[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۸۰۳
  • دوره جدید

شایسته‌سالاری در مدیریت‌ها، روزنامه شیراز نوین

سیدمحی‌الدین حسینی ارسنجانی _ شیرازنوین
تعریف شایستگی
شایسته‌سالاری به شیوه‌ای از حکومت یا مدیریت گفته می‌شود که در آن، دست‌اندرکاران بر پایهٔ توانایی و شایستگی‌شان برگزیده شوند و نه بر پایهٔ قدرت مالی یا موقعیت اجتماعی و فامیلی. فناوری‌های نوین و شتاب تحولات و تغییرات، نیاز به نیروی انسانی متخصص را بیش از پیش کرده ‌است. این امر بنگاه‌ها و دولت را به سوی نظام و سیستمی شایسته‌سالار رهنمون می‌کند. در جوامع شایسته‌سالار، نگرش‌های خویشاوندسالاری، قبیله‌گرایی، حزب‌سالاری و غیره مطرود است. نظام شایسته‌سالار، نظامی است که در آن افراد مناسب در مکان و زمان مناسب منصوب شده و از ایشان بهترین استفاده در راستای اهداف فردی، سازمانی و اجتماعی به عمل آید.
شایسته‌سالاری یک ایدئولوژیست
باید توجه داشت که شایسته‌سالاری، نه یک نوع حکومت، بلکه یک ایدئولوژی است. شایسته‌سالاری غالباً و به اشتباه یک نوع حکومت تلقی می‌شود، در حالی که شایسته‌سالاری در حقیقت یک رویکرد و یک فاکتور برای انتصاب اشخاص در یک حکومت است. افراد در سیستم شایسته‌سالار، بر اساس معیارهای متغیری از شایستگی قضاوت می‌شوند. این معیارها می‌توانند زمینه‌های گسترده‌ای از هوش گرفته تا پایبندی به اخلاقیات، از استعداد عمومی تا دانش در زمینهٔ خاص را در بر بگیرند. یکی از انتقادات وارد شده به این رویکرد، اشاره به این حقیقت دارد که «شایستگی» یک مفهوم عمیقاً سابجکتیو و مبهم است که بالقوه فاقد وضوح کافی و در معرض سوءاستفاده است.
فرایند شایسته‌سالاری چیست
برای پاسخ به این پرسش، اول باید با شایسته‌سالاری آشنا شویم. شایستگی‌ به یک معنای دیگر آن علاوه بر آنچه در بالا شرح داده شد، به معنی داشتن‌ توانایی‌، اختیار، مهارت‌، دانش‌، لیاقت‌ و صلاحیت‌ است. شایستگی‌ها مجموعه‌ای از دانش، مهارت‌ها، ویژگی‌های شخصیتی، علایق، تجارب و توانمندی‌ها در یک شغل یا نقش خاص است که موجب می‌شود فرد در سطحی بالاتر از حد متوسط در انجام وظیفه و ایفای مسئولیت خویش به موفقیت دست یابد. 
در اصطلاح عام‌، شایستگی‌ و شایسته‌سالاری‌ بیشتر در انتخاب‌ و انتصاب‌ مدیران‌ عالی‌ و میانی‌ سازمان‌ها به‌ كار می‌رود. البته‌ این‌ مسئله در مورد كاركنان‌ و مدیران‌ عملیاتی‌ نیز مصداق‌ پیدا می‌كند.برای‌ برخورداری‌ از مزایای‌ شایسته‌سالاری مثل افزایش‌ اثربخشی‌ فرد و سازمان‌، ارتقای‌ رضایت‌ شغلی‌، روحیه‌ احساس‌ تعلق‌ كاركنان‌‌ به‌ سازمان‌، ایجاد انگیزه‌ برای تلاش‌، بهبود و ارتقای‌ سطح‌ عملكرد و توانایی‌ كاركنان‌، منطقی‌ است‌ كه‌ سازمان‌، نظام‌ شایسته‌‌سالاری‌ را نهادینه ‌كند و در كنار آن و به‌ عنوان‌ جزئی‌ از آن‌، شایسته‌گزینی‌ و شایسته‌سازی‌ را نیز مدنظر قرار دهد. نظام شایسته‌سالاری نظامی است که در آن مزایا و موقعیت‌های شغلی فقط بر اساس شایستگی و نه برمبنای جنسیت، طبقه اجتماعی، قومیت یا ثروت به افراد داده می‌شود. شایسته‌سالاری دیدگاهی است که بر اساس آن، افراد از طریق نظام آموزشی و با تلاش فراوان استعدادهای خود را شکوفا می‌سازند و در نهایت، فارغ از جنسیت، طبقه اجتماعی، قومیت یا ثروت، برای تصدی مناسب یک شغل، براساس شایستگی است.شایسته‌سالاری به مفهوم به‌کارگیری مناسب‌‌ترین افراد در مناسب‌ترین جایگاه در سازمان است. امروزه در سازمان‌های رشد‌یافته یا در حال رشد، شایسته‌سالاری از اهمیت خاصی دارد.
فرایند شایسته‌سالاری
شایستگی موضوعی جدید و مجموعه‌ای پیچیده است که باید در فرآیندی بلند‌مدت، علمی و سنجیده در سازمان‌ها استقرار یابد. لازمه شایسته‌سالاری فراهم آوردن زیر‌بناهای مربوط از نظر ساختاری، نگرشی، قانونی و سازمانی است. استقرار شایسته‌سالاری در یک سازمان با شایسته‌دوستی شروع‌، با شایسته‌گزینی و شایسته‌پروری تکامل و با شایسته‌‌داری تداوم می‌یابد. در واقع‌، اجرای شایسته به کوششی بلند‌مدت، پیگیر و مستمر برای دگرگونی اجتماعی و فرهنگی نیاز دارد. فرآیند شایسته‌سالاری را می‌توان فرآیندی تلفیقی از زیر‌فرآیند‌های شایسته‌خواهی، شایسته‌شناسی، شایسته‌‌سنجی، شایسته‌گزینی، شایسته‌گیری‌، شایسته‌گماری، شایسته‌داری و شایسته‌پروری در نظر گرفت.
شایسته‌خواهی
شایسته‌خواهی به عنوان یک ارزش اجتماعی، همانند دیگر ارزش‌هاست که به صورت فرهنگ یک جامعه بروز می‌نماید. در فرهنگ اسلامی نیز به شایسته‌خواهی به عنوان یک ارزش توجه بسیار شده است‌.
شایسته‌شناسی
در سطح ملی و کلان، شایسته‌شناسی نیازمند تمهیدات مناسب و خاص خود است. حفظ سوابق و ضبط ویژگی‌ها و توانمندی‌ها‌ی شایستگان دارای اهمیت ویژه‌ای است. امروزه با توسعه نرم‌افزاری و سخت‌افزاری و ایجاد بانک اطلاعاتی، اطلاعات مربوط به شایستگان بالفعل و بالقوه بر حسب توانمندی ذهنی و روحی، عمومی و تخصصی و براساس بررسی‌ها‌ی دقیق علمی و آزمون‌ها‌ و مصاحبه‌ها‌ی ساختارمند شناخته می‌شوند.
شایسته‌سنجی
لازم است افرادی که فکر می‌کنند توانمندی شایستگان را دارند، بر اساس توانمندی عمومی و تخصصی یا بررسی‌ها و آزمون‌ها و مصاحبه‌های ساختارمند بازشناخته شوند که این مرحله، نیازمند بازخوانی دقیق آموزه‌های دینی و اخلاقی، فرهنگی و اجتماعی و مقولات مدیریتی و اجرایی برای تعریف معیارهای سنجش است. فراهم نمودن چنین مبانی که به دور از کاستی و ناراستی باشد، باید در افق درازمدت و به تدریج صورت گیرد.
شایسته‌گزینی
این مرحله دارای دو بخش است‌. بخش اول مربوط به ارزیابی و تحلیل نتایج مراحل قبل است و بخش دوم، تخصیص شایستگان به جایگاه درخور آنها مربوط می‌شود. در این مرحله از فرایند شایسته‌سالاری براساس تحقیقات علمی وضعیت ایدئال و ضدایدئال ترسیم شده و بر اساس آن، وضعیت افراد شایسته در جایگاه خویش تعیین می گردد.
شایسته‌گیری
به معنای جلب و جذب مدیران شایسته است یا توجه به اینکه باید یک فضای رقابتی برای فعالیت‌ها ایجاد شود تا دولت بتواند در این فضا مدیران مورد نیاز خود را از بخش‌های دولتی و غیردولتی و دانشگاه‌ها جذب نماید. باید تمهیداتی اثربخش و شفاف و عادلانه به منظور جذب مدیران شایسته ایجاد شود.
شایسته‌گماری
در این مرحله از فرایند شایسته‌سالاری، گماردن شایستگان در جایگاه خود است که این لازمه وجود زمینه‌ها‌ی فرهنگی است. نبود زمینه‌ها‌ی فرهنگی باعث ایجاد منافع گروهی و پندارها و باورها و ارزش‌ها‌ی غیرطبیعی خواهد شد. هرگونه اقدام نسنجیده، خطر شکست فرایند گماردن شایستگان را به همراه دارد. به همین دلیل، باید فرهنگ و قوانین حمایتی لازم را در راستای شایسته‌گماری ایجاد نمود.
شایسته‌داری
حفظ شایستگان دارای اهمیت بیشتری از جلب و جذب آنان است. لذا باید تمهیدات لازم فراهم شود و با شفافیت و رعایت عدالت و برابری، از خروج مدیران پرورش یافته به عنوان سرمایه‌ها‌ی آماده به سازمان‌های دیگر یا سایر کشورها جلوگیری کرد.
شایسته‌پروری
نظام شایسته‌سالار باید با فراهم نمودن زمینه‌ها‌ی پرورش مدیران بالفعل و بالقوه از طریق آزمون‌های کوتاه‌مدت و درازمدت، آنان را به مراتب بالاتر بینش و آگاهی و توانمندی سوق دهد. به موازات این نظام بستر پذیرش مسئولیت‌ها‌ی سنگین‌تر و ایفای اثربخش وظایف را ایجاد می نماید.
سخن پایانی
متأسفانه این روزها در کشور ما شایسته‌سالاری در مدیریت‌ها معنا و مفهومی ندارد و افراد براساس روابط و آشنایی و دوستی با مقامات بالادستی، پست و مسئولیت می‌گیرند. حال آنکه بیشتر این افراد توانایی اداره و مدیریت مجموعه‌های کاری خود را ندارند و گروه زیادی از نخبگان کارآمد و صاحب صلاحیت باید تحت مدیریت و سرپرستی چنین افرادی روزگار به سختی بگذرانند. این مسئله در آموزش و پرورش ایران معاصر بیداد می‌کند و بیشتر افرادی که با زدوبندهای سیاسی بی آنکه توانمندی لازم را در اجرای تعهدات و انجام شرح وظایف داشته باشند، با سیاسی‌کاری و قومیت‌گرایی به مناصب گوناگون عالی و میانی گمارده می‌شوند. به همین دلیل، هیچ تحرک و اقدام شایسته و پویایی لازم در این حوزه کاری دیده نمی‌شود و امید فرهنگیان روز به روز از دست می‌رود و انگیزه‌ها برای تداوم خدمات خالصانه و عاشقانه، کاهش می‌یابد.

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی