[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۴۲۶
  • دوره جدید

ژانر سیاسی در گرداب فراموشی، روزنامه شیراز نوین

بررسی دلایل درانزواماندن فیلم‌های سیاسی در بحبوحه سینمای ایران
ژانر سیاسی در گرداب فراموشی

 

شیرازنوین- سعیدرضا امیرآبادی

amirabadi_shznvn@yahoo.com

به راستی چرا‌ هالیوود بزرگ‌ترین کارخانه رویاسازی جهان شده است و مرزهای کشورها و قاره‌ها را به راحتی  درهم می‌نوردد؟ سینمایی که بسیاری از آثارش آلوده به مفاهیم جهت‌دار، یکسویه و مؤلفه‌های استعماری بوده و در پی تزریق تفکرات سلطه‌جویانه بر اذهان مخاطبانش است. یکی از دلایل موفقیت بزرگ‌ترین کارخانه رویاسازی در مخاطب‌مداری، این است که آنها در تمامی ژانرهای داستان‌پردازی، محصولاتی برای ارائه به طیف‌های تماشاگران دارند و در هیچ سبکی از فیلم‌سازی غفلت و رخوت پیشه نمی‌کنند. سردمداران سینمای غرب به خوبی دریافته‌اند با آثار علمی - تخیلی و ماجراجویانه نمی‌توان تماشاگران آثار رئال را با خاطری آسوده از تالار سینما بدرقه کرد و تفاوت فاحشی میان تیفوسی‌های فیلم‌های هراس‌انگیز و آثار معناگرا وجود دارد. به همین دلیل، اهالی‌هالیوود با پشتیبانی اتاق‌های فکر و بهره‌مندی از ذخایر چند میلیارد دلاری به فعالیت در عرصه ژانرهای مختلف فیلم‌سازی می‌پردازند و مضامین موردنظر خود را بر ضمیر آگاه و ناخودآگاه مخاطبان تزریق می‌کنند. در پی سرمایه‌گزاری‌های وسیع نرم‌افزاری و سخت‌افزاری، آنها به موفقیت زیادی دست یافته و امروزه شاهد این ماجرا هستیم که میزان سوددهی آثار سینمای ایالات متحده، از حجم فروش اسلحه آنان پیشی گرفته است.
اما در سینمای ایران چیزی به عنوان تنوع ژانرهای سینمایی تقریباً وجود ندارد. هر چه هست، به آثار اجتماعی با کیفیت‌های متفاوت خلاصه می‌شود و هیچ‌یک از فیلم‌سازان در عین قابلیت‌های ذاتی و اکتسابی، نشانی از شیوه‌های داستان‌پردازی متنوع و بسط ایده‌های گوناگون نمی‌گیرند. در حقیقت، گروه عمده‌ای از سینماگران ما از جسارت و پشتوانه مالی مستحکمی برخوردار نیستند تا از امکان آزمون و خطا برخوردار بوده و کارنامه حرفه‌ای خود را مزین به ژانرهای مختلف کنند. به همین دلیل، آنها با نگاه‌های مختلف حول‌محور داستان‌های اجتماعی می‌چرخند و هر یک به موازات اندوخته‌های فکری و امکاناتی که در اختیار دارند، به بازگویی چالش‌های مدنی می‌پردازند. نتیجه کار چنان شده است که بسیاری از تماشاگران، فیلم‌های غیراجتماعی را از مارکت فراوطنی و به واسطه شبکه‌های زیرزمینی تهیه کرده و جامعه ایران به طور وسیع در مسیر تبعات تهاجم نرم آنها قرار می‌گیرد.
یکی از ژانرهایی که در انزوای تمام‌عیار در سینمای ایران قرار دارد، روایت‌هایی است که بر پایه مضامین و رویدادهای سیاسی به سرانجام می‌رسند. پتانسیل رفیع سینما این خاصیت را دارد که در پناه مفاهیم هنری که در کالبدش نهفته است، به انتقاد از شرایط پیرامون پرداخته و عملکرد دولتمردان را نقد و نکوهش کند. متأسفانه بسیاری از سینماگران ما خط فرضی پررنگی در این زمینه برای خود متصور شده‌اند و در دهه‌های جاری، با چند اثر انگشت‌شمار و متعلق به سینمای متوسط‌ها در این زمینه روبه‌رو بودیم که بسیاری از آنها خوش‌ساخت از آب درنیامده و چنگی به دل نزدند. البته گناه تمام این کم‌کاری‌ها فقط بر گردن اهالی هنر هفتم نیست؛ چراکه جناح‌های سیاسی برای فعالیت در این زمینه رغبت چندانی از خود نشان نمی‌دهند و تا حدود زیادی با سینما و دستاوردهای بی‌نظیر آن بیگانه‌اند. 
بسیاری از اهالی سیاست با چشم‌پوشی از توانمندی‌های ژانر سیاسی در سینمای وطنی، از یاد برده‌اند که سینمای غرب با توسل به پتانسیل‌های جذاب سینما، تجاوزها و استثمارگری‌های خود را توجیه می‌کند و برای تسلط بر افکار عمومی به سلاح هنرهفتم متوسل می‌شود. دولتمردان و سیاستمداران ایرانی باید شرایطی را مهیا کنند که سینمای انتقادی و سیاسی در آوردگاه هنر هفتم ایران از رکود و بی‌توجهی خارج شده و جرقه‌هایی مبنی بر تولد و دگردیسی آن مطرح شود. در پناه سینمای سیاسی می‌توان مردم را به مشارکت در زمینه‌های مختلف علاقه‌مند کرد و اشکالاتی که در رفتار و عملکرد سیاستمداران مشهود است را مورد نکوهش منصفانه قرار داد. در حقیقت، سینمای سیاسی یک مدعی‌العموم تمام‌عیار فرهنگی است که پا را از قلمرو هنرهای زیباشناسی کنار گذاشته و با توسل به داستان‌ها و رویدادهای اجتماعی، به کالبدشکافی رفتار سیاسیون می‌پردازد. این در حالی است که بسیاری از دولتمردان و اهالی سیاست در برهه‌های انتخاباتی به یاد توانمندی‌های هنر هفتم افتاده و از فیلم‌سازان مطرح ایرانی برای ساخت تیزرهای تبلیغاتی دعوت به همکاری می‌کنند. 
جای سینمای سیاسی در هنر هفتم ایران حس می‌شود. سینمایی که انصاف پیشه کند و با جسارت و در نظر داشتن منافع کشور، در پی نقد و اصلاح امور برآید. سینمایی که تنها دغدغه‌اش وام‌داری از یک جناح خاص نبوده و به تأثیر عملکرد سیاستمداران بر وضعیت معشیتی مردم بپردازد. سینمایی که واقعیت‌های محیط پیرامون را با نگاهی آیینه‌وار متداعی شود و به‌سان بسیاری از آثار سینمای ‌هالیوود، درصدد توجیه و لاپوشانی ایراد‌ها و اشکال‌ها برنیاید. جای سینمای سیاسی در هنر هفتم ایران حس می‌شود.
ساخت فیلم‌های سیاسی در سینمای جهان بسیار مرسوم است و حتی در گیشه هم بسیار موفق عمل کرده‌اند. قهرمانش می‌تواند سیاستمدار باشد و داستانش مسائل سیاسی با بیان دراماتیک سینما. حتی در برخی موارد شاید اتفاقات سیاسی و پیامد‌های آن روایت شود. این تعریف کوتاهی از گونه‌ای سینمایی موسوم به فیلم‌های سیاسی است که بسیاری آن را نوعی ژانر سینمایی می‌دانند و برخی نوعی از دسته‌بندی فیلم‌ها. ساخت فیلم‌های سیاسی در سینمای جهان بسیار مرسوم است و حتی در گیشه هم بسیار موفق عمل کرده اند، اما در سینمای ایران این نوع فیلم بسیار کم و انگشت‌شمار مورد توجه سینماگران و تهیه کنندگان قرار گرفته است. البته نرفتن به سمت ساخت فیلم‌های سیاسی در سینمای ایران، دلایل گوناگونی دارد؛ از فضای ممیزی فیلم در سینمای ایران گرفته تا شرایط پذیرش مخاطب و رعایت این نکته که آیا این فیلم‌ها گیشه موفقی دارند یا نه! اما اگر به تعداد فیلم‌های سیاسی سینمای ایران نگاه کنیم، اتفاق دیگری افتاده است و آن نوعی غفلت از ساخت این‌گونه سینمایی است. چه بسا در بسیاری مواقع می‌شد فیلم‌هایی پرقدرت با داستان‌های جذاب در این زمینه ساخت و حتی مخاطب انبوه هم با آن همراه می‌شد. اما جریان اصلی سینمای ما اعتنایی به این نوع فیلم‌ها نشان نداد و فیلم‌سازان هم به دلیل قدرت کمی که در جریان اصلی بدنه سینما داشتند، نتوانستند برخلاف موج حرکت کنند. بنابراین دست به ساخت این نوع فیلم‌ها نزدند. در طرف دیگر این ماجرا، اساساً علاقه به فیلم‌های سیاسی در بین روشنفکران، دانشجویان و کسانی که دغدغه جدی‌تری به سیاست داشتند، بیشتر مشاهده می‌شد تا در بین مخاطبان عام. این خود باعث شده سینمای بدنه یا سینمای حرفه‌ای نسبت به ساخت این نوع فیلم‌ها بی‌علاقه باشد. اما با تمام این اوصاف، تاریخ سینمای ایران در حوزه ساخت فیلم‌هایی با رگه‌های سیاسی اتفاق‌های سینمایی ماندگار و موفقی هم دارد که بسیار برای سینما‌ی ما کارساز بوده‌اند؛ مثلاً فیلم «گوزن‌ها» ساخته مسعود کیمیایی. یا پس از انقلاب شکوهمند اسلامی و در سال‌های اخیر می‌توان به تعداد معدود فیلم‌هایی نظیر به رنگ ارغوان، پایان‌نامه، استرداد، تیک‌آف و ماجرای نیمروز اشاره کرد. فیلم‌هایی که با فراز و نشیب‌های فراوان و در برهه زمانی مختلف و خاص ساخته شده‌اند و توانستند با مخاطب‌شناسی درست در دوره خود، به استقبال نسبی برسند. استقبالی که گاهی فارغ از داشتن ویژگی‌های قوی سینمایی، به دلیل موضوع منحصربه‌فرد و حساس آنها بود. این نشان می‌دهد سینمای سیاسی در مواجهه با مشکل قدیمی و همیشگی این سال‌ها، یعنی کمبود فروش و گیشه سینما، می‌تواند برای اقتصاد این هنر نجات‌بخش باشد. نکته دیگر اینکه همواره مخاطبان سینما در طول این سال‌ها نشان داده‌اند لحن افشاگرانه در فیلم را دوست دارند و از آن استقبال می‌کنند. برای مثال گفتن از پشت پرده یک اتفاق و رمزگشایی از آن برایشان جذابیت دارد. چیزی که حالا حتی در رسانه کوچک‌تر از سینما یعنی فضای مجازی هم می‌توان آن را دید. اگر کمی به گذشته رجوع کنیم، می‌توان به بسیاری از فیلم‌های اوایل انقلاب و دهه ۶۰ اشاره کرد که به افشاگری و رازگشایی درباره حکومت ستم‌شاهی می‌پرداخت و با توجه به روحیه انقلابی مردم، در آن زمان مورد توجه هم قرار می‌گرفت. اما در تحلیلی دیگر، فیلم سیاسی بعضی مواقع برای مخاطب ایرانی با نوعی افشاگری در دیالوگ و زبان بصری فیلم مترادف شده که این بسیار اشتباه است. این همان مسئله‌ای است که مخاطب علاقه‌مند به گونه سیاسی را گاه و بی‌گاه بیش از دریافت و دیدن روایت داستان، به اشتباه می‌اندازد. به گونه‌ای که هر نوع حرف دوپهلویی را در فیلم ببیند، آن را سیاسی می‌پندارد؛ تا جایی که ممکن است هر نوع کنش یا گفتار در فیلم را به یک منظور یا ایده سیاسی ارجاع دهد. این نشان از آن دارد که ما در سینمای خود مخاطب را با نوع درستی از این نوع فیلم آشنا نکردیم. با این همه، مخاطب ایرانی هنوز تصویر روشن و دقیقی درباره سیاست در سینما یا فیلم سیاسی ندارد. این در حالی است که با وجود تبلیغات گسترده علیه فرهنگ ایران و تهاجمی که بی‌وقفه از سوی دشمن ادامه دارد، پرداختن به فیلم سیاسی می‌تواند سپری از جنس سینما باشد در برابر تهاجم فرهنگی. در ادامه، مروری کوتاه بر برخی از آثار سینمای سیاسی ایران داریم.

سفر سنگ - مسعود کیمیایی
داستان در اواخر دهه چهل روایت می‌شود. ارباب روستا، سال‌هاست که مالک تنها آسیاب بادی است و مردم را استثمار می‌کند. او از ساخته شدن آسیابی که به نفع مردم باشد جلوگیری می‌کند تا اینکه یک کولی به روستا می‌آید و باعث تحریک مردم بر علیه ارباب می‌شود، با زحمت بسیار سنگی که مردم مدت‌ها آن را آماده کرده بودند به روستا می‌آورند و همان سنگ خانه ارباب را ویران می‌کند. فیلم با زبان و لحن استعاره‌ای و کنایه‌ای و ماکت‌سازی یک جامعه در روستا و استفاده نمادین از اشیا حرف خودش را می‌رساند، آن هم در اوج مبارزات علیه رژیم سابق، بعدتر حواشی که پیرامون فیلم شکل گرفت وجه سیاسی فیلم را پررنگ‌تر کرد، طالب‌زاده در یک برنامه تلویزیونی مدعی شد سفر سنگ انقلاب را پیش بینی کرده بوده است.
آژانس شیشه‌ای - ابراهیم حاتمی‌کیا
آژانس شیشه‌ای در مورد رزمنده‌ای است که برای درمان هم‌سنگرش، همه کار می‌کند، از خلع سلاح مأمور نیروی انتظامی تا گروگان‌گیری و در نهایت هم موفق می‌شود هم‌سنگرش را برای درمان عازم لندن کند، اما عباس هم‌سنگر حاج کاظم در هواپیما جان می‌دهد. حاتمی‌کیا پس از ساخت «از کرخه تا راین» لحن اعتراضی خود را در آنچه اعتراض به حقوق از دست رفته بازماندگان جنگ می‌دانست، ادامه داد. در آژانس شیشه‌ای با طغیان یک رزمنده مواجهیم که هم‌قطاران موقعیت طلبش را خطاب قرار می‌دهد، فیلم به تقابل و دسته‌بندی بین رزمندگان و موقعیت متفاوت آنها در سال‌های پس از جنگ می پردازد.
نفوذی - احمد کاوری، مهدی فیوضی
ماجرای یک رزمنده اسیر به نام فریدون است. او به محض ورود به کشور، دستگیر می‌شود و مورد بازجویی نیروهای امنیتی قرار می‌گیرد. این بازجویی‌های صورت گرفته از فریدون، به خاطر خیانت او به بچه‌های اردوگاه در زمان اسارت است. در بخش زیادی از فیلم بیننده گمان می‌کند فریدون کیافر که حالا به خاطر خیانت‌هایش به او فری کافر می‌گویند، از اهدافش منحرف شده است. زندگی سخت و پرفشار اردوگاه باعث شده او قید عقایدش را بزند، خودی را رها کند و با بعثی‌ها هم‌دست شود. فیلم که بر اساس کتاب «حکایت زمستان» از سعید عاکف ساخته شده است، نگاهی نو به جنگ دارد و یکی از معدود فیلم‌هایی است که به حضور سازمان منافقان در جنگ و بازسازی فضای داخلی این گروهک پرداخته است.
پل چوبی - مهدی کرم‌پور
پس از اینکه امیر، شیرین را به خارج از کشور می‌فرستد، ناگهان سروکله عشق قدیمی‌اش نازلی پیدا می‌شود. نازلی هم‌اکنون با یک خبرنگار هلندی که در جریان اتفاقاتی دستگیر شده و هم‌اکنون در زندان است، ازدواج کرده و در پی آزادی اوست. پرداخت به جریانات سیاسی باعث شد فیلم به صورت محدودتر نمایش داده شود، البته همین نمایش هم با ۳۰مورد اصلاحیه و ۹دقیقه کمتر شدن زمان فیلم همراه بود. فیلم در دیالوگ‌هایش به کرات از آرزوهای عقیم مانده و شرایط نامناسب داخلی و مهاجرت می‌گوید و به نوعی فضای سیاست‌زده داخلی را نقد می کند.
زندگی خصوصی - محمدحسین فرح‌بخش
زندگی خصوصی روایت فردی به نام ابراهیم است که در ابتدا فردی تندرو بوده و پس از خروج از مقام‌های دولتی در روزنامه‌اش آغاز به انتشار مطالب جنجالی می‌کند. فیلم آشکارا در نقد یک اصلاح‌طلب ساخته شده، گرچه انتقاداتی هم به روزنامه کیهان و جریان راست دارد. فیلم پس از مدت کوتاهی اکران به دلیل مخالفت‌ها توقیف شد. زندگی خصوصی از لحاظ محتوایی سرشار از مسائل مناقشه‌برانگیز سیاسی است.
قلاده‌های طلا - ابوالقاسم طالبی
داستان قلاده‌های طلا در مورد برنامه‌ریزی دستگاه‌های اطلاعاتی آمریکا، انگلیس، اسرائیل، ضدانقلاب و دیگر مخالفان نظام برای شلوغ کردن انتخابات آزاد آغاز می‌شود. تسلط ابوالقاسم طالبی به محیط سازمان اطلاعات و دست گذاشتن روی مسائلی که پیش‌تر خط قرمز محسوب می‌شد و پرداخت به مسائل ۸۸ و تصویرسازی و فضاسازی اعتراضات سال ۸۸ فیلم را تماماً سیاسی کرده است. فیلم با حاشیه‌هایی زیادی مواجه  بود و با شعار سیاسی‌ترین فیلم سال در نوروز اکران شد.
گوزن‌ها - مسعود کیمیایی
مرد تحت تعقیبی به نام قدرت، پس از سرقت مسلحانه از بانک خود را به دوستش سید رسول می‌رساند. سید مردی معتاد است و نامزدش فاطمه، بازیگر تماشاخانه است. سید که با کمک معنوی قدرت به خودش می‌آید، ابتدا در مقابل مزاحم همسرش و سپس صاحب‌خانه می‌ایستد و قاچاقچی محله را می‌‌کشد. همان نام فیلم هم برای سیاسی شدنش کافی بود، اتفاقات سیاهکل که به نوعی اولین حرکت مسلحانه علیه رژیم شاهنشاهی بود، با نام فیلم نزدیکی زیادی داشت. اما اتفاق دیگری هم فیلم را سیاسی‌تر کرد؛ آتش‌سوزی سینما رکس آبادان که در حال اکران فیلم بود، جایگاه فیلم را در سینمای سیاسی محکم‌تر کرد. ترانه «اشی‌مشی» با صدای معترض فرهاد، گمانه‌ها برای سیاسی بودن فیلم علیه رژیم شاهنشاهی و آغاز عدالت‌خواهی را پررنگ‌تر کرد.

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی