مثل ما پاس‌های زیادی بین خود رد و بدل کنند تا آنها به سرعت توپ را تصاحب کنند.» فردوسی‌پور این بار بر خلاف دیشب، خیلی زود سری به علامت تأیید و رضایت تکان می‌دهد، اما نمی‌پرسد چرا یک مربی پس از هفت سال هدایت تیم ملی، نمی‌تواند تیمش را طوری آماده کند که توانایی چند دقیقه حفظ توپ را داشته باشد و با کوچک‌ترین پرسینگ حریف، توپ را به سادگی از دست ندهد؟ چرا ایران نمی‌تواند به اندازه هیچ یک از 32تیم حاضر در رقابت‌ها، مالکیت توپ را در اختیار داشته باشد و در ایجاد موقعیت گل روی دروازه حریفان، حتی از پاناما و عربستان هم ضعیف‌تر عمل می‌کند؟  آیا این توقع که تیم ما بدترین تیم جام جهانی در فاز تهاجمی نباشد، توقع زیادی از کارلوس کی‌روش در هفتمین سال حضورش در ایران به شمار می‌رود؟ 
عادل فردوسی‌پور، بدون شک یکی از تأثیرگذارترین و محبوب‌ترین چهره‌های 20سال اخیر کشور به شمار می‌رود. او یک مجری فوق‌العاده کاربلد و یک تهیه کننده بسیار حرفه‌ای‌ست، اما ای کاش توانایی‌هایش را به طور تمام و کمال در راه برقراری انصاف و عدالت به کار می‌گرفت. 

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی