[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۴۷۳
  • دوره جدید

یادداشت روز، روزنامه شیراز نوین

بازی ارزی 

 

شیرازنوین- فرزاد وثوقی

farzad_vossoghi@yahoo.com

رادیو «موج اف‌ام» صحن علنی مجلس را پخش می‌کرد. نمایندگان به نوبت سخنرانی می‌کردند. انگار همه از موج غفلت اقتصادی گله داشتند اما موضوع نظارت مجلس را مطرح نمی‌کردند. حمله به دولت باشدت خاصی ادامه داشت. نحوه دراختیارگذاری ارز دولتی، عمده مبحث نمایندگان مجلس بود. ارزی که به همه اختصاص پیدا کرده بود به‌جز صنعتگران؛ انگار اختصاص ارز دولتی فقط با هدف توسعه واردات انجام شده بود که نمایندگان حالا و پس‌از چند ماه ادامه این روند و برهم‌ریختگی بازار، فریاد می‌زدند که چرا این اتفاق افتاده و سرمایه‌های کشور برباد رفته است.  امسال باید از کالای ایرانی دفاع می‌کردیم اما بازی ارزی ما را به سمت واردات کشاند آن هم به شیوه قاچاق. اگر جوانی بخواهد صد هزار تومان وام ازدواج بگیرد باید صد ضامن و صد مدرک ارائه دهد ودست آخر شاید بتواند صد هزار تومان وام بگیرد. اما گیرندگان ارز بدون زحمت با کارت ملی معتادان، مردگان ثبت نشده و... ارز گرفتند و به جای ارائه خدمت به اقتصاد کشور ده‌ها و صدها قلم جنس غیر مرتبط با یک گردش عجیب و واسطه قرار دادن یک کشور خارجی وارد کردند و چند برابر قیمت فروختند. 
یکی از نمایندگان مجلس می‌گفت، فردی ارز با نرخ دولتی گرفته است، جنسی را در خارج خریداری کرده و به یک کشور همسایه و هم‌مرز ارسال کرده و پول فروش آن کالا را به ایران فرستاده است. درواقع ارز دولتی چنان چرخشی خورده که مشکل بتوان ماهیتش را بازیافت. نماینده دیگر معترض بود که چرا باید این اتفاق را هدایت کنند و حالا در پاسخ به این آشفتگی بگویند از دریافت‌کنندگان ارز دولتی  مالیات می‌گیریم. او معتقد بود دریافت مالیات هم حساب و کتاب دارد. همینطوری نمی‌شود به مردم بگویید مالیات بدهند و باب جدیدی باز کنیم.
ماه‌های پایانی سال گذشته نرخ سود بانکی در کشور کاهش یافت. درواقع زمینه برای خروج سپرده‌ها از بانک‌ها فراهم شد. کمی بعد سکه و ارز شروع به افزایش قیمت کردند و پالس تورم صادر شد. اخبار لحظه‌ای از بازار ارز و سکه به‌دقت و ظرافت مخابره شد و مردم وارد مرحله هیجان کاذب شدند. پول از بانک‌ها خارج و روانه بازار ارز و سکه شد. هدایت روانی بازار هم از طریق رسانه‌ها ادامه داشت. 
همه سکه و ارز می‌خریدند و رشد تقاضا، عرضه را تقویت و قیمت‌ها را افزایش می‌داد. قیمت‌ها سر به فلک کشید و در نقطه‌ای توقف اجباری آغاز شد. حالا در چهارمین ماه سال  قیمت‌ها در اوج، توقف کرده است.
 به‌نظر شما چه اتفاقی خواهد افتاد؟ شاید همه فروشند شوند. طول مدت انتظار و بی‌تحرکی بازار الزاماً وحشت از سوخت سرمایه را به دپوکنندگان سکه و ارز تحمیل می‌کند. 
آنانکه قدرت پیش‌بینی بازار آتی را ندارند دوباره هیجان‌زده می‌شوند و شروع به عرضه می‌کنند. رشد عرضه باعث افت قیمت می‌شود. بازار کنترل خود را از دست خواهد داد. تأثیرات روانی تبلیغات خصوصاً در شبکه‌های مجازی باعث می‌شود فروش با ترس از کاهش مضاعف قیمت‌ها انجام شود (خرید زیر قیمت تمام شده). همه متضرر خواهند شد که در این قمار مشارکت کردند. جالب آنکه دست‌اندرکاران اقتصاد خصوصاً نمایندگان مجلس و اعضای کمیسیون‌های اقتصادی آن در سکوت فرو رفته بودند و با موکلین خود سخن نمی‌گفتند. 
انگار حالا فقط باید منتظر یک قطعنامه 598 دیگر باشیم که سال 1367 قیمت‌ها را به زیر کشاند. بنظر می‌آید معقول‌ترین راه موجود سرمایه‌گذاری برای عام مردم از طریق همان بانک‌های عامل است و مردم سرمایه‌های خود را در قالب سپرده در اختیار بانک‌ها بگذارند و بانک‌ها با بهره‌گیری از تیم اقتصادی خود سرمایه‌گذاری در بورس و یا پروژه‌های بزرگ و کوچک را انجام دهند. داشتن قدرت پیش‌بینی در بازار داخلی و خارجی نیازمند برخورداری از علم اقتصاد، شناخت نوسان بازار و داشتن تجربه است. 
همه از این گزینه‌ها برخوردار نیستند چراکه با یک عملیات روانی می‌توان سرمایه‌های مردم را از دستشان خارج کرد. این اتفاق به‌طور قطع برای بازار ارز و سکه خواهد افتاد و سقوط قیمت‌ها بسیاری را متضرر خواهد کرد.
 باید پذیرفت که دولت در فکر جبران کاستی در موضوع نقدینگی خود بود و بسیاری از دست‌اندرکاران اقتصاد هم به فکر سودهای آنی خود بودند. حالا از هر طرف لیست سوءاستفاده‌کنندگان از دلار دولتی منتشر می‌شود و در پاسخ باید گفت: مگر پرداخت‌ها توأم با نظارت نبوده است. 
چرا ارزی که به گفته معاون اول رئیس‌جمهور در همان تاریخ، حکم قاچاق داشت اینگونه و بدون نظارت به اهدافی غیر از اهداف مورد نظر تخصیص یافته است. اگر ارز موجود در جیب مسافر قاچاق بود، چگونه ارز کیلویی در دستان قاچاقچیان ارزی قاچاق نبود؟ 
 حالا همه مدعی‌العموم شده‌اند! اسناد بصورت پی‌درپی منتشر می‌شوند و باید دید دستگاه‌های نظارتی چه جبهه‌ای خواهند گرفت. با این حساب نظارت چندانی بر حوزه اقتصاد کشور وجود ندارد. اما باید امیدوار بود که همه چیز سامان خواهد گرفت. سامان از داشتن تدبیر می‌آید. آنچه مردم روی آن حساب کرده بودند.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی