[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۴۹۵
  • دوره جدید

دیدگاه، روزنامه شیراز نوین

نکاتی جالب توجه راجع به جام‌جهانی 2018
چه بر سر تیم‌های بزرگ آمده است؟

 

شیرازنوین- محمد شفيعي

رئیس کانون مربیان فوتبال فارس

شگفتی، تنها در قاره اروپا رخ نداد. در آمریکای جنوبی هم مدافع عنوان قهرمانی کوپا آمریکا یعنی شیلی از صعود به جام‌جهانی بازماند. این تیم حتی شانس حضور در پلی‌آف را پیدا نکرد. این اتفاق برای پاراگوئه نیز رخ داد. این تیم در چهار دوره قبلی جام‌جهانی حضور داشت.
این قضیه در رابطه با کامرون نیز عجیب بود. قهرمان پنج دوره آفریقا و آخرین قهرمان این رقابت‌ها نتوانست جواز حضور در جام‌جهانی روسیه را کسب کند.
کشورهای دیگری که به حضورشان در دوره‌های اخیر عادت کرده بودیم از صعود باز ماندند. بهترین آنها آمریکا بود. این تیم در شش دوره اخیر جام‌های جهانی حضور داشت اما در مرحله مقدماتی ۲۰۱۸ پایین‌تر از مکزیک، کاستاریکا و پاناما قرار گرفت و حتی نتوانست در پلی‌آف شرکت کند.
 بدون هیچ‌گونه تردیدی، می‌بایست جام‌جهانی 2018 را جام شگفتی‌ها دانست. جامی که در مراحل حذفی و پایانی آن دیگر خبری از مدعیان نیم‌قرن اخیر یعنی آلمان، ایتالیا، هلند، برزیل و آرژانتین نبود. جامی که بیانگر نزدیکی عملکرد تیم‌ها و کاهش اختلاف سطح فوتبال جهان در برخی از موارد بود. آیا این فکر به ذهن کسی خطور می‌کرد روزگاری برسد که تیم‌هایی همچون ژاپن، سوئد، دانمارک، بلژیک و کرواسی بیایند و جای قطب‌های فوتبال جهان را بگیرند؟ هرگز. هرگز. اما چه باور کنیم و یا نکنیم، می‌بایست بپذیریم که سطح فوتبال جهان به هم نزدیک و نزدیک‌تر از همیشه شده و همین نکته به تنهایی گویای تحولاتی عظیم در آینده این ورزش خواهد بود. چه بسا ممکن است همان‌گونه که زمانی فوتبال مجارستان، اروگوئه و شوروی حرف‌های زیادی برای گفتن داشتند و امروز جز نامی از آنها باقی نمانده است، طی سالیان آتی نیز برزیل، آرژانتین، هلند، ایتالیا، پرتغال و اسپانیا برای همیشه زیر سایه فوتبال سایر کشور‌ها قرار گرفته و تیم‌هایی درجه دو در جهان محسوب شوند. می‌بایست چشم‌انتظار نشست و یکی دو دهه آتی فوتبال جهان را زیر ذره‌بین قرار داد تا مشخص شود آن‌چه پیش‌بینی می‌شود اتفاق خواهد افتاد یا خیر.
و اما نگاهی به برخی از دلایل عقب‌ماندگی فوتبال آمریکای لاتین:
‌چرا آمریکای لاتین فوتبالش را دودستی تقدیم اروپا کرده؟
‌چرا در جام 2018 فاصله فوتبال اروپا و آمریکای جنوبی این‌قدر به‌چشم آمد؟
‌چرا فوتبال آمریکای جنوبی همچون آسیا و آفریقا فاصله‌ای معنادار از اروپا گرفته؟
‌فوتبال آمریکای جنوبی قدم در راه آسیا و آفریقا گذاشته.
‌متأسفانه مدت‌هاست که فوتبال تکنیکی، سنتی و البته نیمه مدرن آمریکای جنوبی بدجوری قافیه را به فوتبال نوین قاره اروپا باخته است. آخرین حضور مقتدرانه نماینده‌ای از این قاره را برزیل با حضور ستارگانی همچون رونالدو، ریوالدو، کارلوس و کاکا در سال‌2002 تجربه کرده و طی 16‌سال اخیر تنها آرژانتین و اروگوئه در پاره‌ای از مواقع خودی نشان داده‌اند. وگرنه که فاتحه فوتبال با اصالت آمریکای جنوبی مدت‌هاست خوانده شده و گرد و خاک روی سنگ قبر آن نیز مدت‌های مدیدی پاک نشده است. در روسیه نیز فاتحه‌ای دیگر بر روح پرفتوح و شاید هم جسد مومیایی شده فوتبال این قاره خوانده شد تا پرونده آن‌ها برای 4‌سال دیگر مسکوت بماند تا ببینیم که قرار است برزیل و آرژانتین پس از خداحافظی آخرین ستارگانشان چه خواهند کرد‌. آیا ممکن است صعود به جام‌جهانی یا حتی عبور از مرحله گروهی این جام برای آن‌ها تبدیل به رویایی دور از دسترس و حتی کابوسی وحشت‌انگیز شود؟ خبری تلخ، دردناک و غیرقابل تصور که ممکن است به‌همین زودی‌ها اتفاق بیفتد. بله، احتمالاً آرژانتین و برزیل نیز رفته رفته از جمع بزرگان فوتبال جهان جدا شوند تا همچون تمدن‌های از بین رفته روم، بابل، یونان، مصر و چین تنها یادی از آنها باقی بماند و نه بیشتر. دلیل این پیش‌بینی را می‌توان در سبک سنتی و ارتقا نیافته فوتبال این کشور‌ها و سایر تیم‌های این قاره یافت. به‌گونه‌ای که فوتبالی همچون 2‌دهه قبل خویش را ارائه نموده و گویا قصد ندارند هیچ پنجره جدیدی رو به افق فوتبالی خویش بگشایند. اعتماد بی‌پایه و اساس به مربیان سنتی و تاریخ مصرف گذشته، تکیه صرف بر همان فوتبال تکنیکی، بازی‌های عمدتاً احساسی، عدم الگوبرداری از فوتبال روز جهان و وابستگی بیش از حد به بازیکنانی خاص؛ مهم‌ترین نقص فوتبال این کشورهاست که اگر در چند‌دهه اخیر برگ برنده آن‌ها محسوب می‌شدند، امروزه بزرگ‌ترین حماقت آن‌ها تلقی می‌شوند.
جمع‌بندی دو مورد فوق‌:
مهم‌ترین مسئله هماهنگی است. شما وقتی بازیکنان تیم‌های ملی‌تان در کشورهای دیگر فوتبال بازی می‌کنند بالطبع شرایط متفاوتی را تجربه کرده‌اند. نوع فشار، نوع دفاع، نوع پرس کردن، نوع حمله و به‌طور کلی در همه زمینه‌ها شرایط متفاوتی را تجربه کرده‌اند. کشورهایی مثل ما نیاز دارد که تیم ملی‌اش ۳۰ تا ۴۰‌روز بازیکنان را در اردوی تیم ملی داشته باشد تا بتواند هماهنگی را در بین بازیکنان ایجاد کند. اما در کشورهای دیگر شاید ۷۲‌ساعت قبل از بازی ملی بازیکنی از یک باشگاه اجازه می‌گیرد که به تیم ملی کشورش ملحق شود. این البته در بازی‌های مقدماتی است. بعد هم به تورنمنت می‌رسند، بالطبع زمان بیشتری را صرف هماهنگی می‌کنند. ما در جام‌جهانی شاهد حذف تیم‌های بزرگ هستیم اما همه این تیم‌ها به یک دلیل حذف نشده‌اند. دلایل مختلفی در کار است. مثلاً آلمان به همان دلیل حذف نشده که اسپانیا حذف شد. آلمان‌ها در زمین راه می‌رفتند. من بازی آخر آنها را که نگاه می‌کردم اصلاً باور نمی‌کردم که آن تیم آلمان باشد. میزان دوندگی‌شان بسیار پایین آمده بود و اصلاً در حدو اندازه‌های قهرمان جام‌جهانی و یورو نبودند. از این گذشته من واقعاً نمی‌دانم چرا یک مربی مثل یواخیم‌لوو به این تصمیم می‌رسد که یکی از بهترین‌های فوتبال آلمان یعنی سانه را به روسیه نیاورد. بازیکنی که بازی‌هایش در منچسترسیتی خیره کننده است و خیلی راحت می توانست برای تیم ملی آلمان گره‌گشا باشد. چطور می‌شود که یک مربی از سانه عبور می‌کند؟ نمی‌دانم. آرژانتین هم که در درون اردویش بدترین شرایط ممکن وجود داشت و صحبت از کودتا بود. دیگر از این وضعیتی بدتر و بحرانی‌تر سراغ دارید؟ می‌خواهم بگویم هر تیم بزرگی که حذف شده دلالیل خاص خودش را داشته است.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی