[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۴۷۳
  • دوره جدید

نیمار، مقهور تکنیک ادن‌ هازارد، روزنامه شیراز نوین

شیرازنوین: شاید بتوان گفت تفاوت اصلی در نتیجه بازی برزیل و بلژیک در مهم‌ترین بازی مرحله یک‌چهارم نهایی جام جهانی را این دو بازیکن بزرگ دنیای فوتبال رقم زدند. جایی که‌ هازارد هر کار خواست با برزیلی‌ها کرد و در طرف مقابل، نیمار هرچه زد به در بسته خورد. شاید اگر گل اول بازی را برزیلی‌ها می‌زدند، داستان کاملاً برعکس می‌شد. در آن صورت، شاید نیمار در ضدحملات دفاع بلژیک را بارها و بارها دور می‌زد و‌ هازارد در مقابل سد دفاعی برزیل به مشکل می‌خورد. اما هرچه بود، همه چیز به نفع کاپیتان ‌هازارد و یارانش رقم خورد و در دوئل این دو فوق‌ستاره، وینگر سرعتی، تکنیکی و پرقدرت بلژیکی‌ها پیروز شد.
مرحله یک‌چهارم نهایی جام جهانی 2018 عصر روز جمعه آغاز شد و دیشب به پایان رسید. در نخستین بازی، تیم ملی فوتبال فرانسه، قهرمان جام جهانی  1998 به مصاف تیم ملی اروگوئه قهرمان جام‌های جهانی 1934 و 1938 رفت؛ دو تیم پرقدرت رقابت‌های این جام که با شایستگی به این مرحله رسیده بودند و رقبای سرسختی برای یکدیگر محسوب می‌شدند.
اما پیش از آغاز بازی، ضربه بزرگی از نظر فنی و روانی به تیم اروگوئه وارد شد. ادینسون کاوانی نتوانست در این بازی برای تیمش به میدان برود و می‌توان به صراحت گفت نبود فوروارد پاریسن ژرمن، قدرت تهاجمی تیم اسکار تابارز را به کمتر از نصف کاهش داده بود! با این حال، اروگوئه بازی بسیار خوبی برابر فرانسه پرستاره و جوان ارائه داد و اگر بدشانس نبود، می‌توانست بیش از این‌ها شاگردان دیدیه دشان را به دردسر بیاندازد.
در 15دقیقه ابتدایی این مسابقه، فرانسه 5 و اروگوئه 4بار به دروازه یکدیگر یورش بردند. در این میان، سهم اروگوئه سه موقعیت نصفه و نیمه بود و در طرف مقابل، فرانسه فقط یک بار به موقعیت گل رسید، اما موقعیتی بسیار خطرناک که با ضربه سر غیرهوشمندانه کیلیان امباپه به هدر رفت. پس از 15دقیقه، بازی به افت محسوسی دچار شد. در 15دقیقه میانی نیمه اول، اروگوئه به شدت عقب کشید، ولی 7حمله فرانسه نتوانست گلر حریف را به دردسر بیاندازد و خطری ایجاد کند. اما اتفاق مهم بازی در 15دقیقه سوم رخ داد.
در دقیقه 40 یک ضربه خطا پشت محوطه جریمه برای فرانسه به دست آمد. آنتوان گریزمان پشت توپ قرار گرفت و با ارسالی بی‌نقص، رافائل واران را در موقعیت گل‌زنی قرار داد. او هم با یک پرش به موقع و یک ضربه سر دقیق، توپ را به آخرین نقطه دروازه فرستاد. فرانسه یک بر صفر پیش افتاد و در مسیر نیمه‌نهایی قرار گرفت. هوش بالای گریزمان در این صحنه بسیار حائز اهمیت بود. مکث کوتاه او پیش از این ارسال بود که مدافعان اروگوئه را به اشتباه انداخت و باعث شد فرانسه به تیمی گل بزند که سخت‌تر از هر تیم دیگری در این جام، گل دریافت می کند.
پیش از پایان نیمه  نخست، اروگوئه باید گل تساوی را به ثمر می‌رساند. ضربه سر مارتین کاسرس مدافع اروگوئه، مانند ضربه سر رافائل واران می‌رفت که در گوشه دروازه قرار بگیرد، اما هوگو لوریس باتجربه موفق شد توپ را از روی خط برگشت دهد. این پایان ماجرا نبود و دیگو گودین، مدافع تنومند و گل‌زن این تیم در برگشت می‌توانست دروازه را باز کند، اما توپ را به آسمان فرستاد. نیمه اول با حساب یک بر صفر به سود خروس‌ها به پایان رسید.
در نیمه دوم، اولین موقعیت خطرناک روی یک حادثه برای فرانسه به دست آمد. فرناندو موسلرا گلر اروگوئه که پیش از این بازی فقط یک گل دریافت کرده بود، در دادن پاس به یار هم‌تیمی خود تعلل کرد و گریزمان از راه رسید و با قرار دادن پای خود جلوی توپ او، باعث شد خطر جدی برای دروازه اروگوئه ایجاد شود، اما این گل تصادفی به ثمر نرسید و توپ به بیرون رفت. در این دقایق، هر دو تیم حملات بسیار اندکی روی دروازه یکدیگر انجام دادند اما هیچ موقعیت گلی خلق نکردند. 
تا اینکه اشتباه هولناک موسلرا از راه رسید. در شصت و یکمین دقیقه بازی، آنتوان گریزمان شوتی محکم اما معمولی روانه دروازه اروگوئه کرد. اما موسلرا هرچه در 4بازی قبلی رشته بود را به یکباره پنبه کرد. توپ از دستان او لغزید و پشت خط فرود آمد. این اتفاق، ضربه بسیار بدی بر پیکر اروگوئه‌ای‌ها بود. آنها امید زیادی داشتند تا با حفظ نتیجه یک بر صفر، همچنان برای گل تساوی تلاش کنند اما دریافت گل دوم و نبودن کاوانی، امیدهای آنها را به کمترین میزان ممکن کاهش داده بود. فرانسه پس از این گل به یک موقعیت خطرناک دیگر دست پیدا کرد، اما اروگوئه تا پایان بازی فقط یک موقعیت نصفه و نیمه ایجاد کرد و حرف چندانی برای گفتن نداشت. بدین ترتیب، یاران کاپیتان گودین هم با تمام شایستگی‌هایشان از جام بیست و یکم خداحافظی کردند و فرانسه منتظر ماند تا ببیند در نیمه‌نهایی باید به مصاف چه تیم قدرتمندی برود! بلژیک یا برزیل؟
دیدار برزیل و بلژیک به یکی از بهترین دیدارهای این جام و شاید تمام جام‌های جهانی تبدیل شد؛ دیداری سراسر هیجان و فوق‌العاده زیبا. استرس‌ها و هیجانات بازی که از دقیقه یک شروع شده بود تا دقیقه 94:30 ادامه داشت. فقط در این دقیقه بود که وقتی بلژیک در زمین برزیل صاحب ضربه کرنر شد، تمامی امیدهای سلسائو برای جبران دومین گل از بین رفت.
بازی همان‌طور که پیش‌بینی می‌شد با حملات برزیل آغاز شد؛ حملاتی که با ضدحملات بلژیک پاسخ می‌گرفت و همین موضوع، بازی را به اوج حساسیت و جذابیت رسانده بود. برزیل با استفاده از نفرات سرعتی‌اش در جلو، سعی در رخنه در دفاع بلژیک داشت اما برنامه خاصی در نحوه بازی زردها دیده نمی‌شد. با این حال آنها توانستند با همین شلوغ‌بازی‌ها، به یکی دو فرصت گل‌زنی دست یابند. مثلاً در هشتمین دقیقه بازی، تیاگو سیلوا می‌توانست اتفاقی‌ترین گل تاریخش را وارد دروازه بلژیک کند، اما ضربه ناخواسته او به شکل عجیبی به تیر عمودی خورد و به بازی برگشت. 5دقیقه بعد، اتفاق کُشنده بازی به وقوع پیوست و برزیل ضربه بسیار بدی از بازیکن خودی دریافت کرد. کرنر ارسالی کوین دبروین، با ضربه سر فرناندینیو وارد دروازه برزیل  شد. یک گل به خودی دیگر در کارنامه جام 21!
اما این گل فراتر از یک گل معمولی بود؛ چراکه اجازه داد بلژیک تا پایان بازی فرصت این را داشته باشد که ضدحمله‌های آتشین خود را به جان برزیلی‌ها بیاندازد و با همین حربه، تا توانست خط دفاعی حریف را آزار داد. برزیل به حملات معمول خود ادامه داد و چند فرصت گل‌زنی هم خلق کرد؛ اما در طرف مقابل، بلژیک هرگاه صاحب توپ شد یکی از ستاره‌های خود که در سه نقطه خط طولی وسط زمین قرار داشتند را صاحب توپ کرد و رسیدن توپ به‌ هازارد، دبروین و لوکاکو به معنی خلق یک خطر جدی روی دروازه برزیل  بود و بالاخره هم این حرکات نتیجه داد.
در دقیقه سی و یکم، روملو لوکاکو مهاجم تنومند، قدرتی و سرعتی بلژیک در میانه میدان صاحب توپ شد و در حالی که همه انتظار داشتند ‌هازارد را در سمت چپ صاحب توپ کند، یک‌تنه به قلب زمین برزیل زد و پس از عبور از فرناندینیو، دبروین را صاحب توپ کرد. او هم در بهترین موقعیت شوت‌زنی قرار گرفت و با یک ضربه تماشایی، توپ را به گوشه دروازه آلیسون بکر فرستاد. بلژیک دو، برزیل صفر؛ نتیجه‌ای نه چندان عجیب.
این نتیجه تا 15دقیقه دیگر هم پابرجا ماند و در پایان یک دقیقه وقت تلف شده، سوت پایان نیمه اول به صدا درآمد.
در نیمه دوم تغییر محسوسی در بازی به وجود آمد. برزیل حملات زهردارتری انجام داد و از آن نوع ضدحملات آتشین بلژیک هم خبری نبود. آیا این تفاوتی بود که ورود داگلاس کاستا به جای ویلیان آن را رقم زده بود؟ در شرایطی که تمامی حرکات نیمار و کوتینیو به بن‌بست می‌خورد، این داگلاس کاستا بود که با حرکات ویرانگر خود از سمت راست، لحظه به لحظه فشار را روی دروازه بلژیک افزایش می‌داد. در طرف مقابل،‌ هازارد همچنان مهره گران‌بهای بلژیک بود و به آزار رساندن به خط دفاع حریف ادامه می‌داد؛ با این تفاوت که برخلاف نیمه اول، از درخشش لوکاکو و دبروین خبری نبود. لوکاکو به خوبی توسط میراندا کاپیتان برزیلی‌ها مهار شده بود. او در این نیمه فقط یک بار از بند میراندا رها شد که همان توپ را هم نتوانست به سرانجامی برساند.
برزیلی‌ها همچنان حمله می‌کردند و به نتیجه نمی‌رسیدند، تا اینکه رناتو آگوستو (یکی از معمولی‌ترین بازیکنان این برزیلِ پرستاره) وارد زمین شد. آگوستو بازیکن سابق بایرلورکوزن که فصل گذشته را در لیگ چین گذرانده، در دقیقه 73 به بازی آمد و سه دقیقه بعد روی ارسال عالی کوتینیو، با ضربه سر دروازه تیبو کورتوآ را فروریخت. این گل حساسیت بازی را به اوج خود رساند. همین بازیکن 5دقیقه بعد، بهترین فرصت ممکن را برای زدن گل دوم داشت، اما ضربه او از کنار دروازه به بیرون رفت و این فرصت هم برای برزیلی‌ها هدر رفت. در ادامه، باز هم این برزیل بود که فشار خود را لحظه به لحظه بیشتر و بیشتر کرد و تا پایان بازی، سه بار با حرکات نیمار می‌توانست به گل برسد. بله، نیمار هم می‌توانست به قهرمان برزیلی‌ها تبدیل شود؛ اما بدشانس بود که یک بار پاس طلایی او را کوتینیو به بیرون زد، یک بار در آستانه زدن ضربه سر توسط مدافع بلژیک شارژ شد و موقعیت را از دست داد و آخرین فرصت او، ضربه بغل پایی بود که شاید می‌توانست به گل تبدیل شود اما کورتوآی بلندقامت آن را به کرنر فرستاد. این آخرین فرصت برزیلی‌ها برای بازگشت به جام بود، اما نشد. برزیل از دور رقابت‌ها کنار رفت و به جمع تیم‌های بزرگی پیوست که دیگر در جام حضور ندارند.
اما فارغ از حذف برزیل توسط بلژیک که بی‌شک تا سال‌ها به عنوان یکی از مهم‌ترین اتفاقات تمام ادوار جام جهانی از آن یاد می‌شود، مقایسه ‌هازارد و نیمار یکی از قسمت‌های جذاب و مهم این مسابقه بود. نیمار با توجه به تبلیغات گسترده‌ای که روی بازیکنان رئال‌مادرید و بارسلونا وجود دارد، تاکنون بیشتر از ‌هازارد در رسانه‌ها مطرح شده و میزان محبوبیت او نیز تفاوت فاحشی با کاپیتان بلژیک دارد. اما در این مسابقه چه چیزی را شاهد بودیم؟ در تقابل این دو بازیکن، کدام یک توانست برتری‌های فنی خود را به رخ دیگری بکشد؟ کدام یک برای تیمش بازیکن مفیدتری بود؟ کدام یک در اقدام به دریبل، هدفمندتر عمل می‌کرد؟ کدام یک زمان مناسب برای ارسال پاس را بهتر از دیگری تشخیص می‌داد؟ گرفتن توپ کدام یک برای مدافعان حریف سخت‌تر بود و در نهایت: کدام بازیکن برتری خود را به اثبات رساند؟
همان‌طور که در ابتدای متن اشاره شد، ممکن بود شرایط بازی طوری پیش برود که نیمار موفق به شکست ‌هازارد شده و به قهرمان کشورش تبدیل شود؛ اما نه تنها این اتفاق رخ نداد، بلکه نیمار در مقایسه انفرادی با ‌هازارد، شکستی به مراتب سنگین‌تر از شکست تیمش در تقابل با سرخ‌پوشان اروپایی را متحمل شد.

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی