[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۵۴۵
  • دوره جدید

مهلت به ۲‌محکوم به مرگ برای بازگشت به زندگی، روزنامه شیراز نوین

دو مرد معتاد که در جریان جنایت‌های جداگانه مرتکب قتل دو‌نفر شده بودند، پای چوبه‌دار توانستند از اولیای‌ دم مهلت بگیرند. دو‌محکوم به مرگ اگر در مهلت داده شده از سوی اولیای‌ دم نتوانند رضایت آنها را کسب کنند، دوباره پای چوبه دار می‌روند. یکی از قاتلان تا کنون سه‌بار پای چوبه دار رفته است.
نخستین اعدامی ‌به نام حمیدرضا، مرد میانسالی است که 12‌سال پیش مردی را به قتل رساند. دو برادر مقتول با گذشت 12‌سال از مرگ برادرشان با حضور در دادسرای جنایی تهران خواستار اجرای حکم شدند.
ماجرای جنایتی که حمیدرضا مرتکب شده بود، ساعت یک بامداد دوازدهم فروردین سال‌85 همزمان با کشف جسد مرد ناشناسی حوالی خیرآباد ورامین در یک کارخانه متروکه فاش شد. مأموران پلیس با حضور در آنجا با جسد مردی پتو پیچ شده مجهول‌الهویه روبه‌رو شدند.
جست‌وجوها ادامه داشت تا این‌که مردی با حضور در پلیس آگاهی اعلام کرد برادرش 37‌روز است گم‌شده است. او می‌گفت چون برادرش معتاد بوده و چندبار به زندان افتاده گمان کرده دوباره به‌خاطر اعتیادش بازداشت شده است، مراکز پلیس و زندان‌ها را جست‌وجو کرده و او را پیدا نکرده است. اکنون که عکس اجساد مجهول‌الهویه را دیده، جسد برادرش را که در کارخانه متروکه کشف شده، شناسایی کرد. در تحقیقات بعدی مردی به اداره پلیس آمد و خبر داد که مرد معتادی به نام حمیدرضا برایش تعریف کرده جوانی را در کارخانه متروکه کشته است.
حمیدرضا آبان سال‌85 دستگیر شد و با اعتراف به جنایت گفت: معتادم و چندبار به‌خاطر سرقت دستگیر شدم. مقتول دوستم بود. آن شب از او خواستم موادمصرف کند که قبول نکرد و می‌گفت می‌خواهد ترک کند. با شنیدن این حرف‌ها عصبانی شده و با برداشتن تکه آجری ضربه به سرش زدم که فوت کرد. متهم به قتل در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران حکم قصاص گرفت که این حکم در دیوان عالی کشور تأیید شد.
متهم 2‌بار مرگ را به چشم دیده بود
زندانی دیگر که قرار بود پای چوبه دار برود، سعید نام داشت که دی سال‌91 در محله مجیدیه تهران، برسر بوق زدن‌های مقتول با وی درگیرشد و او را به قتل رساند.
ماجرای این درگیری خونین در یکی از روزهای پایانی دی سال‌91 رخ داد. مأموران با حضور در محل قتل مشاهده کردند درگیری میان دو پسر جوان بوده که یکی ازآنها براثر ضربه چاقویی که به سرش اصابت کرده زخمی ‌شده است. تحقیقات محلی نشان می‌داد یکی از اهالی به نام سعید بر سر بوق‌هایی که راننده می‌زده با وی درگیرشده و با چاقو زخمی‌اش کرده و بعد متواری شده است.
پلیس در جست‌وجوی مرد فراری بود تا این‌که چهار روز بعد از این ماجرا معلوم شد جوان زخمی ‌مرگ مغزی شده و والدینش شش عضو بدن او را به بیماران هدیه کرده‌اند. با مرگ او روند رسیدگی به پرونده وارد مرحله جدیدی شد تا این‌که مدتی بعد سعید به اتهام قتل بازداشت و بیست و ششم فروردین سال 93 پای میز محاکمه نشست.
متهم در دفاع از خود گفت: من ده سال است که معتادم و چند‌سالی است که شیشه مصرف می‌کنم و دچار توهم می‌شوم. آن شب در خانه بودم که متوجه صدای بوق‌های ممتد یک خودروی سواری در خیابان شدم. از پنجره نگاه کردم متوجه شدم دوست قدیمی‌ام و چند نفردیگر در خودرو نشسته‌اند و بوق می‌زنند. حال خوبی نداشتم. عصبانی شدم و با برداشتن چاقو به خیابان آمدم. مقتول، دوستش و دو دختر جوان سرنشینان خودرو بودند. از دوستم خواستم بوق نزند که دعوایمان شد. او قفل فرمان برداشت و پیاده شد. دعوایمان بالا گرفت و من در اوج عصبانیت با چاقو به سر او ضربه زدم که زخمی ‌شد. از ترس متواری شدم و فکر نمی‌کردم بمیرد و گرفتار شوم. با اشتباهم خانواده‌ای داغدار شد. متهم در دادگاه حکم قصاص گرفت و رأی صادره در شعبه 29 دیوان عالی کشور تائید شد.
قاتل اردیبهشت 94 و آبان 96 دو‌بار پای چوبه دار رفت اما از اولیای دم مهلت گرفت او چند روز پیش برای سومین بار پای چوبه دار رفت که این بارهم مهلت شش ماهه گرفت.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی